دکتر زویا طاووسیان: قصه گفتن را دوست دارم
«جفت را گم کردند و انگار نه انگار. چقدر سفارش کرده بودم وقتی این بیمار زایمان کرد جفتش را دور نیندازید تا برای آزمایشگاه بفرستم. بیمارمان سابقه مول (بچه خوره) داشت. مهم بود که جفت بررسی شود. انترنهای پسر ایستاده بودند و با آب و تاب از افتخاراتشان تعریف میکردند. مرا هم دلداری میدادند. یکیشان گفت چه خبر شده خانم دکتر چرا دارین سکته میکنین؟ چیزی نشده که! چیزی که فراوانه جفت. جفت یه مریض دیگه رو به جای جفت اون یکی میفرستیم آزمایشگاه طوری نمیشه که.
کد خبر: ۷۴۴۵۳۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۹/۱۰