تروئیکا در این نامه، بر جلوگیری از پایان یافتن برخی مفاد برجام در مهرماه ۱۴۰۴ اصرار ورزیده و این گام را ابزاری برای حفظ فشار دیپلماتیک در برابر پیشرفتهای ایران قلمداد کردهاند. مقامات اروپایی، ازجمله وزرای خارجه فرانسه، آلمان و انگلستان، این اقدام را بهعنوان یک تدبیر پیشگیرانه برای ادامه مذاکرات و نه خاتمه دیپلماسی معرفی کردهاند؛ هرچند این ادعاها درحالی مطرح میشود که سابقه اروپا در نقض تعهدات، چنین توصیفاتی را بیاعتبار میسازد. این تصمیم درحالی اتخاذ شده که مذاکرات بهدلیل کارشکنیهای غرب متوقف مانده و اتهامزنیهای یکجانبه ادامه دارد؛ مکانیسمی که پس از ۳۰ روز، مگر با تصویب قطعنامهای تازه برای تمدید توافق، به اجرا درخواهد آمد.
پاسخ قاطع ایران؛ دفاع از حقوق و حاکمیت ملی
پاسخ ایران به این اقدام خصمانه، قاطع و بهموقع بود. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در نامهای شدیداللحن به کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل، این حرکت را «غیرقانونی و بیپایه» توصیف و تأکید کرد که کشورهای اروپایی بهدلیل نقض مکرر تعهدات خود در برجام، فاقد هرگونه صلاحیت حقوقی برای فعالسازی مکانیسم ماشه هستند. وی هشدار داد که هرگونه بازگشت تحریمها با واکنش متناسب ایران روبهرو خواهد شد که میتواند شامل کاهش بیشتر تعهدات هستهای یا تجدیدنظر در همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی باشد. در تکمیل این موضع، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اقدام تروئیکا را «کرنش در برابر فرامین آمریکا» معرفی کرد و این اقدام را تجسم «زورگویی به جای حقوق» در عرصه بینالملل دانست.
بقایی در پیامی در فضای مجازی، به یادداشت رئیسجمهور آمریکا در بهمن ۱۴۰۳ استناد و تصریح کرد که تصمیم اروپا نه بر پایه اصول حقوقی، بلکه از پیروی کورکورانه از واشنگتن که خود نخستین ناقض برجام است، سرچشمه میگیرد.
خودکفایی در برابر زیادهخواهی
از سوی دیگر مجلس شورای اسلامی نیز با واکنشی انقلابی، طرحی اضطراری برای خروج از پیمان منع اشاعه هستهای (NPT) را بهعنوان پاسخی کوبنده به اقدام خصمانه سه کشور اروپایی مطرح کرد. نمایندگان مردم، تأکید کردند که گفتوگوها با تروئیکا تاکنون بیثمر بوده و غالبا با عملیات خصمانه علیه ایران، نظیر حملات اخیر به مراکز هستهای همراه شده است. برای درک دقیقتر این رویداد، باید به سابقه بدعهدی اروپا از زمان امضای برجام در ۱۳۹۴ نگاهی انداخت که عملکرد اروپا از ابتدا ناهماهنگ و ناقض برجام بود. وعدههای اولیه برای ادغام اقتصادی ایران ــ ازجمله برداشتن موانع بانکی، تجاری و سرمایهگذاری ــ بهدلیل تعللهای اداری و اجرای ناقص، هرگز بهطور کامل محقق نشد. برای نمونه، سازوکار INSTEX که در ۱۳۹۸ برای دور زدن تحریمهای آمریکا ایجاد شد، بیش از آنکه عملیاتی باشد، جنبه نمایشی داشت بدون آنکه تجارت جامع را به روال عادی بازگرداند.
تشدید نقض تعهدات پس از خروج آمریکا
خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۷، نقطهای بود که ناتوانی اروپا را عیان کرد. بهجای ایستادگی محکم در برابر این نقض فاحش، کشورهای اروپایی به صدور بیانیههای محکومکننده اکتفا کردند و اقدامات عملی برای حفاظت از ایران در برابر تحریمهای تازه آمریکا انجام ندادند.بررسیها حاکی است این رویکرد، شکافی در پیوندهای فراآتلانتیکی ایجاد کرد اما اروپا عملا با سکوت و بیعملی، به کمپین «فشار حداکثری» آمریکا یاری رساند. پس ازخروج آمریکا از برجام، شرکتهای بزرگ اروپایی همچون توتال و زیمنس، از ترس مجازاتهای آمریکا، پروژههای خود در ایران را رها کردند و فرصتهای اقتصادی که قرار بود در ازای عقبنشینی هستهای برای کشور رقم بخورد از دست رفت. علاوه بر این، اعمال تحریمهای نوین اروپا علیه نهادهای ایرانی به بهانههای موشکی و حقوق بشری، مستقیما با الزامات برجام برای پرهیز از هر اقدامی که منافع اقتصادی ایران را مختل کند، در تضاد بود.
ریاکاری در فعالسازی مکانیسم حل اختلاف
از سال ۱۳۹۹ ایران مسیر کاهش تعهدات برجامی را انتخاب کرد چرا که آمریکا ابتدا برجام را زیر پا گذاشت و اروپا در تحقق مزایای اقتصادی وعده داده شده، شکست خورد. طی سالهای ۱۴۰۱-۱۴۰۰ اروپا با گرهزدن گفتوگوها به مسائل نامرتبط مانند تنشهای منطقهای، خواستههای آمریکا را تکرار کرد و مانع پیشرفت شد. در نهایت عدم وفاداری اروپا به تعهدات، آنها را به بزرگترین ناقض برجام پس از خروج آمریکا تبدیل کرده و این امر از منظر اخلاقی و حقوقی، حق فعالسازی ماشه را از آنان سلب میکند.
حمایت قاطع روسیه و چین از ایران
روسیه و چین با ارسال نامههای مستقل به شورای امنیت، فعالسازی ماشه را «دستکاری گستاخانه» قطعنامه ۲۲۳۱ و عاملی برای بیثباتی دانستند. وزارت خارجه روسیه این اقدام را فاقد پایه حقوقی قلمداد کرد و جامعه جهانی را به رد آن فراخواند، در حالیکه نسبت به تشدید غیرقابل جبران تنشها هشدار داد. این کشور همزمان با ارائه پیشنویس قطعنامهای برای حفظ چارچوب برجام، البته بدون توسل به مکانیسم ماشه سعی در بیاعتبارسازی اقدام اروپاییها داشت. چین نیز بر لزوم بازگشت به گفتوگوها اصرار ورزید و احیای تحریمها را «غیرسازنده» توصیف کرد. این مواضع، انزوای بینالمللی اروپا را برجسته و نشاندهنده گسستی در هژمونی آمریکاست، جایی که تبعیت تروئیکا از افراطیون آمریکایی، توافقهای بینالمللی را تضعیف میکند.
تحریم جدیدی در کار نیست
اما در افکارعمومی تأثیر ماشه بر ایران بیش از اندازه اغراقآمیز جلوه داده شده است. جمهوری اسلامی پیش از ۱۳۹۴ نیز تحریمهای لایهلایه را پشتسر گذاشته و با تمرکز بر تولید داخلی، گسترش روابط تجاری با متحدان همچون چین و روسیه و استراتژیهای مقاومتی، آنها را مدیریت کرده است. بررسیها نشان میدهد که بازگشت تحریمهای سازمان ملل، فشار تازهای بر تحریمهای فعلی آمریکا و اروپا وارد نمیکند، زیرا این تحریمها فقط بخشی از فشار تحریمهای کنونی و یکجانبه آمریکاست که هم اکنون علیه ایران اعمال میشود.در حقیقت، نیروی اصلی ماشه در حوزه روانی آن پنهان است و هدفش فرسایش روحیه ملت ایران و وادارکردن به پذیرش شرایط ناعادلانه غربی در برنامه هستهای است. برخی کارشناسان، این حرکت را «ضربه روانی» میدانند که منجر به نوسانات ارزی و انتظارات تورمی میشود، نه از راه محدودیتها و تحریمهای جدید، بلکه با دامن زدن به هراس اجتماعی در کشور. باید بر این نکته تاکید کرد که غرب مکانیسم ماشه را ابزاری برای «برانگیختن نارضایتی عمومی» بهمنظور کسب امتیاز از نظام میبیند، نه فروپاشی مستقیم اقتصاد.با وجود این، سابقه تابآوری ایران در برابر چنین فشارهایی که با وحدت ملی تقویت شده نشانهای است از اینکه این استراتژی نتیجه عکس خواهد داد و اراده ایران را استوارتر میسازد.