از اینرو قریش آخرین راهکار را برای جلوگیری از دعوت آن حضرت و نابودی اسلام هرآینه در کشتن رسولخدا (ص) دید.
بنا بر نقل تاریخ، قریش که مرکب از ۴۰ تیره بود، قرار بر این گذاشتند که از هر تیره یک نفر داوطلب شود و ۴۰ نفر بهطور هماهنگ و همزمان، در نیمههای شب اول ربیعالاول سال ۱۳ بعثت به خانه رسول اکرم (ص) یورش ببرند و آن وجود مقدس را به قتل برسانند، سپس همه تیرههای قریش را در این امر دخیل جلوه دهند تا بنیهاشم نتواند با کل قریش مقابله کند. بهخصوص که از خود بنیهاشم، ابولهب بهعنوان خائن به پیامبر و دشمن رسولخدا (ص) در این جمع ۴۰ نفری حضور داشته است.
جبرئیل امین نازل شد و رسول اکرم (ص) را از توطئه قتل توسط مشرکان قریش آگاه ساخت و عرض کرد خدا میفرماید همین امشب باید مکه را ترک کند و به سوی مدینه حرکت فرماید که مردم آن از پیش اسلام آورده و از آن وجود مقدس دعوت کرده بودند.
رسولخدا (ص) امیرالمومنین (ع) را خواست و توطئه قتل خود توسط قریش و فرمان الهی را به آن حضرت خبر داد و فرمود آنها قصد کشتن مرا دارند، اگر تو در جای من قرارگیری و در بستر من بیارامی آنها به تصور اینکه من در خانه هستم فریب خورده و من برای بقای اسلام به سوی مدینه هجرت میکنم.
امیرالمومنین (ع) تنها سؤالی که [در چنان بازه حساسی]داشت این بود اگر من همراه شما نباشم، مبادا دشمن به تعقیب شما برخاسته و آسیبی متوجه شما شود. پیغمبر (ص) فرمود: خداوند مرا حفظ خواهد کرد.
از این رو امیرالمومنین (ع) با کمال میل و رغبت خویش خطاب به آن حضرت عرض کرد به آنچه مأمور شدهاید عمل کنید و من در بستر شما خواهم آرمید.
پیغمبر خدا نیمهشب در موقعیتی که ۴۰ نفر خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند، در حالی که آیه شریفه «و جعلنا من بین ایدیهم سدا و من خلفهم سدا فاغشیناهم فهم لا یبصرون» را تلاوت میکرد از خانه بیرون آمد و خداوند پردهای بر چشم مشرکان قریش کشید و آنها پیامبر را ندیدند و حضرت از مقابل آنها عبور کرد و به سوی مدینه هجرت فرمود. مشرکان در موعد معین داخل خانه پیغمبر ریختند و اگر ردای آن حضرت را فرو نمیکشیدند که امیرالمومنین (ع) بر خود کشیده بود آن حضرت را در بستر پیامبر نمیدیدند و ایشان را [به گمان آنکه پیامبر است]به شهادت میرساندند.
اما وقتی دیدند که حضرت در جای پیامبر است، از ایشان سراغ پیامبر را گرفتند که حضرت فرمود مگر او را به من سپرده بودید که از من میخواهید؟
برخی از این مشرکان گفتند حالا که محمد در دسترس ما نیست علی را که نزدیکترین افراد به اوست بکشیم، اما دیگران مخالفت کردند و گفتند با کشتن علی، محمد دست از دعوت خود بر نمیدارد. بدین ترتیب امیرالمومنین (ع) که به استقبال خطر صددرصد مرگ رفته بود با ایثار بزرگش مشرکان را از دستیابی به پیامبر (ص) بازداشت و ناکام کرد.
پیغمبر (ص) در حال هجرت بود که جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و در تجلیل از ایثار امیرالمومنین (ع) آیه شریفه «و من الناس من یشتری نفسه ابتغاء مرضاه الله، والله رئوف بالعباد» را فروفرستاد.
در زمان خلافت عمر بن خطاب هنگامی که او با مشکلی بهعنوان مبدا تاریخ در اسلام مواجه شد، جلسه مشورتی برگزار کرد که امیرالمومنین (ع) را هم به آن مجلس دعوت کرد و برای تعیین مبدا تاریخ مسلمانان از آنها نظر خواست.
نظر امیرالمومنین (ع) مورد پذیرش قرار گرفت و هجرت رسولخدا (ص) مبدا تاریخ اسلام شد.
اما همانگونه که گفته شد هجرت پیامبر (ص) در شب اول ماه ربیع الاول، ۱۳ سال از بعثت گذشته صورت گرفت و وقتی که مبدا تاریخ هجرت قرار میگیرد، جا داشت که ماه ربیع الاول ماه اول سال و روز اول آن که آغاز هجرت رسول خدا (ص) بود، روز اول سال در نظر گرفته شود.
اما عمر بن خطاب طبق معمولی که در عرب رایج بود، محرم را ماه اول سال قرار داد؛ لذا بهخصوص پس از وقوع فاجعه جانسوز کربلا میبینیم که سال قمری با حزن و اندوه مصیبت شهادت امام حسین (ع) آغاز میشود.