تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد که هرگاه فضای سیاسی پرتنش میشود، بازارهای مالی اولین بخشهایی هستند که واکنش سریع نشان میدهند. این وضعیت موجب شده افراد حقیقی و حتی سرمایهگذاران غیرحرفهای برای حفظ ارزش داراییهای خود به سمت خرید ارز و طلا حرکت کنند؛ امری که نهتنها آرامش بازار را برهم میزند، بلکه میتواند برای خود این افراد نیز در آینده زیانآور باشد. در شرایطی که بخشهای مولد با چالشهای جدی ازجمله ناترازی انرژی، کاهش ظرفیت تولید و محدودیتهای سرمایهگذاری مواجهند، سوقیافتن سرمایهها به سمت بازارهای غیرمولد مانند ارز و طلا تهدیدی جدی برای اقتصاد ملی به شمار میآید. اگر منابع مالی بهجای هدایت به سمت تولید، در فعالیتهای سوداگرانه قفل شود، رکود و مشکلات معیشتی مردم بیشتر خواهد شد. افزایش اخیر قیمت ارز و طلا پایدار نیست و با فروکشکردن فضای سیاسی و انتشار اخبار مثبت، احتمالا شاهد بازگشت قیمتها به تعادل خواهیم بود. کسانی که در شرایط هیجانی فعلی اقدام به خرید ارز یا طلا میکنند، در آینده نزدیک ممکن است با زیان مواجه شوند.
در چنین شرایطی مهمترین اقدام برای سرمایهگذاران و مردم، پرهیز از رفتارهای شتابزده و هیجانی است. سرمایهگذاری باید به سمت فعالیتهای بلندمدت و مولد هدایت شود و دولت مسیر آن را هموار کند؛ بخشهایی مانند صنایع دانشبنیان، کشاورزی و پروژههای زیرساختی میتوانند هم برای سرمایهگذاران سودآور باشند و هم برای اقتصاد کشور ارزشافزوده ایجاد کنند.
دولت و سیاستگذاران اقتصادی نیز وظیفه دارند در دو جبهه بهصورت همزمان عمل کنند؛ از یکسو مدیریت بازارهای مالی و جلوگیری از سفتهبازی و از سوی دیگر حمایت جدی از تولید و رفع موانعی نظیر مشکلات انرژی و دسترسی به منابع مالی. تنها در این صورت است که سرمایهها به مسیر درست هدایت میشوند و نوسانات سیاسی و اقتصادی، کمترین آسیب را به معیشت مردم وارد خواهد کرد.