گفت‌وگو با مرد متفاوت سیاست ایران

غرضی: باز هم نامزد می شوم

سید محمد غرضی، استاندار خوزستان و کردستان بوده است. سابقه وزارت نفت و پست و تلگراف و تلفن را هم در کارنامه دارد اما شاید نسل ما او را فقط از راه مناظرات تلویزیونی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 به یاد بیاورد.
کد خبر: ۷۴۰۵۱۹
غرضی: باز هم نامزد می شوم

یک یادآوری که لبخند بر لب اغلب‌مان می‌نشاند. در آن روزهای پرالتهاب کسی نمی‌توانست از محمد غرضی متنفر باشد، حتی رقبای انتخاباتی‌اش.

محمد غرضی پیش از انقلاب هم انقلابی بوده است. یک چریک تمام‌عیار که در لبنان جنگیده و کارنامه‌اش پربار است.

تعریف از خودتان؟
آدمی که دنبال هر کاری می‌دود تا به نتیجه برسد.
چرا غرضی؟
پدربزرگم دائم می‌گفت: «غرض حرفم این است.»
خب؟
محله ما شد محله غرضی‎های اصفهان. بعد هم شناسنامه آمد.
نقطه شروع سیاست کجا بود؟
از کودکی خانه ما محل رفت و آمد مشروطه‌خواهان بود.
مخابرات؟
وسیله توسعه عمومی.
پهنای باند؟
مورد سوءاستفاده عده‌ای قرار گرفت.
انتخابات؟
آزمون مردم از مسئولان.
تائید صلاحیت؟
وقتی اتفاق افتاد، فهمیدم هنوز مورد تائید انقلاب هستم.
برکناری وزیر؟
دلم می‌سوزد.
برای وزیر؟
نه، برای زحمتی که کشیده است.
بزرگ‌ترین دروغی که درباره سید محمد غرضی شنیدید؟
گفتند برای تبلیغات زیاد خرج کرده است.
دنبال اسم خودتان در روزنامه‌ها می‌گردید؟
نه. ولی اگر ببینم می‌خوانم.
شغلتان چیست؟
بازنشسته‌ام.
همین؟
انقلابی‌ام. همان را ادامه می‌دهم. 60 سال پای انقلاب ایستادم.
بازنشسته کجا هستید؟
ریاست جمهوری.
آخرین محل کارتان کجا بود؟
وزارت پست و تلگراف و تلفن. وقتی بازنشسته شدم 43 سال سابقه خدمت داشتم.
مناظره؟
وزن نامزد را مشخص می‌کند.
سال 92 به چه کسی رای دادید؟
اگر به خودم رای نمی‌دادم، نقض غرض می‌شد.
تلگراف را به یاد دارید؟
خانواده ما دست‌اندرکار نصب اولین تلگراف‌ها در اصفهان بودند.
چه سالی؟
1295.
مسئولش چه کسی بوده است؟
صنیع‌الملک. اولین رئیس مجلس شورای ملی پس از مشروطه.
خودتان خاطره‌ای از تلگراف دارید؟
سی‌ام تیر 10 سالم بود. همه ما در تلگرافخانه جمع شده بودیم تا عزل قوام‌السلطنه را بخواهیم. تلگراف را نمی‌فرستادند.
تفاوت تلگراف و شبکه‌های اجتماعی؟
تلگراف برای اهداف سیاسی بود. اما اینها کاربرد اجتماعی وسیع دارد.
عضو شبکه‌های اجتماعی هستید؟
مفصل.
چرا؟
در آن جز خیر و برکت نمی‌بینم.
ولی ایراداتی هم دارد، ندارد؟
اگر سوء استفاده شود، مردم جلویش می‌ایستند.
همین کافی است؟
بله، مردم قوی‌تر از اینها هستند.
اولین باری که تلفن‌دار شدید؟
1343.
کجا؟
مغازه پدرم.
حال و هوایش چطور بود؟
در هر محله یک تلفن بود.
می‌گذاشتید اهل محل هم استفاده کنند؟
بله، مردم هم می‌آمدند استفاده می‌کردند.
اولین نفری که تلفنی با او حرف زدید؟
استاد دانشگاهم بود.
چه گفتید؟
با هم پروژه داشتیم.
یک جمله در توصیف«ایران»؟
قدرت سیاسی بی‌نظیر.
دیگر چه؟
به قول هگل اولین کشوری که دولت تشکیل داد.
خوزستان؟
شهر دوم من بعد از اصفهان است.
از آنجا چه یادتان هست؟
در خوزستان کودتا را شناختم.
کردستان؟
اولین بار در دبیرستان اسمش را شنیدم.
از زبان که؟
معلمم.
خب؟
گفت مردم کردستان برای مبارزه با عثمانی‌ها با شاه اسماعیل همکاری کردند.
تاثیرگذارترین پستی که در دولت داشتید کدام بود؟
وقتی وزیر مخابرات بودم و یک مساوی است با 55 را ایجاد کردم.
یعنی چه؟
سال 72 در یک سال، کار 55 سال را کردم.
چگونه؟
تهران در 55 سال یک میلیون تلفن داشت. آن سال یک میلیون دیگر به آن اضافه کردیم.
احمدی‌نژاد؟
در جوانی به قدرت سیاسی رسید و نتوانست از آن استفاده کند.
کتاب مورد علاقه‌تان؟
قرآن.
دیگر کتاب‌ها چه؟
شاید همه کتاب‌های فلسفه را خوانده‌ام، ولی هیچ یک مرا جذب نکرد.
واقعا؟
یک طوری ننویس که ریا شود.
شنیده‌ام آموزش چریکی دیده‌اید.
من اصلا چریک دنیا آمده‌ام. چریک هم از دنیا می‌روم.
در لبنان مبارزه نظامی هم کردید؟
مفصل. هر کاری که تو بگویی من انجام داده‌ام.
نفت؟
وسیله ارتقای انسان.
وزارت نفت؟
مبدع توسعه شبکه گاز کشور بودم. آن وقت صدهزار مشترک داشت و امروز 25 میلیون.
نفت سر سفره مردم هم آمد؟
خوشحالم که گاز در خانه‌ها هست و خانم‌های ایرانی با آن پخت و پز می‌کنند.
پس به نظر خودتان کار بزرگی انجام داده‌اید.
اگر خدا قرار است مرا بیامرزد گمان می‌کنم این بهانه خوبی باشد.
بهترین رئیس‌جمهور ایران؟
تو مگر روزنامه‌نگار نیستی از این فکرها بیا بیرون.
محمدجواد ظریف؟
یک شخصیت با توان کارشناسی بالا.
زاینده‌رود؟
حیات اصفهان.
اهل مسافرت هستید؟
مسافرت‌هایم را کرده‌ام. تمام دنیا را گشته‌‌ام. کافی است.
پیاده‌روی می‌کنید؟
خیلی زیاد.
پشت فرمان به چه چیزی فکر می کنید؟
دیگر رانندگی از سرم افتاده است.
اصلا زیاد بیرون می‌روید؟
نه. دیگر کار زیادی ندارم.
کوهنوردی چطور؟
کوه‌های لبنان و البرز را زیاد بالا و پایین رفته‌ام.
موسیقی؟
با تلاوت قرآن آشنا هستم.
فقط قرآن؟
سال 1963 با یکی از موزیسین‌های فرانسه حرف می‌زدم. برایم توضیح داد عامل زنده ماندن موسیقی در شرق تلاوت قرآن است.
باز نامزد انتخابات می‌شوید؟
اگر گرفتاری نداشته باشم بله.
چرا؟
چون عمرم را برای این انقلاب گذاشته‌ام.
کارتون می‌بینید؟
اگر به کارتون‌سازها و کارتون‌بین‌ها بر نخورد، نه.
سینما چطور؟
شاید توی عمرم 10 بار رفته باشم. قبل از انقلاب که فقط یک بار رفتم. آن هم به زور.
خانواده مهم‌تر است یا سیاست؟
انقلاب و اسلام و سیاست و خانواده همه‌اش یکی است.
قصد ندارید با سیاست خداحافظی کنید؟
تا زنده‌ام نه.
اگر به گذشته برگردید کدام فعالیت سیاسی‌‌تان را انجام نمی‌دهید؟
همه را با شدت بیشتری دوباره انجام می‌دهم.
نقش همسرتان؟
یک معارض محکم.
مخالف شما هستند؟
در برابر هر تصمیمی مقاومت می‌کند.
یعنی عقاید سیاسی‌‌تان هم به هم نمی‌خورد؟
در عرصه سیاست که حسابی فرق دارد.
در نهایت حرف چه کسی پیش می‌رود؟
او حرف خودش را می‌زند و من هم کار خودم را می‌کنم.
مردم؟
نهال الهی. خلق همه یکسره نهال خدایند‌/‌ هیچ نه بشکن از این نهال و نه برکن.

الناز اسکندری / چمدان ( ضمیمه آخر هفته روزنامه جام جم)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۸/۲۹
۰
۰
مزه اش زیر زبونش اومده

نیازمندی ها