نحوه مواجهه با اعوجاجات جامعه ایران:
گذار از تکثر لیبرالی به کلمه طیبه
۱. اینکه بخشی از جامعه ایران، گرفتار موج تجدد شده و زیست جهان و هویتش آمیخته با ارزشهای سکولار گردیده است واقعیت دارد، اما باید این واقعیت را «مسألهمند» دانست و «چالش» قلمداد کرد و بهسوی علاج آن رفت، نه اینکه آن را یک واقعیت قهری و منجمد شده انگاشت و توصیه به همراهی سیاسی و سیاستی با آن کرد. نه میتوان این واقعیت را نادیده گرفت و انکار کرد، و نه میتوان در برابر آن تسلیم و تابع بود و به اقتضائات آن تن در داد. این واقعیت تناسبی با تاریخ طبیعی و بومی ما ندارد و حاصل دستاندازی عالم تجدد به معانی و معارف اینجایی و دینی ماست که اینک در سبک زندگی، خویش را نمایان کرده. باید مواجهه فعال با این واقعیت داشت، نه اینکه به نام ضرورت اجتماعی و امر محتوم، طریق نخوت و خمودی در پیش گرفت. این عقبنشینی هویتی، زنجیرهای از عقبنشینیها را در پی خواهد داشت و در نهایت، تمامیت جامعه ایران را به تصرف تجدد و شئون مختلف آن درخواهد آورد. باید تأمل کرد که عالم تجدد، از کدام دریچهها و منافذ به جهان هویتی و معرفتی ما راه یافته و اینچنین توانسته داشتهها و اندوختههای بومی و قدسی ما را دچار بحران نماید. آنگاه باید در مدار تدبیر قرار گرفت و از جامعه تجددزدایی نمود. تاریخ تجدد، در معرض زوال و نیستی است و به لحظههای پایانی حیات تمدنی خویش نزدیک شده است. ما نیز یک قوم قوامیافته و دیرینهایم که از امکان بازسازی و سعه بازتولید خویش برخورداریم. پس باید در پی ترمیم خویشتنها و اصلاح فردیتهای تجددیشده باشیم.