لوگوی جام جم سیما
  • 11 2
  • 16

منوچهر آذری:

دخترهای الان بلد نیستند حتی یک دکمه بدوزند / صدای همه معلم‌ها را تقلید می‌کردم

دوشنبه 18 مرداد 1395 ساعت 08:56
منوچهر آذری نیازی به معرفی ندارد. همه مردم ایران او را می‌شناسند. او سال‌ها در برنامه‌هایی مانند صبح جمعه با شما و جمعه ایرانی مردم را خندانده است.

می‌گوید از بچگی دوست داشته دیگران را خوشحال کند اما این بازیگر کمدی مدتی است تریبون خود را از دست داده و از این موضوع دلگیر است نه به این دلیل که درآمدش کم شده؛ که روزی را خدا می‌رساند اما او توقع دارد بعد از این همه سال تجربه باز هم از خلاقیت و توانایی‌هایش استفاده کنند. با آقای همیشه خندان گپی زدیم تا از دیروز و امروزش برایمان بگوید.

از زمانی که یادمان می‌آید شما شاد و پرانرژی بودید. ریشه این همه شادی کجاست؟

از وقتی خودم را شناختم ،به این نتیجه رسیدم که آدم باید به دنبال علایقش برود. علاقه‌مندی‌اش هر چه هست، فرق نمی‌کند اما باید خودش راه زندگی‌اش را انتخاب کند.من از کلاس پنجم دبستان روزهای تعطیل و جمعه‌ها در خانه با استفاده از تخت و وسایل دیگر صحنه تئاتر می‌ساختم و تئاتر اجرا می‌کردم. به سینما و تئاتر خیلی علاقه داشتم و همه تلاشم را کردم که به آنچه دوست دارم، برسم. با موانع زیادی هم مواجه می‌شدم که باید از آنها عبور می‌کردم اما چون هدفم مشخص بود با انرژی به جلو حرکت کردم. درسم را خواندم و به هنرکده هنرهای دراماتیک رفتم تا از نظر علمی هم دانش مورد نیاز را یاد بگیرم.

کمی به عقب برگردیم، درباره خانواده‌تان برایمان بگویید و این که خانواده چگونه از شما حمایت کرد که به آرزو و هدفتان برسید؟

من در محله سرچشمه به دنیا آمدم و بزرگ شدم. در آن زمان سرچشمه یکی از محله‌‌های مهم تهران بود و به لاله‌زار و میدان توپخانه می‌رسید. سه تا برادر بودیم و یک خواهر. پدرم کارگر ساده بود و بیشتر کارهای ما را مادرم سر و سامان می‌داد. همیشه ما را در بهترین مدارس ثبت‌نام می‌کرد و پیگیر بود که در درس‌هایمان موفق شویم.

در آن دوره بیشتر سبک زندگی‌ها اینجوری بود؛ پدر‌ها با کار در بیرون از خانه، مخارج زندگی را تامین می‌‌کردند و مادرها به دیگر امور خانواده رسیدگی می‌کردند.

مادرها حرف اصلی را می‌زدند. به نظرم دنیا زیر پای مادران است. مادر سرمنشا همه چیز است. باید همیشه احترام آنها را نگه داشت. نباید مادرانی را که به سن کهولت رسیده‌اند، به سرای سالمندان سپرد. باید قدر مادرها و پدرها را دانست. مادرم همه کارهای خانه را انجام می‌داد از پخت و پز، تمیز کردن خانه تا دوختن لباس برای ما. آن دوره مثل الان نبود که دخترها بلد نیستند حتی یک دکمه بدوزند.

آن دوره کارهای مادر و پدر تقسیم شده بود اما فضای خانواده‌ها خیلی گرم و صمیمی بود. اما اکنون خیلی‌‌‌ها حسرت آن دوره را می‌خورند.

برای این که الان همه چیز ماشینی شده است. تکنولوژی پیشرفت کرده و ما صاحب خیلی چیزها شده‌ایم اما واقعیت این است که دیگر اصالت قدیم را نداریم. مهربانی، رفاقت و ... دیگر وجود ندارد. آن زمان از جلوی نانوایی که رد می‌شدی، بوی نان گرم به آدم انرژی می‌داد. در داخل خانه همه یکدیگر را دوست داشتند و همه اعضای خانواده در کنار هم با مهربانی زندگی می‌کردند. همین‌ها باعث می‌شد تو به زندگی دلگرم شوی. اما الان هر کسی ازدواج می‌کند به طرفی می‌رود و در گوشه‌ای دور از دیگران برای خود خانواده تشکیل می‌دهد. نمی‌توان از کنار فروشگاه نان باگت و صنعتی رد شد و انرژی گرفت. غذاهای آماده و فست‌فود که به آدم نیرو نمی‌دهد و آدم را دلگرم نمی‌کند. همه چیز آماده و حاضری شده و هیچ مزه‌ای ندارد.

این که بد نیست، شرایط زندگی راحت‌تر شده است.

نه اصلا راحت‌تر نشده!‌ وقتی ما بچه بودیم اتاق‌های پنج دری برای تابستان عالی بود. درها را باز می‌گذاشتی و اتاق خنک می‌شد. حالا باید زیر باد کولر بخوابی، باد مصنوعی که اصلا لذتی ندارد و وای به روزی که موتورش بسوزد و کارت به تعمیرکار و ... بیفتد. تابستان‌‌ها سوزان و داغ شده و زمستان‌‌‌‌ها سرد و بی‌برف و باران. آلودگی هوا نداشتیم، این همه ماشین نبود. الان تهران شده پارکینگ پر از ماشین.

از بچگی همین شیطنت امروزی را داشتید؟

بازیگوشی و شیطنت نمی‌کردم اما همیشه دوست داشتم مردم را شاد کنم و بخندانم. مدرسه که می‌رفتم، صدای همه معلم‌ها را تقلید می‌کردم. وقتی معلمی نمی‌آمد، با تقلید صدای او، کلاس را اداره می‌کردم.

در 73 سالگی از زندگی و راهی که طی کرده‌اید، راضی هستید؟

سوال سختی است چون جوابش برمی‌گردد به این موضوع که ما عمرمان را برای خنداندن و شاد کردن مردم گذاشتیم اما الان که به جایی رسیدیم که باید محصول تلاش‌هایم را برداشت کنیم، بیکار نشسته‌ایم. رادیو، سینما، تئاتر و تلویزیون دیگر به ما کار نمی‌دهد. از نظر روحی راضی نیستم. ما که اسممان را پیشکسوت گذاشته‌‌اند، هنوز کارایی داریم و هنوز می‌توانیم نقش‌های مختلف را بازی کنیم. عمری سالم و به دور از هرگونه کار غیراخلاقی روزگار گذراندم، دارای چهار فرزندم، توانایی و خلاقیت زیادی هم دارم، جایزه جشنواره طنز و تبسم را در سال87 دریافت کردم. اما رنج می‌برم چون نمی‌توانم از توانایی‌هایم در حرفه اصلی خودم استفاده کنم. برنامه‌‌‌های متفرقه انجام می‌دهم اما من که برای این کارها ساخته نشده‌ام، باید تریبون خودم را داشته باشم. ما سال‌ها مردم را با برنامه‌‌های رادیویی شاد کردیم. 40 سال سابقه کار در رادیو دارم. برای هنرمند نباید سن بازنشستگی درنظر گرفت و گفت حالا دیگر کارت تمام شده است، برو در خانه بنشین.

با این تجربیاتی که دارید آیا به نظرتان جوانان وارد دنیای هنر شوند یا نه؟

هنر علاقه می‌خواهد و پیگیری. برای شهرت و پول نباید وارد این کار شد.اگر قرار است بیایند و چند صباحی باشند، اسم و رسم پیدا کنند و بدون این‌که خاطره‌ای از خود در ذهن مردم بسازند، ستاره‌شان افول کند که فایده ندارد.

طاهره آشیانی - جام‌جم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2498498070198839160
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 16 نظر )

پسر ایرونی: درس خوندن دخترها شده معضل. میگم نظرت چیه برگردیم به دوران ماقبل تاریخ اصلا بریم تو غار زندگی كنیم . چطوره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!خوبه هم گرمایش و سرمایش نمیخواد اصلا برق نمیخواد تحصیلات كه اصلا دیگه نمیخواد .
بلد نیستن دكمه بدوزن اما بلدن تو اجتماع كار كنن هرماه پول ببرن خونه كه همسرشون یا حتی پدرشون تو این خرج و مخارج تنها نباشن...
من به عنوان یك پسر می گویم كه دختران كنونی تواناتر از دختران قدیمی هستند. عنوان این متن كاملا غلط است
شما بهتره هیچی نگی
باز یه مساله ای در مورد دخترا پیدا كردند كه اولا به همه اونها تعمیم بدن بعد هم مقصر تمام مشكلات اقتصادی و اجتماعی جامعه شناخته شدند . همین آقایون محترم كه مدعی افاده بودن و خیلی مشكلات دیگه خانمها هستند و خیلی هاشون هم تو زندگیشون مشكلات زیاد دارند بهتره ازشون بپرسند معیار ازدواجتون چی بوده . اصلا نمی دونه . باور كنید خیلی مردها حتی به خودشون زحمت فكر كردن در مورد معیارهای همسر مورد نظر به خودشونرو نمی دن . اما چرا یه اصل مهمی رو همشون رعایت می كنند اینكه زنی كه می گیرن مثلا باباش خیلی پولدار باشه و یا طرف یه مقام اجتماعی خوب داشته باشه به اون افتخار كنند و با افتخار تو جامعه ( شاید بیشتر به خاطره های عقده هایی كه خودشون تو زندگی دارن ) در مورد پولش یا شرایط زندگیش صحبت كنند .یا طرف میره با 15 سال كوچكتر از خودش ازدواج میكنه انتظار داره خیلی خوشبخت بشه . یا پسره خودش چندان قیافه ای نداره خودش رو می كشه با دختری كه همه جامعه بهش میگن زیبا ازدواج می كنه كه بخواد خلا زشت بودن خودش رو پر كنه . بعد كه تو زندگی به مشكلات بر می خوره اشتباه خودش رو قبول نمی كنه فكر می كنه اشتباه از كل جامعه هست و غیره .. واقعا خیلی از مردها برای ازدواج كردن اصلا فكر نمی كنند وخیلی هم به مشكل می خورند . می دونید كسی تو زندگیش به این فكر نمی كنه كه با كسی ازدواج كنم كه روحیاتم با اون جور در بیاد یا اشتراكات اساسی با هم داشته باشیم و غیره . متاسفانه مردان جامعه ما به ازدواج به چشم یه معامله نگاه می كنند كه باید توش حداكثر سود رو ببرند و نباید این انتظاررو ازدختران و زنان جامعه داشته باشیم كه هنوز هم مثل زنان سنتی عمل كنند و یا معیارهای پایین تری از مردان تو زندگی داشته باشن .
مواظب باش از اونور پشت بام نیفتی /
من با مدرك مهندسی دیپلم خیاطی هم دارم دوستانم هم اكثرا بلدن . بگید پسرا چه هنری دارن؟
اگه واقعا میدونی خیاطی و مهندسی من با شما حاضرم ازدواج كنم!!!
خوب مگه ما میخواهیم خاله بازی كنیم عزیزم شما بهتره مهارت رو افزایش بدین اخه درس خوندن دخترا شده معضل بزرگی خوب پسرا باید دو سال خدمت زوری برن دخترا درس میخونن پدر پولدار باشه یا فقیر تا 40 سالگی هم دختر شوهر نكنه همه چی براش میگیرن و كسی بهش چیزی نمیگه این دوره زمونه مشكلی برای خانم ها نداره همش برای اقایوونه بهتره فكر كنید از مشكلات سربازی از مشكل كار و.... از اقاست كه خونه میخوان ماشین میخوان حساب بانكی میخوان ...اخلاق اگه باشه بهتره با ویلای تو شمال !!! دخترا چی پشت كنكور میمونن درس میخونن پسر باید بره خدمت با كلی استرس بیاد لیسانس بگیره و یه شیفت كار كنه بعد چون خانم ها بازار كار رو خراب كردن بعضی ها با بی حجابی و به قول قرن 21 روابط عمومی بالایی دارن ماهی 300 تومن بدن كارمیكنن اما اقاییوون نمیشه نمی صرفه یعنی خود اكتفایی شما معضلی شده بعد اقا باید فوق لیسانس بخونه تا شاید 35 سالگی بتونه با كمك كل طایفه ازدواج كنه اونم اگه یه دختر پیدا كنه كه قر و فر نداشته باشه بتونند تشكیل خانواده بدن حالا همون دختر پدر خرجش رو میداده از پول شارز تا هزینه دانشگاه . خوابگاه و همه چی میاد دكتری میگیره بعد خیلی هاشون هم ادعا پیدا میكنند كه با نمیتونیم با لیسانسه ازدواج كنیم این شده كه دخترا دارن ترشی شون رو میگیرن و اخلاق و انسانیت مهم نیست انگار حتما باید خونه داشت یه جوان از كجا بیاره خودم بارها شنیدم خانم های متاهل به شوهر هاشون گفتن از هر جا میاری بیار من باید این رو بگیرم یعنی حلال و حروم بدون مهم نیست بعد همین دخترا میرن 5 صبح سر كار 5 صبح میرن مطب متخصص بینی بینی عمل میكنند و هزار كوفت و جدید كه مد شده گوش موشی و ابرو فلان تا خوشگل بشن با سن 35 سالگی یكی پیدا بشه اینا رو بگیره انصافا دخترای این دوره رو باید تو خواب دید واقعا چهره قبل ارایش با بعد ارایش زمین تا اسمون فرق میكنه زن 51 ساله رو ارایش كردن شده مثل دختر 25 ساله خوب یكی كه عقل نداره عاشق میشه بعد تازه میفهمه به هر حال دخترا بهتره كمی بیشتر در مورد ائین همسرداری و زندگی و درك و تفاهم بدوند و خواسته هاشون رو كم كنند
الان با اون موقع فرق میكنه باید مدرك كاربردی باشه نه لب طاقچه ای و دكوری /اگه ادم هنری رو بدون چشم و هم چشمی بگیره هنر كرده نه اینكه فلانی اینو گرفت منم بگیرم / الان دخترا فقط خوب بلدند سه ساعت جلوی اینه بشینن یا 25 ساعت سرشون توی گوشی باشه/البته اگه بهتون بر نمیخوره
بچه داری ائیین شوهر داری اخلاق نمره دخترا صفره مشكلات اجتماعی و اخلاقی ما هم به همینا بر میگرده اگه كسی خودش رو محكم نگه داره كسی جرات نمیكنه بهش متلگ بندازه دخترای این دوره زمونه فقط فیس و افاده دارن زندگی كردن و درك و گذشت و مهربانی بلد نیستند اما انتظار دارن پولدار ترین مهربان ترین و بهترین امكانات رو شوهرشون داشته باشه لطفا كمی انتظارات تون رو بیارید پائین و ارزش و منزلت دختر بودن رو بدونید همانطور كه پیامبر ص اشاره داشتند و كمی به ریشه تون فكر كنید و بهتر زندگی كنید
خدا حفظشون كنه راست میگه بنده خدا در مشكلات فعلی جامعه مردم چرا باید بخندند مگه میشه توی مملكت اشعار و آهنگهای غیر متعارف پخش بشه و اون هم از رادیو یك برنامه بودن به اسم صبح جمعه با شما كه كل ملت و راننده ها و مسافرها دلشون خوش بود و گوش می كردند كه اون هم به علت عدم رعایت آهنگ شروع دیگه مجوز نگرفت و . . . .
دختر های امروز بلد نیستن هیچی. فقط چیزایی بلدن كه به درد جامعه و خانواده نمیخوره. وگرنه اوضاعمون این نبود كه.
با این آرزوی شغل مادام العمر آیا جایی برای جوان ها خواهید گذاشت .
این چه تیتر مسخره ایه؟ دخترها بلد نیستن دكمه بدوزند مگه پسرا چه گلی به سر ما زدن؟ متاسفم واسه جام جم كه ایشون این همه صحبت كردن و از نظر جام جم لابد مهم ترین صحبتشون این بوده كه تیترش كردن.چه قدر كوته فكر....
چه حرفا؟ هر دختری هنرش برمیگرده به تربیت خانوادگی و زرنگی خودش كه دنبال هنر برود یا نه دخترای با اصالت این زمونه جربزه مدیریت كل زندگی را با مسئولیت عالی بعهده میگیرند پسران كه از مردان الگو میگیرند چی ؟ نگاهی به آمار طلاق و عدم مسئولیت پذیری جوانان بیندازید و ...