• 0

مذاکره يا مقابله

دوشنبه 27 اسفند 1380 ساعت 21:48
مساله مذاکره سیاسی با حکومت امریکا، بیش از آن که به عنوان یک وسیله پیشبرد مقاصد سیاست خارجی مطرح باشد، ظاهرا برای جمعی از ما به صورت یک "گیر" روانی و یا بازی سیاسی درآمده است ! هم آنانی که از صرف شنیدن کلمه مذاکره برآشفت
در این که "مذاکره " یکی از تاکتیک های مورد استفاده در سیاست خارجی است ، کسی تردید ندارد؛ همچنین مذاکره مخصوص "دوستان " نیست ، بلکه یکی از کاربردهای عمده آن در مورد "دشمنان " است ؛ اما همه اینها تابع اقتضای "منافع ملی " است . اگرچه مفهوم فوق خالی از حدود مورد مناقشه نیست ، لیکن عناصر کلیدی مورد توافقی هم وجود دارد که یکی از آنها "مقابله " با تهدید خارجی است این محور در معارف سیاسی آن اندازه مهم است که به همراه "امنیت داخلی " به عنوان دو دلیل اصلی تشکیل تجمع مدنی محسوب می شوند.بنابراین ، پرسش اصلی این است که آیا آغاز مذاکره بین دولتمردان ایرانی و امریکایی به حکومت و کشور ما در زمینه مقابله با تهدیدات متنوع امریکایی کمکی می کند؛ و اگر می کند تا چه حد موثر است ؛ و اگر موثر است ، چگونه باید پیگیری شود؛ از سوی دیگر، پرسشهای فوق همه منسوب به وضعیت هستند و لذا مستقل از مقتضیات زمان و مکان مطرح نمی شوند و در نتیجه پاسخ مستقل هم نخواهند داشت . بنابراین نباید به دنبال نسخه ای ساده بگردیم که همواره تجویز شود!پاسخ من به پرسش فوق این است که در شرایط فعلی و تا مدتی ، باید هرگونه گفتگویی با دولتمردان امریکا توسط طرفهای ایرانی بشدت رد شود؛ حتی اگر آنان به انحای مختلف ابراز علاقه و آمادگی کنند؛ زیرا، امروز، روز گفتن یک "نه " بزرگ از سوی دولت و ملت ایران به گردنکشی های قلدرمآبانه دولت امریکاست . دولت بوش باید بدون هیچ "تردیدی " بداند که با تهدید نظامی و اتمی و سایر انواع تهدیدات نمی تواند کشور ایران را وادار به تسلیم کند. ما ملت ایران مصمم به رفض هر گونه "سلطه " هستیم و بهای آن را با جان و دل پرداخته و باز هم می پردازیم.مواضع به ظاهر لطیف تر برخی اصحاب کنگره حتی اگر واقعی هم باشد باید با رد کامل از سوی مجلس ما روبه رو شود. زیرا اول این که کنگره امریکا چه در دوره دمکرات ها و چه جمهوریخواهان همواره موضعی تندتر از دولت علیه ایران داشته و دارد؛ دوم این که اعلام آمادگی برای مذاکره پارلمانی از سوی دولت امریکا و دستگاه مافیایی رسانه های صهیونیستی ، اولین عقب نشینی ایران در قبال تهدیدات "بوش " محسوب و تبلیغ خواهد شد و این امر به استراتژی "مقابله " یعنی استراتژی گفتن یک نه بزرگ به سلطه طلبی لطمه جدی خواهد زد و لذا عقربه منافع ملی آن را مثبت نمی نمایاند.نکته مهم این است که ما باید برای "معامله مناسب " با امریکا، سیاست معقول ، درست و مستحکمی داشته باشیم و عنصر "مذاکره " نمی تواند شاخص مهم این سیاست باشد؛ بلکه "آمادگی ملی " و توجیه افکار عمومی ملت به همراه تحرک دیپلماتیک ، پایه های یک استراتژی داهیانه را می سازند. نباید فراموش کنیم که ما از موضع دوستی ، احترام و حق مداری و عدالت خواهی به این رابطه می نگریم نه از جایگاه کینه توزی و انتقام گیری ! به عبارت دیگر؛ ما به عنوان یک ملت و یک عنصر خانواده جهانی دوست داریم و ترجیح می دهیم که با همه اعضا از جمله کشور امریکا روابط دوستانه و همکاری متقابل داشته باشیم ؛ اما آنچه فاصله قابل توجهی را می نمایاند، سیاست های غیرموجه و ظالمانه امریکا نه تنها نسبت به ایران ، بلکه نسبت به فلسطین مظلوم و سایر ملل دنیاست سیاست خارجی ما باید از موضع انسانی به روابط دو کشور بپردازد.
به اشتراک گذاری
کد خبر : 668053121403788684
برچسب‌ها :
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: