• 4 1
  • 0

بازگشت به آمریکای قرن 19

پنج شنبه 7 بهمن 1395 ساعت 12:25
اظهارنظرهای ترامپ قبل از به دست گرفتن قدرت، برخی از کشورها را نگران کرد و بعضی دیگر را خوشنود.

با این وصف تجربه نشان داده است که این‌گونه مواضع با گذشت زمان دچار تغییر می‌شود و از این‌روست که برخی از مشاوران و کارشناسانی که ترامپ انتخاب کرده مواضع متفاوتی را در مواجهه با برخی از موضوعات داشته و دارند.

دکتر داوود هرمیداس باوند استاد حقوق و روابط بین‌الملل دانشگاه تهران که مدرک دکترای خود را از دانشگاه امریکن در واشنگتن دی‌سی اخذ کرد، در گفت‌وگو با جام سیاست به بررسی نقطه‌نظرات رئیس جمهور جدید آمریکا در حوزه مسائل داخلی، بین‌المللی و اقتصادی پرداخته است.

آیا قدرت گرفتن ترامپ در آمریکا باعث می‌شود که ساختار نظام امنیتی جهان تغییر پیدا کند؟

ترامپ قبل از ورودش به کاخ سفید اظهاراتی را در این رابطه مطرح کرده، اما بعد از گرفتن قدرت و اتخاذ تصمیمات جدی در عرصه سیاست ممکن است رویه دیگری را در پیش بگیرد، اما اظهارات ترامپ در رابطه با ناتو،‌ اتحادیه اروپا، روابط با چین،‌ خاورمیانه و روسیه بویژه اظهاراتش درباره اروپا و انتقادش از آلمان نشان می‌دهد که او ایده‌های خاص خود را در این زمینه دارد. او در مورد ناتو معتقد است که پیمان نظامی کهنه دارد و از نظر تامین امنیت شرایط منصفانه برقرار نبوده و دیگر این‌که به نظام فرسوده تبدیل شده و نیاز به بازنگری دارد. همچنین درباره اتحادیه اروپا معتقد است که کشورهای دیگری مانند انگلستان از این اتحادیه خارج خواهند شد و آلمان را از دو جهت مورد انتقاد قرار داده است. یکی به دلیل سیاست درهای باز در قبال پناهندگان و دوم تبدیل شدن آلمان به عنوان یک قدرت مسلط در اروپا. این ادعایی است که افرادی دیگر قبلا آن را مطرح می‌کردند، البته کشورهای اتحادیه اروپا سعی می‌کردند که مسائل گذشته را پشت سر بگذارند و نمی‌پذیرند که کشوری به عنوان یک قدرت مسلط در اروپا انتخاب شود. به اعتقاد من ترامپ درباره آلمان به صورت نسنجیده این ادعا را مطرح کرده است. موضع‌گیری‌های ترامپ درباره چین و روابطش با تایوان نگرانی ویژه‌ای را برای چینی‌ها بوجود آورده است. همچنین انتقاد ترامپ از بازار آزاد آمریکا، کانادا و مکزیک و شرکت نکردن آمریکا در همکاری اقتصادی اقیانوس آرام از دیگر مسائلی است که نگرانی‌هایی را ایجاد کرده است. او درباره خاورمیانه و ایران هم اظهاراتی مطرح کرده است. بنابراین این سخنان هم برای اروپایی‌ها و هم برای چینی‌ها در هر حال نگرانی‌هایی بوجود آورده و آنان منتظرند که در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ در عرصه سیاست خارجی چه پیش خواهد آمد. ولی همان‌طور که اشاره کردم، باید دید تصمیماتی که او بعد از به دست گرفتن قدرت اتخاذ خواهد کرد در راستای همان اظهار نظراتش است یا این‌که مشاوران و کارشناسان او را وادار به تصمیم‌گیری‌های جدید خواهند کرد. به عنوان نمونه درباره برجام، مشاوران ترامپ تاکید کردند که برجام‌ پیمانی ایده‌آل نیست، اما تعهدی است که باید آمریکا نسبت به آن پایبند باشد.

صرف نظر از موضوع برجام، شما چه چشم اندازی را در روابط میان تهران و واشنگتن می‌بینید؟

این موضوع به هر دو طرف ماجرا بستگی دارد و البته در درجه اول مربوط به آمریکاست. آمریکا بحث مبارزه با تروریسم را به صورت جدی مطرح کرده و امکان همکاری با ایران در این زمینه وجود دارد. بنابراین از این لحاظ یک نگاه موازی وجود دارد. اگر آمریکا بخواهد در رابطه با ایران وارد عرصه‌های دیگر ارائه شده در کنگره آمریکا مثل حقوق بشر و تروریسم بین‌الملل شود، قضیه متفاوت خواهد بود. طرح موضوع تروریسم بین‌الملل از سوی آمریکا درباره ایران معطوف به حمایت ایران از حماس و حزب‌الله است. این گروه‌ها به صورت سنتی از سوی اسرائیل به عنوان تروریست مطرح شده‌اند و آمریکا هم از این اطلاق حمایت کرده است. در آینده ممکن است قطعنامه‌هایی در کنگره آمریکا تصویب شود که رئیس‌جمهور آمریکا از آن حمایت کند، ولی درباره برجام به نظر می‌رسد که تغییرات اساسی مطرح نخواهد شد تا به بهانه تروریسم، فشارها بر ایران تشدید شود. درباره خاورمیانه هم موضوع به رسمیت شناختن قدس شرقی به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی آمریکا از دیگر مسائل تعیین‌کننده در روابط ایران و آمریکا خواهد بود. حتی کشورهای اروپایی هم در اجلاس اخیرشان نسبت به این قضیه نگرانی‌های خود را اعلام کردند. روابط ترامپ با روسیه هم از دیگر مسائلی است که قابل توجه است. گزارش سیا درباره دخالت روسیه در فرآیند انتخابات تامل‌برانگیز است و باید این روابط در دوره ریاست جمهوری ترامپ چه فرایندی را پیدا خواهد کرد. اگر گفته‌های ترامپ قبل از ریاست جمهوری در دوران ریاست جمهوری او ترجمان عملی پیدا کند بسیاری از کشورها در روابط خود با آمریکا بازنگری خواهند کرد.

سخنان ترامپ و ابراز تمایل او برای گسترش روابط با روسیه آیا باعث خواهد شد که جنگ سرد پنهان و آشکار میان آمریکا و روسیه به پایان خود برسد یا روند دیگری را پیدا می‌کند؟

به نظر من روسیه هیچ‌گاه تصور نمی‌کرد که ترامپ ناتو را مورد سوال قرار دهد. برای پوتین این یک موهبت بزرگ است که ناتو مورد انتقاد از سوی ترامپ قرار گیرد یا اتحادیه اروپا دچار اختلال شود. این قطب‌ها همواره نگرانی‌هایی را برای روسیه ایجاد می‌کردند. مواضع ترامپ درباره ناتو و اتحادیه اروپا در صورت تحقق عملی بیش از همه منافع روسیه را تامین خواهد کرد. در گذشته آمریکا سربازانی را برای تقویت شرق و اقدامات روسیه در اوکراین به لهستان فرستاد، اما معلوم نیست که باتوجه به اظهارات جدید ترامپ درباره ناتو وضعیت چگونه خواهد بود. اساسا استراتژی روسیه و تقویت قوای نظامی این کشور از یک زاویه همواره متوجه ناتو بوده است و انتقاد ترامپ از ناتو کاملا به نفع روسیه است. حتی رویارویی آمریکا با چین هم به نفع روسیه خواهد بود چون چین قدرتی آماده رقابت با آمریکاست. برخی معقتدند که آمریکا یک قدرت جهانی است و سابقا هم که از نظام دوقطبی سخن گفته می‌شد، در واقع آمریکا بود که به عنوان یک نظام قدرتمند مطرح بود چون روسیه صرفا از نظر امنیتی و نظامی به عنوان یک قطب مطرح مورد توجه بود اما به لحاظ اقتصادی چنین وضعیتی را نداشت، اما آمریکا علاوه بر جنبه‌های سیاسی،‌ نظامی و امنیتی در بعد اقتصادی هم به عنوان یک قدرت برتر شناخته می‌شد. به نظر می‌رسد که چین هم در حال تبدیل شدن به یک قدرت گلوبال در عرصه جهانی است، بنابراین برآیند تنش میان آمریکا و چین به نفع روسیه خواهد بود. شاید یکی از تبعات این تنش برای چین ممکن است این باشد که بودجه‌هایی را که برای حوزه‌های اقتصادی در نظر گرفته است برای مسائل نظامی اختصاص دهد.

با توجه به شرایط جدی که در بین قطب‌های اقتصادی و سیاسی دنیا رخ داده آیا تصور می‌کنید که در دوره ترامپ جهان به سمت چندقطبی شدن پیش برود؟

در حال حاضر اتحادیه اروپا،‌ آمریکا،‌ چین، ‌روسیه و تا حدودی هند و برزیل از جمله کشورهایی هستند که در تلاشند به عنوان قطب‌هایی اقتصادی مطرح شوند، بنابراین چند قطبی شدن جهان به لحاظ اقتصادی مساله‌ای گریزناپذیر است. از نظر سیاسی، امنیتی و نظامی تلاش این است که موضوع هژمونی آمریکا تضعیف شود، بویژه آن‌که ترامپ از یک منظر نگاه انزواطلبانه دارد و در تلاش است که روی مسائل داخلی آمریکا بیشتر تمرکز کند. همچنین یکی از برنامه‌های وی این بود که در نهادهای اقتصادی مثل نفتا که آمریکا در آن فعال بوده دیدی انتقادی داشته باشد. همچنان با توجه به اظهارات جدید ترامپ درباره اتحادیه اروپا انتظار می‌رود تاملات اقتصادی آمریکا با این اتحادیه دچار اخلال شود. به نظر می‌رسد که او می‌خواهد آمریکا به همان جایگاه سنتی خود در قرن 19 برسد. در بعد اقتصادی هم نظر ترامپ این است که سرمایه‌‌گذاری‌هایی که آمریکایی‌ها در نقاط مختلف انجام دادند،‌ بازگشت داده شود تا ایجاد اشتغال در این کشور صورت بگیرد. البته در عین حال باید گفت که او ظاهرا توجهی به تبعات اقتصادی سخنان خود در این‌باره ندارد. مثلا سرمایه‌گذاری شرکت فورد در مکزیک اگر دچار اخلال شود روی کیفیت کالا و قیمت سرمایه‌گذاری تاثیر خواهد گذاشت. طبیعی است که مزد کارگر در آمریکا بالاتر از کشورهای دیگر است و اگر این سرمایه‌گذاری در آمریکا صورت بگیرد قیمت کالا بالاتر خواهد رفت. در حوزه تامین سوخت هم ترامپ معتقد است که باید از معادن ذغال‌سنگ استفاده شود. رویه‌ای که مدت‌ها پیش در اروپا کنار گذاشته و منابع دیگری مثل نفت و گاز برای تامین انرژی در نظر گرفته شد.

چالش‌های ترامپ در حوزه اقتصادی،‌ داخلی و بین‌المللی چیست؟

دقت در سخنان ترامپ نشان می‌دهد که اظهارات او در برخی از مواقع با سخنان قبلیش تعارضاتی داشته است. شاید تغییر برخی از مواضع ترامپ ناشی از مشورت او با کارشناسان و مشاورانش باشد. آن چیزی که از سوی او بیان شد نگرانی‌هایی برای بسیاری از قطب‌ها بوجود آورده است. از جمله برای اروپاییان هم در چارچوب ناتو و هم برای اتحادیه اروپا و همچنین درباره چین و خاورمیانه نگرانی ‌هایی را ایجاد کرده است. برخی از کشورها مثل عربستان سعودی تصور می‌کنند که خط مشی ترامپ به نفع آنها خواهد بود یا این که برخی گمان می‌کنند آمریکا در دوره ترامپ موضعی سخت افزاری علیه ایران در پیش خواهد گرفت. چنین برداشت‌هایی براساس گفته‌های ترامپ قبل از گرفتن قدرت استباط می‌شد، اما به نظر می‌رسد که مسئولیت گرفتن ترامپ باعث تغییر بعضی از مواضع او خواهد شد. به عنوان نمونه او در یکی از اظهارات خود تاکید کرد که سه میلیون نفر را از آمریکا اخراج خواهد کرد. طبیعی است که این سه میلیون نفر در یک مکان تجمع ندارند، آنها در 51 ایالت آمریکا پراکنده‌اند و سال‌ها در این کشور کار می‌کنند. به همین دلیل کنگره آمریکا اعلام نظر کرده که این نهاد است که صلاحیت دارد درباره اخراج کردن یا نکردن این سه میلیون نفر تصمیم‌گیری کند. نمونه دیگر این‌که دولت مکزیک هم اعلام کرده که به هیچ وجه درباره احداث دیوار در مرزهای این کشور با آمریکا نه هزینه را متقبل می‌شود و دخالتی هم در آن ندارد، در صورتی که ترامپ در اظهارات خود عنوان کرده هزینه ساخت دیوار را دولت مکزیک باید پرداخت کند، به همین دلیل اظهارات کارشناسان و مشاوران ترامپ در برخی از مسائل متفاوت از نقطه نظرات اولیه ترامپ است.

گفت‌وگو از: فتاح غلامی

ضمیمه جام سیاست
جام جم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2709115204588766510
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: