لوگوی جام جم سیما
  • 0 0
  • 0

گفت‌وگو با مسعود کرامتی، بازیگر سریال «سر به راه»

با ایده مقابل دوربین می‌روم

دوشنبه 17 فروردین 1394 ساعت 03:00
مسعود کرامتی تهیه‌کننده، کارگردان و بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر، متولد نهم مرداد ۱۳۳۵ و فارغ‌التحصیل هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است.

این هنرمند قدیمی که سینما را با عروسک‌گردانی «مدرسه موش‌ها» شروع کرد، جزو گزیده‌کاران سینمای ایران محسوب می‌شود. در پیشینه کاری او فعالیت‌های مختلفی چون خوانندگی، صداپیشگی، ساخت آنونس، امور فنی، کارگردانی و بازیگری به چشم می‌خورد.

کرامتی چهره خاص و گرمی برای ایفای نقش‌های مختلف دارد و هر نقشی که تا به حال بازی کرده، توانسته بخوبی جزئیات آن را در بیاورد. او در سریال «سر به راه» که ایام نوروز از شبکه پنج پخش شد شخصیت دوست‌داشتنی یحیی را بازی کرد. او در این اثر نوروزی، مسئولیت خانه یاس را به عهده داشت و از بچه‌های بی‌سرپرست نگهداری می‌کرد. او هرگز به عنوان یک مسئول با بچه‌ها و بقیه برخورد نمی‌کرد و سعی داشت یک پدر مهربان برای آنها و اطرافیانش باشد.

اغلب کارگردان‌هایی که بازیگر هم بوده‌اند، بسختی به بازی تن می‌دهند و حتی وسواس دارند. علت این‌که شما همچنان علاقه‌مند به حفظ جایگاه بازیگری خود هستید، چیست؟

من کارم را به عنوان کارگران شروع کردم، حداقل در کار تلویزیونی و بعد وارد کار بازیگری شدم. خیلی هم این تفکیک‌ها را متوجه نمی‌شوم و برای من بازیگری حداقل از مقطعی جدی شد. من دلم نمی‌خواست بازیگری کنم، ولی شرایطی به وجود آمد که بازیگر شدم. این به آن معنا نیست که به بازیگری علاقه نداشتم، چون به نظرم بازیگری مقوله جذابی است. در واقع شرایطی به وجود آمد که بازیگری کنم و ادامه دادم و ادامه هم خواهم داد اگر همان نشانه‌هایی که در نظر دارم در یک نقش وجود داشته باشد.

ضمن این‌که وقتی نقشی را می‌پذیرم، باید لحظاتی داشته باشد که از بازیگری لذت ببرم. زمانی که پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی سر به راه به کارگردانی سعید سلطانی به من داده شد و با نقش یحیی آشنا شدم، حس کردم اگر نگاه جدی به نقش داشته باشم، حتما لحظاتی دارد که برای من و تماشاگر جذاب خواهد بود.

به نظرم نقش یحیی که مسئولیت خانه یاس را به عهده داشت، قابل اعتنا بود و می‌دانستم تماشاگر هم با آن ارتباط برقرار می‌کند. البته من خیلی به نقش مثبت اعتقادی ندارم. در واقع فکر می‌کنم مخاطب با نقش‌های منفی بیشتر از نقش‌های مثبت ارتباط برقرار می‌کند و آن را دوست دارد.

شما که اعتقادی به نقش‌های مثبت ندارید، پس چرا در سریال سر به راه نقش مثبت بازی کردید؟

به خاطر این‌که سعید سلطانی کارگردان و ایرج محمدی تهیه‌کننده را از قبل می‌شناختم و همین باعث شد راحت‌تر بازی در این سریال را بپذیرم و از سوی دیگر این حس را داشتم که این نقش می‌تواند حس مخاطب را درگیر کند و پیگیر ماجراهایی باشد که برای او می‌افتد.

شما بازیگر حسی هستید یا تکنیکی؟

من به حس در بازیگری خیلی اعتقاد دارم، هرچند نمی‌شود در بازیگری منکر تکنیک شد. بخصوص این‌که تکنیک جزو ملزومات بازیگری است، ولی شخصا بشدت معتقدم بازیگر باید از نظر حسی درگیر لحظات شخصیت باشد.

این درگیر شدن برایتان حد و مرزی دارد؟ چون برخی بازیگران معتقدند آن‌قدر درگیر نقش می‌شوند که حتی در زندگی عادی‌شان هم نقش جاری و ساری است.

من تاکنون این‌قدر درگیر نقش نشده‌ و ندیده‌ام کسی چنین اتفاقی برایش بیفتد. اگر هم شنیده باشم، راستش بیشتر به نظرم شعار است. چون در بازیگری ما باید شخصیت را بشناسیم و ابعاد و ظرایفش را بدانیم و در موقعیت‌هایی که فیلمنامه پیشنهاد می‌دهد، آن را بازی کنیم و واکنش‌های حسی داشته باشیم. نه به این معنا که وقتی بازی می‌کنم، نمی‌فهمم چه اتفاقی می‌افتد، این‌که بازیگری نیست و یکجور جنون و دیوانگی است.

در بازیگری شما باید تکنیک استفاده از حس را در موقعیت خاص از طریق نقش بروز دهید که به آن دانش بازیگری می‌گویند. یک بازیگر باید این دانش را داشته باشد و در هر موقعیتی که کارگردان اراده می‌کند، بازی کند.

یحیی در سریال سر به راه خیلی مثبت است و هیچ اشتباهی نمی‌کند؛ در حالی که هر آدمی ایرادهایی دارد هر چند کوچک. به نظرتان بهتر نبود برای باور پذیر شدن این شخصیت کمی هم مخاطب یحیی را در موقعیت‌هایی می‌دید که تصمیم اشتباه می‌گیرد؟

راستش من نام این نقش‌ها را مثبت بی‌خاصیت می‌گذارم. ویژگی‌ این نوع نقش‌ها در این است که در لحظاتی قرار می‌گیرند که درگیری‌های عاطفی برایشان پیش می‌آید و یحیی هم فارغ از این مساله نیست. به نظرم این درگیری‌ها باعث می‌شود نقش نجات پیدا کند.

شخصا اعتقاد دارم شخصیت‌پردازی نقش‌های مثبت باید به گونه‌ای باشد که به واقعیت جامعه نزدیک باشد. در این صورت شخصیت‌های مثبت هم قابل باور و دوست داشتنی خواهند شد. البته شخصیت‌پردازی نقش‌های مثبت کار دشواری است و حتی سخت‌تر از نقش‌های منفی است، اما شدنی است و می‌توان روی آن کار کرد.

من از همان روزهای اول تصویربرداری سریال پیشنهاد کردم بهتر است پیچیدگی‌هایی برای نقش یحیی در نظر گرفته شود، ولی در مجموع امیدوارم تماشاگران نقش یحیی را دوست داشته باشند. سعی کردم نقش یحیی را روان و دوست‌داشتنی بازی کنم تا مخاطب از دیدنش لذت ببرد و برایش جالب باشد. نمی‌دانم چقدر موفق بودم. قضاوت به عهده بینندگان است.

یکی از مشکلات سریال‌های مناسبتی نبود زمان مناسب و با عجله کار کردن است. برای این‌که سریال‌ به موقع برسد، زمان کمی برای اصلاحات وجود دارد و همین به بخش‌هایی از کار لطمه می‌زند، اما با توجه به زمان کم، کارگردان و تهیه‌کننده وسواس داشتند تا یک اثر خوب و دیدنی را برای مخاطبان شبکه پنج آماده کنند.

خیلی حواس‌شان بود که فیلمنامه سریال سر به راه شسته و رفته باشد، اما به اعتقاد خودم اگر تعجیل برای ساخت نبود، می‌شد روی موقعیت‌های یحیی بیشتر کار کرد و ویژگی‌هایی در او قرار داد که به دراماتیک کار افزوده شود و شخصیت عمق پیدا کند. در مجموع می‌توانستیم روی روابط آدم‌ها بیشتر کار کنیم، ولی نبود زمان هم یک مساله مهم در تولید آثار نمایشی است.

وقتی شما به عنوان بازیگر در یک اثر بازی می‌کنید، صرفاً به عنوان بازیگر وارد می‌شوید و نگاه کارگردانی را کنار می‌گذارید؟

به هر حال وقتی می‌پذیرم در یک اثر بازی کنم، حتماً بازیگر خواهم بود و در این مساله شک نمی‌کنم. اگر دوستان علاقه‌مند باشند از نظر من استفاده کنند، حتماً این کار را انجام خواهم داد و پیشنهادهایم را درباره نقش و فیلمنامه می‌گویم، ولی در مجموع وقتی به عنوان بازیگر در یک اثر حضور دارم، نگاه کارگردانی ندارم؛ چون در نهایت کارگردان اثر تصمیم می‌گیرد چگونه اتفاقات رقم بخورد و بازیگران چطور بازی کنند. سعی می‌کنم شخصاً طوری بازی کنم که بازی‌ام به دل مخاطب بنشیند.

کارگردانی دغدغه‌ اصلی‌تان است یا بازیگری؟

من هر دوی اینها را دوست دارم. البته من هر نقشی را نمی‌پذیرم و همیشه گزیده کار کردم. نمی‌خواهم بگویم همه نقش‌هایی که انتخاب کردم، عالی بوده و بدون ایراد و کار متوسط نداشتم، اما سعی‌ام این بوده در کارهایی بازی کنم که قابل دفاع کردن باشد و بتوانم دفاع کنم.

ضمن این‌که کارگردانی را سخت‌تر از بازیگری می‌دانم و بیشتر هم دوست دارم، چون هدایت سکان کشتی به عهده کارگردان است و در همه چیز از نور گرفته تا تصویر، بازی بازیگر، قصه و... کارگردان تصمیم‌گیرنده است. گرچه جمع کردن همه این موارد کار را سخت می‌کند، اما سختی‌های حرفه کارگردانی شیرین است و بیشتر ذهنم را درگیر می‌کند.

از نظر شما بازیگران نسل جدید به لحاظ حرفه‌ای، حسی و تکنیکی پیشرفت کرده‌اند و عملکردشان قابل دفاع است؟

من اتفاقا به بازیگران جوان‌ اعتماد دارم و فکر می‌کنم آینده خوبی در انتظارشان است، نه همه‌شان البته. ولی واقعیت این است که بعضی بازیگران جوان ما، طوری نقش‌شان را بازی کرده‌اند که قطعاً یک بازیگر قدیمی نمی‌توانست بازی کند. بازی برخی جوان‌ها را که می‌بینم، احساسم این است چقدر اینها پیشرفت کرده‌اند و نگاهشان عمیق‌تر است. چون به نظر من وسعت نظر، افق دید و دانش عمومی به عرصه بازیگری کمک می‌کند.

چقدر سعی کردید در این سریال تجربیات‌تان را به نسل جوان منتقل کنید؟

اگر موقعیتش پیش می‌آمد این کار را انجام می‌دادم، ولی از آنجا که سریال تلویزیونی سر به راه خیلی به لحاظ موقعیت نمایشی پیچیدگی خاصی نداشت، به همین دلیل برای اجرا هم خیلی درگیر نبودم، ولی شخصا برایم ارتباط با بازیگر نقش مقابل اهمیت دارد. مهم است که نقش مقابلم را چه کسی و چگونه بازی می‌کند.

من همیشه عادت دارم با فکر در صحنه حاضر ‌شوم و با کارگردان سر صحنه درباره شخصیتم صحبت می‌کنم، حتی در جاهایی که لازم باشد چالش هم خواهم کرد. گرچه نظر نهایی را کارگردان می‌دهد، اما من همیشه پیشنهادهایم را به کارگردان می‌گویم.

اشاره کردید که با فکر سر صحنه حاضر می‌شوید. ممکن است کارگردان آن طوری که شما فکر کردید نخواهد بازی کنید. در این صورت چه راهکاری دارید؟

سعی‌ام بر این است که با تمرکز سر صحنه حاضر شوم، حتی در روزهایی که فیلمنامه سریال سر به راه سر صحنه و قبل از ضبط به دستمان می‌رسید، اما با این حال قبل از ضبط با کارگردان صحبت می‌کردم. ممکن است نظر کارگردان خلاف نظر من باشد، اما معتقدم بازیگر بدون فکر مثل یک ماشین مکانیکی خواهد بود که فقط اجرا کننده نظرات کارگردان است.

شما قبل از سریال سر به راه در اثر مناسبتی بازی نکرده بودید. تجربه‌اش چطور بود؟

سریال سر به راه اولین تجربه کار مناسبتی‌ام است و تا امروز در چنین آثاری بازی نکرده بودم. دیگر هم دوست ندارم چنین تجربه‌ای داشته باشم، چون وقتی فیلمنامه حاضر نباشد همه چیز با عجله انتخاب می‌شود. به نظرم عجله‌ای که برای ساخت کارهای مناسبتی وجود دارد به بخش‌هایی از کار لطمه می‌زند و همه چیز نامطمئن است. البته منظورم به سریال سر به راه نیست. همه سریال‌های مناسبتی که برای ایام مختلف تولید می‌شوند با کمبود زمان رو‌به‌رو می‌شوند.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟

سال گذشته سریال‌ «یادداشت‌های یک زن خانه‌دار» را برای شبکه چهار کارگردانی می‌کردم که درگیر تغییر مدیریت سازمان و مسائل مالی شد و ادامه تولید متوقف ماند. با تدبیر اسماعیل عفیفه، تهیه‌کننده قرار شده تصویربرداری ادامه این سریال بزودی آغاز شود.

فاطمه عودباشی ‌/‌ گروه رادیو و تلویزیون

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1894458889342854745
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: