• اشتباهاتی که زندگی مشترک را با خطر طلاق مواجه می کند

    هرچند طبق آمارهای رسمی، بیشتر طلاق ها در 5 سال ابتدایی زندگی مشترک اتفاق می افتد؛ اما در هیچ دوره ای نمی توان از این آسیب بزرگ در امان بود. همچنین به ندرت پیش می آید که ازدواج یک شبه نابود شود و در بیشتر مواقع، این فرآیند به تدریج و در طول زمان اتفاق می افتد.

  • این نشانه‌ها یعنی زندگی‌ مشترکتان لبه پرتگاه است!

    تاکنون شده است احساس کنید استقلال‌تان را از دست داده‌اید؟ شاید جایی که روح و روانتان خدشه‌دار شده است؛ یعنی زندگی احساسی‌تان به مخاطره افتاده است و باید سعی کنید تعادل از دست رفته را بازگردانید.

  • رابطه جنسی در دوران بارداری خطرناک است؟! / توصیه های یک پزشک زنان درباره دوران بارداری و تغذیه مادر

    دوران بارداری دورانی است که بیشتر زنان آن را تجربه می کنند اما باید آگاه باشند این شرایط خاص نیاز به مراقبت های خاص دارد چرا که هرگونه کار بی مبالاتی باعث صدمه به جنین می شود. یکی از عواملی که برای زوج ها همیشه مبهم بوده این است که آیا می توانند در طول بارداری رابطه جنسی مطمئنی داشته باشند که به فرزندشان آسیبی وارد نشود؟ آیا تغذیه در تعیین جنسیت فرزندانشان تاثیر دارد ؟ آیا می دانند در طول این دوران چه مواد غذایی مصرف کنند ؟ و خیلی سوالات دیگر ؛ برای شنیدن پاسخ به این سوالات و مراقبت های این دوران با یک متخصص زنان به گفت و گو نشسته ایم.

  • آیا همسرتان نمونه است؟

    همه شوهرها فوق‌العاده نیستند ولی اگر همسر شما این ۱۷ ویژگی را دارد، باید بدانید که زن بسیار خوش‌شانسی هستید.

  • مشکلات ساده اما ویرانگر روابط زناشویی

    تنها مشکلاتی مانند اعتیاد، بدرفتاری و خیانت، آشیانه گرم یک خانواده را از بین نمی‌برند. برخی از ناراحتی‌های به ظاهر جزئی نیز می‌توانند تاثیر مخربی روی روابط زن و شوهر داشته باشند.

  • چگونه همسر خود را در ۱۰ دقیقه بهتر بشناسیم؟

    گاهی ما فکر می‌کنیم چون با همسر خود زیاد صحبت می‌کنیم رابطه موثری با او داریم، اما آیا واقعا می‌دانیم او به چه چیزی فکر می‌کند و چه حسی دارد؟ خیلی از ما به دلیل مشغله‌ شغلی، تحصیل یا سروکله زدن با بچه‌ها، به اندازه کافی وقت برای گوش دادن به حرف‌های همسرمان که مهم‌ترین شخص زندگی‌مان است، نداریم. درحالی که این موضوع بسیار مهم است که زمانی را به این کار اختصاص دهیم و در این زمان تمام توجهمان را به او معطوف کنیم.

  • چرا با دیگران سازش نداری؟

    شخصیت به معنای الگوهای معینی از رفتار و شیوه‌های تفکر است که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند و تمام ویژگی‌های فرد را دربر می‌گیرد. همه انسان‌ها در مراحل رشد خود ویژگی‌هایی دارند که جزو صفات شخصیتی آنها قرار می‌گیرد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سحر

    سلام من یه سوال داشتم چطورمیتونم كاری كنم شوهرم به حرفم گوش بده وكاری روكه صددرصدمطمعنم اشتباهه انجام نده من چندتاكاركردم ولی جواب نداداول گریه وزاری وقهرجواب ندادبعدباخوبی ومهربونی وخوشی بازم جواب ندادبعدبراش دلیل ومدرك ومنطق اوردم كه كارت اشتباهه بازم جواب نداد واخرشم خونسرددیگه بهش اصرارم نكردم وگفتم هركارمیدونی خوبه انجام بده بااینكه ازنظرمن اشتباهه بازم جواب نداد دیگه نمیدونم چكاركنم وكاراشتباهش اینه كه فكرمیكنه تریاك ادموسالم نگه میداره ازچهل سال به بالا و۳۵ سالشه تاحالادنبال این چیزانبوده چون همیشه كنارشم مطمعنم ازش ولی الان سه چهارماهه ماهی یكبارانجام میده نمیدونم چكاركنم لطفاراهنماییم كنید

    سلام متاسفانه راهكاری ندارد جز اینكه تنهایشان نگذارید.ایشان باور دارند كاری كه می‌كنند برای سلامتشان خوب است.این باور را نمی‌توانید شما از بین ببرید.اینكه اشتباه است و ضرر دارد هم باور شماست. ایشان هم نمی‌توانند این باورها را تغییر دهند.شما تلاش كنید تنها نمانند.نوع رابطه ها را به آرامی تغییر دهید.شاید بد نباشد ایشان با پزشك مشورت كنند تا مطمئن بشوند چه آسیب هایی به خودشان می‌زنند.اما نكته اصلی این است ایشان دوست دارند تریاك مصرف كنند و بهترین دلیل برای رهایی از عذاب وجدان كارشان و ناراحتی های شما ،‌برای سلامت مفید بودن است. مراقب خودتان باشید.خودتان را قوی كنید.برنامه‌های خوب برای آینده خودتان و بچه هایتان داشته باشید.تمام تمركز و انرژی‌تان را برای خودتان و بچه هایتان بگذارید.نه اینكه به همسرتان توجه نداشته باشید.بلكه با توجه به ایشان، انرژی‌تان را برای حرف شنوی ایشان خرج نكنید چون تا خودشان نخواهند این كار امكان‌پذیر نخواهد بود.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

    Vesta

    سلام خسته نباشید من یه ساله تو عقدم خیلی به مادرشوهرم حسادت میكنم ازش متنفرم حس میكنم شوهرم زیادی دوستش داره بهش توجه میكنه حالمو بهم میزنه وقتی میبینم مامانشو بغل میكنه میبوسه آتیش میگیرم دوست دارم برم موهای مادرشوهرمو بكنم دوس دارم داد بزنم بهونه بگیرم گریه كنم مادرشوهرم و پدرشوهرم رفته بودن شمال تو این مدت چون برادرشوهرم محصله من اومدم خونشون كه حواسم به برادرشوهرم باشه شبام همسرم میومد خونه و بعد كه مادرشوهرم اینا اومدن خواهرشوهرم بهم زنگ زد كه میای خونمون چند روز بمونی كمكم كنی اخه طفلك حامله بود ویار داشت نمیتونست كارای خونشو انجام بده خلاصه منم رفتم به همسرمم پیام دادم كه میرم اونجا واسه توام لباس و وسایلاتو میبرم بیا اونجا اول گفت باشه بعد پیام داد عزیزم من یه سر میرم خونه بعد میام اونجا گفتم چرا گفت هم دوش بگیرم هم مامانمو ببینم گفتم من برات لباس اوردم بیا اینجا دوش بگیر گفت میخوام مامانمو ببینم گفتم اوكی هرطور راحتی بعدشم دیگه هرچقدر پیام داد جوابشو ندادم دقیقا دو ساعت نشست خونه مامانش و انگار نه انگار من اینجا منتظرشم بعد دو ساعتم آقا به همراه مامانشون تشریف اوردن منم تا آخرشب لام تا كام هیچی نگفتم كاملا مشخص بود كه از یه چیزی ناراحتم همسرمم برعكس همیشه هیچی نپرسید هروقت میدید ناراحتم میبردم یه گوشه ازم میپرسید چمه و آرومم میكرد ولی انگار نه انگار حرصم گرفت بغض كردم هیچی نگفتم باباش اومد دنبال مامانش اینا و رفتن...رفتیم بخوابیم نشستم انقدر گریه كردم كه دیوونه شد گفت آخه چته یعنی من نباید برم دیدن مامانم منم گفتم خیلی بچه ننه ای خیلیا سالی یبار مامانشونو نمیبینن تو سر یه هفته رفتی دیدن مامانت من حالم گرفته بود حالمو نپرسیدی حالا اگه مامانت ناراحت بود خودتو میكشتی براش از مامانت متنفرم دوس دارم خفش كنم گفت من نمیدونم چرا اینطور شدی نمیدونم من زیادی لوست كردم یا بهت كم توجهی كردم اصن نمیدونم كی مقصره این وسط...توروخدا كمكم كنید چیكار كنم😢

    سلام.نتیجه ای كه من از نوشته شما گرفتم این است كه شما حتما باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید.باور های مركزی و افكار منفی ای در شما نهادینه شده است و در پی آن قوانینی برای خودتان نوشته اید كه همه اینها شما را در زندگی پیش می برند.یعنی شما براساس آنچه دیده اید و شنیده اید باید و نبایدهایی دارید كه می توانند نادرست باشند.در نوشته شما حركت عجیبی از طرف همسرتان وجود ندارد،‌بلكه رفتار شما باعث تعجب است. برای بهتر شدن حال تان و این كه روزهایتان را خراب نكنید حتما به مشاوره مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی