• نقش خانواده در آموزش کودکان پیش دبستانی

    خانواده در تعلیم و تربیت کودکان نقش مهمی را ایفا می کند. یکی از نکات بسیار مهم در خانواده ، ارتباط است ، یعنی والدین باید به روش های صحیح برقراری ارتباط با کودکان ، آگاهی داشته باشند .این نوشتار به ما در برقراری این ارتباط کمک می کند .

  • چگونه عذرخواهی را به کودکانمان بیاموزیم ؟

    یکی از موضوع‌های مهمی که والدین در تربیت فرزندشان به آن اهمیت می‌دهند،احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی‌کردن است. خصوصا اگر یک میهمانی رسمی باشد که پدر ومادر خیلی رودربایستی دارند... بسیاری از والدین هرگز به رفتارهای بد فرزندشان واکنش نشان نمی‌دهند و کم‌سن‌بودن او را توجیه?کننده رفتارهایش می‌دانند. در مقابل، پدر و مادرهایی هستند که فرزندشان را در مقابل هر خطای کوچکی وادار به عذرخواهی می‌کنند. در‌این باره با دکتر محمدرضا خدایی، روان‌پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان‌بخشی گفت‌وگو کردیم.

  • پنج اصل طلایی در زندگی مشترک

    یکی از نکاتی که باید در زندگی مد نظر قرار گیرد این است که زن و شوهر اطلاعات دقیقی از وضعیت جسمی و روحی یکدیگر داشته تا بتوانند به درک متقابلی از یکدیگر برسند. هر چقدر دانش و اطلاعات زوجین گسترش یابد، این مسأله به راحتی میسر خواهد شد. لذا باید خانواده های گرامی به این نکته توجه داشته باشند برای اینکه آرامش بیشتری در محیط خانه مستولی و حاکم باشد: باید به این اصول اساسی گردن نهاد تا بتوان به تحکیم نهاد خانواده کمک کرد.

  • وقتی "مارک" ها ما را می‌زنند!

    این روزها خرید و استفاده ما از کالاها بیش از اینکه تابع نیاز خانواده باشد ، تابع تبلیغات و تحت تاثیر مارک ها و برندهایی است که گمان می کنیم حتی برایمان تشخص هم می آورند ، در حالی که معمولا این چنین نیست و با این نوع خریدها متضرر هم می شویم.

  • برایم تکراری نمی شوی، مثل بوی یک گل

    یک تابلوی زیبا، اثر دست یک هنرمند معروف که هزینه زیادی برای خرید آن داده‌اید را تصور کنید که بر دیوار روبه‌رویی سالن نصب کرده‌اید. جایی که هر روز، چند بار چشمتان به آن بخورد و از زیبایی آن لذت ببرید. روزهای اول که این تابلو را نصب می‌کنید، روزی چند بار مقابلش می‌ایستید و با دقت جزء‌جزء آن را نگاه می‌کنید و غرق لذت می‌شوید، اما به مرور زمان حضور این تابلو برایتان عادی می‌شود. به جای روزی چند بار، یک‌بار در روز به آن نگاه می‌کنید و بعد، چند روز یک‌بار و به مرور زمان، هفته‌ای، ماهی و حتی ماه‌ها می‌گذرد و یادتان می‌رود آن تابلوی زیبایی را که برای به دست‌آوردنش هزینه زیادی کرده بودید، نگاه کنید.

  • با این پیمان شکسته شده چه کنم ؟

    آمارها و گزارش‌های روان‌شناسان و دادگاه‌های خانواده نشان می‌دهد در دهه گذشته بی‌وفایی در زندگی زناشویی در جامعه ما افزایش پیدا کرده و مهم‌ترین عامل طلاق به شمار می‌رود. نکته نگران‌کننده‌تر این است که چنین مشکلی که دیرزمانی فقط مختص مردان بود، امروزه زنان را هم دربرگرفته و با توجه به نقش محوری و تربیتی زنان در جامعه، زنگ خطر‌ها به صدا درآمده است

  • چرا زن و شوهرها با هم حرف نمی زنند؟

    این روزها میزان صحبت کردن زن وشوهر ها با یکدیگر در محیط خانه به پایین ترین حد رسیده است و معمولا هر کدام کنار هم ولی از هم دورند و هر یک به کار خویش مشغولند که به باور کارشناسان این پدیده علت گوناگون دارد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    علی

    سلام خانم كامرانی. ممنون از وقتی كه برای خوانندگان سایت میگذارید و احترامی كه برای ما قائل میشید. سوال من در مورد مادرم هست. مادر من حدود 3 سال هست كه بازنشست شدند(معلم بودند) و تقریبا با فاصله چند ماه هم مادرشونو از دست دادن. چندوقتی هست كه تحت نظر روانپزشك هست و از بیماری افسردگی رنج میبره. همچنین از سال ها قبل دچار وسواس بود چه وسواس فكری چه وسواس تمیزی. مدل بیماری مادرم جوری هست كه اطرافیانش كه شامل منو برادرم و پدرم هست به شدت تحت فشار هستیم. به علت وسواس فكری اگه كاری رو به ما بگه اون كار حتما باید انجام بشه بی برو برگرد وگرنه گریه میكنه و افسردگیش چندبرابر میشه، با كسی حرف نمیزنه و قیافش جوری میشه كه اگه ببینیش تمام غم های عالم میاد سرت. بطور مثال با اصرار خودش با كلی درد سر خونه ی جدید خریدیم حالا بعد از یكسال به شدت اصرار میكنه كه باید از اینجا بریم چرا كه معتقده حال روحیش توی این خونه بدتر شده. این یه نمونه از صدها مساله ای هست كه مادرم هر از گاهی بهش اصرار میكنه. از طرفی به من و برادرم به شدت وابسته است كه حتی به سختی اجاز میده منو برادرم كه 27 و 32 سالمون هست از خونه بریم بیرون. خیلی با آشنایان و اطرافیانش رفت و امد نداره. بخاطر همین هم راضی نشد من یا برادرم خارج از كشور ادامه تحصیل بدیم. من واقعا با وضعیت مادرم بسیار نگران ایندم هستم چرا كه احتمال بروز مشكل هنگام ازدواج ما وجود داره، یا اگه قصد كار كردن در شهر دیگه ای رو داشته باشیم. ناگفته نمونه با ازدواج كردن ما مشكلی نداره. یكی از دلایلشم این هست كه فكر میكنه عروس بیاره یكم سرش گرم میشه. سوال من از شما اینه كه مدل رفتاری ما باید باهاش چه شكلی باشه؟ برادر و پدرم خیلی وقت ها از كوره در میرن و باهاش بحث و جدل میكنن ولی من نه. به همین دلیل به من خیلی بیشتر وابستس. خیلی هم نمیتونن پدر و برادرم رو با خودم همراه كنم. . لطفا منو راهنمایی كنید. در ضمن تحصیلات مادرم لیسانس، پدرم دیپلم و منو برادرم فوق لیسانس هست. سپاس از اینكه وقت با ارزشتون رو در اختیار ما می گذارید.

    سلام.مشكلات مادر شما پیچیده به هم شده‌است.درمان هر كدامشان هم زمان می برد و صبر و ممارست می‌خواهد. شما فقط كافی است مادرتا ن را همین جوری كه هست بپذیرید. البته این پذیرش بسیار سخت اتفاق می افتد .بهترین راه حل این است كه همراه دیگر اعضای خانواده از مشاوره حضوری روان شناس كمك بگیرید. باید با هم همراه شوید.این كه یك نفر فقط این كارارا بكند بی فایده است. رفتارهای مادرتان به بیماریش وابسته است. نمی توان برای ایشان نسخه ای تجویز كرد مگر همراه با دارو و روان درمانی. پس ایشان را بپذیرید و سعی كنید بهترین راه ها را انتخاب كنید.جلسات روان درمانی را هر هفته برای مادرتان در نظر بگیرید و از انها غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    اشكان 1991

    سلام و عرض ادب دارم خدمت مشاورین محترم. بنده 27 سالمه و مدت چند سالیه كه عاشق یه خانومی هستم و باهم در ارتباطیم. اما تو یك سال گذشته چند بار كاملا ارتباطشو با من قطع كرده و هر بار خودش برمیگرده و دوباره رابطه مون شروع میشه. واقعا موندم چیكار كنم خیلی دوسش دارم هروقت برمیگرده توانایی "نه" گفتن ندارم! اما بعد از مدتی كه برمیگرده آنچنان تحقیرم میكنه انگار اضافی هستم تو زندگیش بطوریكه میگم دفعه بعد جوابشو نمیدم و ردش میكنم، خیلی بهم سخت میگذره، بخاطر همین رفتارشم نتونستم با خانواده م دوست داشتنشو در میان بذارم. لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.

    سلام.شما ترس از تنها ماندن دارید.باید روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.ایشان هم مشكلات خاص خودشان را دارند.اگر تمام موارد شما مورد پسند ایشان باشد نمی‌روند و بعد برگردند.اما چون هر دفعه در برگشت مورد استقبال شما قرار گرفته‌اند می‌دانند بالاخره جایگاهی دارند و این رفتارشان تقویت می‌شود.با افزایش اعتماد به نفس ،‌قدرت "نه" گفتن را هم یاد خواهید گرفت.پس تغییر این رویه به شما بستگی دارد كه چگونه برخورد كنید. چون هر رفتاری علتی دارد و بهترین راه ادامه رفتار، تقویت آن است. تمرین كنید تا رفتارتان عوض شود.از ترس تنها ماندن ،‌تصمیمات اشتباه نگیرید.احساسات واقعی خودتان را بشناسید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی