• ای هدیه که می روی به سویش

    چند بار در زندگی‌تان هدیه گرفته‌اید؟ در تولدها، سالگردها، مناسبت‌های مذهبی و باستانی، آشنایی‌های شیرین و حتی خدانگهدارهای تلخ همیشه هدیه‌هایی رد و بدل می‌شود و این یعنی همه ما برای حفظ و تحکیم روابط‌مان با آدم‌های اطراف و ساختن خاطره‌هایی خوب با آنها باید شیوه برگزیدن هدیه‌ای درخور طرف مقابل‌مان را یاد بگیریم.

  • بابا ، مامان! لطفا مرا درک کنید

    «توی اتاق خودم می‌نشینم و هدفون را توی گوشم می‌گذارم و سری به شبکه‌های اجتماعی می‌زنم. دوستانی را که مامان نمی‌گذارد در خارج از خانه ببینم در آنجا ملاقات می‌کنم و گاهی ساعت‌ها با همه آنها تفریح می‌کنیم. دوست دارم در اتاقم بسته باشد. مامان و بابا به آدم‌ گیر می‌دهند. یک‌بار به رنگ و روی من گیر می‌دهند که چرا زرد شده‌ای، یک‌بار جیب‌هایم را تفتیش می‌کنند، یک‌بار مچشان را توی اتاق می‌گیرم. گاهی به مردمک‌های چشمم زل می‌زنند که ببینند تحت تاثیر مواد مخدر هستم یا نه؟ دوستانم را بازخواست می‌کنند. این رفتارها برای من غیرقابل تحمل است. » اینها گوشه‌ای از درددل‌های یک نوجوان است که حس می‌کند از خانواده فاصله گرفته، اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

  • با هم متفاوتیم ، نه مخالف

    در مسیر دریا به هم رسیدیم. در دامنه دشت، در کنار برکه‌ای که صدای هیچ پروازی را از یاد نبرده بود، در سایه کوهی که عظمتش را به رخ آسمان می‌کشید.به هم رسیده بودیم مثل آدم و حوا، و فکر می‌کردیم زمین زیر پایمان بهشت خداوندی است که در دلمان قدم می‌زند.

  • تفاوت ها را بپذیریم

    یک سیب بهتر است یا یک پرتقال؟ کدامشان خوش عطر تراست؟ کدامیک مزه بهتری دارد؟ اگر کدام یکی‌شان نباشد جایش در کاسه میوه خالی است؟ بعضی‌ها به سیب رای می‌دهند و بعضی‌ها به پرتقال، بعضی‌ها مجذوب سیب هستند و بعضی‌ها دلباخته پرتقال. هرکدام هم استدلال مخصوص به خود را دارند، اما واقعیت این است که همه این رای‌دادن‌ها و موافق و مخالف‌بودن‌ها فقط یک نظر است، چون نه می‌شود حکم قطعی داد که پرتقال از سیب خوش عطرتر و خوشمزه‌تر است و نه می‌شود چنین حکمی را به نفع سیب داد یا موافقان سیب را تبدیل به موافقان پرتقال کرد.

  • خداحافظ اتاق خواب مامان

    دیدن صحنه کودکی خواب‌آلود و احتمالا گریان در آستانه اتاق والدین برای همه پدران و مادران صحنه‌ای کاملا آشناست. مادری که خسته از کار روزانه از خواب برمی‌خیزد و تلاش می‌کند بچه را به اتاق خود برگرداند و در این زمان ممکن است اصرار کودک مادر را پشیمان کند و اجازه دهد او باز هم شب را در رختخواب والدین بگذراند. این موضوع بسیاری از شب‌ها تکرار می‌شود و والدین هنوز اندر خم کوچه جداکردن اتاق‌خواب کودک می‌مانند.

  • مهریه من ؛ 500 هزار شاخه گل ارکیده

    هر چند حالا با این گرانی سکه و طلا سکه همچنان می تواند مهریه ای اغوا کننده باشد ، اما خیلی ها دیگر برق سکه ها چشمشان را نمی گیرد و به دنبال چیزهای ناب تری هستند . وقتی مردی جوان در دفترخانه ازدواج پای سندی را امضا می کند که به او می گوید از همین لحظه باید خودش را برای خرید 500 هزار شاخه گل ارکیده آماده کند ، شاید هرگز باورش نشود که همین مهریه به ظاهر خنده دار روزی او را به دردسر می اندازد .

  • مراقب نخستین برخورد خود باشید

    برخورد اول تعیین کننده نوع و ادامه یا عدم ادامه و شکل گیری رابطه هاخواهد بود. به هر حال این واقعیتی است که ذهن در طول برخورد اول، مدام مشغول ارزیابی و بررسی طرف برای تصمیم گیری درباره ادامه ارتباط است.بخصوص اگر قرار است این اولین برخورد به منظور آشنایی برای ازدواج باشد ، پس مراقب همه چیز باشید.

  • خشمت را قورت بده

    در روابط زناشویی ، غیر ممکن است که همسران با خشم یکدیگر مواجه نشوند . اتفاقی است که اغلب در روابط صمیمانه در محدوده خانواده و حتی میان بستگان و عزیزان روی می دهد .

  • چطور بفهمیم خواستگارمان پرخاشگر است ؟

    وقتــی می‌خواهید ازدواج کنید احتمالا همیشه این سؤال در ذهن‌تان هست که شخص مقابل چه خصوصیات اخلاقی‌ای دارد؟ مثلا از شخصیت آرامی برخوردار است یا نه، آیا زود عصبانی می‌شود یا نه؟ گاهی در طول شناخت پیش از ازدواج متوجه بعضی خصوصیات اخلاقی عجیب و غریب در فرد مقابل می‌شویم از جمله خشم و عصبانیت بی‌مورد. آیا می‌شود با اینگونه افراد زندگی مشترک خوبی داشت؟

  • نگذاریم نمک زندگی زیاد شود

    هنگامی که افراد انعطاف پذیری مناسبی برای ایجاد یک رابطه مناسب نداشته باشند ،در مسائل خانوادگی از راهکارهای نسنجیده ای مانند پرخاشگری، قهر و گریه کردن و ... استفاده می کنند و بروز چنین رفتارهایی مشکلات زندگی آنها را دو چندان خواهد کرد . حال انکه اصلی ترین پایه های نگهدارنده یک رابطه مناسب، توجه به نیازها، انتظارات و خواسته های طرف مقابل است، زیرا اطلاع زوج ها از نیازهای یکدیگر به آنها این امکان را می دهد تا بتوانند از بسیاری سوء تفاهم ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره جلوگیری کنند.برای تبدیل قهر ها به آشتی ها راهکارهای زیر به شما کمک می کند .

  • تصاویر دلبندان شما

    هانا گلیجانی مقدم

  • مشاوره

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    رها 36 ساله

    سلام.من همیشه صفحات مشاور رو می خونم و خیلی برام مفیده،اما یه مشكل دارم ما جایی مثلا دعوت میشیم عروسی از اقوام شوهر،با همسرم صحبت میكنیم كه مثلا نریم مرخصی نداریم یا راه دوره درشهردیگه هست به هردلیل ....اما مادرش زنگ میزنهو چون میبینه اونها میان من رو دچارم مشكل میكنه و میشه دردسر و دعوا و بحث جدید كه باید بریم؟چون مامانش گفته بیاین و اینها؟دیگه فكر نمیكنه من باید مرخصی هماهنگ كنم یا برنامه نداشتیم چرا نمیتونیم ثبات تصمیم داشته باشیم و با احترام به اونها بگیم شما تشریف ببرید ما به دلایلی جورنمیشه بیایم و با هم تصمیم گرفتیم كه نریم؟بعدا همسرم میگه من خانواده دوست هستم فكر زن و بچه هستم...من میگم اگه هستی باید به نظرات و تصمیماتمون احترام بذاری؟بد میگم؟یكی كمك كنه به من كه برا یه مراسمی من باید غصه بخورم كه آیا خانواده اون میان یا نمیان؟چون ما تصمیم نمیگیریم.....البته اینم اضافه كنم چون ماشین ندارن همیشه ما رو برای ماشین و اینا می خوان اگه كسی باشه با ماشین اونها رو ببره اصلا ما هم بخواهیم بریم مادر شوهر میگه خوب نمیومدین حالا زحمت و اینا چرا اومدین؟ناراحت میشه كه چرا رفتیم؟اصلا تحویل نمیگیره تو مراسم ها؟ما موندیم والا به خدا

    سلام.همسر شما توانایی "نه"گفتن به خانواده‌اش را ندارد و من نمی‌توانم از این طریق به ایشان یاد بدهم. پس این مشكل وجود دارد. حالا یا با مراجعه حضوری به روان‌شناس حلش می‌كنید یا خودتان باید حلش كنید كه این دومین راه‌حل نتیجه‌اش می‌شود ادامه همین مشكل چون تا الان نتوانسته‌اید. اگر گزینه دوم را انتخاب كرده‌اید باید یاد بگیرید كه بپذیرید و با این موضوع كنار بیایید.سخت است و غیرقابل تحمل اما قرار نیست بعد از این همه سال عذاب بكشید.اما وقتی عذاب می‌كشید یعنی این موضوع برای شما هنوز مشكل و آن را نپذیرفته‌اید.در اینجا هم نیاز است شما به روان شاس حضوری مراجعه كنید تا مهارت ‌های زندگی را بیاموزید.اگر بر مهارت‌های زندگی تسلط یابید متوجه خواهید شد چقدر از مشكلات به نظر لاینحل شما، مشكل نبوده و می‌شده به‌راحتی از كنارش گذشت. پس توصیه‌ام این است به زوج درمانگر مراجعه كنید و اگر همسرتان موافق آمدن نیستند شما به تنهایی برای قوی شدن و یادگیری بروید.اما یك نكته مهم می‌گویم.وقتی مشكلی همیشه ادامه دارد و باعث آزار است،‌احتمالا یك راه حل همیشه انتخاب شده كه نشان‌می‌دهد راه حل درستی نبوده است. یا این‌كه از ماندن در این مشكل خیلی هم احساس عذاب نمی‌شود و به نوعی رفتار تقویت شده است. تقویت باعث تودام رفتار است یه رفتار منفی چه مثبت.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .