• زندگی با نوه های دوست داشتنی

    می‌گویند نوه شیرین‌تر از بچه است. برای همین هم مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها خیلی به فکر نوه‌هایشان هستند و می‌خواهند هر کاری از دستشان برمی‌‌آید برای آنها انجام دهند. البته نباید این نکته را هم فراموش کنیم که حضور پدربزرگ و مادربزرگ در زندگی نوه‌ها، تاثیر زیادی می‌گذارد و نحوه برخورد آنها می‌تواند، درس‌های زیادی به بچه‌ها بدهد.

  • مادربزرگ!تو هنوز هم زیبا ترینی

    وقتی مادر بزرگ بدون این‌که به بافتنی نگاه کند، تند تند آن را می‌بافد، سهیلا نوه یازده ساله‌اش مبهوت می‌شود. او با چشمانش مسیر بافت را دنبال می‌کند، اما هر بار آن را گم می‌کند و می‌گوید: مادر بزرگ یواش‌تر بباف می‌خواهم ببینم چی شد. شما چقدر استادید. چقدر قشنگ می‌بافید. چطور حتی نگاه هم نمی‌کنید.

  • یک میلیون و 700 هزار سالمند ،زیر خط فقر

    رییس دبیرخانه شورای عالی سالمندان با بیان اینکه در حال حاضر یک میلیون و 500 هزار سالمند فقیر تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی (ره) و 200 هزار سالمند فقیر و معلول تحت پوشش بهزیستی قرار دارند، اظهار کرد: این تعداد سالمندان زیر خط فقر هستند و از این دو سازمان مستمری دریافت می‌کنند.

  • افزایش حقوق بازنشستگان به تیرماه حواله شد

    تامین‌اجتماعی باز هم بدقولی کرد. درحالی که بازنشستگان امیدوار بودند از خرداد چشم‌شان به افزایش حقوق‌ها روشن خواهد شد، اما مدیرعامل سازمان تامین‌اجتماعی برخلاف قول چندی‌پیش خود، آب پاکی را روی دست بازنشستگان ریخت و گفت: تا ماه تیر از پرداخت افزایش حقوق بازنشستگان خبری نیست.

  • غنیمت خرسندی‌، گنج سالمندی‌

    احمد آقا تا چند سال قبل شاطر بود اما از وقتی که دچار سکته مغزی شد دیگر نتوانست به کار خود ادامه بدهد. تقریبا فلج شده بود، اوایل حتی نمی‌توانست حرف بزند چه برسد به این‌که راه برود و خود را به نانوایی برساند. آن روزها مرگ را جلوی چشمش می‌دید حتی گاهی آرزویش را داشت اما زنده بود، زنده و ناتوان.

  • بابابزرگ کم حوصله نباشید

    روزهای سالمندی اگر با رفتار درست شما همراه باشد ، می تواند یکی از شیرین ترین روزهای زندگی تان بشود به شرط آنکه دوست داشتن ، صبوری ، احترام و بسیاری از ارزش های دیگر را فراموش نکنید.

  • راه و روش برخورد با سالمندان

    چه شما جز آن دست افرادی باشید که با پدربزرگ و مادربزرگ خودزندگی می کنید و چه کسی باشید که در موسسات اجتماعی که با افراد سالخورده سر و کار دارید(مثل خانه های سالمندان، کانون بازنشستگان و ..) و مشغول به کار هستید، مشکلات وابسته به افزایش سن، می تواند سدی بر تعاملات موثر شما ایجاد کند.

  • پدرجووووون ! اخماتو واکن

    مادربزرگ وقتی دلش می‌گیرد رادیو را روشن و آن را به گوشش نزدیک می‌کند. آن وقت با ذوق و شوق آن قدر پیچ آن را جلو و عقب می‌برد تا یک موسیقی شکار کند و بعد آرام و موزون سرش را تکان می‌دهد و به موسیقی دل می‌سپارد.پدربزرگ اما بیشتر دوست دارد وقتی دلش گرفته است بایک حریف خیالی شطرنج بازی کند.

  • یک بشقاب سلامت نوش جان کنید

    سن که بالا می‌رود مشکلات، خودشان را نشان می‌دهند، اما سن مقصر همه درد‌ها و مشکلات نیست آنچه در طول زندگی خورده یا نخورده‌اید و جوری که باید زندگی می‌کرده و نکرده‌اید، اکنون دارد کار دستتان می‌دهد.

  • تصاویر دلبندان شما

    كوهیار

  • مشاوره

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    رها 36 ساله

    سلام.من همیشه صفحات مشاور رو می خونم و خیلی برام مفیده،اما یه مشكل دارم ما جایی مثلا دعوت میشیم عروسی از اقوام شوهر،با همسرم صحبت میكنیم كه مثلا نریم مرخصی نداریم یا راه دوره درشهردیگه هست به هردلیل ....اما مادرش زنگ میزنهو چون میبینه اونها میان من رو دچارم مشكل میكنه و میشه دردسر و دعوا و بحث جدید كه باید بریم؟چون مامانش گفته بیاین و اینها؟دیگه فكر نمیكنه من باید مرخصی هماهنگ كنم یا برنامه نداشتیم چرا نمیتونیم ثبات تصمیم داشته باشیم و با احترام به اونها بگیم شما تشریف ببرید ما به دلایلی جورنمیشه بیایم و با هم تصمیم گرفتیم كه نریم؟بعدا همسرم میگه من خانواده دوست هستم فكر زن و بچه هستم...من میگم اگه هستی باید به نظرات و تصمیماتمون احترام بذاری؟بد میگم؟یكی كمك كنه به من كه برا یه مراسمی من باید غصه بخورم كه آیا خانواده اون میان یا نمیان؟چون ما تصمیم نمیگیریم.....البته اینم اضافه كنم چون ماشین ندارن همیشه ما رو برای ماشین و اینا می خوان اگه كسی باشه با ماشین اونها رو ببره اصلا ما هم بخواهیم بریم مادر شوهر میگه خوب نمیومدین حالا زحمت و اینا چرا اومدین؟ناراحت میشه كه چرا رفتیم؟اصلا تحویل نمیگیره تو مراسم ها؟ما موندیم والا به خدا

    سلام.همسر شما توانایی "نه"گفتن به خانواده‌اش را ندارد و من نمی‌توانم از این طریق به ایشان یاد بدهم. پس این مشكل وجود دارد. حالا یا با مراجعه حضوری به روان‌شناس حلش می‌كنید یا خودتان باید حلش كنید كه این دومین راه‌حل نتیجه‌اش می‌شود ادامه همین مشكل چون تا الان نتوانسته‌اید. اگر گزینه دوم را انتخاب كرده‌اید باید یاد بگیرید كه بپذیرید و با این موضوع كنار بیایید.سخت است و غیرقابل تحمل اما قرار نیست بعد از این همه سال عذاب بكشید.اما وقتی عذاب می‌كشید یعنی این موضوع برای شما هنوز مشكل و آن را نپذیرفته‌اید.در اینجا هم نیاز است شما به روان شاس حضوری مراجعه كنید تا مهارت ‌های زندگی را بیاموزید.اگر بر مهارت‌های زندگی تسلط یابید متوجه خواهید شد چقدر از مشكلات به نظر لاینحل شما، مشكل نبوده و می‌شده به‌راحتی از كنارش گذشت. پس توصیه‌ام این است به زوج درمانگر مراجعه كنید و اگر همسرتان موافق آمدن نیستند شما به تنهایی برای قوی شدن و یادگیری بروید.اما یك نكته مهم می‌گویم.وقتی مشكلی همیشه ادامه دارد و باعث آزار است،‌احتمالا یك راه حل همیشه انتخاب شده كه نشان‌می‌دهد راه حل درستی نبوده است. یا این‌كه از ماندن در این مشكل خیلی هم احساس عذاب نمی‌شود و به نوعی رفتار تقویت شده است. تقویت باعث تودام رفتار است یه رفتار منفی چه مثبت.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .