• 3 3
  • 0

وقتی همه سر پدربزرگ خراب می‌شویم

چهارشنبه 25 دی 1392 ساعت 10:22
بچه که بودیم به شوخی یا جدی بابا می‌گفت ان‌شاءالله وقتی ازدواج کنید و بروید سر خانه و زندگی‌تان، از شر شش نان‌خور خلاص می‌شوم.

حمید برادر بزرگم بعد از 40 سال که از تولدش می گذرد، هنوز دست نگاه کن پدر است و دارد خرج دانشگاهش را از او می گیرد.

خواهر بزرگترم که نتوانست با همسرش زندگی خوشی داشته باشد، جدا شد و با یک فرزند در خانه پدرم سر می کند.

دو خواهر و یک برادرم که زندگی خوشی دارند هم بچه هایشان را که چهار، پنج تا هستند به خانه پدری می برند و آنجا بچه ها می خورند، می ریزند و می پاشند تا عصر می شود و پدر مادر ها دنبال بچه هایشان می آیند و اگر ناهار نخورده باشند هرچه در سفره پدر باشد خالی می کنند.

یک هفته در میان نیز همه شش خواهر و برادر مهمان پدرم هستیم و او نمی گذارد که کسی دست به جیب ببرد و چیزی بیاورد و این کار را توهین به بزرگ تر می داند.

حالا بگویید که یک بازنشسته با حقوق و دستمزدی که از کار دومش می گیرد و بهره کشی که کارفرما در ازای ماهی 400 هزار تومان می کند، چطور می تواند از پس این همه ریخت و پاش بربیاید.

فکرش را بکنید یک عمر سرمایه اندوخته تا همه ما را با دست پر به خانه بخت بفرستد و اکنون می بیند که هرکسی سه برابر شده و به خانه او برگشته است.

بازگشت به خانه

محمد میری کارشناس ارشد اقتصاد می گوید: پدیده جدا شدن از خانواده مربوط به زمانی است که استقلال نسبی و شغل مستقل در هر خانواده وجود داشته باشد، اما وقتی اقتصاد یک کشور بیمار است بسیار دیده می شود که فرزند حتی در آستانه میانسالی وبال گردن والدین است و سالمند تا آخر عمر ستون اقتصادی خانواده باقی می ماند و در واقع این باری است که اقتصاد بیمار بر شانه های لرزان سالمند تحمیل می کند.

وی می گوید: درست است که اشتغال سالمندان ظاهرا نسبت به سال های قبل کاهش یافته، ولی همچنان شاهد فعالیت سالمندان بازنشسته در عرصه اقتصادی هستیم.

میری با اشاره به ناکارآمدی و بازده کم صندوق های بازنشستگی و نبود نظام جامع تامین اجتماعی، تورم فزاینده را سبب ناچاری سالمندان در اشتغال بعد از بازنشستگی می داند.

وی می افزاید: در چنین شرایطی از یک سو جوانان امکان اشتغال کافی پیدا نمی کنند و مستقل نمی شوند، زیرا اقتصاد مولد و اشتغالزا نیست و از سوی دیگر سالمندان به دلیل ناکافی بودن درآمد، اندک فرصت های شغلی را هم از جوانان می گیرند، زیرا حقوق کمتری نسبت به جوانان دریافت می کنند.

این شرایط برای سالمند یک شمشیر دو لبه است، زیرا از یک سو جوانش در خانه بیکار می ماند، سربار اوست و از سوی دیگر در عین سالمندی ناچار است هنوز کار کند، اما نصف زمانی که کار برایش ساده تر بود، دستمزد بگیرد و سرپرستی عائله بزرگ تری را برعهده داشته باشد.

براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1385 نسبت فعالیت اقتصادی سالمندان بالای 65 سال در سال 1385 تقریبا 22 درصد و حتی میزان فعالیت سالمندان مناطق روستایی بیش از مناطق شهری بود. چون آنها هرگز مستمری نمی گیرند و ناچار هیچ وقت هم دست از کار نمی کشند.

بردگان سالخورده

با وجود تمام احترام و منزلتی که برای سالمندان قائل هستیم، در بسیاری از واحدهای کاری از این قشر بهره کشی می شود.

مهدی ـ الف سالمند شصت و هفت ساله ای است که در یک آژانس کرایه اتومبیل خدمت می کند. او که بازنشسته یکی از ارگان های دولتی است در این محل کار حسابداری انجام می دهد، رزرو تماس ها و نوبت دهی به راننده ها را برعهده دارد، دریافت ها و پرداخت ها و صندوقداری نیز برعهده اوست و کارهای بانکی را هم انجام می دهد؛ اما در ازای همه این خدمات فقط 250 هزار تومان به او می دهند در حالی که او شب کار هم هست.

این سالمند می گوید: وقتی بازنشسته شدم می دانستم که حقوقم کفاف زندگی مان را نخواهد داد. آن زمان دخترهایم داشتند ازدواج می کردند و چون دخترهای تحصیلکرده ای هستند، همسرانی با طبقه اجتماعی بالایی دارند و رفت و آمدهای ما با فامیل همسرانشان و دعوت ها و هدیه ها و همه چیز را باید در سطحی نگه دارم که از شوهرانشان خجالت نکشند.

وی می افزاید: دیگر داستان شروع شد، کار کردم که جهیزیه چشم پرکن باشد، کار کردم که مراسم عقد در حد مراسم عروسی باشد، کار کردم که سیسمونی های بچه ها از سیسمونی خانواده شوهر کم نیاورد، کار کردم که هدیه های تولد ها خجالت آور نباشد، کار کردم و کار کردم و کار کردم و با این که 17 سال پیش بازنشسته شده ام، اما فکر می کنم تا آخر عمرم همین یک شاهی سنار را از آژانس بگیرم تا پنیر نانی که دولت می دهد بشود!

سمیه شارقی، حقوقدان می گوید: گرچه از یک انسان طبق قراردادهای اجتماعی بعد از 30 سال کار کردن حق رسمی اشتغال سلب می شود، اما حقوق فردی او نباید زیر پا گذاشته شود.

وی می افزاید: وقتی شخصی رسما از نظام حقوق و دستمزد حذف می شود، در صورت استخدام دوباره حتی مزیت شاغلان جوان را ندارد که روی دریافت حداقل حقوق برای وی پا فشاری شود.

این کارشناس حقوق معتقد است نبود نظارت بر اشتغال بازنشستگان و نبود قوانین مناسبی برای آن، هم به سالمند لطمه می زند هم به جوان جویای کار. اگر سالمند تا هشتاد سالگی می تواند برای کارفرمایی کار کند و مفید باشد، پس می تواند از حقوق انسانی نیز بهره مند باشد و بهره کشی از یک انسان به بهانه این که سنوات کاری اش به پایان رسیده با حقوق بشر منافات دارد، ضمن این که طبق قانون هر فردی حق کار کردن برای تامین معاش را دارد و مادام که معاش یک سالمند با مستمری اش تامین نشود، حق کار کردن برای او باقی است.

این نبود نظارت بر حقوق بازنشستگان سالمند از سویی به کارفرما نیز اجازه می دهد که با تعیین میزان دستمزدی خارج از عرف، نیروی جوان را از عرصه خارج کند.

ماندانا ملاعلی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1346173090412937674
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

اخبار مرتبط

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته