• 5 1
  • 0

بازتاب جهانی اندیشه و سخن حافظ

پژواک شاعرانه شرق در ادبیات غرب

جمعه 20 مهر 1397 ساعت 11:38
شعر حافظ چکیده­ی حکمت، اندیشه، عرفان و هنر است که به زیباترین سبک به رشته سخن درآمده است و بی جهت نیست که گوته، شاعر بزرگ آلمانی در آغاز دفتر «حافظ نامه» از دیوان غربی- شرقی چنین می­سراید: اگر لفظ عروس باشد***معنی داماد است***و کسی پیوند لفظ و معنا را میداند***که حافظ را بستاید.

جام جم آنلاین- و البته این ستایش حافظ برگرفته از بیت زیبای لسان الغیب است که:

کس چو حافظ نگشود از رخ اندیشه نقاب

تا سر زلف عروسان سخن شانه زدند

شعر پر رمز و راز حافظ بارها به زبانهای مختلف جهان ترجمه شده است و صدای سخن عشق او در این گنبد دوار طنین افکند و شاعران و اندیشمندان بسیاری را مجذوب ساخت که یکی از مهمترین شخصیتهایی که متأثر از حافظ بوده است، یوهان ولفگانگ گوته(1749-1838) است. تأثیرپذیری گوته از فرهنگ و ادب ایران و بویژه لسان الغیب حافظ شیرازی یکی از نوادر تاریخ بشریت است، چراکه به گفته کریستف بورگل، اسلام شناس سوئیسی، اینگونه تآثیرپذیری ها غالباً میان دو هم عصر صورت می پذیرد، اما گوته قرنها بعد از حافظ به او و فرهنگ ایران دل بسته است.

دیوان غربی-شرقی گوته که در ایران با عنوان دیوان شرقی شهرت یافته است، دو بخش دارد. بخش نخست دیوان دفاتر دوازده گانه را در بر میگیرد که شامل اشعار اوست، اما بخش دوم دیوان با عنوان مقالات و یادداشت هایی برای فهم بهتر دیوان، شامل مقالاتی است که گوته درباره­ی ایران و مشرق زمین برای راهنمایی مخاطب کتابش گنجانده است.

نخستین مترجم دیوان حافظ به زبان آلمانی؛ فن هامر پورگشتال بود که فرستاده امپراتوری اتریش به دربار عثمانی بود و حتی به ایران سفر هم نکرده بود. اما در قسطنطنیه زبان و ادبیات فارسی را به خوبی آموخت و برای نخستین بار دیوان لسان الغیب را به طور کامل به زبان آلمانی ترجمه کرد. گوته در باره تأثیر هامر در آشنایی او با مشرق زمین چنین می نویسد: این که تا چه اندازه من به این مرد بزرگ مدیون هستم، کتاب من در مواضع مختلف بیانگر آن است. من از مدت ها پیش درباره حافظ مطالب بسیاری شنیده بودم اما هرچه در سفرنامه ها و تاریخ ها درباره او مطالعه می کردم چیزی درباره عظمت کار او دستگیرم نمی شد تا این که در بهار سال 1813 ترجمهی کامل دیوان او را به دست آوردم محتوای این کتاب چنان مرا مجذوب ساخت تا این که من کوشیدم با تصنیف اثری مرتبط با او بپردازم و...

گوته در جای جای دیوان شرقی حافظ را ستوده و یکی از دفاتر دیوان را به او اختصاص داده و حافظ نامه نام نهاده است. بار ها گوته آرزوی همنوایی و یگانگی با حافظ کرده است گوته کوشیده است با استخدام واژگان شرقی و عرفانی دیوان خود را رنگ و بویی شرقی ببخشد تا به هدف خود که قصد داشته دیوانی شرقی از مولفی غربی بیافریند، دست یابد. واژه هایی مانند : باده ، غزل، عشق ؛ مطرب ، زلف ، ساقی، رند ، صوفی ، شیخ ، خرقه، مشک ، دستار ، شمع و پروانه ، راز ، رمز ، شرع ، تجلی ، درد عشق ، عارض ، گیسو ، کمند ، فراق ، شوق ، اشتیاق ، فنا ،مرشد ،بازار ،دیوانه ،مجنون ،لیلی ، خسرو ، شیرین ،آیینه سکندر ، خضر، ناوک مژگان و.....

گوته علاوه بر واژگان، مفاهیم بسیاری را از حافظ اقتباس کرده است. برخی از این مفاهیم میان او و حافظ به نوعی مشترک هستند. بدین معنا که گوته در دیگر آثار و اندیشه های خود این مفاهیم را مطرح نموده بود اما برخی دیگر از مفاهیم پیش از آن نه در کلام گوته و نه در اندیشه غربی وجود نداشته است و تأثیرپذیری مستقیم گوته را از حافظ نشان می دهد.این نوع از مفاهیم غالباً اندیشه های عرفانی موجود در دیوان حافظ هستند که گوته آنها را از حافظ اقتباس نموده و در دیوان غربی-شرقی گنجانده است. با این وجود اگرچه گوته در برخی مواضع به اندیشههای حافظ نزدیک شده است اما باید گفت همواره یک تفاوت میان گوته و حافظ در همه جا حس می شود. و آن اینکه سخن گوته و تصاویر او بسیار زمینی و ملموس است. عشقی که او ازآان دم می زند، در نهایت عشقی افلاطونی است که به تعبیر دانکرت ، نوعی عشق در فراق می تواند باشد اما سخن حافظ سخنی آسمانی است.

صدای سخن عشقی که حافظ قرن ها پیش در شیراز سر داد آنچنان جاودان بود که سراسر گیتی را در نوردید و یادگاری شد که در این گنبد دوار بماند. سخنش و شهرتش پس از انتشار دیوان شرقی گوته روز به روز بیشتر انتشار یافت و شاعران و اندیشمندان دیگری راه گوته را در بهره گرفتن از این خوان مشرقی او پیش گرفتند.

آثار گوته و بویژه دیوان شرقی او پس از ترجمه به زبان های مختلف تاثیر بسیار شگرفی بر ادبیات سایر کشورها نهاده است.

این تاثیر را علاوه بر ادبیات آلمان در ادبیات فرانسه ، انگلیسی و روسی نیز میتوان مشاهده کرد. گرایش گوته به شرق، اندیشمندان و ادیبان بسیاری را به سوی مشرق زمین متمایل ساخت. به عنوان مثال آثارگوته در سه دهة نخستِ قرن نوزدهم در روسیه بسیار مورد توجه بوده است. ژیرمونسکی دربارة آثار گوته و تأثیرش بر ادبیات روسیه در آن مقطع می نویسد: «این آثار تنها به رویارویی دیدگاه های ادبی نینجامید بلکه تمامی عناصر فعال در جریان های ادبی و اجتماعی قرن نوزدهم را در درون خود جای می داد.» ( تأثیر فرهنگ اسلامی بر ادبیات روسیه ، مکارم الغمری ،23). ترجمة دیوان شرقی حادثه ای در ادبیات روسیه به شمار می آید. این کتاب در روسیه چنان مقبول افتاد که بسیاری از ادیبان روسی نام برخی از شخصیت های این کتاب را - «فاطمه»، « زلیخا» ، «یوسف»- را برای تألیفات خود برگزیدند و علاوه بر آن برخی از ادیبان روسی نام های عربی و اسلامی برای نوشتارهای خود برگزیدند و از این نامها به عنوان نام مستعار خود نیز استفاده می کردند. به عنوانمثال سنکوفسکی ، شرق شناس روسی که سردبیری مجله « خواندنیها « را برعهده داشت ، نام مستعار «مصطفی » را برای خودبرگزید(همان،43).

تأثیر گوته بر پوشکین شاعر بزرگ روسی به حدی چشم گیر است که ژیرمونسکی در کتاب «گوته در ادبیات روسیه »تا آنجا پیش می رود که می گوید :«پوشکین هیچ شعری را بدون تأثیر پذیری از گوته نسروده است.»(همان،63). تأثیر سخن حافظ بر ادبیات فرانسه نیز بسیار مشهود است. اگرچه حافظ در میان فرانسوی ها به اندازة آلمانی ها شناخته نشد و اشعار او به مانند گلستان سعدی خیلی زود به دنیای فرانسوی زبان وارد نگشت اما به هرحال اشعار این شاعر بزرگ اندک اندک از طریق ترجمه های انگلیسی و آلمانی به ادیبان فرانسوی نیز رسید و برخی از آنان از حافظ متأثر گردیدند. ویکتور هوگو شاعر بزرگ فرانسوی در سال 1822 یکی از اشعار حافظ را در صدر نخستین چاپ از اشعار خود آورد. :

حال دل با تو گفتنم هوس است

سخن دل شنفتم هوس است(از سعدی تا آراگون،335)

هوگو در اثر دیگر خود با نام «شرقیات» نیز از برخی اشعار حافظ متأثر است. در سال 1867 ژان باتیست نیکلا برای نخستین بار رباعیات خیام را به زبان فرانسوی در آورد و در مقدمه و حواشی آن دربارهی حافظ مطالبی را ذکر نمود .پس از آن شاعران سمبولیست و پاراناسین به نوآموزی و نوجویی از حافظ پرداختند. ژان لاهور،شاعر نیمه دوم قرن نوزدهم در ساختن مجموعه خود، پندار از حافظ الهام گرفت.(همان،336) رمان رنو یکی دیگر از شاعران مکتب پارناس در اثر زیبای خود با عنوان شب های ایرانی از حافظ تأثیر پذیرفت.

او که با زبان های انگلیسی و آلمانی آشنایی داشت، توانست از ترجمه های حافظ به آن زبان ها بهره مند شود و در مقدمة کتاب خود ذکر می کند که مدت پنج سال به مطالعه شعر فارسی پرداخته است. رنو عقیده داشت که :« شعر فارسی اصیل ترین و کامل ترین شعر در میان اشعار ملت های مشرق زمین است. »( همان ص 349)

تأثیرپذیری آندره ژید از حافظ به اعتراف خود او کاملاً متأثر از گوته بود. ژید چه در زندگی و چه در آثار بسیار تحت تأثیرگوته است(آندره ژید و ادبیات فارسی،61).ژید در مکتب گوته می آموزد که آمیخته ای از شعر فارسی و فرانسه را پدید آورد و این همان کاریست که آراگون در همین ایام با الهام دوگانه از ژید و گوته انجام می دهد و اثر بلند او با نام «دیوانه الزا» نمودار روشنی از تأثیر اوست. مطالعة دیوان شرقی گوته برای ژید به منزلة فرمان حرکتی بود به سوی ادبیات فارسی(همانجا)و از همانجاست که ژید به مطالعه ادبیات فارسی گرایش می یابد. «مائده های زمینی» ژید با مصراعی از حافظ آغاز می شود که : «بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد اگر...» مائده های زمینی مانند دیوان شرقی در خطوط اصلی خود دنباله رو شعر فارسی است.

شعر حافظ و تأثیر پذیری گوته از حافظ موجب شد تا قالب غزل از ادبیات فارسی و شعر آلمانی وارد شود و برخی از شاعران مانند فردریش روکرت و آگوست فن پلاتن به زبان آلمانی غزل سرودهاند:

بیدار شو ای حافظ، بیدار شو ای حافظ

ما عاشق جام می گشتیم بسان تو

ما قافیه پردازیم، نظمی ز سخن سازیم

شعر تر و ناب و نو، سازیم بسان تو

دکتر محمد اخگری

پژوهشگر ادبیات آلمانی، ادبیات فارسی، عرفان اسلامی و رسانه

عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3476223057285345840
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: