• 11 1
  • 0

اشعاری از شافعی: اگر محبت علی بی‌دینی است من بی‌دین‌ترین مردمانم

چهارشنبه 7 شهریور 1397 ساعت 10:07
در گذر تاریخ اسلام «حقیقت» و هر آنچه که به آن وابسته است هرگز انکار نمی شود و ارزش های آن با تمام تلاش ها از بین نمی رود.

به گزارش جام جم آنلاین ، در تاریخ اسلام دو مذهب شیعه و اهل سنت بر اساس برخی از اتفاقات که پیش زمینه آن چیزی جز توطئه ، نفاق و نیرنگ نیست در مقاطع زمانی مختلف با یکدیگر اصطکاک پیدا کردند که این اختلافات منجر به اتفاقات ناخوشایندی همچون اختلاف های قومیتی و دیگر اتفاقات ناپسند شد. شیعه و سنی اما دو بازوی قدرتمند اسلام محسوب می شوند. این دو مذهب زمینه ای مشترک دارند و حول یک محور می چرخند. اختلافات بین این دو مذهب بر اساس برخی از شاخه های حق و حقیقت است.

با وجود همه تلاش هایی که در راستای ایجاد تفرقه و نفاق بین دو مذهب شیعه و سنی شده و می شود (و خواهد شد) در تاریخ اسلام همواره چهره های بسیار زیادی بودند که حق و حقیقت را در مذهب مقابل دیده اند و بر آن صحه گذاشته اند.

در تاریخ همواره چهره های مختلفی از اهل سنت بوده­اند که با جنبه های مختلف وجودی خود شیعه را با تمام وجود تعریف کرده اند و خود را جزئی از آن دانسته اند.

بسیاری از اهل سنت به آنچه که در شیعه وجود دارد احترام می گذارند. اما احترام فقط بخشی از این موج سپید است. بخشی دیگر آن است که برخی از اهل سنت به بهترین شکل ممکن موجودیت و حقایق موجود در شیعه را تحلیل می کنند و در راستای ترویج آن می کوشند. وقتی به تفرقه افکینی­ های تکفیری­ها، همان کسانی که خود را به اهل سنت منتصب می کنند اما در واقع بویی از اسلام نبرده­اند چه رسد به اسلام، در چند سال اخیر نگاه می کنیم شاید درک پذیر نباشد که چطور یک اهل سنت می تواند برای اهل شیعه مُبلّغ راستینی باشد. تاریخ اسلام پر است از مُبلّغان سنی برای شیعه. اسلام حقیقی چنین است. بدون اختلاف و بدون کینه ورزی. امام شافعی یکی از بزرگان اهل سنت نمونه­ای عالی برای این ادعاست. او با توجه به ارادت قلبی به اهل بیت علیه السلام اشعاری جاودانه سروده است.

شعری در وصف پیشوای اول

امام شافعی اشعار متعددی در وصف امام علی علیه السلام سروده است. بدون هیچ مقدمه ای به سراغ یکی از اشعار او در این رابطه می رویم:

إنّا عَبــیدٌ لِفتیً أنزلَ فِیـــهِ «هَل أتَی»

إلی مَتــی أکتُمُهُ؟ إلی مَتی؟ إلی مَتی؟

ترجمه:

ما چاکران آن جوانمرد هستیم که درباره­ی او سوره (هل أتی – سوره انسان ) نازل شده

تاکی آن را پنهان کنم؟ تا کی؟ تا کی؟

شافعی در جای دیگر می‌گوید:

قَالُوا: تَرَفَّضتَ قُلتُ: کَلَّا مَا الَّرفضُ دینی وَ لا إعتِقادی

لکِن تَوَلَّیتُ غَیرَ شَکٍّ خَیرَ إمَامٍ وَ خَیرَ هَادی

إن کَانَ حُبُّ الوَلِیِّ رَفضاً فإنَّنی أرفَضُ العِبادَ

ترجمه:

گویند: تو رافضی و مرتد شدی، گویم: هرگز رفض و ارتداد آیین من نیست

اما بی‌شک من بهترین امام و بهترین راهنما را دوست دارم

اگر محبت علی دلیل بر رفض و بی‌دینی است، دنیا بدانند که من بی دین‌ترین مردمانم.

***

در اشعاری دیگر، او به وضوح به شفاعت اهل بیت پیامبر(ص) اشاره می کند و امیدوار است که او را در صحرای محشر شفاعت نمایند.

لَئِن کانَ ذَنبِی حُبُّ آلِ محمَّدٍ

فذلِکَ ذَنبٌ لَستُ عَنهُ أتوبُ

هُمُ شُفَعائی یومَ حَشری و مَوقِفی إذا

کثرتنی یوم ذاک ذنوب

ترجمه:

اگر گناه من محبت آل محمد (ص) است، از آن گناه توبه نمی کنم. ایشان روز حشر و به هنگام توقف در صحرای محشر شفیعان من اند، اگر آن روز گناهانم فراوان باشد.

شافعی در مجلسی که سخن از علی(ع) و دو فرزندش و همسر پاکش یاد می شود، شخصی که از دشمنان اهل بیت علیهم السلام بوده است، می گوید: سخن گفتن از آنان درست نیست، این را رها کنید؛ زیرا این سخن رافضیان است، در این هنگام شافعی چنین می سراید:

بَرِئتُ إلَی المُهیمِنِ مِن أُناسٍ

یَرَونَ الرَّفضَ حُبَّ الفاطِمیّه

إذا ذکروا عَلیّا أو بَنیه

أفاضوا بالرّوایات الویّه

عَلی آل الرّسُول صلاة رَبی

وَ لَعنتُه لتلکَ الجَاهلیّه

ترجمه:

من از دست مردمی که حب فرزندان فاطمه را کفر می دانند به خدا پناه می برم .چون کسانی که از علی یا فرزندان او یاد کنند، سخنانی می گویند تا پرده و پوشش یاد آنان باشد رحمت پروردگار بر خاندان رسول و لعنت خدا بر آن جاهلان باد.

شافعی محبت اهل بیت را در گوشت و خون خود آمیخته می داند و این خاندان را وسیله رشد و هدایت و همه چیز خود می داند و می گوید:

و سائلی عن حُب أهل البیت هل؟

أُقرّ إعلاناً به أم أجحدُ

هَیهاتَ ممزوجٌ بلحمی و دَمی

حُبُّهم و هو الهُدی و الرشدُ

یا أهل بیتِ المصطفی یا عدتی

وَ مَن علی حبّهُم أعتَمدُ

أنتم إلی اللهِ غَداً وَسیلَتی

و کیف أخشی؟ و بکم اعتضدُ

ولیّکم فی الخُلدِ حَیّ خَالدٌ

و الضدُ فی نارٍ لَظیً مُخلّدُ

ترجمه:

ای پرسشگران از من درباره محبت اهل بیت، آیا آشکارا به محبت ایشان اقرار کنم، یا آن را انکار نمایم. هرگز منکر محبت و عشق آنان نخواهم شد، چون به خون و گوشت من درآمیخته است و عشق ایشان وسیله هدایت و رشد من است. ای خاندان محمد، ای همه چیز من، ای کسانی که من متکی به حب شما هستم. شما در روز قیامت پیش خدا شفیع من هستید پس چگونه بترسم، در حالی که به شما اعتماد و اطمینان دارم. آن که شما را دوست دارد، جاودانه در بهشت می ماند و دشمنان شما جاودانه در آتش پر سوز دوزخ خواهند بود.

منابع:

رجوعکنید: بدیع یعقوب، امیل، دیوان الإمام الشافعی، بیروت - لبنان، دارالکتاب العربی، ۱۴۳۰هـ

مسعودی، علی بن حسین، مروج‏ الذهب، ج ‏3، ص 437، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1374 ش.

ر.ک: توکلی، محمد رئوف، چهار امام اهل سنت و جماعت، تهران، توکلی، ۱۳۷۷ش.

محمد ابوزهره، ص 3، 252؛ گلذیهر، العقیدة و الشریعة الاسلام، ص200، به نقل از تاریخ شیعه و فرقه های اسلام تا قرن چهارم، محمد جواد مشکور، چاپ سوم، ص 103، 104، نشر کتابفروشی اشراقی، 1362ش.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3420821811173390383
لینک کوتاه :
.

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: