• 0 0
  • 0

تکنیک‌های مدیریتی که مدیران کنترل‌گر و سختگیر از آن فراری هستند

7 منش مدیران لایق

یکشنبه 17 تیر 1397 ساعت 04:00
مدیران کنترل‌گر معمولا افرادی هستند که کارها را بخوبی انجام می‌دهند، به نتایج خوبی دست پیدا می‌کنند و کنترل امور را به طور کامل در دست دارند. اگرچه شاید به نظر برسد چنین شیوه مدیریتی بسیار روش خوبی است و باعث دستیابی به نتایج دلخواه می‌شود، اما در اکثر موارد کارمندان از چنین مدیرانی فراری هستند و برای مدت طولانی نمی‌توانند به کار زیر دست آنها ادامه بدهند.

چنین مدیرانی به‌خاطر حساسیت‌های بیش از حد و کنترل شدید همه چیز، حس اعتماد به نفس را از کارمندان خود می‌گیرند و باعث می‌شوند که فرد حس عدم حمایت و اطمینان را از سمت مدیر خود دریافت کند. در بسیاری از موارد موضوع به همین‌جا ختم نمی‌شود، چنین مدیرانی توهین و تحقیر کارمندان خود به خاطر اشتباه هایشان را یکی از اصلی‌ترین اصول مدیریتی می‌دانند و همین موجب دلسردی بیشتر و بی‌علاقگی کارکنان مجموعه خواهد شد. شاید زمانی چنین شیوه‌های مدیریتی، روشی درست برای کنترل اوضاع کار محسوب می‌شد، اما بررسی‌های انجام شده روی مجموعه‌های بزرگ و موفق نشان داده‌اند که امروزه مدیران موفق از فرمول‌های جدیدتری برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌کنند. در ادامه به 7 نکته رفتاری که می‌تواند براحتی یک مدیر کنترل‌گر و نفرت‌انگیز را به مدیری کاردان و محبوب تبدیل کند، اشاره می‌کنیم.

1. در ابتدای هر پروژه، چارچوب آن را به صورت کامل مشخص و در فواصل معین آن را بررسی کنید

سعی کنید همیشه در شروع هر پروژه، چارچوبها، نکات اصلی و تمامی اهداف آن را بخوبی با اعضای مجموعه خود درمیان بگذارید. زمانبندی هر بخش از پروژه را مشخص کنید و وظایف مشخص و روشنی برای هر یک از افراد در نظر بگیرید. سپس اجازه دهید هر یک از افراد با شیوه خود وظیفه محوله را در زمانبندی مشخص شده به انجام برساند. اگر هنوز هم نمیتوانید کارها را به صورت کامل به افراد واگذار کنید و نگرانی دارید، بهتر است در فواصل مشخص جلساتی را برای بررسی عملکرد افراد و همچنین پیشرفت پروژه برگزار کنید. این اولین نکتهای است که مدیران کنترلگر به دلیل دانش مدیریتی کم رعایت نمیکنند. چنین افرادی معمولاً میخواهند در جریان لحظه به لحظه همه چیز باشند و آزادی عملکرد کارکنان را سلب میکنند و با این رفتار نه تنها اعتماد به نفس را از کارمندان خود سلب میکنند، بلکه توانمندی کل مجموعه را کاهش میدهند و سرعت چرخ دندههای مجموعه را برای حرکت رو به جلو کند میکنند.

2. اشتباه خود را بپذیرید

مدیرانی که بیش از حد به جایگاه خود بها میدهند و هیچوقت حاضر به شنیدن دیدگاههای دیگر نیستند، پیروان و دوستداران زیادی نخواهند داشت. در حالی که مدیران موفق اشتباه خود را در صروت بروز خطا یا مشکل براحتی میپذیرند و اگر پاسخ سوالی را ندانند، از گفتن «نمیدانم» ترسی ندارند. زمانی که مشخص شود خطایی داشتهاند با روی باز آن را میپذیرند و به هیچ عنوان آن را انکار نمیکنند. چنین افرادی بیشتر بهدنبال پیدا کردن راه درست و رفع مشکل هستند، نه انکار اشتباه و اثبات درستی کاری که انجام دادهاند. مدیران موفق میدانند رئیسبازی و منم منم زدن هیچگاه موجب پیشرفت کسب و کارشان نخواهد شد.

3. پیش از آن که حرفی بزنید، خوب گوش دهید

اکثر مدیران نالایقی که از مدیریت فقط ادای مدیریت را بلدند، شخصیت پر جذبه و حراف دارند. چنین افرادی مداوم در حال صحبت و تعریف کردن از خودشان هستند. در بسیاری از موارد طی این تعریف و تمجیدها از خودشان، کارهایی را که دیگران انجام دادهاند نیز به نام خودشان تمام میکنند. چنین افرادی اگر به خاطر عملکردشان با انتقادی روبهرو شوند، به جای بررسی انتقاد و ایجاد تغییری در روش شان یا عذرخواهی بابت اشتباهی که مرتکب شدهاند حالت تهاجمی به خود میگیرند و شروع به فریاد، تحقیر و سرزنش افراد بیتقصیر میکنند.

برخلاف آنها، مدیران موفق بسیار فروتنانه عمل میکنند. آنها به دنبال شنیدن نظر سایر افراد و خواستههای آنها هستند. این ویژگی در بسیاری از موارد کمک میکند که توانایی افراد مجموعه بخوبی مشخص شود و بتوان برای استفاده از این تواناییهای بالقوه برنامهریزی کرد. رهبران موفق میدانند بهترین راه دستیابی به این هدف، هنر «خوب گوش دادن» است، بنابراین معمولا در جلسات خود، بیشتر از این که بخواهند از خودشان تعریف کنند با دقت به حرفهایی که مطرح میشود گوش میدهند.

4. فرصت درخشش به سایرین بدهید

مدیران نالایق دوست دارند همیشه در مرکز توجه باشند و حس خود برتربینی که دارند را ارضا کنند. در حالی که رهبران موفق نیازی به درخشش و به چشم آوردن خود ندارند. برای آنها رسیدن به خواستهها و اهدافشان اهمیت دارد. به همین دلیل هیچگاه بهدنبال تائیدطلبی از دیگران نیستند، زیرا میدانند بهترین تائید از درون انسان است. اگر فرد به خود و تواناییهایش باور داشته باشد، هیچگاه احساس کمبودی نخواهد کرد که بخواهد آن را با تائید طلبی از دیگران برطرف کند.

مدیران بزرگ عقبتر میایستند و برای دستاوردها و موفقیتهایی که افراد گروهشان به دست میآورد با خوشحالی کف میزنند و فرصت درخشش را برای سایر افراد فراهم میکنند تا حس اعتماد به نفس را در آنها تقویت کنند و به آنها پر و بال کافی برای دستیابی به اهداف مجموعه را بدهند.

5. فروتن باشید و تقاضای کمک کنید

مدیران نالایق معمولاً در هالهای از غرور و تکبر فرو رفتهاند. چنین افرادی در زمانی که شرایط سخت و پیچیدهای پیش بیاید که فراتر از حد توانشان باشد، به گوشهای عقبنشینی میکنند و سعی میکنند هرجور شده خودشان به تنهایی شرایط را تغییر بدهند که در عمل واقعا امکانپذیر هم نیست.

در عوض راهکار مدیران باهوش در چنین شرایطی کاملا متفاوت است. آنها آنقدر فروتن هستند که ضعف خود را بپذیرند و زمانی که نیاز به همیاری دارند شجاعت کافی برای اعلام آن را دارند. شاید در ظاهر امر از نظر دیگران با این کار ضعیف به نظر برسند، ولی این کار آنها باعث میشود فردی که توانسته با تواناییهایش مشکل را برطرف کند، حس بهتر و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند و همین موضوع موجب توانمندتر شدن هرچه بیشتر مجموعه خواهد شد.

6. در دسترس باشید

مدیران و رهبران یک مجموعه، خصوصا در شرایط کاری سخت، زمانشان را خارج از اتاق خود در حال در میان گذاشتن برنامههای آتی شرکت با کارکنان و تشویق و هدایت آنها صرف میکنند. یک مدیر واقعی هیچ وقت خودش را پشت درهای بسته مخفی نمیکند و بخوبی با افراد در ارتباط است. کارکنان برای راهنمایی بهتر و گرفتن خط مشی چشمشان به مدیرشان است، زیرا او بهتر از هرکس از نقشه راه مطلع است و میتواند شرایط را متناسب با جایگاه هر فرد برایش روشن و قابل درک کرده و انتظاراتش از کارمندانش را به طور واضح مطرح کند. در چنین شرایطی کارکنان نیز بخوبی از وظایف خود مطلع خواهند بود و هرجا که احساس نیاز به راهنمایی یا توضیح بیشتر داشته باشند براحتی میتوانند با مدیر خود در ارتباط باشند. بهترین مدیران از گوشه گوشه مجموعه خود باخبرند، بدون این که به کارمندان حس دخالت و تحت نظر گرفتن القا کنند.

7. قابل اعتماد باشید و از اعماق قلبتان صحبت کنید

مدیران مدیرنما معمولا برای جلب تائید و رضایت اطرافیانشان عموما صادقانه صحبت نمیکنند. معمولا سعی میکنند حرفهای خود را با پوششی شیرین به افراد تحویل بدهند که مورد رضایت قرار بگیرند و از گفتن حرف اصلی طفره میروند. به نوعی چنین افرادی گویی نمیتوانند واقعا صادقانه صحبت کنند و حقیقت ماجرا را برای کارکنان خود بگویند، زیرا اگر حس تائیدطلبی و خوببودن را نتوانند از اطرافیانشان دریافت کنند نمیتوانند غرور کاذب خود را حفظ کنند. به همین علت برای حفظ ظاهر هم که شده نمیتوانند در کلام خود صادق باشند.

اگر میخواهید بدرستی مدیریت کنید، هیچوقت نه خودتان و نه کارمندانتان را با حرفهایی که میدانید واقعا درست نیست، یا اهدافی که میدانید واقعا شدنی نیست گول نزنید. مدیر موفق کسی است که بتواند با شفافیت و صداقت حرف بزند و حتی بخشی از آن را نیز مخفی نکند و با صداقت تمام چیزی که واقعا وجود دارد را مطرح کند.

شاید تغییر برخی از منشهای جا افتاده مدیریتی در ابتدای امر سخت به نظر برسد و باعث شود حس کنید مثل قبل صاحب قدرت نیستید، اما بدانید احساس کنترل و قدرتی که شیوههای مدیریتی نادرست در شما ایجاد میکنند به هیچعنوان با حس جذاب و نتایج حاصل از رهبری درست و قدرتمند کردن مجموعهای که در آن به جای یک نفر تکتک افراد توانا و پر درخشش هستند، قابل مقایسه نیست.

منابع: Inc و Forbes

عسل اخویان طهرانی/ جامجم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3358306462674308616
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: