• 1 0
  • 4

انتقام «نتیجه» از «جد خانواده» به خاطر ازدواج مجدد +عکس

یکشنبه 26 دی 1395 ساعت 15:25
نتیجه ناخلف وقتی جد خانواده ازدواج مجدد کرد، برای انتقام از پیرزن و همسرش نقشه سرقت را طراحی کرد.

به گزارش جام جم آنلاین از پلیس آگاهی تهران بزرگ، ساعت 14:30 هفتم دی وقوع سرقت به عنف از منزل به کلانتری 179 اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری 179 در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد که سرقت از یک منزل ویلایی قدیمی متعلق به یک پیرمرد 80 ساله انجام شده و سارقان پس از سرقت طلاجات متعلق به همسر مالباخته، اقدام به شکستن دست راست این پیرزن 80 ساله کرده و پس از آن متواری شدند.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع«سرقت بعنف منزل» و به دستور قاضی امیر اسماعیل رضوانفر، بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 18 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

کارآگاهان پایگاه پنجم پلیس آگاهی با حضور در محل سرقت، به تحقیق از مالباخته پرداختند. پیرمرد در خصوص نحوه ورود سارقین به داخل منزلش به کارآگاهان گفت: به همراه همسرم داخل خانه نشسته بودیم که زنگ خانه به صدا درآمد. به در منزل مراجعه کردم که به محض باز کردن در ورودی، ناگهان دو نفر با صورت های پوشیده وارد خانه شدند و مرا در حالیکه دهانم را گرفته بودند، کشان کشان به داخل ساختمان بردند.

مالباخته در خصوص نحوه ارتکاب سرقت توسط سارقان نقاب پوش نیز به کارآگاهان عنوان داشت: «سارقان پس از بستن دست و پای بنده، به سراغ همسرم رفتند و دست و پای او را نیز بسته و روی زمین دراز کردند. این دو نفر، بی آنکه حتی کلمه ای در خصوص محل نگهداری وجوه نقد داخل خانه از من یا همسرم داشته باشند، اقدام به بریدن طلا و جواهرات همراه همسرم کردند؛ در حالیکه همسرم هیچگونه مقاومتی در برابر آنها انجام نداده بود، بی هیچ دلیلی یکی از سارقین اقدام به شکستن دست راست همسرم کرد و به سرعت از خانه خارج شدند.

با توجه به شیوه و شگرد سارقین در ارتکاب سرقت، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که سرقت باید توسط افراد مرتبط با مالباخته انجام شده باشد لذا تحقیقات از بستگان و اطرافیان مالباخته در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.

کارآگاهان در تحقیقات تکمیلی اطلاع پیدا کردند که مالباخته حدودا دو سال پیش و پس از فوت همسر اولش، ازدواج مجدد کرده و در واقع همسر کنونی اش، همسر دومش است.

تحقیقات جهت شناسایی سارقین نقاب پوش همچنان در دستور کار قرار داشت تا نهایتا با انجام اقدامات پلیسی، کارآگاهان موفق به شناسایی یکی از بستگان مالباخته به نام سعید 22 ساله به عنوان یکی از سارقان نقابدار شدند.

محل سکونت «سعید» در شهرستان کرج شناسایی و ساعت 23 روز 23 دی ماه دستگیر و به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.

«سعید» در ابتدا منکر هرگونه اطلاع از سرقت یا مشارکت در آن شد اما در ادامه تحقیقات لب به بیان حقیقت گشود و اعتراف کرد که سرقت را به همراه یکی از بستگان نزدیک شاکی پرونده به نام ناصر 22 ساله انجام داهد است.

بلافاصله هویت ناصر از سوی شاکی مورد شناسایی قرار گرفت و عنوان داشت که ناصر فرزند نوه اش (نتیجه مالباخته) است.

با شناسایی محل سکونت «ناصر» در منطقه تهرانسر، او نیز در همان روز دستگیر و به پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد.

انتقام نتیجه از جد خانواده به خاطر ازدواج مجدد

ناصر پس از مواجه حضوری با همدستش، در خصوص انگیزه سرقت و شکستن دست همسر شاکی پرونده به کارآگاهان گفت: پس از فوت مادربزرگ، پدربزرگ با زن دیگری ازدواج کرد و به نوعی زن دیگری را جایگزین مادربزرگ کرد و همین موضوع باعث کینه به دل گرفتن من از این خانم شد. در واقع انگیزه سرقت و شکستن دست این خانم صرفا برای انتقام گیری بود.

سرهنگ کارآگاه احمد نجفی، رئیس پایگاه پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر، افزود: با تکمیل تحقیقات در خصوص پرونده، قرار قانونی از سوی بازپرس صادر و هر دو متهم در اختیار دستگاه محترم قضایی قرار گرفتند.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2695809858671595301
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 4 نظر )

پیرمرد پیرزن ببچاره؟آقای قانونگزارومجری قانون این مردم نیازبه امنیت دارندچرااین گرگان درنده روافسارنمیزنید؟سالمندناتوان به نیروی قانون چشم دارد.این توان ونیروروازش مضابقه نكنید.
چرا بعضی از ادمها نمیتونن اروم زندگی كنن
چه توجیه مسخره ای!!! طرف پدرش زن میگیره اینقدر بهش فشار نمیاد كه به این جناب نتیجه فشار اومده☺
دیوانه ان به خدا.....خخخخ