• 23 0
  • 4

روزی که اشک «حاج همت» درآمد

شنبه 24 اسفند 1392 ساعت 17:56
از بالا پیغام رسید که: «اگه نمیتونی به خط بزنی بکش عقب، لشکر امام حسین این کار رو انجام میده.» لشکر امام حسین(علیه السلام) به فرماندهی حسین خرازی رفتند و خط را شکستند. اما قبل از ظهر عقب نشینی کردند و برگشتند.

اسفندماه سال 1392، مصادف است با سی امین سالگرد شهادت فرمانده دلاور لشگر27 محمد رسول الله(ص)، حاج محمد ابراهیم همت... در عملیات خیبر، تمام سنگینی عملیات در شکستن طلائیه بود. شکستن طلائیه را هم سپرده بودند به همت و لشکرش. شب اول بنا به دلایلی خط شکسته نشد و تا شب ششم هم آنها نتوانستند خط را بشکنند. از همه طرف فشار روی همت بود، هم از بالا که مسئولان جنگ بودند و هم از پایین که نیروهایش بودند.

شب ششم دستور داده شد که باید از وسط حمله کنید. این کار نشدنی بود. خود همت این را میدانست، اما با این حال، دستور را به نیروهایش ابلاغ کرد. آنها گفتند: «مگه نمیبینی چه خبره؟ اونجا فقط آتیشه، ما نمیریم.»

دل حاجی خیلی گرفت. چشم هایش به نم نشست. دعا میکرد که همان لحظه یک گلوله بخورد و بمیرد. می گفت: «می بینی؟ دیگه نه بالایی ها حرفم رو میخونن، نه پایینی ها.» من کمی دلداری اش دادم.

از بالا پیغام رسید که: «اگه نمیتونی به خط بزنی بکش عقب، لشکر امام حسین این کار رو انجام میده.» لشکر امام حسین(علیه السلام) به فرماندهی حسین خرازی رفتند و خط را شکستند. اما قبل از ظهر عقب نشینی کردند و برگشتند. با این حال، زخم زبانی بود که به حاجی زده میشد که: «اگه نمی شه، پس چه جوری حسین خرازی این کار رو انجام داد.»

حاجی کلافه شده بود، راه میرفت و با خودش حرف میزد و گاهی اشکش هم درمی آمد. به او گفتم: «این کارا چیه ابراهیم، زشته جلوی بچه ها.» گفت: «نه تو و نه هیچ کس دیگه ای نمیتونین بفهمین توی این دل من چی میگذره.» گفتم: «آخه با گریه که کاری درست نمی شه.» گفت: «حتی گریه هم آرومم نمیکنه، اما به غیر از این هم کاری ازم بر نمیآد.» (جهان نیوز)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1419193093716191760
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 4 نظر )

كاش حاج ابراهیم همت الان بود اون وقت میفهمیدین روزی چند بار اشكش در میومد . كاش حاج حسین خرازی هم الان بود ومیدید با بچه هایی كه اون روز تو طلائیه بودن و شهید نشدن یا مجروح شدن یا توعملیاتهای دیگه بودن چكار میكنن اون وقت میدیدی چقدر اشكشون درمیومد . بعد به این فكر می افتادی كه كاش اون روز همه تو طلائیه به خط زده بودن .
عشق یعنی استخوان و یك پلاك سالها تنهای تنها زیر خاك...
شهید محمد همت مرد بزرگ , با اخلاص , با ایمان , با انسانیت بود امیدواریم كه حداقل لیاقت پاسداری از خون شهدا را داشته باشیم
او سردار خیبر شكن حضرت روح الله ؛ تداعی گر وفای اصحاب عاشورایی امام حسین علیه السلام بود