• چه کنیم به آلزایمر مبتلا نشویم؟ / فریب داروهای ماهواره ای را نخورید!

    رئیس انجمن آلزایمر ایران گفت : در کشور ما مصرف خودسرانه دارو بسیار شایع است و اخیرا در فضای مجازی و شبکه های ماهواره ای بسیار شاهد تبلیغات فریب دهنده در تمامی زمینه ها هستیم که این داروها در ابتدا بازدهی خوبی را به همراه دارد اما با گذر چندی فرد را درگیر مسائل پیچیده تری می کند.

  • شایعترین عوامل بروز آب مروارید

    با بالارفتن سن افراد در برابر بیماری‌هایی که همچون آب مروارید قدرت بینایی را از بین می‌برند، آسیب پذیر می‌شوند اما این بیماری‌ها قابل درمان و پیشگیری هستند.

  • این افراد نباید بوتاکس کنند/ افسردگی با بوتاکس رابطه دارد!

    در میان روشهای زیبایی غیرجراحی، بوتاکس هم در دنیا و هم ایران رایج ترین است .امروزه مد شده بسیاری از دخترخانم ها و حتی پسرهای جوان برای تزریق بوتاکس اقدام می کنند اما نکته بسیار مهم در این رابطه عوارضی است که در صورت تزریق نامناسب فرد را گرفتار می کند برای اطلاعات بیشتر در این زمینه با یک متخصص پوست، مو و زیبایی به گفت و گو نشسته ایم .

  • فشار خون بالا را بدون دارو کاهش دهید

    کاهش مصرف نمک، فعالیت بدنی منظم، ثابت نگه داشتن وزن ایده آل، رعایت رژیم غذایی متعادل و همچنین با پرهیز از استعمال دخانیات می‌توان به میزان قابل ملاحظه ای از خطر پیشرفت فشار خون بالا کاست.

  • با این مواد غذایی آلزایمر را ضربه فنی کنید!

    بیماری آلزایمر یک اختلال عصبی و یکی از شایعترین بیماری‌های زوال عقل است و ششمین علت مرگ در سراسر دنیا و بویژه در ایران است. در بروز این بیماری عوامل زیادی دخیل هستند که در این گزارش، در رابطه با نقش تغذیه در بروز و جلوگیری از آلزایمر با رئیس انجمن آلزایمر ایران به گفت و گو نشسته ایم.

  • توصیه‌هایی برای کاهش گردن‌درد

    «من درد گردن دارم، دیسک دارم و خیلی ناامیدم...» اینها جملاتی است که پی‌درپی از سوی متخصصان استخوان و مفاصل شنیده می‌شود، اما به رغم بروز این نگرانی‌ها در بسیاری موارد، درد گردن مربوط به بیرون زدگی دیسک گردنی نیست و اگر هم باشد در اغلب موارد براحتی درمان می‌شود و نتایج درمانی و حتی جراحی آن با نتایج خوبی همراه است.

  • سالمندی بدون پوکی‌ استخوان

    شما جزو کدام گروه هستید؛ کسانی که ابتلا به پوکی استخوان را بدون چون‌و‌چرا پذیرفته‌اند و آن را سرنوشت گریزناپذیر استخوان‌های بدن خود می‌دانند و به همین دلیل توجه و مراقبت از استخوان‌ها را رها می‌کنند و دردها و مشقت ناشی از پوکی استخوان را به جان می‌خرند یا آنان که برای حفظ سلامت خود تلاش مضاعف می‌کنند؟

  • چگونه اسیر آلزایمر نشویم؟

    ابتلا به مرگبارترین بیماری اعصاب و روان به نام آلزایمر چندان پیچیده نیست و هر کسی ممکن است گرفتار آن شود، از این رو دانستن راه های جلوگیری از ابتلا به این بیماری خطرناک اهمیت دارد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سحر

    سلام من یه سوال داشتم چطورمیتونم كاری كنم شوهرم به حرفم گوش بده وكاری روكه صددرصدمطمعنم اشتباهه انجام نده من چندتاكاركردم ولی جواب نداداول گریه وزاری وقهرجواب ندادبعدباخوبی ومهربونی وخوشی بازم جواب ندادبعدبراش دلیل ومدرك ومنطق اوردم كه كارت اشتباهه بازم جواب نداد واخرشم خونسرددیگه بهش اصرارم نكردم وگفتم هركارمیدونی خوبه انجام بده بااینكه ازنظرمن اشتباهه بازم جواب نداد دیگه نمیدونم چكاركنم وكاراشتباهش اینه كه فكرمیكنه تریاك ادموسالم نگه میداره ازچهل سال به بالا و۳۵ سالشه تاحالادنبال این چیزانبوده چون همیشه كنارشم مطمعنم ازش ولی الان سه چهارماهه ماهی یكبارانجام میده نمیدونم چكاركنم لطفاراهنماییم كنید

    سلام متاسفانه راهكاری ندارد جز اینكه تنهایشان نگذارید.ایشان باور دارند كاری كه می‌كنند برای سلامتشان خوب است.این باور را نمی‌توانید شما از بین ببرید.اینكه اشتباه است و ضرر دارد هم باور شماست. ایشان هم نمی‌توانند این باورها را تغییر دهند.شما تلاش كنید تنها نمانند.نوع رابطه ها را به آرامی تغییر دهید.شاید بد نباشد ایشان با پزشك مشورت كنند تا مطمئن بشوند چه آسیب هایی به خودشان می‌زنند.اما نكته اصلی این است ایشان دوست دارند تریاك مصرف كنند و بهترین دلیل برای رهایی از عذاب وجدان كارشان و ناراحتی های شما ،‌برای سلامت مفید بودن است. مراقب خودتان باشید.خودتان را قوی كنید.برنامه‌های خوب برای آینده خودتان و بچه هایتان داشته باشید.تمام تمركز و انرژی‌تان را برای خودتان و بچه هایتان بگذارید.نه اینكه به همسرتان توجه نداشته باشید.بلكه با توجه به ایشان، انرژی‌تان را برای حرف شنوی ایشان خرج نكنید چون تا خودشان نخواهند این كار امكان‌پذیر نخواهد بود.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

    Vesta

    سلام خسته نباشید من یه ساله تو عقدم خیلی به مادرشوهرم حسادت میكنم ازش متنفرم حس میكنم شوهرم زیادی دوستش داره بهش توجه میكنه حالمو بهم میزنه وقتی میبینم مامانشو بغل میكنه میبوسه آتیش میگیرم دوست دارم برم موهای مادرشوهرمو بكنم دوس دارم داد بزنم بهونه بگیرم گریه كنم مادرشوهرم و پدرشوهرم رفته بودن شمال تو این مدت چون برادرشوهرم محصله من اومدم خونشون كه حواسم به برادرشوهرم باشه شبام همسرم میومد خونه و بعد كه مادرشوهرم اینا اومدن خواهرشوهرم بهم زنگ زد كه میای خونمون چند روز بمونی كمكم كنی اخه طفلك حامله بود ویار داشت نمیتونست كارای خونشو انجام بده خلاصه منم رفتم به همسرمم پیام دادم كه میرم اونجا واسه توام لباس و وسایلاتو میبرم بیا اونجا اول گفت باشه بعد پیام داد عزیزم من یه سر میرم خونه بعد میام اونجا گفتم چرا گفت هم دوش بگیرم هم مامانمو ببینم گفتم من برات لباس اوردم بیا اینجا دوش بگیر گفت میخوام مامانمو ببینم گفتم اوكی هرطور راحتی بعدشم دیگه هرچقدر پیام داد جوابشو ندادم دقیقا دو ساعت نشست خونه مامانش و انگار نه انگار من اینجا منتظرشم بعد دو ساعتم آقا به همراه مامانشون تشریف اوردن منم تا آخرشب لام تا كام هیچی نگفتم كاملا مشخص بود كه از یه چیزی ناراحتم همسرمم برعكس همیشه هیچی نپرسید هروقت میدید ناراحتم میبردم یه گوشه ازم میپرسید چمه و آرومم میكرد ولی انگار نه انگار حرصم گرفت بغض كردم هیچی نگفتم باباش اومد دنبال مامانش اینا و رفتن...رفتیم بخوابیم نشستم انقدر گریه كردم كه دیوونه شد گفت آخه چته یعنی من نباید برم دیدن مامانم منم گفتم خیلی بچه ننه ای خیلیا سالی یبار مامانشونو نمیبینن تو سر یه هفته رفتی دیدن مامانت من حالم گرفته بود حالمو نپرسیدی حالا اگه مامانت ناراحت بود خودتو میكشتی براش از مامانت متنفرم دوس دارم خفش كنم گفت من نمیدونم چرا اینطور شدی نمیدونم من زیادی لوست كردم یا بهت كم توجهی كردم اصن نمیدونم كی مقصره این وسط...توروخدا كمكم كنید چیكار كنم😢

    سلام.نتیجه ای كه من از نوشته شما گرفتم این است كه شما حتما باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید.باور های مركزی و افكار منفی ای در شما نهادینه شده است و در پی آن قوانینی برای خودتان نوشته اید كه همه اینها شما را در زندگی پیش می برند.یعنی شما براساس آنچه دیده اید و شنیده اید باید و نبایدهایی دارید كه می توانند نادرست باشند.در نوشته شما حركت عجیبی از طرف همسرتان وجود ندارد،‌بلكه رفتار شما باعث تعجب است. برای بهتر شدن حال تان و این كه روزهایتان را خراب نكنید حتما به مشاوره مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی