• رسانه ها در آموزش کودکان هم نقش مثبت و هم منفی دارند

    رئیس هیأت مدیره انجمن روانشناسی ایران گفت: رسانه ها در آموزش کودکان هم نقش منفی و هم مثبت دارند. بگونه ای که می توانند باعث بروز خلاقیت های فراوان، سرعت عمل و خیال پردازی های مفید گردند. اما از طرفی دیگر نیز با مشاهده محتویات نامناسب می تواند موجب الگوگیری در کودکان شود.

  • پدر و مادرها! بگذارید کودکتان تا 7 سالگی "کودکی" کند

    یک مشاور خانواده گفت: شخصیت هر فردی در ۷ سال اول زندگی اش شکل می گیرد. چنانچه هر فردی در ۷ سال اول زندگی شخصیتش به درستی شکل نگیرد، تغییر آن در بزرگسالی خیلی سخت، چه بسا ناشدنی است. در نتیجه بیشترین زمانی که تربیت والدین کارساز و موثر خواهد بود، سنین پیش از دبستان است که با تربیت صحیح و اصولی آینده افراد به درستی رقم‌خواهد خورد.

  • مهم ترین اصل در تربیت کودک «یک رابطه عاشقانه و محبت آمیز والد فرزندی» است

    یک روانشناس تربیتی گفت: بهترین و مهم ترین اصل در تربیت کودک یک رابطه عاشقانه و محبت آمیز والد فرزندی است. همین اصل به ظاهر ساده، می تواند برای برخی از والدین دشوار باشد و گاهی محبت و لوس کردن را با هم اشتباه بگیرند. این اصل بسیار مهم خود نیز نکات مخصوص به خود را دارد.

  • بایسته های آموزش به کودکان

    در بحث آموزش های لازم برای کودکان اساسی ترین مبحث آموزش مهارت های زندگی است.نکته قابل توجه این است که آموزش این مهارت ها می‌بایست از سن 3 سالگی شروع شود و در قالب بازی و ارتباطات بین فردی که در خانواده شکل می گیرد به کودک منتقل گردد. الگوهای ارتباطی والدین بیشترین تاثیر را در انتقال این مهارت ها به کودکان دارد.

  • مدرسه بعد از خانواده، نقش عمده ای در «تربیت جنسی» دانش آموزان دارد

    یک روانشناس گفت: با باز گشایی مدرسه ها، یکی از دغدغه‌های خانواده‌ها و مدارس، تربیت جنسی دانش آموزان مطابق با آموزه‌های اسلامی است و با تغییر در نحوه زندگی و گستردگی وسایل ارتباط جمعی همچون گوشی‌های همراه که حاوی فیلم، عکس و دسترسی نامحدود به اینترنت هستند، پرداختن به آن امری ضروری به نظر می رسد.

  • اصول بازی با اسباب‌بازی‌!

    دوران کودکی با عشق به اسباب‌بازی گره خورده است، حتی برای برخی افراد علاقه به عروسک،ماشین یا بازی‌های فکری تا بزرگسالی نیز تداوم می‌یابد . خرید اسباب‌بازی مناسب برای کودک در سنین مختلف، دغدغه ذهنی خیلی از والدین است. با این‌حال بسیاری از والدین در خرید اسباب‌بازی به نیازهای اصلی کودکشان توجه نمی‌کنند، بلکه به شکل و طرح و زیبایی اسباب‌بازی اهمیت می‌دهند و سلیقه خود را اعمال می‌کنند.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    علی

    سلام خانم كامرانی. ممنون از وقتی كه برای خوانندگان سایت میگذارید و احترامی كه برای ما قائل میشید. سوال من در مورد مادرم هست. مادر من حدود 3 سال هست كه بازنشست شدند(معلم بودند) و تقریبا با فاصله چند ماه هم مادرشونو از دست دادن. چندوقتی هست كه تحت نظر روانپزشك هست و از بیماری افسردگی رنج میبره. همچنین از سال ها قبل دچار وسواس بود چه وسواس فكری چه وسواس تمیزی. مدل بیماری مادرم جوری هست كه اطرافیانش كه شامل منو برادرم و پدرم هست به شدت تحت فشار هستیم. به علت وسواس فكری اگه كاری رو به ما بگه اون كار حتما باید انجام بشه بی برو برگرد وگرنه گریه میكنه و افسردگیش چندبرابر میشه، با كسی حرف نمیزنه و قیافش جوری میشه كه اگه ببینیش تمام غم های عالم میاد سرت. بطور مثال با اصرار خودش با كلی درد سر خونه ی جدید خریدیم حالا بعد از یكسال به شدت اصرار میكنه كه باید از اینجا بریم چرا كه معتقده حال روحیش توی این خونه بدتر شده. این یه نمونه از صدها مساله ای هست كه مادرم هر از گاهی بهش اصرار میكنه. از طرفی به من و برادرم به شدت وابسته است كه حتی به سختی اجاز میده منو برادرم كه 27 و 32 سالمون هست از خونه بریم بیرون. خیلی با آشنایان و اطرافیانش رفت و امد نداره. بخاطر همین هم راضی نشد من یا برادرم خارج از كشور ادامه تحصیل بدیم. من واقعا با وضعیت مادرم بسیار نگران ایندم هستم چرا كه احتمال بروز مشكل هنگام ازدواج ما وجود داره، یا اگه قصد كار كردن در شهر دیگه ای رو داشته باشیم. ناگفته نمونه با ازدواج كردن ما مشكلی نداره. یكی از دلایلشم این هست كه فكر میكنه عروس بیاره یكم سرش گرم میشه. سوال من از شما اینه كه مدل رفتاری ما باید باهاش چه شكلی باشه؟ برادر و پدرم خیلی وقت ها از كوره در میرن و باهاش بحث و جدل میكنن ولی من نه. به همین دلیل به من خیلی بیشتر وابستس. خیلی هم نمیتونن پدر و برادرم رو با خودم همراه كنم. . لطفا منو راهنمایی كنید. در ضمن تحصیلات مادرم لیسانس، پدرم دیپلم و منو برادرم فوق لیسانس هست. سپاس از اینكه وقت با ارزشتون رو در اختیار ما می گذارید.

    سلام.مشكلات مادر شما پیچیده به هم شده‌است.درمان هر كدامشان هم زمان می برد و صبر و ممارست می‌خواهد. شما فقط كافی است مادرتا ن را همین جوری كه هست بپذیرید. البته این پذیرش بسیار سخت اتفاق می افتد .بهترین راه حل این است كه همراه دیگر اعضای خانواده از مشاوره حضوری روان شناس كمك بگیرید. باید با هم همراه شوید.این كه یك نفر فقط این كارارا بكند بی فایده است. رفتارهای مادرتان به بیماریش وابسته است. نمی توان برای ایشان نسخه ای تجویز كرد مگر همراه با دارو و روان درمانی. پس ایشان را بپذیرید و سعی كنید بهترین راه ها را انتخاب كنید.جلسات روان درمانی را هر هفته برای مادرتان در نظر بگیرید و از انها غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    اشكان 1991

    سلام و عرض ادب دارم خدمت مشاورین محترم. بنده 27 سالمه و مدت چند سالیه كه عاشق یه خانومی هستم و باهم در ارتباطیم. اما تو یك سال گذشته چند بار كاملا ارتباطشو با من قطع كرده و هر بار خودش برمیگرده و دوباره رابطه مون شروع میشه. واقعا موندم چیكار كنم خیلی دوسش دارم هروقت برمیگرده توانایی "نه" گفتن ندارم! اما بعد از مدتی كه برمیگرده آنچنان تحقیرم میكنه انگار اضافی هستم تو زندگیش بطوریكه میگم دفعه بعد جوابشو نمیدم و ردش میكنم، خیلی بهم سخت میگذره، بخاطر همین رفتارشم نتونستم با خانواده م دوست داشتنشو در میان بذارم. لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.

    سلام.شما ترس از تنها ماندن دارید.باید روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.ایشان هم مشكلات خاص خودشان را دارند.اگر تمام موارد شما مورد پسند ایشان باشد نمی‌روند و بعد برگردند.اما چون هر دفعه در برگشت مورد استقبال شما قرار گرفته‌اند می‌دانند بالاخره جایگاهی دارند و این رفتارشان تقویت می‌شود.با افزایش اعتماد به نفس ،‌قدرت "نه" گفتن را هم یاد خواهید گرفت.پس تغییر این رویه به شما بستگی دارد كه چگونه برخورد كنید. چون هر رفتاری علتی دارد و بهترین راه ادامه رفتار، تقویت آن است. تمرین كنید تا رفتارتان عوض شود.از ترس تنها ماندن ،‌تصمیمات اشتباه نگیرید.احساسات واقعی خودتان را بشناسید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی