• جیب من ، جیب تو

    سهم من سهم تو ، جیب من جیب تو ، کار من کار تو ، و خیلی دیگر از این من و تو کردن ها در خانو.اده هایی پیش می آید که زنان هم پا به پای مردانشان کار می کنند تا راحت تر زندگی کنند ، اماچون موریانه ای به جان زندگی مشترکشان می افتد و کاشانه شان را به ویرانی می کشد ، چون مدیریت اقتصادی خانواده را بلد نیستند .

  • یک رابطه صمیمی میان پسران و مادران

    همه فکر می کنند روابط پسرها با پدرانشان صمیمی تر از مادران است ، در حالی که نقش مادر در تربیت و شکل گیری شخصیت پسران غیر قابل انکار است . مادر برای ایجاد یک رابطه خوب و مستحکم با پسرش، باید به تربیت او بیندیشد و از ویژگی های جسمی و روحی او اگاه باشد.

  • قهر نمی کنیم ،فقط گاهی سرسنگین می شویم

    آزیتا رضایی و مجتبی ظریفیان قبل از آن که زن و شوهر باشند یک زوج هنری هستند که بچه های ایران آنها را با نام خاله رویا و عمو مهربان می شناسند.این زوج هنری اجراهای مشترکی را در برنامه های "آبرنگ" ،"شکوفه های بهاری" و"رستوران کودکان" با یکدیگر به انجام رساندند . آنها یک شب سرد زمستانی به گرمی ما را به حضور پذیرفتند و از تلخ و شیرین های زندگی مشترکشان گفتند .

  • حساب مشترکی به نام عشق ورزیدن

    خیلی از همسران را می شناسم که حساب مشترکی با هم دارند ، برای روز مبادا ، برای وقتی که یکی از دو طرف اتفاقی برایش بیفتد و یا اصلا فقط برای اینکه به یکدیگر بگویند : با هم شریک هستیم .

  • چوپان دروغگو تربیت نکنیم

    نه چوپان است نه گرگ دیده، اما صدچاقو که بسازد یکی دسته ندارد. او راست حرف نمی‌زند، از صبح که بیدار می‌شود تا شب که به رختخواب برود بارها دروغ می‌گوید و دیگران را با حرف‌هایش بازی می‌دهد. نه پدر، نه مادر، نه همسر، نه دوست و نه کارفرما؛ رو در رو شدن با هیچ‌کدام از اینها او را از دروغ گفتن منصرف نمی‌کند.

  • آتش قهر بر جان خانواده

    همه قهر می‌کنند، چه بستگان دور مثل دو تا عموزاده و عروس‌های فامیل‌های مختلف با هم یا خیلی نزدیک مثل خواهرها و برادرها! این که چرا قهر ادامه می‌یابد چند علت دارد که ما قصد داریم درباره‌شان برایتان توضیح بدهیم.

  • تماشای تلویزیون کودکان را مدیریت کنیم

    تلویزیون یکی از مهم‌ترین ابزار تعلیم و تربیت است و از آنجا که سنین کودکی و نوجوانی نیز حساس‌ترین سن تعلیم و تربیت محسوب می‌شود ، تماشای تلویزیون بر روح و روان آنها تاثیر می‌گذارد، اما والدین نباید کودک را آزاد بگذارند تا همه برنامه‌های تلویزیون را تماشا کند و در واقع باید این کار را به نحو مطلوب مدیریت کنند .

  • این 3 فناوری، خانه خر اب کن می شوند ، اگر ...

    شما حاضرید اعضای خانواده‌تان را با یک دستگاه تلویزیون، یک تلفن‌همراه و اینترنت 24 ساعته عوض کنید؟ می‌گویید چه پرسش مسخره‌ای؟! می‌گویید معلوم است که پاسخ هر فردی به این پرسش منفی است؟ می‌گویید چرا درباره واضحات می‌پرسیم؟ هرچند هر فرد عاقلی در پاسخ به این پرسش در ظاهر با قاطعیت نه می‌گوید، اما در حقیقت خیلی از ما، در باطن مشغول برهم زدن روابط خانوادگی مان با این سه رسانه جادویی هستیم.

  • بچه اول موش آزمایشگاهی نیست

    خانم و آقای الف معتقدند روش تربیتی‌شان برای دختر اول و دوم‌شان هیچ تغییری نکرده است. آنها در ارائه امکانات به بچه‌ها هیچ فرقی میانشان نگذاشته‌اند و با اینکه تفاوت سنی‌شان فقط چهار سال است اما همه می‌گویند این دو خواهر، زمین تا آسمان با هم فرق دارند.

  • خنده ؛ دوای همه دردها

    لازم نیست عصایی بیندازی و مارش کنی، اسم رمزی را بگویی و روی آب راه بروی، لازم نیست حتما پیامبری باشی و با معجزه‌هایت مردم را تحت تاثیر قرار دهی؛ تو خودت معجزه‌ای وقتی سگرمه‌ها را باز می‌کنی، گوشه لب‌ها را بالا می‌دهی و مروارید‌های دهان را با خنده نشان می‌دهی .

  • تصاویر دلبندان شما

    مریم طاهری

  • مشاوره

    ماریا

    با سلام و خسته نباشید من سال90 ازدواج كردم و یك فرزند دو ساله دارم كارمند هستم و واقعا از هر لحاظ واسه زندگی مشتركمون كم نذاشتم. و با كم و زیادش , خوب و بدش ساختم. اهل ولخرجی و دوست و مد و ... نیستم . همه فكر و انرژیم واسه خانواده ام هست. رفتار همسرم با من نسبتا خوبه و با فرزندمون خیلی خوبه ولی از اول ازدواج با خانواده من لج كرد و بهشون جبهه گرفته و دلش از همشون پره ولی نمیدونم دلیلش چیه (مخصوصا با مامانم و خواهرم , این رو هم بگم كه هیچكدوم نه مامانم و نه خواهرم اصلا اهل دخالت كردن تو زندگی ما نیستن) و این موضوع من رو خیلی اذیت میكنه وقتی هم كه راجبش حرف میزنیم و علت رو میپرسم میگه من خیلی خوبم و تو نمیبینی و از ادامه بحث خودداری می كنه. من خودم تا جای ممكن سعی كردم به خانواده همسرم مخصوصا پدر و مادرش احترام بذارم. با اینكه بعضی وقت ها با حرف ها و یا رفتارشون من رو رنجوندن ولی با این حال با احترام رفتار كردم. یك بار تو طول زندگی مشترك 8 هشت ساله سر یك موضوع گلایه از رفتار برادرش كردم كه همون اول گلایه یه دعوای حسابی راه انداخت و خیلی طرف برادرش رو گرفت و اجازه ادامه بحث نداد. این رفتاراش واقعا من رو عذاب میده و گاهی غیر قابل تحمل میشه. به حالت غیر عادی با خانواده من لجه و پشت خانواده خودش هست. خواهش میكنم به من بگین چه كاری باید انجام بدم.

    سلام.ازدواج یعنی آشنا شدن با غریبه‌ای و زیر یك سقف زندگی كردن با او. تصور كنید دو نفر با تمام تفاوت ‌ها و شباهت‌ها كنار هم قرار می‌گیرند. بعضی از شخصیت‌ها از ابتدا در پی به دست آوردن بهانه و اشكالات هستند.خیلی از حرف‌ها برایشان غیرقابل تحمل می‌شود كه ممكن است برای دیگری این گونه نباشد. همسر شما از حرف یا حركتی از طرف خانواده ناراحت است و دلخور شده و همین باعث چنین رفتاری شده است. گره‌های شخصیتی می‌توانند با كوچكترین حركتی به بمبی اتمی تبدیل شوند. باید دقیق شوید و ببینید چه چیزهایی ناراحتشان می‌كند، یا مانع شوید و پیشگیری كنید یا با خونسردی توضیح دهید. این كه در دفاع از برادرش برخاسته كاملا طبیعی است و نمی‌خواهند به شما اجازه دهند پا را فراتر از این بگذارید. همین كه شما از خانواده‌تان دفاع كنید ممكن است باعث ناراحتی همسرتان شود. توازن برقراركردن بین همه این مسائل از مهارت های شماست.توصیه می كنم حتما مهارت های زندگی را بیاموزید .برای این كار از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    علی

    با سلام خدمت شما مشكلی كه ذهن منو مشغول كرده اینه كه وقتی تو یه جمعی یه دفعه مورد توجه قرار میگیرم یا یكی توی جمعی یه چیزی میگه كه من تو تنگنا قرار میگیرم صورت و گوشم كامل سرخ میشه به نحوی كه قشنگ قابل تشخیص هست برای بقیه و حتی چندبار در همون حال گفتند نگاه كنین چقدر سرخ شد. این قضیه منو ازار میده چون فك میكنم الان بقیه متوجه شدن كه من خجالت كشیدم یا اعتماد به نفسم پایینه. آیا راه حلی وجود داره یا صرفا واكنش طبیعی بدنه و نمیشه كاریش كرد؟ سپاس از پاسخگوییتون

    سلام.این مشكل قابل حل است. فقط فیزیولوژی نیست بلكه فیزیولوژی باعث علنی شدنش می‌شود. كافی تمرین كنید تا بتوانید بر آن غلبه كنید. برای افزایش اعتماد به نفس خود چكار كنیم؟ خواستن: در گام اول باید بخواهید كه تغییر كنید و فرد دیگری شوید. میزان بهبود اعتمادبه‌نفس شما به میزان خواستن، انگیزه، توجه، احساس مسئولیت و پشتكار شما بستگی دارد. خودشناسی: باید تصویرهای نادرستی را كه در ذهنتان دارید، بشكنید. باید یك تصویر واقعی داشته باشید. بدین منظور، روی یك كاغذ جنبه‌های مثبت و منفی خود را در همه‌ی زمینه‌ها‌ی جسمی، روحی، رفتاری، افكار و احساسات بنویسید. اگر خودتان را همان طور كه هستید بشناسید و همه‌ی جنبه‌های ضعف و قوت‌تان را بپذیرید، گام بزرگی برای بهبود اعتمادبه‌نفس خود برداشته‌اید. به چالش كشیدن: پس از آن، افكار، احساسات و رفتارتان را ارزیابی كردید. با خودتان به گفت‌وگو بنشینید و درست و غلط بودن آن‌ها را سبك و سنگین كنید. خودكنترلی: سخت‌ترین و آخرین گام را محكم بردارید. احساسات منفی را مهار كنید. بر افكار و احساسات‌تان مسلط باشید و آن‌ها را به كنترل خود درآورید. شیوه‌ی تفكرتان را تغییر دهید. سخت‌گیر نباشید. شتاب‌زده نتیجه‌گیری نكنید. در هیچ موردی پیشگیری نكنید. مثبت باشید و از كلمات منفی اجتناب كنید. برای خودتان و تواناییهای‌تان ارزش قائل باشید. به خودتان احترام بگذارید. از جهت جسمی و ظاهری به خودتان برسید و ورزش كنید. خوابتان را منظم كنید. خودتان باشید. روابط اجتماعی از جمله رابطه با دوستان و اقوام خود را تقویت كنید. سعی كنید همیشه لبخند بزنید. راحت راه بروید و بنشینید. سرتان را بالا نگه دارید و موقع گفت‌وگو به چشمان طرف مقابل نگاه كنید. تمرین های افزایش اعتماد به نفس تمرین اول : نوشتن جملات مثبت و هرروز این جملات را جلوی آیینه حداقل به مدت 10 دقیقه به خودتان بگویید. تمرین دوم : یك آگهی تبلیغاتی برای خودتون درست كنید یك فیلم كوتاه یا یك نوشته زیبا از توانایی های خودتان و هرروز چند بار به آن نگاه كنید یا بخونید . تمرین سوم : مراقبت از جسم خود بدین صورت كه هرروز استحمام كنید ، شاداب مرتب باشید ، 8 ساعت خواب شیرین شبانه داشته باشید ، صبحانه كامل میل كنید و در طی روز نیز میوه و سبزیجات میل نمایید و از خوردن چای یا قهوه درطی روز لذت ببرید. تمرین چهارم : به خودتون برسید به وضع ظاهر خود برسید، كفش هایتان را واكس بزنید ، مسواك بزنید، تمرین های یوگا انجام بدید، لباس های مد روز بپوشید ولی افراط نكنید ، بانظم باشید و شلخته نباشید . تمرین پنجم : تبسم زدن و لبخند زدن عامل دیگری است كه موجب افزایش اعتمادبه‌نفس می شود . تمرین ششم : هنگام صحبت كردن با مخاطبین به چشمانشان نگاه كنید. این تمرین ها به شما كمك می‌كند.اما براساس موقعیت نیز خودتان باید فكر كنید چه چیزی شما را از این وضعیت نجات می‌دهد.شاید كافی باشد نفس عمیق بكشید. یا حتی بخندید.یعنی واكنش های دیگری داشته باشید تا هیجان فیزیولوژی شما تغییر كند. در ضمن از این‌كه نتوانید حرف بزنید یا خطایی از شما گرفته شود یا به تمسخر گرفته شدن یا...نگران نباشید چون هیچ انسان كاملی وجود ندارد . پس تمرین ها را اغاز كنید.اگر همچنان مشكل‌ان پابرجا بود از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیریدموفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت

    باسلام مشاوره حضوری با شما میشه داشت

    سلام.فعلا امكانش فراهم نیست.