• سالمندی و شکستگی لگن

    شکستگی لگن یکی از شایع‌ترین و جدی‌ترین آسیب‌های مرتبط با پوکی استخوان برای جمعیت سالمند محسوب می‌شود. یکی از مشکلات شایع در این افراد، شکستگی‌ لگن (اطراف مفصل ران) است که اکثرا به دنبال زمین خوردن سالمندان بروز می‌یابد و در اغلب این افراد عامل زمینه‌ساز این شکستگی‌ها، پوکی استخوان است.

  • اصول تغذیه‌ سالمندان مبتلا به پارکینسون

    پارکینسون نوعی اختلال عصبی- عضلانی است که به سبب تحلیل سلول‌های مغزی تولید کننده دوپامین (یک نوع انتقال دهنده پیام عصبی) بویژه در افراد سالمندی بروز می‌کند که پا به سنین 60 سالگی گذاشته‌اند. اگر در خانه فرد سالمند مبتلا به پارکینسون دارید، توصیه‌های غذایی مطروحه در ادامه مطلب را بخوانید.

  • هیچ وقت تنها نمونی ننه

    «عید آمد و ما قبا نداریم ‌/‌ با کهنه قبا صفا نداریم/ عید آمد و ما لختیم ‌/‌ رفتیم به بابا گفتیم/ این بابای بیچاره ‌/‌ پولی تو جیبش نداره»! ننجون می‌خندد و چهار تا دندانی را که همه بضاعت او برای آسیاب کردن غذاست، بیرون می​زند و بعد میگوید: باز هم بخونم ننه؟!

  • میانسالان علائم حمله قلبی را بشناسند

    حمله قلبی یک باره اتفاق نمی‌افتد، بلکه همراه با علایم متعددی است که طی روزها و هفته‌ها خود را نشان میدهد اما اغلب افراد بویژه کسانی به آن بی‌توجهند که دیگر دارند پا به سن میگذارند؛ البته علایم حمله قلبی مختلف و در زنان و مردان متفاوت است.

  • اضطراب روزهای تعطیل!

    تعطیلات نوروز کم‌کم از راه میرسد و برخی به همین دلیل، بیشتر از پیش مضطرب میشوند! به عقیده روان‌شناسان، استرس در تعطیلات بیش از همه به مسائل مالی و خانوادگی مربوط می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد خانم‌ها در برابر استرس‌های تعطیلات، آسیب‌پذیری بیشتری دارند و روش‌های مدیریت استرس را کمتر به کار می‌گیرند.

  • جنگ برای تداوم عشق

    می‌خواهم هفتاد سالم که شد باز بنشینم کنارتو، زل بزنم به چشم‌های میشی رنگت و به حرف‌های هنوز شیرینت گوش کنم، دلم می‌خواهد هفتاد ساله که شدم با آن دست‌های چروکیده و لاغرم با همان وسواس همیشگی میوه‌ای پوست بکنم و وقتی تو آن را می‌خوری مزه خوبش را من احساس کنم .

  • بابا بزرگ! از تکنولوژی جا نمانی

    کیفش را باز می‌کند و کارت بانکی را از داخل آن بیرون می‌آورد؛ شنیده است سارقان دور و بر دستگاه‌های عابربانک می‌چرخند، پس چشم می‌چرخاند و تا آنجا که می‌تواند اطراف را کنترل می‌کند.

  • مادر بزرگ! پارچه‌ها را از صندوق درآور

    وقتی به مادربزرگم می‌گویم برای خودت خرید عید کرده‌ای یا نه؟ می‌خندد و می‌گوید: «دخترم! خرید عید مال شما جوان‌هاست، مال بچه‌هاست. ما که آفتاب لب بومیم دیگر نباید چیز زیادی دور خودمان جمع کنیم». بزرگ‌ترها این طورند؛ تا وقتی جوانند برای فرزندانشان بیشتر از خودشان خرید می‌کنند و وقتی پا به سن گذاشتند خرید را نیز کنار می‌گذارند.

  • تصاویر دلبندان شما

    كوهیار

  • مشاوره

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    رها 36 ساله

    سلام.من همیشه صفحات مشاور رو می خونم و خیلی برام مفیده،اما یه مشكل دارم ما جایی مثلا دعوت میشیم عروسی از اقوام شوهر،با همسرم صحبت میكنیم كه مثلا نریم مرخصی نداریم یا راه دوره درشهردیگه هست به هردلیل ....اما مادرش زنگ میزنهو چون میبینه اونها میان من رو دچارم مشكل میكنه و میشه دردسر و دعوا و بحث جدید كه باید بریم؟چون مامانش گفته بیاین و اینها؟دیگه فكر نمیكنه من باید مرخصی هماهنگ كنم یا برنامه نداشتیم چرا نمیتونیم ثبات تصمیم داشته باشیم و با احترام به اونها بگیم شما تشریف ببرید ما به دلایلی جورنمیشه بیایم و با هم تصمیم گرفتیم كه نریم؟بعدا همسرم میگه من خانواده دوست هستم فكر زن و بچه هستم...من میگم اگه هستی باید به نظرات و تصمیماتمون احترام بذاری؟بد میگم؟یكی كمك كنه به من كه برا یه مراسمی من باید غصه بخورم كه آیا خانواده اون میان یا نمیان؟چون ما تصمیم نمیگیریم.....البته اینم اضافه كنم چون ماشین ندارن همیشه ما رو برای ماشین و اینا می خوان اگه كسی باشه با ماشین اونها رو ببره اصلا ما هم بخواهیم بریم مادر شوهر میگه خوب نمیومدین حالا زحمت و اینا چرا اومدین؟ناراحت میشه كه چرا رفتیم؟اصلا تحویل نمیگیره تو مراسم ها؟ما موندیم والا به خدا

    سلام.همسر شما توانایی "نه"گفتن به خانواده‌اش را ندارد و من نمی‌توانم از این طریق به ایشان یاد بدهم. پس این مشكل وجود دارد. حالا یا با مراجعه حضوری به روان‌شناس حلش می‌كنید یا خودتان باید حلش كنید كه این دومین راه‌حل نتیجه‌اش می‌شود ادامه همین مشكل چون تا الان نتوانسته‌اید. اگر گزینه دوم را انتخاب كرده‌اید باید یاد بگیرید كه بپذیرید و با این موضوع كنار بیایید.سخت است و غیرقابل تحمل اما قرار نیست بعد از این همه سال عذاب بكشید.اما وقتی عذاب می‌كشید یعنی این موضوع برای شما هنوز مشكل و آن را نپذیرفته‌اید.در اینجا هم نیاز است شما به روان شاس حضوری مراجعه كنید تا مهارت ‌های زندگی را بیاموزید.اگر بر مهارت‌های زندگی تسلط یابید متوجه خواهید شد چقدر از مشكلات به نظر لاینحل شما، مشكل نبوده و می‌شده به‌راحتی از كنارش گذشت. پس توصیه‌ام این است به زوج درمانگر مراجعه كنید و اگر همسرتان موافق آمدن نیستند شما به تنهایی برای قوی شدن و یادگیری بروید.اما یك نكته مهم می‌گویم.وقتی مشكلی همیشه ادامه دارد و باعث آزار است،‌احتمالا یك راه حل همیشه انتخاب شده كه نشان‌می‌دهد راه حل درستی نبوده است. یا این‌كه از ماندن در این مشكل خیلی هم احساس عذاب نمی‌شود و به نوعی رفتار تقویت شده است. تقویت باعث تودام رفتار است یه رفتار منفی چه مثبت.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    كارمند

    الان مخاطب من خانم ارغوان هستند ، منم مثل شما كارمند هستم و مشاور هم نیستم ، از دید فردی كه حدود 22 سال سابقه كار داره و دیگه مدتهاست تو این اجتماع با مردم سر و كله میزنه باید بگم كه شما هم مثل یك مرد در این جامعه كار می كنید ، نون درمیارید ، با مردم سر و كله میزنید و... چرا همش از موضع ضعف به خودتون نگاه می كنید ، چرا اعتماد به نفس ندارید ؟ اگه در محیط جدید شما آقا هست و همسرتون به شما مرتب تذكر میده احتمالاً اونجا خانوم هم هست پس درواقع ایشون هم باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن . خوبه توی زندگی همه چی متقابل باشه ، حتی اعتماد ، حتی تذكر و راهنمایی . شما روی اعتماد به نفستون بیشتر كار كنید . من رو خواهرتون بدونید چون حدود 14 سالی از شما بزرگتر هستم .