• 5 راهکار برای سهولت آموزش دانش آموزان اتیسمی/ 2000 کودک مبتلا به اتیسم در مدارس کشور مشغول تحصیل هستند

    اول مهر ماه و زمان شروع مدرسه بعد از یک تعطیلات طولانی می تواند برای کودکان و خانواده های آنان مشکل برانگیز باشد. در این میان کودکانی هستند که برای درس خواندن نیاز به شرایط ویژه ای دارند. دانش آموزان مبتلا به اتیسم برای یادگیری، مهارت‌های اجتماعی و ارتباط‌گیری نیازمند امکانات و شرایط خاص هستند. حال والدین و مسئولین مدارس مهم ترین نقش را در رابطه با تحصیل این کودکان برعهده دارند .

  • اصول رعایت حرمت موی سپید!

    • سلامت

    ورود به سن سالمندی برخلاف تصور عمومی لزوما به معنای ناتوانی و تبدیل شدن به کلکسیونی از بیماری‌ها نیست، اگر سالم زندگی کردن و توجه به مراقبت‌های لازم و ضروری مربوط به این دوران برای هر کدام از ما حائز اهمیت باشد.

  • پرحافظه‌ها چه می‌خورند؟

    • سلامت

    آلزایمر به طور چشمگیری با سن در ارتباط است و گرچه شیوع آن در هر دو جنس مشابه است، اما به علت عمر بیشتر زنان در مقایسه با مردان، در خانم‌ها شایع‌تر است.

  • وقتی داری سکته مـی‌کنـی!

    سکته قلبی هیچ‌وقت با برنامه قبلی برایتان اتفاق نمی‌افتد و حتی ممکن است وقتی اصلا نمی‌دانید قلبتان بیمار است زندگی شما را زیر و رو کند یا خط پایانی بر آن بکشد .

  • فشار خون شدید و کنترل آن

    در دو هفته گذشته در این ستون درباره فشار خون و درمان آن نوشتم. اکنون می‌خواهم تعریف شدید بودن این بیماری و مقاومت به درمان را توضیح دهم. چند موضوع را در ابتدا باید تاکید کنم:

  • 10 عامل سکته مغزی در ایران و جهان اعلام شد

    دبیر دهمین کنگره استروک ایران بیان کرد: در 90 درصد موارد 10 عامل فشار خون، چربی خون، قند خون، استعمال سیگار، افزایش وزن، عدم ورزش، تغذیه نامناسب ، استرس ، بیماری‌های قلبی و مصرف الکل علت اصلی بروز سکته مغزی در بین افراد بوده است.

  • کدام دردها در مفاصل خطرناک هستند؟ / 2 خوراکی معجزه‌گر درمان آرتروز را بشناسید

    یک متخصص طب فیزیکی گفت: هر درد در مفصل نشان دهنده آرتروز نیست. دردهایی که با انجام فعالیت تشدید پیدا می کند و همچنین درد هایی که با صدا در مفصل همراه اند، از جمله دردهایی هستند که باید جدی گرفته شوند.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    ارغوان

    سلام خدمت شما .اول ازهمه ممنون بابت مشاوره های فوق العاده تاثیر گذارتون .من و همسرم بعداز مدتهادلسردی رابطه مون رو به بهبودی وبهتر شدنه فقط موردی كه هست چون حدود دوسال ازهم كینه و حتی نفرت داشتیم تاحدی كه خیلی از حریمهای زندگیمون شكسته شد و رومون بهم باز شد هرگز احساسات وعواطف خودمونو نسبت بهم بروز ندادیم و الان كه روابطمون خوبه از سرخجالت یا شرمندگی نمیتونیم ابراز علاقه كلامی بكنیم مثلا الفاظ عاشقانه حتی اس ام اسی هم بهم نمیگیم .خودم شخصا هرچقدر سعی میكنم روم نمیشه ابراز كنم.میشه لطفا راهكار بدید.ممنونم

    سلام.اگر به بخشش رسیده اید ، یعنی همدیگر را بخشیده اید و ادامه مسیر داده اید،‌ نباید نگران یا خجالت زده باشید.بالاخره از جایی باید شروع كرد به بازسازی و احیاء. باید تمرین كنید و شروع این تمرین می تواند یه پیام كوتاه از گفته های كسی باشد یا فرستادن یه عكس یا نقاشی و...فقط هنگام فرستادن پیام به قبل و بعد از آن فكر نكنید. جای همسرتان فكر نكنید. فقط به هدف تان فكر كنید و نتیجه دلخواه تان.اگر جای دیگری فكر كنید و بخصوص افكارتان منفی باشد ،‌ به هدف مورد نظر نخواهید رسید.پس تمرین و شروع كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    علی

    سلام خانم كامرانی. ممنون از وقتی كه برای خوانندگان سایت میگذارید و احترامی كه برای ما قائل میشید. سوال من در مورد مادرم هست. مادر من حدود 3 سال هست كه بازنشست شدند(معلم بودند) و تقریبا با فاصله چند ماه هم مادرشونو از دست دادن. چندوقتی هست كه تحت نظر روانپزشك هست و از بیماری افسردگی رنج میبره. همچنین از سال ها قبل دچار وسواس بود چه وسواس فكری چه وسواس تمیزی. مدل بیماری مادرم جوری هست كه اطرافیانش كه شامل منو برادرم و پدرم هست به شدت تحت فشار هستیم. به علت وسواس فكری اگه كاری رو به ما بگه اون كار حتما باید انجام بشه بی برو برگرد وگرنه گریه میكنه و افسردگیش چندبرابر میشه، با كسی حرف نمیزنه و قیافش جوری میشه كه اگه ببینیش تمام غم های عالم میاد سرت. بطور مثال با اصرار خودش با كلی درد سر خونه ی جدید خریدیم حالا بعد از یكسال به شدت اصرار میكنه كه باید از اینجا بریم چرا كه معتقده حال روحیش توی این خونه بدتر شده. این یه نمونه از صدها مساله ای هست كه مادرم هر از گاهی بهش اصرار میكنه. از طرفی به من و برادرم به شدت وابسته است كه حتی به سختی اجاز میده منو برادرم كه 27 و 32 سالمون هست از خونه بریم بیرون. خیلی با آشنایان و اطرافیانش رفت و امد نداره. بخاطر همین هم راضی نشد من یا برادرم خارج از كشور ادامه تحصیل بدیم. من واقعا با وضعیت مادرم بسیار نگران ایندم هستم چرا كه احتمال بروز مشكل هنگام ازدواج ما وجود داره، یا اگه قصد كار كردن در شهر دیگه ای رو داشته باشیم. ناگفته نمونه با ازدواج كردن ما مشكلی نداره. یكی از دلایلشم این هست كه فكر میكنه عروس بیاره یكم سرش گرم میشه. سوال من از شما اینه كه مدل رفتاری ما باید باهاش چه شكلی باشه؟ برادر و پدرم خیلی وقت ها از كوره در میرن و باهاش بحث و جدل میكنن ولی من نه. به همین دلیل به من خیلی بیشتر وابستس. خیلی هم نمیتونن پدر و برادرم رو با خودم همراه كنم. . لطفا منو راهنمایی كنید. در ضمن تحصیلات مادرم لیسانس، پدرم دیپلم و منو برادرم فوق لیسانس هست. سپاس از اینكه وقت با ارزشتون رو در اختیار ما می گذارید.

    سلام.مشكلات مادر شما پیچیده به هم شده‌است.درمان هر كدامشان هم زمان می برد و صبر و ممارست می‌خواهد. شما فقط كافی است مادرتا ن را همین جوری كه هست بپذیرید. البته این پذیرش بسیار سخت اتفاق می افتد .بهترین راه حل این است كه همراه دیگر اعضای خانواده از مشاوره حضوری روان شناس كمك بگیرید. باید با هم همراه شوید.این كه یك نفر فقط این كارارا بكند بی فایده است. رفتارهای مادرتان به بیماریش وابسته است. نمی توان برای ایشان نسخه ای تجویز كرد مگر همراه با دارو و روان درمانی. پس ایشان را بپذیرید و سعی كنید بهترین راه ها را انتخاب كنید.جلسات روان درمانی را هر هفته برای مادرتان در نظر بگیرید و از انها غافل نشوید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روانشناسی بالینی

    اشكان 1991

    سلام و عرض ادب دارم خدمت مشاورین محترم. بنده 27 سالمه و مدت چند سالیه كه عاشق یه خانومی هستم و باهم در ارتباطیم. اما تو یك سال گذشته چند بار كاملا ارتباطشو با من قطع كرده و هر بار خودش برمیگرده و دوباره رابطه مون شروع میشه. واقعا موندم چیكار كنم خیلی دوسش دارم هروقت برمیگرده توانایی "نه" گفتن ندارم! اما بعد از مدتی كه برمیگرده آنچنان تحقیرم میكنه انگار اضافی هستم تو زندگیش بطوریكه میگم دفعه بعد جوابشو نمیدم و ردش میكنم، خیلی بهم سخت میگذره، بخاطر همین رفتارشم نتونستم با خانواده م دوست داشتنشو در میان بذارم. لطفا راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.

    سلام.شما ترس از تنها ماندن دارید.باید روی اعتماد به نفس‌تان كار كنید.ایشان هم مشكلات خاص خودشان را دارند.اگر تمام موارد شما مورد پسند ایشان باشد نمی‌روند و بعد برگردند.اما چون هر دفعه در برگشت مورد استقبال شما قرار گرفته‌اند می‌دانند بالاخره جایگاهی دارند و این رفتارشان تقویت می‌شود.با افزایش اعتماد به نفس ،‌قدرت "نه" گفتن را هم یاد خواهید گرفت.پس تغییر این رویه به شما بستگی دارد كه چگونه برخورد كنید. چون هر رفتاری علتی دارد و بهترین راه ادامه رفتار، تقویت آن است. تمرین كنید تا رفتارتان عوض شود.از ترس تنها ماندن ،‌تصمیمات اشتباه نگیرید.احساسات واقعی خودتان را بشناسید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی