• 47 28
  • 20

آنچه باید درباره قهر کردن بدانید

روش‌ها و راهکارهای قهر و آشتی در زنان و مردان

دوشنبه 1 دی 1393 ساعت 09:05
صدای بسته شدن در، مثل پتک توی سرش کوبیده می‌شود؛ این چندمین بار است که تا دعوایشان می‌شود قهر می‌کند و از خانه بیرون می‌رود. حالا باید چکار کند؟ باید منتظر بماند تا برگردد، تلفن بزند یا از او بخواهد که دیگر این کار را نکند؟ چه فایده؟ بارها و بارها از او خواسته به جای اینکه قهر کند و چند روز خانه نیاید، بنشینند، ببینند چکار باید کرد! اما او هر بار فرار کرده و به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک کرده است!

جام جم سرا: حالا واقعا در مقابل افرادی که بعد از هر ناراحتی و عصبانیتی قهر می‌کنند و از خانه بیرون می‌روند، چکار می‌توان کرد؟
در این باره دکتر آناهیتا خدابخشی، مشاور خانواده و عضو هیأت علمی دانشگاه خاتم(ص) راهکارهایی ارائه کرده است که اطلاع از آنها ممکن است برایتان مفید باشد.


دلخوری یا قهر؟

همه ما در زندگی اجتماعی و زناشویی در موقعیت‌هایی قرار می‌گیریم که شرایط مطابق میل‌مان نیست؛ گاهی حرفی می‌شنویم که به‌نظرمان توهین‌آمیز است، گاهی فکر می‌کنیم مورد ظلم واقع‌شده‌ایم، در حق‌مان اجحاف شده یا تحقیر شده‌ایم و... در چنین شرایطی، هرکس با توجه به ویژگی‌های شخصیتی، تربیت خانوادگی یا نوع برداشت خود از مسائل، واکنش خاص خود را خواهد داشت؛ عده‌ای بلافاصله حرف‌شان را می‌زنند و به قول معروف از خود دفاع می‌کنند. عده‌ای ترجیح می‌دهند سکوت کنندتا زمان مناسبی پیدا کنند. بعضی افراد هم قهر می‌کنند.
فراموش نکنیم همه ما هر روشی را که انتخاب کنیم می‌خواهیم به نوعی مسئله را حل کنیم و در واقع به حس بهتری برسیم. ولی واقعا با کدام روش به چنین هدفی دست پیدا می‌کنیم؟مثلا کسانی که قهر می‌کنند، نه‌تنها نمی‌توانند مشکلی را حل کنند بلکه به نوعی ضعف و ناتوانی خود را از رویارویی با مشکل موجود نشان می‌دهند و در واقع اعتراف می‌کنند که روش دیگری برای حل اختلافات خود پیدا نمی‌کنند.
البته گاهی سکوت می‌تواند کمک‌کننده باشد ولی نباید آن را با قهرهای طولانی مدت اشتباه گرفت. در واقع همه ما گاهی از همدیگر دلخور می‌شویم و به فضا و زمانی برای فکر کردن و تصمیم‌گیری بهتر نیاز داریم ولی این موضوع باقهر کردن فرق دارد. معمولا کسی که قهر را انتخاب می‌کند، با احساسی ناشی از کینه و خشم ومورد ظلم واقع شدن روبه‌رو می‌شود و قدرت تفکر و تحلیل را از خود و طرف مقابلش سلب می‌کند.
بدین‌ترتیب می‌بینیم که قهر‌های طولانی مدت به‌معنای تسلیم و اعلام ناتوانی برای حل مشکلات است و فقط زمان ما را برای رسیدن به حس بهتر و حل واقعی مشکلات به تأخیر می‌اندازد.


چرا بعضی‌ها بیشتر قهر می‌کنند؟

اگر بخواهیم بدانیم که چه نوع شخصیت‌هایی بیشتر قهر می‌کنند و علت این کار آنها چیست، باید بدانیم که قهر هم مثل بسیاری از شیوه‌های برخورد با مشکلات، در همه افراد یکسان نیست؛ درست همانگونه که بعضی مواقع، اضطراب و استرس را تجربه می‌کنیم ولی بعضی افراد را بیشتر به‌عنوان افراد مضطرب می‌شناسیم، در مورد قهر کردن هم همین‌طور است؛ یعنی بعضی افراد هم بیشتر قهر می‌کنند و زودتر از دیگران می‌رنجند و آزرده خاطر می‌شوند و این کم‌کم به‌صورت ویژگی شخصیتی آنها شناخته می‌شود.
شاید بتوان گفت افرادی که بیشتر قهر می‌کنند توانایی کلامی کمتری نسبت به دیگران دارند. شاید فکر می‌کنند دلیلی برای حرف زدن وجود ندارد یا اصلا فکر می‌کنند حرف زدن فایده‌ای ندارد.
دلیل دیگر این است که معمولا این افراد چون وقتی در کودکی قهر می‌کرده‌اند و به چیزی که می‌خواسته‌اند، می‌رسیده‌اند؛ همین موضوع کم‌کم باعث شده که قهر کردن به‌عنوان بخشی از شیوه‌های رفتاری آنها تبدیل شود. اینها افرادی هستند که تصور می‌کنند بهترین کار برای تسلط روی افراد، این است که آنها را تحت کنترل درآورند. البته این شیوه برخورد، خودخواهانه به‌نظر می‌رسد چون بدین‌ترتیب فرصت حرف زدن را از طرف مقابل هم سلب می‌کنند.


فرزندان را در قهر دخالت ندهید

درصورت وجود فرزند، زوجین نباید به هیچ وجه آنها را در قهر و دعواهای خود دخالت دهند. بعضی وقت‌ها پدر یا مادر، فرزندشان را سپر بلا کرده یا به او القا می‌کنند که ما به‌خاطر تو در این زندگی مانده‌ایم. به این شیوه رفتاری «مثلث‌سازی» می‌گویند؛ چون بدون خواست دیگری، او را وارد مشکلات خود می‌کنیم؛«برو به بابات بگو نون نداریم، برو به مادرت بگو آماده شو می‌خواییم بریم خونه مادر بزرگت، به بابات بگو صدای تلویزیون رو کم کنه و...».
اینها نمونه‌ای از شیوه‌های برخوردی والدینی است که فرزندانشان را وارد مشکلات خود می‌کنند. در این مواقع، ما از بچه‌ها به‌عنوان واسطه استفاده می‌کنیم. اینگونه رفتارها باعث می‌شود آنها بعد از مدتی کاملا گیج شده و از اینکه بین کشمکش‌های والدین قرار گرفته‌اند خسته شوند. همچنین عاملی است برای ناراحتی و کمبود اعتماد به نفس آنها و باعث می‌شود بچه‌ها در آینده قهر کردن را به‌عنوان الگوی رفتاری خود در پیش بگیرند و نتوانند امنیت و آرامش واقعی را در محیط خانواده احساس کنند.


امان از دلخوری‌های کوچک

ممکن است گاهی بین زن وشوهر در زندگی مشترک دلخوری‌هایی به‌وجودبیاید که یا نتوانند درباره آن صحبت کنند یا نتوانند همدیگر را قانع کنند. بنابراین ترجیح می‌دهند دیگر چیزی نگویند، چون به‌نظرشان بی‌فایده می‌آید؛ بنابراین قهر می‌کنند؛ یعنی قهر همیشه به‌دنبال یک ناراحتی، سوء‌تفاهم یا دلخوری به‌وجود می‌آید که به‌نظر کسی که قهر کرده شیوه مناسبی بوده چون به روش دیگری نمی‌توانسته با آن مقابله کند ولی متأسفانه این رفتار بعد از مدتی تبدیل به عادت می‌شود.
مطمئنا این شیوه برخورد، مشکلاتی به همراه خواهد داشت؛ اولا ممکن است هیچ وقت حرف‌های واقعی بین زن وشوهر مطرح نشود. همچنین دلخوری‌ها را بیشتر کند و بدین‌ترتیب ریشه کدورت‌ها عمیق‌تر شود و بعد از مدتی هم نه‌تنها به کسی که دائم قهر می‌کند توجهی نمی‌شود بلکه ممکن است کم‌کم طرد هم بشود؛چون بالاخره این رفتار دیر یا زود طرف مقابل را خسته خواهد کرد؛ بنابراین نمی‌توان از این طریق مشکلی را حل کرد.


به قبل از قهر بر‌گردید

آیا راهی هم برای جلوگیری از قهر کردن طرف مقابلتان وجود دارد؟ به‌نظر می‌رسد با در نظر گرفتن بعضی مسائل می‌توان به نوعی از آن پیشگیری کرد.
بهترین کار برای پیشگیری از قهر طرف مقابل، این است که 2 طرف به‌عنوان یک قرارداد از پیش تعیین شده به همدیگر قول بدهند که در زمان مناسبی دلخوری‌ها و کدورت‌های خود را مطرح کنند. البته تشخیص زمان مناسب باید حتما با توجه به خواست 2 طرف باشد زیرا گاهی برای پیدا کردن زمان مناسب هم اختلاف سلیقه به‌وجود می‌آید؛ بنابراین بهترین زمان هنگامی است که 2 طرف هم آمادگی صحبت کردن دارند و هم آمادگی شنیدن. باید توجه کنیم که بهتر است نگذاریم هیچ مشکل و موضوع مبهمی باقی بماند.
باید قبول کرد که در نهایت بعضی اختلاف سلیقه‌ها یا مشکلاتی هم هستند که راه‌حل خاصی ندارند. واقعیت این است که پاره‌ای از درگیری‌ها و دلخوری‌های گذشته شاید هیچ وقت حل نشوند؛ بنابراین دو طرف باید آنها را بپذیرند و دائم به آنها برنگردند؛ یعنی نباید با به‌وجود آمدن کوچک‌ترین مشکلی، دوباره بحث آنها را پیش کشید.


شخصیت یکدیگر را زیرسؤال نبرید

یکی دیگر از مسائلی که باید برای پیشگیری از قهر طرف مقابل درنظر داشت، این است که دقت کنیم به همدیگر و خانواده‌هایمان توهین نکنیم؛ مثلا اگر با یکدیگر قرار دارید و یکی دیرتر می‌رسد یا نتوانسته چیزی را که قول داده تهیه کند، سعی نکنید به شخصیت او توهین کنید و بگویید: «اصلا شما خانوادگی مسئولیت‌پذیر نیستید. تو همیشه بدقول و دروغگویی. هیچ وقت هم درست نمی‌شی و...».


به کسی که قهر می‌‌کند جایزه ندهید

این درست است که پس از قهر همسر‌تان به‌دنبال راه‌حلی برای بازگشت دوباره او به خانه باشید. اما فراموش نکنید که این موضوع و چگونگی برخورد شما با آن بسیار مهم است؛ یعنی نباید به‌گونه‌ای عمل کنید که او باز هم این رفتار را تکرار کند؛ به‌عبارتی به قهر کردن دیگران جایزه ندهید.
همان بار اول از همسرتان بخواهید که این شیوه رفتاری خود را تغییر دهد. ضمن اینکه به او نشان دهید اگر بازهم این کار را تکرار کند، دفعه بعد برگشتی در کا ر نیست؛ چون این افراد معمولا راه‌حل‌های موقت و ناکار آمدی مثل قهر کردن را به شیوه‌های صحیح حل مشکلات ترجیح می‌دهند؛ بنابراین بهترین کار این است که به او بگویید راه مناسبی را انتخاب نکرده و بدین‌ترتیب نه‌تنها مشکلات‌تان حل نمی‌شود بلکه حل آنها سخت‌تر هم خواهد شد. چون قرار نیست در زندگی زناشویی کسی از دیگری رشوه بگیرد.
این شیوه هم در طولانی مدت، نه‌تنها جوابگو نخواهد بود بلکه شاید به جدایی‌های طولانی مدت هم منجر شود.


تفاوت قهر زنان و مردان چیست؟

معمولا وقتی مردان از موضوعی ناراحت می‌شوند و حتی خانه را ترک می‌کنند باید به آنها فرصت داد تا در خلوت خود بهتر تصمیم بگیرند و به نتیجه برسند. آنها معمولا بعد از چند روز بهتر می‌شوند و دوباره برمی‌گردند و معمولا قصد جدایی ندارند بلکه می‌خواهند فضای بیشتری برای فکرکردن داشته باشند و مدتی از صحنه دعوا و بگو‌مگو به دور باشند؛ درحالی‌که خانم‌ها وقتی قهر می‌کنند توقع دارند بیشتر به آنها توجه شود و در بعضی موارد نیز خواهان امتیاز بیشتری هستند. ولی زن و مرد با هر هدفی که قهر کنند باید بدانند راه مناسبی را انتخاب نکرده‌اند و این شیوه برخورد راه به‌جایی نخواهد برد.


بعد از قهر چه؟

اگر با تمام این مسائل و با توجه به عوامل پیشگیری از قهر، بازهم شرایطی به‌وجود آمد که یک طرف به‌دنبال ناراحتی و کدورت قهر کرد و ازخانه خارج شد، بهترین کار چیست و چطور می‌توانیم کاری کنیم که این موضوع به‌صورت عادت درنیاید و تکرار نشود؟
بهترین کار این است که ابتدا سعی کنید مشکل را بین خودتان حل کنید؛ یعنی اطرافیان، به‌ویژه خانواده‌هایتان را وارد مشکل خود نکنید. این موضوع چند ویژگی دارد؛ اولا اینکه خانواده‌ها و اطرافیان هم مشکلات خودشان را دارند. پس صحیح نیست که ما هم مشکل مضاعفی برایشان ایجاد کنیم.
به علاوه امکان دارد با توجه به گله و شکایت‌هایی که ما از طرف مقابلمان می‌کنیم، آنها بیش از حد از همسرمان ناراحت شوند، شناخت نادرستی از او پیداکنند و کلا دید آنها نسبت به همسرمان تغییر کند؛ تا اندازه‌ای که حتی پس از حل مشکل 2 طرف هم آنها دیگر نتوانند طرف مقابل را مانند قبل بپذیرند و به نوعی حرمت‌ها از بین برود و نگرش‌ها نسبت به هم تغییر کند. بدین‌ترتیب به جای اینکه مشکل حل شود بیشتر به آن دامن زده می‌شود.
به‌طور کلی بهتر است از کمک گرفتن و دخالت دادن افراد غیرمتخصص در مشکلات و مسائل‌مان خودداری کنیم. اگر هم در مواردی نیاز به مشورت و کمک داشتیم بهتر است از افراد بی‌طرف، متخصص و مشاور کمک بگیریم.
گاهی بعضی زنان فکر می‌کنند با به‌وجود آمدن هرگونه مشکلی اگر بتوانند شوهرشان را تحت فشار قراردهند، زودتر به نتیجه می‌رسند. برای همین مهریه‌شان را به اجرا می‌گذارند. شاید آنها در یک مقطع زمانی بتوانند همسرشان را تحت‌فشار قرار دهند اما فراموش نکنید کشاندن پای فرد به دادگاه، آنقدر تجربه تلخی است که حتی اگر دوباره هم بخواهید زیر یک سقف برگردید، مسلما آن زندگی دیگر مانند قبل نخواهد شد. (یکتا فراهانی/همشهری)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1765945993175372247
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 20 نظر )

سلام من وهمسرم زندگی خوبی داریم اما یه عادت بدی که ایشون داره اینه که اشتباهاتی که شخصی از خانواده من مرتکب شده اند رو به من مرتب تذکر میده و انتظار داره که تمام اون کارها رو من تصحیح کنم بارها و بارها بهش گفتم من مسئول اشتباهات دیگران نیستم و اوقاتمون رو بااین حرفا تلخ نکن اما متاسفانه مرتب تکرار میکنه و باعث بحث و مشاجره بینمون میشه در تمام این چند سالی که ازدواج کردم من همیشه پیش قدم میشدم برای آشتی کردن و احساس میکنم براش یه عادت شده و همیشه فکر میکنه من مقصر تمام بحث هایی که بینمون پیش میاد هستم و من بایدعذر خواهی کنم دیگه واقعا نمیدونم باید چکار کنم کلافه شدم راهنماییم کنید لطفا
سلام این پی ام همسرمه برای یه خانوم مجرد.البته الان راحت خور خور میكنه بعد از دعوایی كه عصر باهاش داشتم روزتولدتو میلاد عشق پاكه شكرانه این عشق پیشانیم به خاكه. كادو تولدت فعلادلم تابعد .با یك استیكر قلب قرمز بعد از هر جمله ... اگر شما چنین چیزی می دیدین چه میكردین ؟ در حالی كه قبلا هم دیدیدو همین آقای همسر شاعر احساساتی من پارسال روز تولد منو رو تا یك ماه فراموش كرده بود جالب نیست وقتی نتونستم خودمو كنترل كنم و همه چیزو بهش گفتم علی رغم اینكه متهمم كرد به چك كردن گوشی شخصی متهم شدم به بدبینی .گفت دوباره بدون بدبینی بخون می بینی كه چیز خاصی ننوشتم و اینكه حقیقتو گفتم هركاری دوست داری بكن .تمام زندگیمو با مشكلات سر كردم بنای این شك و چك كردن گوشی رو از وقتی گذاشت كه راحت تسلیم خواسته خانومی شدكه بهش تك زنگ میزد و تك زنگ زدن ایشونو پذیرفته بود این سالها قبل از بچه دار شدنمون بود كه اونبار هم گفت اشتباه میكنی وهنوزم ادعا میكنه از اون موضوع از من دلخوره واقعا میشه بد بین نبود واقعا من بدبینم ؟؟؟ دوستش دارم و هربار به روح عزیزانش قسم میخوره كه دوستم داره ولی واقعا اگر من بیمارنیستم چطور میشه با وجود این حالت در كنار این نوع از دوست داشتن زندگی كرد ضمن اینكه زندگی ما پر از مشكلات مربوط به در آمد كم و بدهی و ...هست پابپاش شاید بیشتر از اون دارم كار میكنم تحمل كردم بدترینهارو ولی هیچ كدوم مثل این نیست خسته شدم كمكم كنید. اینبار اینقد عصبانی شدم كه اگر بخاطر دختر كوچیكم نبود كه فوق العاده حساسه همون موقع میرفتم الان دو هفته ست حتی رختخوابمو جدا كردم و اصلا نمی تونم فراموش كنم .احساس بدی دارم من زن موفقی هستم و خیلی تلاش میكنم تمام فعالیتهام تحت این افكار قرار میگیره و....واقعا درمانده شدم.
سلام.شرایط خوبی ندارید و پر از خشم و عصبانیت هستید و احتمالا احساس تان بین تنفر و دوست داشتن در نوسان است.همه اینها تا حدی طبیعی است. مراحل درمان و تسكین خیانت دیدن باید حتما به شكل حضوری انجام شود.با گفتن و نوشتن من حل شدنی نیست.فقط بدانید در هر مشكلی دو نفر مقصر هستند با نسبت های متفاوت.یعنی همسر شما تنها مقصر ماجرا نیست و از طرفی تنها قربانی هم شما نیستید.منظورم این نیست كه حتما نقص یا كمبودی در شما وجود دارد.بلكه انتخاب اشتباه در ازدواج خودش اولین مشكل است.اما این كه مشكل در كجاست و چرا چنین شده نیاز به بررسی دقیق دارد.باید معلوم شود كجاها كمبود بوده است.كجاها خوب عمل نشده است.در كنار یافتن ریشه مشكل باید مهارت حل مساله را نیز بیاموزید.شما كه موفق هستید پس حتما از روان شناس به شكل حضوری كمك بگیرید تا گام های صحیح بردارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی
سلام.من 22 سالمه و چهار ساله با پسری كه 6 سال از خودم بزرگتره دوست شدم.از اول خونوادم رو در جریان گذاشتم چون قصدم دوستی نبود.دو ماه پیش اومد خونمون و قرار ازدواج واسه اخر تابستون گذاشتیم.ولی چند روزبعد الكی بهونه گرفت و قهر كرد.تو این چهار سال هر وقت قهر میكرد چند روز تنهاش میذاشتم و بعد میرفتم جلو. اونم به خوبی ازم استقبال میكرد.اما این بار وقتی قهر كرد گفت دیگه نمیخوامت.نمیدونم از عصبانیت یا هرچی.ولی من بلاكش كردم و دو ماهه كه قهریم .فكر میكنم خیلی طولانی شده و دلمم براش تنگ شده.ولی دوست ندارم بازم پیشقدم شم.لطفا كمكم كنید
سلام.رابطه ها با توجه به نام و نتیجه ای كه قرار است گرفته شود متفاوتند.رابطه دوستی همین جوری هیچ وقت با رابطه پیش از ازدواج یا دوران نامزدی قابل مقایسه نیست.هر كدام شرایط خاص خودشان را دارند.این كه رابطه هم چگونه پیش برود به خواست و اهداف دو طرف بستگی دارد.شما تا كنون دوست بوده اید كه برای شما با هدف بوده و همیشه به هدفش فكر كرده اید ،‌اما آیا برای ایشان هم همین گونه بوده است؟ممكن است در كلام یكی باشد ، اما در واقعیت و اصل چطور؟ فرض می گیریم دو طرف یك هدف داشته اید،‌اما وقتی موضوع ازدواج مطرح می شود،‌قضیه فرق دارد.اضطراب ازدواج،‌سطح خانواده ها،‌توانایی پسر،‌ قابلیت تشكیل خانواده ،‌پذیرفتن تعهدات و...مطرح می شود.همه اینها می تواند باعث ترس شود.چون موضوع جدی است و دیگر نمی توان مثل زمان دوستی ،‌به سادگی گذشت.همین ها باعث می شود رفتار شكل دیگری به خودش بگیرد.اگر قدرت مقابله نداشته باشد ،‌ترس از انتخاب داشته باشد و...بهترین راه فرار است و دوری.این می شود كه قهر طولانی و متفاوت می كند.اگر این رابطه برایتان مهم است ،‌حق شماست كه با ایشان صحبت كنید.جدی حرف بزنید.انتظارات تان را بگویید و از احساسات تان باخبرش كنید.برای این كه كمترین درصد خطا را داشته باشید پیشنهاد می كنم با روان شناسی دیدار داشته باشید تا ابتدا مشكلات شما را برطرف كند و سپس گام های بعدی را درست،‌اصولی و محكم بردارید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان شناسی بالینی
سلام.من چند ماه ک نامزد کردم و از قبل اشنایی نداشتم باهاش.نامزدم پسر خوبیه خیلی ابراز علاقه میکنه بهم.من دختر ساکتیم ولی نامزدم تا یه چیزی کوجیکی از من میشنونه زود قهر میکنه اگه سراغش نرم زنگ نمیزنه حالمو نمیپرسه یعنی هر دفعه خودم اشتی میکنم ولی ایندفعه نزدیک 1ماهه قهره چون من سراغش نرفتم .تو رو خدا بگین چکار کنم؟ برام جوابشو ایمیل کنید ممنونم
سلام .توروخداكمكم كنین . شوهرم به من میگه توخیلی تند حرف میزنی واینكه هی بهم میگه برو هی میگهطلاق بگیر و ازاینحرفا میگه به من زبونت درازه و فلان همه دعواهامون سر این موضوعه الان گذاشته رفته ن گوشیشو جواب میده ن اس ام اس .منم وقتی دعوا میكردن با صدای بلند گفتم نمیخوامت نمیخوامت حالم ازت بهم میخوره و... شوهرم خیلی مغروره اصلا سمتم نمیاد همیشه حتی اگه تقصیر خودش باشه من میرم سراغش .نمیدونمچیكار كنم راستی وقتی اومد بزنه یه مشت به دیوار زد كه جای انگشتاش مونده نمیدونم چجوری اشتی كنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ الان 2 روزه كه اینجورییم تورو به جون عزیزاتون كمكم كنین ؟؟؟؟؟؟؟
سلام. من حدودا یك سال هست كه عقد هستم. و سر مسائلی كه با هم به مشكل بر میخوریم شوهرم قهر میكنه ولی حتی در مواقعی كه مقصر او هست باز من زنگ میزنم و ازش میخوام كه آشتی كنه. او هیچ وقت پا جلو نمیزاره مدام من هستم كه زنگ میزنم. بعضی وقتا كار به خواهش و تمنا میرسه یعنی من این كار میكنم. ایندفعه خانوادم متوجه شدن. و بهم میگن كه همش تقصیر خودته چون لوسش كردی هر چی شده تو زنگش زدی. راسیتش هر وقت قهر میكنه حالم بد میشه دل تنگش میشم. شبا نمیتونم راحت بخوابم و برای همین باز تلفن بر میدارم و بهش زنگ میزنم. كمكم كنید. لطفا. الان از دیروز بعدازظهر دیگه خبرش ندارم نه اون زنگ زده نه من.
سلام خانواده شما راست می گن . یك مدت دندان به چگر بگذار و همسرا را امتحان كن . ببین ایشون هم ذلش برای شنا تنگ می شه یا نه . آخه همه چیز نباید یكطرفه باشه . محبت و عشق ورزیدن باید دوطرفه باشه . اگر به مارت ادامه بدی همسرت هیچ موقه باد نمی گبره كه وقتی اشتباه كرد با یك معذرت خواهی ساده جبران كنه . از ما گفتن بود .
سلام و ممنون از مطالب بسیار خوبتون.هیچ وقت فكر نمیكردم كه روزی منم قرار باشه اینجا چیزی بنویسم ولی متاسفانه به مشكلی برخوردم... با پسری دوستم كه با پدر و مادرمم صحبت كرده و قراره بعد از عید پدرم نتیجه رو اعلام كنه.خیلی بهم دیگه محبت و توجه داریم و واقعا دوسم داره ولی متاسفانه بارها باهام قهر كرده و گفته اصلا رابطه تموم و چند بارم كادوهامو پس فرستاده ولی باز باهم موندیم و گفته خب عصبانی بودم.این اواخر اگه اختلافی میشد من كوتاه میومدم و انگار بد عادت شده!چون اگه ناراحت شم دیگه محل نمیذاره!!!دیروز سر یه مسئله كوچیك یكم دلخوری شد كه دیگه ازش بی خبرم. اون واقعا مهربونه منم برام زنگ زدن و كوتاه اومدن اسون ترین كاره ولی همه میگن داری بد عادتش میكنی و با اینكه دیروز اون مقصر بوده باید خودش بهت یه زنگ بزنه.تحمل بی خبری رو هم ندارم. میترسم باز برم سمتش و همون داستان تكرار شه وگرنه خودم اهل قهر نیستم.بارها كوتاه اومدم و منطقی حرف زدم ولی خب دیگه خیالش راحته...میدونه دوسش دارم و هی كوتاهم میام میگه خب بذارم باز خودش بیاد سمتم. شما نظرتون چیه؟میشه لطفا منو راهنمایی كنید
سلام.شما میان رابطه ای هستید كه شرایط عادی ای ندارد.قهر علل گوناگون دارد.خشم و عصبانیت یا حقارت های دوران كودكی یا دیده نشدن یا...باید مشخص شود ایشان چرا مدام قهر می كنند و این را وقتی می توان متوجه شد كه خودش به روانشناس مراجعه كند.اما شما،باید مثبت و منفی این رابطه را خودتان بسنجید.ببینید كدام سنگین تر است.باید صادقانه با خودتان گفتگو كنید.احتمالا ترس از دست دادن و تنها ماندن و اینكه بعد چه كنم اگر او نباشد نگذارد تصمیم درست بگیرید.باید با این احساسات كنار بیایید و آنها را كنار بگذارید و سپس با خوتان به قضاوت بنشینید.اعتماد به نفس تان را بالا ببرید.قدرت مهارت های ارتباطی تان را افزایش دهید،زیرا با این مهارت ها می توانید از بسیاری از مسائل پیشگیری كنید و اگر هم پیش آمد به خوبی حلشان كنید.هیچ كس نمی تواند و نباید به شما بگوید بله بگویید یا نگویید.شما خود تصمیم گیرنده هستید.اما مشكل قهر و برگرداندن هدایا باید حل شود.اگر قهر می كنند ،التماس نكنید و بی تفاوت باشید.در فرصت مناسب كه آمدند بسیار قاطع و جدی با ایشان صحبت كنید و دلیل رفتارش را بخواهید.اجازه ندهید قهر كند.یعنی وقتی لازم است حرف بزنید،شما تماس بگیرید و حرف بزنید.به این فكر نكنید كه او قهر كرده است.چون قهر باعث می شود فرصت های شناخت از دست برود و الان زمان شناخت و گرفتن تصمیم نهایی است.در نهایت پیشنهاد می كنم حتما به مشاوره پیش از ازدواج مراجعه كنید باید این فاصله توسط متخصص از بین برود.موفق باشید. لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی
سلام با خانومم الان یك ساله نامزدیم كلا ۸ سال از اشنایی و دوستی و نامزدی میگذره حالا سر یه سری اشتباهات من و از طرفی برداشت های غلط خودش و مشورت های بی مورد دیگران الان یدفه بدون هیچ توضیح درستی میگه تموم كنیم ۶ ماهه میگه من تغیر كردم و نمیخوام از همه جا بلاكم كرده به خانواده شم گفته نمیخواد منو ببینه یعنی هیچ راه ارتباطی نذاشته كه حتی حرف بزنیم همه كار هم از واسطه گری دوستان تا مشاوره و.روانشناس كردم هرچی میرم سمتش بی محلی م میكنه بهترین كار واسه الان چیه؟ ممنون میشم راهنماییم كنید
سلام.خب این تصمیمی است كه او گرفته است و نمی توان در این باره حرف زد.حتما براساس رفتارها و گفتارهایتان این تصمیم را گرفته است.بالاخره دلیل محكمی برای خودش داشته است وگرنه این همه مدت را ندیده نمی گرفت.باید ان علل را رفع كرد تا بتوان دوباره سروع كرد.این كه تلاش كرده اید و به روانشناس مراجعه كرده اید ،ستودنی است.اگر همه كارهایی كه باید و روانشناس گفته است،انجام داده اید،بهتر است موضوع را رها كنید تا مدتی بگذرد و در این مورد خوب فكر كنید.شاید طرف مقابل هم به فكر كردن احتیاج داشته باشد.این فرصت را به خودتان و ایشان بدهید.موفق باشید. لیلا كامرانی،كارشناس ارشد روان شناسی بالینی
سلام. من2 ساله ازدواج كردم . شوهرم مرد خوبیه .ولی احساس میكنم دیگه دوسش ندارم . چیكاركنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/// البته قهر هم نیستیم
سلام باید ببینید دلیلش چیه به این نتیجه رسده اید ، ایا ایشان باب میل تون عمل نمی كنند یا موارد دیگری باعث این شده كه به این نتیجه برسید . به هر حال اگر بین زن و شوهر هیچ فاصله ای نباشه ، آنها در زندگی لازم و ملزوم یكدیگر می شوند و گذشت زمان نیز باعث نمی شه كه ذره ای بین شان فاصله بیافته و یا اینكه از دوست داشتنشون كاسته بشه .
سلام .نه هرچیزی كه من دوستدارم انجام میدیه .خیلیم خوبه . هركاری به خاطرم و باب میلم میكنه .ولی احساس میكنم دوسش ندارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
همسرم قهر كرده رفته خونه باباش بدلیل دعوا سر دخالت های مادرش در زندگیمون
هیچ زنی بی دلیل از زندگی و شوهرش نمیگذره و تركش نمیكنه كه خودشو آواره كنه همه زنها دلشون میخواد سره خونه زندگیشون باشن و خانومی كنن .ریشه ی مشكل رو نه در دخالت مادرش بلكه در رفتار خودتون ببینید حتماً شما یجا یكاری كردی یه چیزی گفتی یجا واسش كم گذاشتی كه واسش گرون تموم شده كه رفته بنظرم دقیق به رفتاراتون فكر كنید و در نبودش خودتونو اصلاح كنید چون بهم خوردن زندگی به ضرر هر دو طرفه هم زن هم شوهر پس شماهم متضرر میشید
خیلی ممنونم كه جوابم رو دادین. یك مسئله دیگه هم هست كه نامزدمو نگران میكنه و موجب دعوا میشه این هست كه ایشون ترس از دست دادن من رو داره. چون ما از هم دور هستیم نگران هست كه نكنه كسی از من خواستگاری كنه یا اینكه منو اذیت كنه. و تو دلش شك هست من چجوری میتونم قانعش كنم كه چنین شخصی هیچوقت وجود نداشته و نداره؟
سلام شما هم باید این اطمینانو بهش بدی كه از صمیم قلب دوستش داری و هیچوقت تنهاش نمی ذاری . ضمن آنكه نباید ولو به شوخی نیز شده این مسئله را به ذوش بیاری ، چون اون روی این مسئله حساسه و این می تونه روی او تاثیر منفی بر جای بگذاره .
سلام. ببخشید نامزد من خیلی اهل قهر كردن هست. یعنی هرچند ماه یكبار بخاطر یك دعوای ساده قهر میكنه و سكوت میكنه!گاها تا یك ماه قهرش طول میكشه و باز خودش برمیگرده. میخواستم راهنماییم كنید كه رفتارم در مقابلش چجور باشه كه این مشكل حل شه؟ممنونم از پاسخگوییتون
سلام معمولا تو دوران نامزدی از این قهر و آشتی ها زیاده و طرفین خفو بهم می دن ، همه هم از این تجربه ها زیاد دارند و بعد از یك مدت طرفین به این نتیجه می رسند كه بجای قهر و آشتی باید با هم حرف بزنند . بی شك شما هم ولو آنكه حق با شما باشه باید با نامزدتان حرف بزنید و او را هم به این نتیجه برسانید كه با حرف زدن بهتر می توانید مشكلات احتمالی را از سر راه بردارید . ضمن آنكه در این دوران معمولا این مسائلی خارج از اختیار شما كه روابط شما را تحت تاثیر قرار می ده ، بنابراین باید با همدلی و تفاهم زندگی را پیش ببرید . موفق باشید .
سلام. ببخشید من 45 سالمه وشوهرم 48 سالشونه. ولی چون بچه ته تغاری خانوادشونه بینهایت تحت تسلط و دست بسته خواهراشه. مادروپدرش فوت شدن ولی خواهراش هركاری دلشان میخواد میكنن و هرجور دلشان میخواد برای زندگی ما برنامه ریزی میكنن و شوهرم جرات مخالفت با آنها و روی حرف خودش وایسادن رو نداره همش هم به من میگه دیگه همینه دیگه چیكار كنیم. من واقعا خسته شدم 15 سال این وضعیت و تحمل كردم به هزار زبون مستقیم و غیر مستقیم به خواهراش گفتم دخالت تو زندگی ما نكنن و برای ما تصمیم نگیرن ولی فایده ای نداره كه نداره.اونا خودخواه تر از این حرفا هستن كه حتی بخاطر زندگی برادرشون كوتاه بیان. سه تا خواهر مثل حلقه های زنحیر متحد در قبال من بدبخت تك دختر كه خواهرم ندارم و ازونام كوچیكترم واقعا بهم ظلم میكنن. از برادرشونم كهبخاری بلند نمیشه یعنی شهامتو نداره. ببخشیدطولانی شد. شمارا به هرچی كه میپرستید كمكم كنید. بارها پیش مشاورم رفتم بی فایده بوده و اونا همچنان به كاراشون ادامه میدن. ترو به جان عزیزانتون راهنماییم كنید. مرسی
سلام.عوامل زیاد دست به دست هم می دهند كه رابطه ها تعریف بشود. شخصیت ما از دوران كودكی شكل می گیرد.پس نباید انتظار داشت شخصیت به راحتی تغییر كند.گاهی می شود و عموما نمی شود.بنابراین باید طرف مقابل را با همان شخصیتی كه دارد پذیرفت.یعنی نمی توانید و نباید بخواهید همسر شما رابطه جدیدی با خانواده اش تعریف كند ؛ چون ایشان این شیوه را عرف و درست می دانند و حق هم دارند،زیرا خانواده و احترام به اعضای خانواده برای ایشان این گونه تعریف شده و حالا كه در برابر شما قرار گرفته است ،قضاوت می شود.پس یكی از راه حل ها تغییر نگاه شماست.ایشان را تشویق كنید به روان شناس مراجعه كنند و یك دوره زوج درمانی بگذرانید.شاید باید بر اعتماد و عزت نفس شان كار شود تا بتوانند "نه" بگویند.پیشنهاد می كنم خودتان را درگیر كمرنگ كردن یا از بین بردن رابطه خواهری و برادری شان نكنید.برعكس بر محبت تان بیفزایید.در كمك به خانواده همقدم شوید و جبهه نگیرید .اجازه دهید حساسیت های ایجاد شده از بین برود. كم كردن فاصله زن و شوهری، بسیار كمك كننده خواهد بود.موفق باشید.
سلام شوهرم بعد از سه سال زندگی مشترك الان میگوید عاشقم نیست و دوستم ندارد. یك هفته است با من قهر كرده و میگه جدا شیم. ولی من عاشقشم و الان كه یك هفته از قهرش گذشته فهمیدم داره بیشتر فكر میكنه به موندن یا رفتن الان دودل شده. من الان احساس میكنم نیاز به رابطه جنسی داره ایا بهش در این مورد چیزی بگم یا نه؟
سلام بهش نزدیك شو و ببین دلیل این سرد شدنش چیه . آخه هر چیزی دلیلی داره . به نظر می رسه باید بیشتر با هم حرف بزنید و از ایده آل های خود برای هم بگویید
سلام من ده ساله ازدواج كردم شوهرم رو عاشقانه دوست داشتم وهركاری براش كردم و واقعا از هیچ چیزی دریغ نكردم ولی ایشون چند بار،به من خیانت كردند و من بخشیدمش ولی الان چهار ساله علنی با یه دختره و هر كار كردم ازش جدا نمیشه و راحت میگه من تورو طلاق میدم و باهاش ازدواج میكنم بیشتر با اونه تا ما و دوتا بچه هشت و دوساله دارم حتی با خود دختر صحبت كردم ولی فایده نداره نمیتونم ازش جدا شم چون هم برای بچه ها و هم خودم سنگینه وهم راه رو برای اون دختر باز میكنم كمكم كنید
 

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته