• 3 0
  • 2

مادرم دوست ندارد به همسرم محبت کنم

چهارشنبه 12 آذر 1393 ساعت 13:17
جوانی ۲۷ ساله‌ام. بتازگی و به اجبار مادرم، ازدواج کرده‌ام اما مادرم دوست ندارد با همسرم به گردش بروم یا حتی به همسرم محبت کنم. دیگر کلافه شده‌ام. نمی‌دانم چه کار کنم. کلا مادرم با عروس میانه خوبی ندارد. راهنمایی‌ام کنید.

جام جم سرا: اولین قدم برای ازدواج رسیدن به بلوغ فکری است. در حال حاضر شما ۲۷ ساله هستید و اینکه ادعا کرده‌اید با اجبار مادرتان ازدواج کرده‌اید، نشاندهنده یک نکته مهم است. اینکه شما نتوانسته‌اید مادرتان را از تصمیمش یعنی «داماد کردن اجباری شما» منصرف کنید. ممکن است شما هم در این زمینه مقصر باشید. بنابراین قبل از اینکه مادرتان را مقصر بدانیم، به نظر می‌رسد شما هنوز خیلی رشد یافته نیستید چون اگر رشد یافته بودید، تن به ازدواج اجباری نمی‌دادید و در عین رعایت احترام مادرتان، او را از تصمیم‌اش منصرف می‌کردید.


مداخله والدین به خاطر نداشتن توانمندی

از بحث اجباری بودن ازدواجتان که بگذریم، ظاهراً مشکل دیگر شما دخالت‌های بی‌جای مادرتان است. توجه داشته باشید که ممکن است شما با رفتار‌هایتان، باعث شده باشید مادرتان در زندگی شما دخالت کند. معمولا اگر زن و شوهری در مدیریت زندگیشان توانمند باشند، خانواده‌ها در زندگیشان نظر نخواهند داد. اصولا مداخله زمانی اتفاق می‌افتد که خانواده‌ای توانمندی‌های فرزند خود را باور نداشته باشند و فرزندشان نتوانسته باشد با رفتار‌هایش ابراز وجود کند.
در ادامه چند نشانه رشد یافتگی بیان می‌شود که باید وجود یا نبود آن‌ها را در خودتان بررسی کنید.


مشکلاتتان را خودتان حل کنید

زن و شوهر بعد از ازدواج، باید بتوانند مشکلاتشان را با یکدیگر حل کنند و برای هر مشکل کوچکی از والدینشان کمک نخواهند. وقتی شما برای هر ناراحتی کوچکی در زندگی، والدینتان را درگیر می‌کنید باید آماده نظر دادن آن‌ها باشید. به طور طبیعی آن‌ها تلاش می‌کنند شما را راهنمایی کنند، اما شما گفته‌های آن‌ها را دخالت می‌دانید. به نظر می‌رسد شما و همسرتان بعد از ازدواج با یکدیگر «ما» نشده‌اید. شما باید توانایی این را داشته باشید که با همسرتان یکی شوید و اطرافیان را هم متوجه این قضیه بکنید. اگر درباره رفتارهای مادرتان با همسرتان هم صحبت بکنید شاید بتوانید راه حلی بیابید تا حساسیت‌های مادرتان را کاهش دهید.


اضطراب جدایی از پسر

علاوه بر این، ممکن است مادرتان دچار اضطراب جدایی از شما شده باشد. اینکه گفته‌اید مادرتان از ابراز علاقه شما به همسرتان ناراحت می‌شود و دوست ندارد با او بیرون بروید، ممکن است نشان دهنده این اختلال در مادرتان باشد. اضطراب جدایی در مواردی پیش می‌آید که مادر احساس می‌کند، عروس پسرش را از او گرفته است. چنین مادری به خاطر این اضطراب تلاش می‌کند تا پسرش بیشتر در کنار او باشد و برنامه‌های پسرش برای بودن در کنار همسرش را مختل می‌کند.


تغییر شناخت مادر

اگر احساس می‌کنید مادرتان چنین مشکلی دارد، باید حتما برای درمان به مشاور مجرب مراجعه کنید. با این حال، دادن اطمینان به مادرتان که از زندگی فعلیتان راضی هستید و همسرتان زندگی شما را در دست نگرفته است، باعث می‌شود حساسیت‌های مادرتان نسبت به شما کاهش یابد. همچنین با مادرتان صحبت کنید و به او بگویید که همیشه در قلب شما جای دارد و هیچ فردی نمی‌تواند جای علاقه مادری را در دل شما بگیرد. بنابراین شما باید تلاش کنید که شناخت مادرتان را نسبت به خود و همسرتان تغییر دهید. (عبدالحسین ترابیان - کار‌شناس و مشاور خانواده/خراسان)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1742768842569774730
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 2 نظر )

منم همین مشكل رو دارم با این تفاوت كه دخترم و مادرم نمیذاره ازدواج كنم متاسفانه منم چیزی نمیتونم بگم و خواستگارام رو هم رد می كنه
من هم همین مشکل را دارم و تا به حال نتوانسته ام مادرم را راضی کنم که من دیگه زن گرفته ام
 

پربازدیدها

آخرین مطالب همه سایت

ضمیمه این هفته