در برابر خیانت همسر در زندگی مشترک چه باید کرد؟

شوهرم روی خطوط قرمز زندگی پا می‌گذارد!

پیشگیری و بهسازی روابط زخم‌خورده

یک راهنمای مفید درباره «خیانت همسر»

خیلی فرقی نمی‌کند اسمش را چه بگذاریم، «خیانت»، «بی‌وفایی»، «کم مهری» یا «ظلم» اسمش هرچه باشد. پیامد‌ها و آسیب‌هایش یکی است. آسیبی به بزرگی کشتن یک زندگی.‌‌ همان زندگی مشترکی که روزگاری نه چندان دور باامید به وفاداری و با آرزوی داشتن روزهایی شاد آغاز شد. اگر پای صحبت‌ها و خاطرات مشاوران خانواده بنشینیم، اگر سری به دادگاه‌های خانواده بزنیم و اگر کمی بیشتر زیر پوست شهر برویم ردپای این بی‌وفایی‌ها را خواهیم دید و اگر بخواهیم صادق باشیم حتما می‌پذیریم که این ردپا‌ها روز به روز بیشتر می‌شود. ردپاهای جامانده روی بسیاری از زندگی‌ها که اثر زشت به جامانده از آن به راحتی پاک نخواهد شد.
کد خبر: ۶۹۶۱۰۰
یک راهنمای مفید درباره «خیانت همسر»

جام جم سرا: واقعیت این است که خیلی از زوج‌ها تعهد در زندگی مشترک را در کارکردن، انجام وظایف معمول و به دست کردن حلقه ازدواج خلاصه می‌کنند اما «بار بارا دی آنجلیس» می‌گوید: تعهد واقعی یک حلقه ازدواج. عقدنامه، سند ازدواج یا سال‌هایی نیست که با یکدیگر زندگی کرده‌اید. بلکه رفتار شماست در یک یک روزهای زندگی با فردی که دوستش دارید.
گروه خانواده و مشاوره با توجه به چارچوب‌ها و خط قرمزهای یک رسانه عمومی و فراگیر در این شماره با استفاده از مطالب نشریاتی چون ماهنامه سپیده دانایی، مجله موفقیت و سایت‌های تبیان، راسخون، livescience و... به زوایایی از موضوع «بی‌وفایی همسران» پرداخته است که در ادامه می‌خوانید:


دلایلی که منجر به خیانت می‌شود

یکی از ویژگی‌های ازدواج، تعهد و پایبندی هریک از همسران به یکدیگر و حقوق متقابل است به گونه‌ای که این تعهد شالوده زندگی مشترک است؛ در غیر این صورت اعتماد متقابل بین همسران یا اعضای خانواده کمتر و کمتر خواهد شد.

در سبب‌شناسی خیانت دلایل متعددی را می‌توان برشمرد که به دلیل تفاوت‌های فردی این دلایل یا عوامل، می‌تواند در افراد مختلف و جوامع گوناگون و حتی در زمان‌های (شرایط) مختلف، متفاوت باشد.

ویلیام گلاسر، روان‌شناس نامی، بیان می‌دارد: زوج‌ها زندگی مشترکشان را با عشق شروع می‌کنند اگر از آن مراقبت نکنند رفته رفته، صمیمیت اولیه به تدریج رنگ می‌بازد. با گذشت زمان زندگی برخی از این افراد به جدایی کشیده می‌شود اما برخی دیگر از آن‌ها به زندگی مشترکشان با آهنگی یکنواخت و ملال آور ادامه می‌دهند و به ارتباطات نامشروع روی می‌آورند.

به عقیده این روان‌شناس، مهم‌ترین انگیزه زن و مرد متاهلی که به سوی روابط نامشروع کشیده می‌شوند، تجربه مجدد صمیمیت است. چیزی که دیگر آن را در زندگی مشترکشان نمی‌یابند.

اگرچه هیچ‌کدام از دلایل پی آمده، خیانت و بی‌وفایی را توجیه نمی‌کند و راه‌حل اساسی برای این مشکلات مشاوره، گفت‌وگو و صبر است برخی از عوامل اثرگذار بر این موضوع بدین قرار است:

۱ - عدم رضایت از ازدواج و برآورده نشدن نیازهای عاطفی و زناشویی:
یکی از عوامل اصلی خیانت، نارضایتی از روابط زن و شوهر است؛ زمانی که بین همسران روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد فرد به همسر خود خیانت کند. اختلالات زناشویی که به مرور زمان برای برخی به وجود می‌آید و مشکلات شخصیتی باعث می‌شود فرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت‌ها می‌شود.

همسرانی که به هر دلیلی از محبت و توجه شریک زندگی خود محروم باشند، معمولا وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند ممکن است دچار انحراف شوند.

۲ - انگیزه‌ای برای پایان دادن ازدواجی که دیگر رضایت بخش نیست:
رفتارهای زشت، نق زدن‌های دائمی، نزاع‌ها و مجادله‌های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سردرد و در تصور برخی همسران (البته به نادرست)، خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه است. راهی که البته آن‌ها را از چاله درمی آورد و به چاه می‌اندازد.

۳ - انتقام:
برخی از زوجین به اشتباه فکر می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند آن‌ها نیز مجاز به مقابله به مثل هستند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ دارویی را که به آن‌ها خورانده شده، به همسرشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آنچه که بر سر همسرشان آمده بشوند. غافل از اینکه این کار قبل از هر کسی خودشان را از پا درمی آورد.

۴ - برگرداندن حس فردیت و استقلال:
یک نظریه بر این عقیده است که انگیزه چنین عملی تمایل افراد به برگرداندن حس فردیت و استقلالی است که در چارچوب ازدواج تضعیف شده است. فرد ممکن است از نظر عاطفی به حدی از بلوغ هیجانی نرسیده باشد که بتواند در مقابل ناراحتی یا نارضایتی همسر، تمامیت خود را حفظ کند، به همین دلیل با جست‌و‌جوی یک رابطه جدید در واقع در جست‌و‌جو و بازسازی خود جدید است.

۵ - اطمینان خاطر از جذابیت برای جنس دیگر:
برخی از افراد در پی نیاز به اطمینان خاطر از اینکه هنوز برای جنس دیگر جذاب و خواستنی هستند، به رابطه خارج از ازدواج رو می‌آورند.

به واقع، در روابط طولانی این سوال برای برخی پیش می‌آید آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر؛ که یافتن پاسخ این پرسش ممکن است آنان را به سوی اهداف غیرمشروع سوق دهد.

۶ - کسب هیجان و تنوع:
بعضی مواقع هم رابطه خارج از ازدواج، فقط به منظور کسب هیجان و تنوع اتفاق می‌افتد یعنی هیچ شکایت یا نارضایتی خاصی در ازدواج وجود ندارد فقط برخی افراد به دنبال هیجان رابطه خارج از ازدواج هستند.


آسیب‌هایی که خیانت به جان خانواده می‌اندازد


خیانت به همسر عوارض و پیامدهای متعددی را به دنبال خواهد داشت که هم بر فرد هم بر خانواده و هم بر جامعه تاثیر می‌گذارد. بی‌وفایی یکی از عمده‌ترین دلایل ذکر شده برای طلاق است. همچنین نتایج مطالعات زیادی نشان داده است واکنش فرد به خیانت همسر، شبیه علائم استرس پس از ضربه روانی، همچون علائم شوک، سردرگمی، خشم، افسردگی، آسیب دیدن عزت نفس و کاهش اعتماد به نفس است.

نتایج پژوهش‌های دیگر حاکی از آن است که پس از افشای خیانت همسر، خانواده‌ها با مسائلی نظیر بحران زناشویی، تضعیف عملکرد در نقش‌های والدینی و مشکلات شغلی روبه رو می‌شوند. از دیگر پیامدهای خیانت همسر می‌توان به مسائلی نظیر ضرب و شتم، قتل همسر و اقدام به خودکشی اشاره کرد.

همچنین از دست دادن اعتماد و اعتبار نزد همسر، اذیت کردن و آسیب رساندن به خود و خانواده، از دست دادن وجهه و احترام خود نزد همسر و دیگران از عمده‌ترین آسیب‌ها و مشکلاتی است که متوجه فرد خاطی می‌شود. هنگامی که ما در مسیر خطا قدم برمی داریم، همیشه احساس اضطراب و ترس خواهیم داشت و آرامش درونیمان از بین خواهد رفت.


انواع و اقسام خیانت


خیانت در رابطه همسران دارای انواع و اقسام مختلفی است که عبارت است از:

۱ - خیانت رفتاری:
منظور از خیانت رفتاری این است که یکی از همسران به صورت رفتاری و با ارتباط برقرار کردن با شخصی خارج از سیستم خانواده به همسرش خیانت کند.

۲ - خیانت ذهنی:
افرادی که در فکر و تخیلاتشان مدام به شخصی دیگر می‌اندیشند از آنجا که این شخص، زاده ذهنشان است آن فرد شخصی ایده آل به شمار می‌آید و در این موقع است که برای زندگی مشترک خطر می‌آفریند چرا که آن شخص دائم شریک زندگی‌اش را با فرد ایده آل ساخته ذهنش مقایسه می‌کند و چون در حال قیاس است، در ارتباط با همسرش به مشکل برمی خورد و رابطه سرد می‌شود.

۳ - خیانت کلامی:
در این نوع خیانت، زن یا مرد به صورت تلفنی یا اینترنتی با یکدیگر صحبت می‌کنند. متأسفانه این نوع ارتباط‌های ناسالم با گسترش استفاده غلط از اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، تلفن‌های هوشمند و... افزایش یافته است.


چگونه به همسر خود وفادار بمانیم؟


تا زمانی که به اصطلاح همه چیز گل و بلبل است و هیچ مشکلی در زندگی مشترک وجود ندارد ماندن در کنار همسر چندان هنر بزرگی نیست. هنر واقعی این است که با وجود مشکلات و در بد‌ترین شرایط باز هم همسران به یکدیگر وفادار بمانند.

اگر مشکلات و شرایطی دارید که احساس می‌کنید می‌تواند شما را به سمت و سوی بی‌وفایی سوق دهد نکاتی که در ادامه بیان می‌شود، کمک کننده خواهد بود:

وفاداری در غیاب همسر
شرایط کاری و زندگی بسیاری از زوجین به گونه‌ای است که ناچارند هر از گاهی از یکدیگر دور باشند؛ پس به یاد داشته باشید هیچ دلیل موجهی برای تخطی از قانون وفاداری به همسر وجود ندارد و شما تحت هر شرایطی باید به همسرتان وفادار بمانید؛ حتی اگر مدتی از هم دور باشید تا زمانی که هنوز پیمان ازدواج میان شما و همسرتان وجود دارد، باید به یکدیگر وفادار بمانید.

صداقت داشته باشید
یکی از مهم‌ترین عوامل در حفظ وفاداری همسران به یکدیگر، صداقت است. تحت هیچ شرایطی به همسرتان دروغ نگویید و شرایط را به گونه‌ای پیش نبرید که همسرتان ناچار شود به شما دروغ بگوید. اگر همسرتان بخواهد درباره موضوعی با شما صحبت کند، واکنش شما عاملی بسیار تعیین کننده خواهد بود؛ چرا که موجب می‌شود او جرأت حقیقت گویی را پیدا کند؛ در غیر این صورت، او دروغ گفتن را انتخاب می‌کند.

گذشت کنید
اگر می‌خواهید همسرتان به شما وفادار بماند، باید خودتان همواره به او وفادار بمانید. همسران همواره به یکدیگر درس می‌دهند و از هم درس می‌آموزند. زمانی که شما به همسرتان وفادار باشید، او از رفتار شما وفاداری را می‌آموزد. زمانی که شما از اشتباه او چشم‌پوشی می‌کنید، او هم از شما می‌آموزد که از اشتباه شما بگذرد. همین نکات ساده و کوچک، میزان وفاداری همسران را نسبت به یکدیگر بسیار بالا می‌برد.

شما دو انسان هستید از دو خانواده متفاوت و با آداب و رسوم گوناگون؛ پس طبیعی است که با هم اختلاف داشته باشید و‌گاه و بیگاه موجب رنجش و ناراحتی یکدیگر شوید. سعی کنید از هم کینه به دل نگیرید، مشکلات را میان خودتان حل کنید تا در ذهنتان باقی نماند. هیچ مشکلی را حل نشده باقی نگذارید؛ زیرا این قبیل مشکلات در آینده به معضلات بزرگی تبدیل خواهند شد.

با همسرتان دوست باشید
دوستان عیوب یکدیگر را نمی‌بینند و اگر ببینند، آن‌ها را نادیده می‌گیرند و اهمیتی نمی‌دهند. سعی کنید همواره در زندگی شور و هیجان داشته باشید و اجازه ندهید زندگیتان یکنواخت و خسته کننده شود. همپای هم باشید تا همسرتان نیاز نداشته باشد به فرد دیگری پناه ببرد.

همواره با اعتماد به نفس و قوی باشید
به خودتان برسید، تمیز و مرتب باشید، هیچ عاملی نباید باعث شود که شما خودتان را فراموش کنید؛ پس به خودتان اهمیت دهید تا دیگران هم بیاموزند باید به شما اهمیت دهند.

همسرتان را‌‌ همان گونه که هست، بپذیرید
شما این فرد را انتخاب کرده‌اید و روز اول او را با تمام خصوصیاتش دیده و پسندیده‌اید. هرگز همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. او را‌‌ همان گونه که هست، دوست داشته باشید و سعی نکنید او را تغییر دهید. کمال گرا نباشید. در دنیا کسی وجود ندارد که از همه نظر بی‌عیب و کامل باشد. روز اول که همسرتان را انتخاب کردید، مسلماً عیوب او را دیده‌اید اما به دلیل عشق به او و اشتیاقی که برای ازدواج و شروع زندگی جدید داشتید، سعی می‌کردید آن عیوب را نادیده بگیرید و آن‌ها را ساده و بی‌ارزش تلقی کنید؛ اکنون نیز باید چنین کنید.

بعد از ازدواج، دیگر زمان عیب یابی از همسر سپری شده است؛ پس بهتر است سعی کنید او را با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایش دوست داشته باشید.

بهسازی یک رابطه زخم خورده


یک فرد سالم از لحاظ شخصیتی در مواجهه با خیانت یا بی‌وفایی همسرش چه رفتاری باید داشته باشد؟

مشاوران و کار‌شناسان خانواده در پاسخ به این سوال معتقدند در وهله اول رفتار منطقی این است که این فرد نباید هیچ تصمیمی بگیرد اما لازم است با مراجعه به یک مشاور و روان‌شناس، خود را تخلیه کند؛ چرا که مشاور او را با شیوه‌های درست تخلیه هیجانی آشنا خواهد کرد که این کار، بسیار مفید است.

دوم، ریشه یابی علت خیانت بسیار ضروری است؛ البته علت‌ها را هم باید در خودش و هم در همسرش جست‌و‌جو کند. نکته مهم آن است که فرد به خود اجازه دهد تا با گذشت زمان، آرام و تخلیه شود و در ضمن راهکارهای خود را با روان‌شناس در میان بگذارد. آنچه که منطقی‌تر و اساسی‌تر است، آن است که این رابطه را بهسازی کند؛ چرا که ممکن است خودش هم، در این خیانت مقصر بوده باشد؛ زیرا خیانت در بیشتر مواقع یک رابطه دو طرفه است و هر یک از زوجین در بروز آن مقصرند.

بهسازی را چگونه می‌توان شروع کرد؟
اول باید تصمیمی عاقلانه گرفت. گاهی اوقات فرد تصمیم می‌گیرد از همسر خود جدا شود. گاهی هم فرد تصمیم می‌گیرد میدان را خالی نکند. حال اگر قرار بر ماندن شد، خیلی صادقانه باید فرد هم بر روی خود و هم بر روی طرف مقابل، کار کند. استرس‌ها، تنش‌ها و درگیری‌های خودش را پایین بیاورد، جو خانه را آرام نگه دارد تا مشکل برطرف شود.

به این نکته نیز باید توجه داشته باشیم که فرد باید به رفتارهای کنترلی کسی که به او خیانت شده است احترام بگذارد تا این برهه زمانی و این تنش‌های درونی طرف مقابل حل و فصل شود؛ یعنی، اگر به علت رابطه خارج زناشویی تحت کنترل همسر هستیم، باید به آن احترام بگذاریم و شرایط همسر را درک کنیم، مواردی از قبیل تماس‌های مداوم و پرسش در مورد اینکه کجا هستی؟ با چه کسی بودی؟ و مواردی از این دست، نباید فرد را عصبی کند. این افراد اتفاقا باید بدانند رعایت این نکات خودش درمان است و باعث ایجاد اعتماد در زندگی می‌شود. (امیرسعید صبا/خراسان)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۱۷
پسر
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
من كه از اول خانواده ام مجبورم كردن ، از بس كه گفتن دیر زن بگیری خیلی بده و تو اجتماع خیلی متلك مینداختن كه هنوز مجردی و از این حرف ها كه باعث شد از ملاك هام كوتاه بیام و الان نامزد كه هستیم عشق یه طرفه است یعنی از طرف دختره عاشق منه اما من ظاهرا نشون میدم كه دوستش دارم چون مهریه این قدر بالاست كه اگه كارمون به جدایی بكشه مشكلات بعدیش خیلی بیشتره. برای همین باید به این زندگی با بی میلی ادامه بدم، این یك سال هر چی سعی كردم علاقه ای نسبت به اون در من به وجود نیومده.فكر میكردم بعد از ازدواج علاقه بینمون به وجود بیاد اما این طور نشد و اون هم گه گداری بهم گوشزد میكنه كه بی عاطفه هستی
مجتبی
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
ما تازه نامزد كردیم ، همیشه در همه جنبه ها به نامزدم وفادار بودم ، اما متاسفانه نامزدم وقت زیادی را در فیس بوك میگذراند و با همكلاسی های پسر دوران دانشگاهش از طریق فیس بوك ارتباط دارد ، هر بار كه راجع به این موضوع با او صحبت می كنم ، میگوید : فقط مطالبی را كه روی صفحه می گذارند ، می خوانم و نظر میدهم ، اما حتی همین ارتباط هم منو نگران میكنه ، از طرفی خودم بارها شاهد بودم كه در محل كارش با مراجعین و همكاران آقا یكمی زیادی راحت است ، صادقانه بگویم : اصلاً احساس امنیت نمیكنم و میترسم دیر یا زود زیر پایم را خالی كند ، لطفاً بگویید چه كنم ؟ آیا همه این چیز ها طبیعی است و من زیادی حساسم ؟ یا باید فكری بكنم ؟ . . . مجتبی
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
با سلام.در پاسخ به دوست محترم كه نظر دادند.منم متاهلم .نباید اینطوری فكر كنی .اون عاشق توست دلیلی نداره ناراحتش كنی. در شما نكات مثبت دیده كه باهات نامزد كرده . اشتباه نكن باهاش عشق و زندگی را شروع كن و تو این دوره و زمانه دختر خوب كم پیدا میشه . عشق چرته . ولی یك رابطه بسیار خوب تو زندگی بوجود میاد اون دست خودته.
دختر
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۳۶ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
تو فامیل ما یكی دقیقا به خاطر دوست اینترنتی شوهر و بچه اش رو گذاشت رفت
نیكو
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
یه سوال واسم پیش اومده اینكه اون خانم شمارو با تهدید به مرگ و چاقو زیر گلوتون شمارو كشون كشون پای سفره عقد برده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!بس كنیید الكی بهانه اوردن بگویید فیلتان یاد هندوستان كرده این حرفها همش بهانس
رضا
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
دوست من یكبار دیگه به خودت مراجعه كن و با خودت خلوت كن ببین اگر واقعا دوستش نداری و یه جورایی ازش بدت میاد در حدی كه وقتی از كنارت میگذره خودتو كنار میكش تا رد شه بهتر اینه كه تو تصمیمت بازنگری كنی چون با گذشت زمان این موضوع حادتر میشه . منم بعد از 25 سال زندگی و دقیقا وضعیت تو امروز فقط به خاطر 2 دختری كه دارم میسوزم و میسازم و همسرم با اینكه زن خوبیه اما رنج میكشه و اونهم به خاطر بچه ها مجبوره تحمل كنه .
پسر
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۰۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
خیلی ممنون از شما علی آقا به خاطر راهنماییتون
پسر
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۲۴
۰
۰
میدونی علی آقا اخلاقش تنده و وقتی ناراحت میشه برخورد بدی داره و نمیتونم قانعش كنم تو بحث هامون . اگه یه چیزی رو از یكی دیگه بشنوه به اون استناد میكنه اما همون رو من بگم میگه ادعات زیاده و فكر میكنی كه تو همه چی دونی و یه جورایی در برابر عقیده هام موضع میگیره خیلی خیلی حساسه . هر چند من تونستم الان چادریش كنم و یه كم از اخلاق تند و بدش كمتر شده و الان میبینه كه قهر كنه من به طرفش نمیرم ، این ابزار قهرش هم در برابر من بدرد نخوره.اوایل بهم زیاد شك میكرد كه مبادا با كس دیگه ای رابطه نداشته باشم كه من هم میگفتم هر چقد دوست داری شك كن من كه نمیتونم قانعت كنم هر جور دوس داری فكر كن. این رفتار هاش رو هم داشت در عین حال هم الان میگه از قبل بیشتر عاشقمه. موندم والا
ترانه
-
۲۱:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۷
۰
۰
بله من هم موافقم
ترانه
-
۱۸:۱۵ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۸
۰
۰
میشه منم راهنمایی كنید من ۱ سال و نیمه عقد كردم خودم تهرانم شوهرم مشهد جدیدا هم شوهرم تنها زندگی‌میكنه و این باری كه اومد تو گوشیش خیلی ببخشید عكس ... یه خانوم رو واسه دوستش فرستاده بودو نوشته بود من امروز اینا رو خوردم دنیا رو سر من خراب شد بهش گفتم به گوشیت دست زدم ولی نگفتم چی دیدم دعوا شد كتك كاری الان اشتی كردیم دوباره كه برگشته‌مشهد همش احساس میكنم داره خیانت میكنه چی كار كنم‌ به نظرتون
ترانه
-
۲۲:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۰
خیلی ممنون از راهنمایی هاتون ولی اخه من كاری نكردم اون به من خیانت كرده و من میدونم فقط واسه رفع نیاز جنسیش بوده ولی خب من خیلی دوسش دارم خیلی هم ابراز علاقه میكنم و اون خیلی ریلكسه ازش سرد شدم ولی نمی تونم دوسش نداشته باشم احتما داره این كه به خاطر محبت زیاد من این طور شده باشه !
F.a
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۵ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۶
۰
۰
سلام و درود به شما ..مطلبم را در حد امكان خلاصه مینویسم..من و همسرم 17سال پیش با عشق كامل ازدواج كردیم و او كاملا عاشق من بوده و هست ..یكسال پیش با درخواست برادرزنم همسرم را برای كمك ب مغازه او فرستادم تا بطور نیمه وقت كمكش كند .تقریبا 2هفته پیش موضوع خیانتش را در همان روز خیانتش با اسرار و عذاب وجدان خودش برایم بطوریكه نمیتوانست ب من نگاه كند فاش كرد و منم چون كاملا ب او ایمان داشتم دروغی در حرفهایش ندیدم ...او گفت بصورت اتفاقی ك برای خرید ب مركز شهر رفتم جلوی من جوانی ب زمین افتاد ب حالت غش و بیهوشی .من و عده ای از مردم ب سمتش رفتیم ك متوجه شدم شاگرد طلافروشی بوده ك مقابلش از حال رفته ...من ان روز ب منزل آمدم ولی فردای آنروز برای پرسیدن حال اون پسر به مغازه اش رفتم و موضوع را پرسیدم ك گفت من تومور مغزی دارم و جراحی كردم ولی هنوز بهبود نیافتم و جای زخم و جراحیش را نشان داد ..ان پسر از گفتگوی همسرم و دلواپسی ك داشت تعجب كرد و شماره خود را به همسرم داد و آن روز گذشت .همسرم حتی یكبار هم با او تماس تلفنی برقرار نكرد ولی در طی 2ماهی ك با هم صحبت میكردند 4بار ب گفته خودش ب مدت 10 دقیقه كمتر ب مغازه ان پسر رفته بود و حرفها و درد دلهای پسر را گوش میداد ك به گفته همسرم آن پسر ك 30 سال سن داشت ب او گفت من با صحبت كردن با شما آرامش میگیرم ..بعداز چند مدت پسر برای رفتن بیرون و گردش قرار گذاشت با همسرم و همسرم قبول كرد و باهم ب ویلایی ك بطور اتفاقی در دام پسر افتاده بود رفت و حدود نیمساعت باهم صحبت و درد دل میكردند ك در آخر همسرم خواست ك از آنجا بیرون بیایند و او را ب منزل برساند ولی پسر به او پیشنهاد بقول خودش بیا كمی شیطونی كنیم ك همسرم قبول نكرد در وحله اول ولی با گرفتن دستش توسط پسر تازه همسرم فهمید چه اشتباهی كرده ك با او به آنجا رفته و ب دلیل ضعیف بودنش بطور محدود و مدت 1دقیقه خود را در اختیارش گذاشت تا فقط سالم از آنجا بیرون بیاید و بعد از اتمام كار حتی ب او گفت ك من شوهر و فرزندم را دوست دارم و هیچوقت بخاطر این كار با شما نیامدم ....همسرم بطور عجیبی مهربان و دلسوز است و ضعیف در مقابل خشونت .وقتی ماجرا را برایم گفت روزگار برایم تیره و تار شد ..مهریه اش ك 300سكه بود را ب من بخشید ولی از آن موضوع حدود 3هفته میگذرد ولی من همچنان عذاب میكشم ..همسرم هم با سركوفتها و تهدیدهای من به سمت خودكشی و خوردن قرصهای زیاد كرد ولی موفق ب خودكشی نشد ...كاملا از اعتماد و كارش پشیمان شد...بصورت اتفاقی ب یكی از افرادی ك در فالگیری معروف بود رفتیم ك گفت همسرت دعا و طلسم شده ك سریع ب منزل آمدیم و در بالشت همسرم دعا یا همان طلسم پیدا كردیم ك بعث نگرانیه زیاد ما شد ..طلسم را باطل كردیم هرچند قبل این من به همچین چیزی اعتقاد نداشتم ....ولی همچنان با اینكارش عذاب میكشم نمیدانم چطور باید ببخشمش ...خواهش میكنم راهنماییم كنید ...هر روزم زجر و عذابه..تشكر
F.a
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۵۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۱۷
ممنون از همدردی و راهنمایی شما دوست عزیز
بهار كاظمی
Germany
۱۶:۴۹ - ۱۳۹۵/۱۲/۰۷
۰
۰
با سلام و خسته نباشید
من با همسرم ٧ سال ازدواج كردیم الان ٥ سال آمدیم آلمان زندگی می كنیم شوهرم وقتی من ٧ ماهه حامله بودم با یك دختر ١٧ ساله تلفنی حرف می زدن من اس ام اس هاشونو خوندم كه شوهرم حرفای عاشقانه براشون می نوشت خلاصه این موضوع بر ملا شد و ایشون قول دادن این كارو نكنن الام بعد از ٢ سالو نیم متوجه شدم ٢ ماهی هست كه شوهرم با یك خانم شوهر دار كه از شوهر من ١٣ سال بزرگتر هست تو محل كارش دوست شدن برا هم كادو می خرن و این خانم می بره میرسونه باز من متوجه شدم شوهرم گفت دوباره سرپوش بزار ولی من خیلی زخمی و داغونم از یك طرف ٣ روز بهش گفتم از خونه رفت و تو ماشین می خوابه از وقتی رفته حاله من بدتر شده چون اینجا هیچكسو ندارم و یك بچه كوچك ٢/٥ ساله ازتون خواهش می كنم بگید الان چی كار كنم
م.ی
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۲/۱۶
۰
۰
من با خانمم 10 سال ازدواج كردم.كوچكترین حركت نابجا تا بحال نداشتم.عاشقمم هستم.در حق منم اصلا كم نگذاشته.دانشجوی دكتری هم هستم.4 ماه پیش یه خانمی كه از بستگان بود در مسیر من قرار گرفت كه مسیر بصورت پیام تلگرامی بود.یكباره ایشان كه خودش اغاز كرده و از قبل حسادت شدید بامن داشته همه چیز راعلنی كرده و وجهه خانوادگی و تحصیلی منو خدشه دار كرده.با توجه به اینكه این كار برای ایشان همیشگی بوده و من اصلا اینكاره نبودم از درون متلاشی شدم.همسرم هم مطلع شده كه از لحاظ روحی متلاشی شده.لطفا راه برون رفت از این مشكل را ارائه بفرمایید.
مریم.
United States
۱۵:۰۹ - ۱۳۹۶/۰۲/۲۰
۰
۰
سلام خداقوت. من تاحالا چند بار متوجه شدم كه شوهرم با چنتا دختر صحبت كرده بعد بهش گفتم صداتونو شنیدم هربار یه توضیح داد كه مثلا مزاحم دوستم شده بود خواستیم ببینیم كیه و یا اینكه فلانی همكارمه و كلا خیلی ریلكس با مردا حرف میزنه. من بخشیدمش .تا اینكه چندروز پیش اتفاقی دستش رفته بود روگوشیش و شماره منو گرفته بود منم گوش دادم شنیدم یه خانمی رو سوار كرد و ازش پرسید كجا پیاده میشی. منم گفتم خب مسافره ولی بعدش گوش دادم باهم خیلی حرف زدن حرفاشون زیاد متوجه نشدم ولی فهمیدم كه همدیگرو میشناسن.بعد قطع شد تماس و منم زنگ زدم بهش گفتم كی سوارماشینته گفت هیچكس و فوری خودشو رسوند خونه دستشو گذاشت رو قرآن كه كسی سوارنكرده من باور نكردم چون شنیدم مكالمشونو. فرداش وفتی دید حالم خیلی بده گفت همكارقدیمی بود رسوندمش تا یه جا. حالا من موندم توش دیگه چجوری باورش كنم خیلی ناراحتم حس میكنم مدام داره خیانت میكنه خودش قسم میخوره هیچوقت خیانت نكرده و نمیكنه ولی من خیلی بهش بدبین شدم گوشیشم ازم قایم میكنه و رمز میذاره. كمكم كنین حس میكنم زندگیم خیلی تو خطره .شغلش جوریه كه تومحیط كارش پرستار و خانم زیاده
سحر
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
۰
۰
سلام من و شوهرم ۸سال باهم دوست بودیم وخیلی عاشق همدیگه بودیم خانوادم مخالف بودن بعد كلی بدبختی بهم رسیدیم من خیلی به شوهرم اعتماد داشتم وهیچوقت فكرنمیكردم بین ما خیانت پیش بیادبعدازدواجمون متوجه خیانت شوهرم شدم خیلی داغون شدم حاضربه موندن نبودم باورم نمیشدبهم خیانت كرده شوهرم از بچگی عاشق من بوده و وقتی من ۱۶ساله بودم واون ۱۸ساله باهم دوست شدیم باكلی التماس خیانتشوبخشیدم اماهمش عذاب كشیدم و همش نگران بودم كه دوباره بهم خیانت كنه و همش بفكرامتحان كردنش بودم تااینكه هربارامتحانش كردم روسیاه شد دیگه واقعا بهش اعتمادندارم و دارم دیوونه میشم تموم عمرم و زندگیم رفت دیگه نمیخوام بسوزم ازطرفی هم از التماساوگریه هاش خسته شدم من میدونم دوسم داره اما دیگه واسم ارزشی نداره چون نمیتونه جلوخودشوبگیره و با كسایی كه بوده هیچ حس خاصی نبوده فقط مثل یه معتاده نمیدونم چیكار كنم دیونه شدم دیگه میترسم دیگه فرصت بدم و وقتی این چیزاتوزندگبم پیش اومدهمش سرنمازم دعا میكردم كه اگه زندگیم باهاش خوب نمیشه خدانشونم بده وخداهمش روسیاهش كرد نمیدونم چیكاركنم هزارفكرتوسرمه توروخداكمكم كنید خیلی حالم بده

نیازمندی ها