• 10 1
  • 0

دختری که ۱۱ بار زبان مار کبرا را بوسید! +عکس

یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 10:52
یازده بار بر زبان شاه مار کبرا بوسه زد و به «ملکه مار ایران» ملقب شد؛ هر چند پیش از این هم پدرش لقب «سلطان مار ایران» را یدک می‌کشید البته ماجرا برمی‌گردد به پانزده سال پیش، زمانی که فائزه تنها هفت ‌سال داشت.

به گزارش جام جم آنلاین، روزنامه شهروند در ادامه نوشت: پدرش بوسه دختر چینی بر سر ماری سمی را در روزنامه‌ای دید و برای ثبت نام فائزه در گینس ترغیب شد. در واقع «سلطان مار ایران» تصمیمی جسورانه گرفت و کودک هفت ساله را به بوسیدن زبان شاه مار کبرا تشویق کرد؛ جانوری مخوف که پادزهری هنوز برای سم آن کشف نشده است!

این ابتدای راه دختر بچه‌ای بود که از سه سالگی با مارها عجین شد و در هفت سالگی رکورد خود را در گینس به ثبت رساند.

فائزه از همان کودکی شهر به شهر پدرش را همراهی می‌کرد و مارها را برای مردم به نمایش می‌گذاشت.

او در یازده سالگی توانست به همراه برادر کوچک‌تر خود به مدت دوازده ساعت با انواع مارهای سمی در آکواریوم یک در یک (متر) بازی کند، بدون اینکه هیچ مشکلی برایش به وجود بیاید.

بسیاری فکر می‌کنند که مارها ممکن است به صاحبان خود عادت کنند اما واقعیت این است که مار رام نمی‌شود؛ تا جایی که این دختر بچه بارها و بارها گزش مار را تجربه کرده است.

در این گفت‌و‌گو درباره زندگی عجیب او و تجربه‌های شگفت‌انگیزش در برخورد با مارها پرسیده‌ایم.

«ملکه مار ایران» لقبی بود که بعد از ثبت رکورد روی تو گذاشتند.

بله؛ این لقب را بعد از رکوردم روی من گذاشتند و در گوگل هم اگر سرچ کنید، اسم من می‌آید.

درباره این رکورد صحبت خواهیم کرد؛ اما فعلا از حالا شروع کنیم. چند سالت است؟

بیست سالم است.

کجا زندگی می‌کنی؟

شهرکرد. دانشجو هستم.

چه رشته‌ای و کجا؟

روانشناسی؛ دانشگاه شهرکرد.

چه زمانی احساس کردی با مارها راحت هستی؟

من از سه سالگی شروع به شناختن مارها و برقراری ارتباط با آنها کردم؛ به خاطر علاقه‌ای که به طبیعت و حیوانات داشتم، به‌خصوص مارها. اما من نسبت به سایر اعضای خانواده‌ام علاقه بیشتری در این زمینه از خودم نشان دادم. البته بعد از رکورد هفت‌سالگی‌ام احساس کردم می‌توانم با این موجود بیشتر عجین شوم.

چه شد که به فکر ثبت اسمت در کتاب گینس افتادی؟

پدرم در روزنامه‌ای خوانده بود که یک دختر چینی توانسته سر مار کبرا را سه بار ببوسد. پدرم وقتی دید من استعداد و علاقه دارم، شروع به آموزش من کرد. همین آموزش و تجربه پدرم کمک کرد تا بتوانم زبان شاه مار کبرا را یازده بار ببوسم.

نخستین‌بار که خواستی نوک زبان مار را ببوسی، نترسیدی؟

در آن زمان هفت‌ ساله بودم؛ برای همین از مار ترس نداشتم، چون کودکی کنجکاو و علاقه‌مند به حیوانات به‌خصوص مارها بودم. همچنین آموزش‌هایی که پدرم به من داده بود، باعث شد از مار ترس نداشته باشم؛ تا جایی که به یاد دارم، خیلی مشتاق بودم زودتر این رکورد را بزنم و به همه نشان بدهم که یک دختر بختیاری چه هنری دارد.

نگاه همسالانت به تو چطور بود؟ تعجب نمی‌کردند یا به خاطر این تفاوت احساس نمی‌کردند باید از تو دوری کنند؟

نه؛ خدا را شکر خیلی نگاه مثبت و خوبی داشته‌اند؛ خیلی کنجکاو هستند در مورد این خزنده اطلاعات داشته باشند. می‌توان گفت بیشترین صحبت من و اطرافیانم در مورد مار است. همچنین اجتماعی بودنم باعث شده تا با اطرافیانم به راحتی ارتباط برقرار کنم. شاید برای همین است که بسیاری از دوستانم عاشق حرفه من هم شده‌اند.

اما بچگی تو به همین خاطر، با دیگران تفاوت داشته. حالا که بزرگتر شده‌ای، احساس نمی‌کنی این تفاوت آزاردهنده باشد؟ از این کودکی رضایت داشتی؟

بله؛ همان‌طور که گفتم به خاطر علاقه‌ام به طبیعت، حیوانات و به‌خصوص مارها نسبت به اعضای خانواده‌ام بیشتر علاقه نشان دادم. البته هیچ‌گاه پدرم ما را مجبور به ورود در این کار نکرد، برای همین از بین ٦ فرزند، تنها ٣ فرزند به این کار علاقه نشان دادند و وارد آن شدند.

اگر دوباره به کودکی برگردی، با مار‌ها عجین می‌شوی یا متفاوت زندگی می‌کنی؟

اگر بارها و بارها به گذشته برگردم، نه‌تنها ارتباط با مارها را ادامه می‌دهم، بلکه در مورد حیوانات دیگر هم مطالعه می‌کنم و با آنها عجین می‌شوم.

خب این ارتباط با مار‌ها تأثیری در خلقیات تو نداشت؟

به نظر من هر چیزی در خلق و خوی انسان تأثیر می‌گذارد. این خود انسان است که تأثیرات را کم یا زیاد می‌کند. من فکر می‌کنم، علت نترس بودنم، ارتباط با مارها بوده. برای همین نسبت به اطرافیان و دوستانم، دل و جرأت بیشتری دارم.

این دل و جرأت به خاطر این نیست که تو صاحب مارها هستی؟ اصلا برای مارها فرقی دارد که کسی صاحب‌شان باشد یا نه؟ مارها قدرت تشخیص آدم‌ها را از همدیگر دارند؟

مار حیوانی وحشی است و رام نمی‌شود. مار دوست و دشمن نمی‌شناسد، هر لحظه ممکن است کسی را بزند. به همین جهت مسلما نمی‌تواند برای خود صاحب داشته باشد.

پس تا به ‌حال تو را هم نیش زده.

بله؛ انگشت پدرم به خاطر گزش مار قطع شد. مار افعی هم یک بار چشمش را نیش زد. حتی مار کبرا یک‌بار خودم را در نمایشگاه کوهسنگی مشهد نیش زد. خدا را شکر با تجربه پدر و به همراه داشتن پاتن (پادزهر) جان سالم به در بردم.

بدترین زخمی که از مار خوردی چه زمانی بود؟

بدترین زخمی که خوردم، چند‌ سال پیش بود؛ وقتی که مار کبرا لبم را در حین نمایش نیش زد؛ ولی خب جان سالم به در بردم. اما این اتفاق هم به خاطر سهل‌انگاری یکی از تماشاچیان بود؛ زیرا پدرم قبل از نمایش اعلام کرد با دوربین فلش نزنید، چون چشم‌های مار به نور فلش حساس است، اما تماشاگران بدون توجه به این موضوع در حین عکسبرداری فلش زدند. فلش دوربین باعث شد مار اذیت شود و مرا نیش بزند.

در واقع می‌خواهی بگویی مار رام نمی‌شود؛ درست است؟

بله؛ چون خویی وحشی دارد. برای همین دوست و دشمن نمی‌شناسد؛ این طبع همه حیوانات وحشی است.

با این حال چرا اکثرا از مار می‌ترسند؟ چرا شما نمی‌ترسید؟

نمی‌شود گفت ترس از مارها وجود ندارند. مار یک حیوان وحشی است، هر لحظه امکان دارد کسی را نیش بزند. من و خانواده‌ام تجربه زندگی با مار را داشتیم؛ برای همین شناختمان در مورد خزندگان نسبت به عامه مردم بیشتر است. بیش از ١٥‌سال است که با مارها زندگی می‌کنم. انواع مارهای سمی، غیرسمی