• 1 2
  • 0

دردهای بی‌دوای حاج‌ سعید

چهارشنبه 1 خرداد 1392 ساعت 11:12
بسیاری از مردم او را با «من مرغ عشق حیدرم افتاده‌ام کنج قفس ‌/‌ خون ریزد از بال و پرم، بالا نمی‌آید نفس» و «یاد امام و شهدا دل وُ می‌بره کرب وُ بلا» می‌شناسند؛ مداح و ذاکر اهل بیتی که در ایام مختلف سوگواری و جشن‌های مولودی ائمه اطهار علیهم‌السلام و اعیاد مختلف در هیات‌های تهران، هزاران نفر را با خود همراه و همدل می‌کند.

صحبت از حاج‌سعید حدادیان است، اما نه آن حاج‌سعیدی که در ابتدا به عنوان مداح از او ذکرخیر شد و نوحه‌های معروفش را مرور کردم.

شعرهای سعید حدادیان بتازگی در قالب یک مجموعه مستقل شامل غزل،‌ قصیده، چهارپاره،‌ رباعی و نیمایی با عنوان «همیشه باران» منتشر شده است و برای نخستین‌بار در نمایشگاه کتاب تهران هم عرضه شد و استقبال بسیار خوب مردم را هم در پی داشت.

در این کتاب ما با چهره دیگری از حدادیان روبه‌رو می‌شویم؛ چهره‌ای که در کنار صدا این بار مهارتش در زبان و ادبیات فارسی را به رخ مخاطب می‌کشد و با ارائه برخی کارهای نیمایی نشان می‌دهد با فضای شعر مدرن امروز هم کاملا آشنایی دارد.

اما یکی از قسمت‌های جالب کتاب، مقدمه‌ای است که مرتضی امیری‌اسفندقه بر آن نوشته و در آن به دو نکته به ظرافت اشاره کرده است؛ نخست آن که خود حاج‌سعید، چندان مایل به انتشار این کتاب نبوده و محصول اصرار رفقاست و دیگری آن که او هیچ‌گاه داعیه شاعری نداشته است، اما با این حال شناخت و توانایی‌اش در برخی قالب‌ها نه‌تنها از کسانی که رسما شاعرند چیزی کم ندارد، بلکه گاهی افزون نیز هست.

سینا علی‌محمدی ‌-‌ دبیر گروه فرهنگ و هنر

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1053098178693535114
برچسب‌ها : حدادیان
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: