• 1 0
  • 0

پالت، جنگ و امنیت

شنبه 26 دی 1394 ساعت 01:45
جای شما خالی، پنجشنبه شب را در برج میلاد و پای اجرای گروه موسیقی پالت نشستیم. شاید با این جمله فکر کنید قرار است به شما گزارش بدهم که پالتی‌ها چند قطعه خواندند و از کدام آلبوم‌هایشان و کارهای تازه‌ای که خوانده‌اند، چه بوده. نه. اصلا و ابدا قصد ندارم گزارش بدهم.

قطعا تاکنون سایت‌ها و رسانه‌های متعدد از این اجرا گزارش‌های تصویری و مکتوب فراوانی داشته‌اند و دیگر نیازی نیست ما هم به این بخش ماجرا بپردازیم.

از کل اجرای پالت فقط می‌خواهم از یک قسمت آن حرف بزنم؛ قسمتی که بخوبی نشان داد چرا پالت از دیگر گروه‌ها متفاوت است و دلیل این تفاوت چیست.

این گروه در اجرای همه قطعاتی که روی صحنه برد، مثل اغلب اجراهای زنده موسیقی کشورمان بالاخره اندک تفاوتی را با فضای آلبوم داشت و البته یکی دو قطعه تازه را هم که بازخوانی بود، اجرا کرد. در تمام طول مدت اجرای این قطعات، مخاطبان کنسرت در حال ابراز احساسات بودند.

داد می‌کشیدند و هرکس می‌خواست صدایش را به گوش گروه برساند و قطعه مورد نظرش را اجرا کند، اما هیچ‌کس از گروه نخواست قطعه «اینجا شهر من نیست» را اجرا کند.

با این همه پالتی‌ها این قطعه را خواندند. از شروع تا پایان کار، نفس‌ها همه در سینه حبس بود. کسی دست نزد. کسی جیغ و هورا نکشید.

همه ساکت فقط گوش دادند و به تصویرهایی که روی صحنه نقش بسته بود، نگاه کردند؛ تصویرهایی از جنگ، نابسامانی، بی‌خانمانی و مهاجرت‌هایی که بواسطه جنگ در کشورهای اطرافمان رخ داده است، همه را میخکوب کرد.

انگار همه با خودشان به این فکر می‌کردند که چه امنیتی دارند، شهرشان یک شب هرچند پر ترافیک اما سرشار از زندگی را می‌گذراند. جنگی در کار نیست و آنها با خیال آسوده خوش‌تیپ کرده‌اند و به کنسرت آمده‌اند.

برادرا برادرا... حتما اشتباهی شده این شهر، شهر من نیست...

سالن سراسر سکوت در پایان این قطعه هر قدر پالتی‌ها را تشویق می‌کرد، راضی نمی‌شد. انگار که همه قدردان این باشند که به آنها یادآوری شده چه آرامشی دارند.

چه زندگی خوبی دارند. انگار که دیگر خبرهای چپ و راست شبکه‌های آن طرف آبی که مدام می‌خواهند بگویند ایرانی‌ها خوشبخت نیستند، یکجا از سرشان پریده باشد و بدانند که اینجا در ایران، در سرزمین مادری‌شان چقدر خوشبختند، چقدر مرد دارند؛ مردهایی که در روزهای سیاه یک جنگ تحمیلی ایستاده‌اند تا شهرهای ما رنگ داشته باشند، تابلوهایشان عوض نشود، پای اجنبی به خانه‌هایمان نرسد و حالا با آرامش در سالن اجرای کنسرت نشسته باشیم و هنوز هم آن‌قدر مرد دارند که دفاع از حرم را هم یادشان نرود.

اگر این قطعه گروه پالت را نشنیده‌اید، در اولین فرصت سراغش بروید و شما هم با همه وجودتان آن را گوش کنید، اما این همه را گفتم تا تفاوت این گروه موسیقی را هم با گروه‌های دیگر بگویم. پالتی‌ها موسیقی قوی دارند، کار گروهی منسجمی دارند و شاید باورتان نشود همین شعر را امید نعمتی، گیزبرت زوکینهاوزن و حسام‌الدین محمدیان‌پور با هم سروده‌اند، اما بالاتر از همه اینها اعضای گروه پالت در موسیقی‌شان فکر دارند. برای هر کاری فکر می‌کنند و انجامش می‌دهند و این کار می‌تواند در این وانفسای موسیقی‌های یک بار مصرف، برخی قطعات آنها را تاثیرگذار و چه‌بسا ماندگار کند.

زینب مرتضایی‌فرد - فرهنگ و هنر

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2245390112628673698
لینک کوتاه :
.

اخبار مرتبط

اخبار پیشنهادی از سراسر وب

    ارسال نظر

    • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
    • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
    • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
    • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
    تصویر امنیتی: