jamejamsima
سیما گفتگو محور کد خبر: ۷۰۸۲۲۸ ۳۱ مرداد ۱۳۹۳  |  ۱۲:۱۶

مریم سعادت از هنرمندانی است که به معنای واقعی علاقه شدید به سینمای کودک و جهان داستانی آنها دارد.

خاطره‌گویی مریم سعادت از «شهر موشها»

از صداپیشگی در سری اول «شهر موشها» تا عروسک گردانی شخصیت جذاب و دوست‌داشتنی «زی زی گولو» که در ذهن مخاطبان مانده است، کارهای مختلفی وجود دارد که سعادت در آنها سهم داشته است. در آستانه اکران فیلم سینمایی «شهر موشها ۲» گفت و گویی درباره این فیلم سینمایی و شرایط سینمای کودک داشته‌ایم.

«شهر موشها 2» در روزهای آینده روی پرده سینماها خواهد رفت . با توجه به اینکه در سری اول این فیلم خود شما هم از دست اندرکاران بودید ، چه حسی در قبال این اتفاق دارید؟
مریم سعادت: من خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده و با اینکه در سری دوم «شهر موشها» کار نکردم، اما امیدوارم کار خوب پیش برود تا ما در ادامه این مسیر شاهد تولید آثار خوب و ارزشمند برای کودکان باشیم. تا کسانی که مسئول هستند و کاری از آنها ساخته است به این روند کمک کنند و در نهایت کودکان به سینما جذب شوند.

در مورد اینکه شما در این فیلم هم عروسک گردانی و یا صداپیشگی کنید پیشنهادی نشد؟
قرار بود من در این کار صدا بگویم که با توافقی که با خانم برومند انجام شد تصمیم گرفتند جوان ها این کار را بکنند. بسیاری از آنها از بچه های گروه من بودند ، ولی درافتتاحیه یک «کنسرت موشها» اجرا شد که کارگردانی آن را من بر عهده داشتم .

با توجه به ارتباط حسی که در اثر حضور شما در کنار این عروسک‌های محبوب بوجود آمده، سخت نیست که امروز افراد دیگری را در این کار می‌بینید؟
هیچ وقت این حس را نداشتم. ساخت بخش دوم «شهر موشها» دوست داشتنی و مهم است، به خصوص که با کیفیت بسیار خوب و جلوه‌های ویژه قابل توجه ساخته شده که برای من به واقع یک رویا بود. در برابر این اهمیت و حس، به چیزهای دیگر فکر نمی‌کنم. هر چند کارهایی وجود داشته که دلم می‌خواسته عروسک گردانی یکی از شخصیت‌ها را در آن بر عهده داشته باشم، اما در «شهر موشها» این حس را ندارم.

چطور می شود تعدادی موش در قالب یک داستان تبدیل به شخصیت هایی دوست داشتنی در میان اقشار مختلف مردم و به خصوص کودکان شوند؟
فکر می‌کنم مساله ای که در این شخصیت‌ها مهم است باورپذیری و ارتباطی است که در «شهر موشها» شاهد آن هستیم. حتی یادم می آید وقتی در یکی از صحنه‌ها کپل از ارتفاع پایین افتاد، از کوچک و بزرگ در سالن نگران بودند و تاسف می‌خوردند. گاهی اوقات این ارتباط بین انسان‌ها بوجود نمی‌آید.

پس اعتقاد دارید که هنوز هم این شخصیت‌ها محبوب هستند؟
بله . به خاطر دارم چند سال پیش در جشنواره کودک و نوجوان اصفهان داور بودم و در بخش «25 سال سینمای کودک» به شهر موشها رای دادم و این فیلم انتخاب شد. نه به خاطر رای من، بلکه این انتخاب نشانگر ارتباط چند نسل با این فیلم است. همانطور که «گلنار» و «دزد عروسک‌ها» هم در خاطره‌ها مانده، اما نه به اندازه «شهر موشها» و این می‌تواند به دلایل مختلف اجتماعی و شرایط دیگری باشد.

در دوره‌ای که در سری اول «شهر موشها» حضور داشتید دلبستگی خاصی بین شما با کاراکتری بوجود آمد ؟
ابتدا بگویم که خاصیت عروسک این است و از وقتی که ساخته می‌شود دلبستگی را با خود به همراه دارد. به یاد دارم که «دم دراز» را که عروسک گردانش بودم، زیاد در آغوش می‌گرفتم و دوست داشتم. با اینکه چهره زشت و اسم زشتی داشت و در واقع در میان گل‌ها خرزهره بود. (می‌خندد). ولی عاشق این عروسک و کاراکتر بودم.

یکی دیگر از شخصیت‌هایی که در دوره خودش بسیار محبوب بود و وجوه دراماتیک و جذابیت بسیاری داشت، «زی زی گولو» بود که می‌توانست تبدیل به یک قهرمان سینمایی شود. چرا این اتفاق برای این عروسک نیفتاد؟
آن موقع که ما این سریال را تولید می‌کردیم و من عروسک گردان «زی زی گولو» بودم ، به اتفاق خانم پورمختار که صدا پیشه این کاراکتر بود به خانم برومند اصرار کردیم و گفتیم حالا که مردم این عروسک را تا این حد دوست دارند، می‌شود فیلم آن را ساخت. زی زی گولو ویژگی‌های منحصر به فرد داشت، بعد از مدت‌ها در میان این همه عروسک که غلط صحبت می‌کردند یک عروسک پیدا شد که فارسی را درست حرف می‌زد و شیرین بود، شیطنت و تفکر بچگی را داشت، اما خانم برومند تصمیم گرفت که این فیلم را نسازد.

خبری از «زی زی گولو» دارید؟
بله. الان «زی زی گولو» پیش خانم برومند است.

در پایان برای ادامه چنین مسیری و توجه به سینمای کودک چه صحبتی دارید؟
امیدوارم این موج از بین نرود. تکنولوژیِ و سرمایه زیادی برای تولید آثار خوب در زمینه کودک لازم است و فکر می‌کنم دستگاهها و مسئولان فرهنگی باید امکانات و شرایط لازم را برای تداوم این روند فراهم کنند تا این موج از بین نرود. (سوره سینما)

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
یادداشت بیشتر
هر بهار عاشق شوید

هر بهار عاشق شوید

‌ من همیشه نوروز را دوست داشته‌ام از بچگی‌ام تا همین حالا. همیشه حسابی خوش گذرانده ام و در کودکی هم بسیار عیدی گرفته ام.

بهار می آید، کرونا می رود

بهار می آید، کرونا می رود

بهار در راه است، مثل هر سال همین موقع. زمستان می رود و بهار می آید. همین گزاره ساده و طبیعی که تکرار هر ساله طبیعت است به ما یادآوری می کند کرونا هم می‌رود و روزهای سلامت گذشته بازمی گردد.

عیدی پایتختی‌ها به مردم

عیدی پایتختی‌ها به مردم

آدم‌ها آرزوی زیادی دارند برای خود و دیگران. در شرایط فعلی جامعه ما و جامعه جهانی آرزوهای شخصی و آرزوهای گروهی در هم گره خورده اند.

گفتگو بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر