• 0 10
  • 5

قاتل: پدرم با ازدوجم مخالفت کرد

جزییات جنایت آتشین در یافت آباد +عکس

شنبه 27 شهریور 1395 ساعت 13:45
پسر ناخلف به خاطر مخالفت پدرش با ازدواج وی،‌ دست به جنایت آتشین در محله یافت آباد زد.

به گزارش جام جم آنلاین از پلیس آگاهی تهران بزرگ، ساعت 04:00 یکم مرداد ماه، از طریق مرکزفوریت های پلیسی 110 وقوع یک فقره آتش سوزی در منطقه یافت آباد - خیابان زندیه به کلانتری 151 یافت آباد اعلام شد.

با حضور مأمورین کلانتری در محل و انجام بررسی های اولیه مشخص شد جوانی بنام «فرامرز.ص» (24 ساله) به انگیزه اختلاف خانوادگی اقدام به ریختن بنزین بر روی یک دستگاه خوردو پژو 206 و آتش زدن آن نموده که پدرش به هویت «محمود.ص» (46 ساله) با اطلاع از موضوع، قصد ممانعت داشته که دچار سوختگی شدید شده است.

پرونده در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ

با وجود انتقال مصدوم حادثه آتش سوزی به بیمارستان و انجام اقدامات درمانی بر روی وی، متأسفانه «محمود.ص» به علت شدت سوختگی فوت می نماید.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمـد» و به دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

تحقیقات پلیسی

کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با حضور در محل جنایت به تحقیق از خانواده مقتول و متهم پرداختند؛ در همان مراحل اولیه تحقیقات مشخص شد که فرامرز (متهم پرونده) از حدود دو ماه پیش از وقوع حادثه با خانواده اش بویژه پدرِ خود اختلاف پیدا کرده و همین موضوع باعث شده تا پدر فرامرز (مقتول پرونده) پس از گذشت مدتی اقدام به گرفتن خودرو 206 شخصی اش از وی نماید.

دستگیری متهم

با آغاز تحقیقات جهت دستگیری متهم، کارآگاهان با انجام اقدامات پلیسی اطلاع پیدا کردند که متهم پس از متواری شدن از محل جنایت به تازگی و به صورت مخفیانه مجددا به محل کارش در یک کارگاه خیاطی مراجعه نموده است.

با شناسایی دقیق مخفیگاه متهم در کارگاه خیاطی واقع در منطقه یافت آباد، این محل تحت مراقبت نامحسوس پلیسی قرار گرفت و سرانجام در روز پنجشنبه 25 شهریور ماه، کارآگاهان با اطمینان از حضور متهم در مخفیگاهش وی را دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.

اعترافات متهم

«فرامرز» پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ صراحتا به ایجاد حریق عمدی و آتش زدن خودرو 206 منجر به مرگ پدرش اعتراف کرد.

متهم در خصوص اختلاف خود با پدرش به کارآگاهان گفت: از حدود چند ماه پیش با دختری آشنا و پس از مدت کوتاهی به وی علاقه مند شدم ؛ موضوع را با اعضای خانواده در میان گذاشتم اما پدرم با این موضوع به شدت مخالفت کرد و همین موضوع سرآغاز اختلاف من با او شد بگونه ای که از حدود دو ماه پیش من دیگر شب ها به خانه نمی رفتم و شب ها پس از پایان کار در همان کارگاه خیاطی می ماندم.

متهم در خصوص انگیزه خود برای آتش زدن خودرو 206 گفت: پس از گذشت مدتی، پدرم اقدام به گرفتن خودرو 206 شخصی ام از من نمود و این در حالی بود که من با پول خودم اقدام به خرید آن کرده بودم؛ از این موضوع بسیار عصبانی شده بودم و همین موضوع باعث شدت پیدا اختلاف من و پدرم شد تا اینکه شب حادثه طی یک تماس تلفنی عنوان کردم که ماشین را به آتش خواهم کشید.

متهم در خصوص شب حادثه آتش سوزی نیز گفت: ساعت 03:00 یکم مرداد ماه، پس از تهیه چند لیتر بنزین به در منزل پدرم که ماشین پژو 206 من نیز مقابل آن پارک بود، رفتم؛ با عصبانیت زیاد اقدام به ریختن بنزین روی ماشین خود کرده بودم که پدرم با شنیدن صدای فریادهای من، از خانه بیرون آمد؛ پدرم قصد داشت تا بطری بنزین را از من بگیرد که مابقی بنزینِ داخل بطری را به روی صورت و بدنش پاشیدم. یک فندک همراه خود داشتم؛ آنرا روشن کرده و به سمت ماشین پرتاب کردم؛ ناگهان ماشین شلعه ور شد؛ پدرم نزدیکی ماشین ایستاده بود که باعث شد تا او نیز آتش بگیرد. بسیار ترسیده بودم و به سرعت از محل متواری شدم ؛ پس از چند روز متوجه شدم که پدرم در بیمارستان فوت کرده است.

سرهنگ کارآگاه حمید مکرم، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگبا اعلام این خبر افزود: با توجه به اعتراف صریح متهم، قرار بازداشت موقت از سوی مقام محترم قضایی صادر و متهم جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 2547967996997072209
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 5 نظر )

كسی كه میگه حق داشت پدرش بكشه حتمن خودشم با پدرش همین رفتار داره
این جور بچه ها ارزش دلسوزی پدر و مادر رو ندارن، وقتی كار به جایی رسید كه پسره شبا خونه نیومد،پدر خدابیامرزش باید بی خیال میشد و اجازه میداد كه ازدواج كنه ولو اینكه اون دختر بدترین دختر عالم بوده! بالاخره خودش سرش به سنگ میخورد و اون موقع پدرش میتونست بهش كمك نكنه
فرزند ناخلف.ارزشش رو داشت؟؟اون دختر؟؟
فقط بگم خاك برسرت
پدرش حقش بوده