جنگ امروز، تقدیر فردا
۱. تجربه روی تجربه انباشته شد و دوباره و چندباره، طرح مذاکره به شکست مطلق انجامید. دشمن به هیچ وعدهای عمل نکرد و جز دوگانه «تسلیم/جنگ» رویکردی نداشت. مذاکره باز هم نمایش فریبکارانه بود. نباید باور کرد که آمریکا بیخبر است یا اسرائیل را تنها خواهد گذاشت. هماکنون نیز در کنار اوست. چندی بعد از این همراهی پنهانی بیرون خواهد آمد و آشکارا بر ما خواهد تاخت. این دو بیکم و کاست، جز به سرنگونی نمیاندیشند و هرگز به بقای ما رضایت نمیدهند. ای کاش باب مذاکره برای همیشه بسته شود و مقاومت، تمامیت وجود ما را در این جنگ وجودی به تصرف خویش درآورد. هر راهی جز این بیراهه است. دو تاریخ که با یکدیگر، «ناسازگاری ذاتی» دارند و تداوم یکی به معنی گسست دیگری است، خواهناخواه به لحظه منازعه سخت میرسند و پنچه در پنجه میافکنند تا «قدرت» داور نهاییشان باشد. اینک آن لحظه تعیینکننده فرارسیده و امروز، فردای تاریخ صورتبندی خواهد شد. وقتی منطق دیگری ما قدرت است، نمیتوان به گفتوگو خوشبین بود و تصور کرد میتوان با توافق و کاغذ و وعده، اراده قهر و غلبه را متوقف کرد. این اراده، جز با قدرت بر سر جای خویش نخواهد نشست. از این رو فقط باید بر قدرت تکیه کرد و این زبان را اصل انگاشت. جنگ، معرکه ظهور عریان چنین واقعیتی است.