• 55 6
  • 0

تحلیل نصری از تحولات منطقه در گفتگو با جام جم آنلاین

بی پاسخ ماندن حمله مستقیم ایران هشداری برای متحدان آمریکا است / ترامپ احتمالا در انتخابات دچار مشکل شود

چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت 13:27
رضا نصری حقوقدان بین‌المللی و کارشناس سیاست خارجی درباره حمله ایران به پایگاه امریکایی عین الاسد در عراق گفت: آمریکایی ها متوجه شدند ایران حاضر است رویارویی با آمریکا را از فاز «جنگ نیابتی» به فاز «جنگ مستقیم» بکشاند و در این راه نیز از فراگیر کردن جنگ و درگیر کردن سایر متحدین آمریکا در آن نیز ابایی ندارد. اینکه پس از حمله به پایگاه آمریکا، سپاه پاسداران به صراحت اعلام کرد - در صورت تلافی آمریکا - امارات و اسرائیل (یعنی یک رژیم دیگر دارای سلاح هسته‌ای) را نیز هدف خواهد گرفت، خود از عزم و اراده‌ای خبر می‌دهد که برای ایران قائل نبودند.

مشروح مصاحبه رضا نصری با جام جم آنلاین را می خوانید:

*باتوجه به ترور سردار سلیمانی، بدون مجوز از کنگره مهمترین هدف شخص ترامپ از این ترور چی بود؟

اول اینکه لازم است تاکید شود برای دولت ایران اینکه کشتن سردار سلیمانی با مجوز کنگره بوده یا خیر، یا اینکه طبق قوانین داخلی آمریکا امری «قانونی»‌ تلقی می‌شود یا خیر، محلی از اعراب ندارد. آنچه در روابط بین‌الملل معیار است، «حقوق بین‌الملل» است، نه «قوانین داخلی آمریکا». آمریکایی‌ها عادت کرده‌اند قوانین داخلی خود را معیار سنجش «قانونی بودن» اقدامات‌ خود در عرصهٔ بین‌المللی قرار دهند و به همین خاطر هم هست که مثلاً حمله خود به عراق را - به صرف اینکه برخوردار از مجوز کنگره - بود «قانونی» می‌خوانند، حال اینکه از منظر حقوق بین‌الملل امری غیرقانونی و خلاف منشور سازمان ملل متحد بود. در مورد ترورهای خارج از کشور هم، تصور می‌کنند چون مثلاً فردی را در «لیست سازمان‌های تروریستی خارجی» خود قرار داده‌اند، مجاز هستند او را به تشخیص خود در اقصی نقاط جهان هدف حمله پهپاد و موشک قرار دهند! حال اینکه این اقدام هم از نظر حقوق بین‌الملل امری خلاف و بعضاً جنایت محسوب می‌شود. حال با ذکر این مقدمه، ترور سردار سلیمانی نه تنها در چارچوب حقوق‌بین‌الملل اقدامی غیرقانونی محسوب می‌شود، بلکه مطابق قوانین داخلی آمریکا نیز سئوال‌برانگیز است. دلیل اینکه ترامپ هم دست به این اقدام زده این است که نه برای حقوق بین‌الملل و نه برای قوانین داخلی خود ارزشی قائل است.

*ظاهرا دستور ترور سلیمانی از زمان ریاست بوش پسر روی میز بود چرا بوش و اوباما دست به چنین کاری نزدند؟

دولت‌های پیشین آمریکا این‌چنین بی پروا و بی برنامه نبودند. آن‌ها دست‌کم در حفظ حیثیت و وجاهت آمریکا حساسیت و درایت بیش‌تری به خرج می‌دادند. خاستگاه جرج بوش و باراک اوباما یک بستر سیاسی بود و تصمیمات آن‌ها معمولاً بازتابی از مواضع ساختاری بود که آن را نمایندگی می‌کردند. اما ترامپ متعلق به دنیای دیگری است، علاقه‌ای به ساختار سیاسی/نظامی و بدنه کارشناسی آن‌ ندارد و درکش از روابط بین‌الملل و مسائل راهبردی بسیار خام و سطحی است. او معمولاً پارامترهای حاکم بر دنیای مافیایی کسب‌وکار در نیویورک را با پارامترهای حاکم بر روابط بین‌المملل اشتباه می‌گیرد و به همین خاطر هم اغلب در محاسبه سود و زیانِ اقدامات بین‌المللی خود دچار خطا می‌شود. به دلیل بی تجربگی نیز گاه توسط جریان‌ها و مشاوران افراطی و ایران‌ستیز اطراف خود هم تاثیر می‌پذیرد. در ترور سردار سلیمانی هم دچار یک خطای محاسباتی فاحش شد، به نحوی که مجبور شد در برابر پاسخ نظامی ایران - علیرغم تمام خط و نشان‌هایی که کشیده بود - عقب‌نشینی کند.

*قطعا ترامپ به فکر عواقب این کار بود ایا احتمال حمله ایران به پایگاه های نظامی خود را در عراق که یکی از مهمترین پایگاههای خود در منطقه بد را می داد؟

گمان می‌کنم ترامپ تصور نمی‌کرد ایران به صورت مستقیم پایگاه‌های نظامی آمریکا را مورد حمله قرار دهد. تصور او این بود که ایران احتمالاً از طریق هم‌پیمان‌های غیردولتی خود در عراق و منطقه، دست به تحرکات محدودی علیه آمریکا بزند. بسیاری از تحلیل‌گران و کارشناسان رسانه‌ای در آمریکا نیز چنین احتمالی نمی‌دادند. در هر حال،‌ آن‌ها آمریکا را یک قدرت نظامی افسانه‌ای می‌پندارند و قریب به ۸۰ سال است هیچ دولتی به صورت مستقیم و بی واسطه مواضع نظامی آن را مورد حمله قرار نداده است. در نتیجه، ترامپ تصور می‌کرد می‌تواند از ترور سردار سلیمانی دست‌کم برای خود یک نمایش انتخاباتی کم هزینه ایجاد کند و مدعی شود کاری انجام داده که دیگران جرأت‌اش را نداشتند! حال که محاسبات او اشتباه از آب درآمده، و حتی ابهت و توان بازدارندگی آمریکا را زیر سئوال برده، احتمالاً حتی در انتخابات هم دچار مشکل شود.

*شاهد حمله هوایی ایران به پایگاه نظامی عین الاسد در عراق بودیم این حمله چه پیامی دارد؟

این حمله چند پیام داشت. اول اینکه نشان داد طرز فکر و شیوه محاسبه «فایده و هزینه» در تهران با آنچه دولت آمریکا تصور می‌کرد متفاوت است. آن‌ها تصور می‌کردند ایران مانند سایر کشورها، در برابر تهاجم و تهدید آمریکا رفتاری «متعارف»‌‌تر و محافظه‌کارانه‌تر نشان دهد و در برابر «عظمت» آمریکا و «خط قرمز»‌های آن‌ کوتاه بیاید. دیدند چنین نیست. دیدند ایران حاضر است برای دفاع از حیثیت و منافع خود - یا برای تلافی ترور یک نظامی ارشد - بزرگ‌ترین ارتش جهان را به صورت مستقیم و بی واسطه به چالش بکشد. این پیش‌بینی‌ناپذیری و تفاوت ماهوی در محاسبه فرایند «فایده و هزینه» برای دولت ترامپ جدید بود و هشدار داد در مدیریت تنش‌های آینده با ایران دچار خطا خواهند شد. دوم اینکه متوجه شدند ایران حاضر است رویارویی با آمریکا را از فاز «جنگ نیابتی» به فاز «جنگ مستقیم» بکشاند و در این راه نیز از فراگیر کردن جنگ و درگیر کردن سایر متحدین آمریکا در آن نیز ابایی ندارد. اینکه پس از حمله به پایگاه آمریکا، سپاه پاسداران به صراحت اعلام کرد - در صورت تلافی آمریکا - امارات و اسرائیل (یعنی یک رژیم دیگر دارای سلاح هسته‌ای) را نیز هدف خواهد گرفت، خود از عزم و اراده‌ای خبر می‌دهد که برای ایران قائل نبودند. سوم اینکه در عمل متوجه شدند ایران از توان نظامی متعارف قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. تا کنون تحلیل‌گران آمریکایی بیش از هر چیز بر توان ایران در «جنگ‌های نیابتی» تاکید داشتند. امروز به چشم دیدند ایران قابلیت نظامی متعارف قابل ملاحظه‌ای نیز دارد. معتقدم حتی افکار عمومی ایران نیز از این نمایش قدرت تا حد زیادی شگفت‌زده و غافل‌گیر شد. چهارم اینکه - برخلاف سایر کشورهایی مانند عراق و لیبی که پیش از این مورد حمله نظامی قرار داده بودند - از توانمندی دیپلماتیک بالایی برخوردار است و می‌تواند - ضمن کسب حمایت افکار عمومی جهان و محافل بین‌المللی - اهداف نظامی خود را نیز پیش ببرد. یعنی اینطور نیست که بتوانند به راحتی ایران را کشوری قانون‌شکن، «یاغی»، خطرناک برای صلح و امنیت جهان و مستحق برخورد نظامی جلوه دهند. و چهارم اینکه متوجه شدند نیروهای نظامی ایران، برخلاف ادعای مشاوران تندرو و دستگاه تبلیغاتی جریان‌های خاص، از پشتیبانی سیاسی و مردمی قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. آن‌ها تصور می‌کردند نارضایتی عمومی از مسائل گوناگون در درون کشور به میزان حمایت مردمی از نیروهای نظامی به طرز قابل ملاحظه‌ای آسیب رسانده است به نحوی که شاید حتی بخشی از افکار عمومی از حمله آمریکا به ایران استقبال کند! تجمعات عظیم مردمی در بدرقه پیکر سردار سلیمانی، و همچنین اتحاد سیاسی کم سابقه‌ای که در داخل کشور علیه هجمه خارجی ایجاد شد، نشان داد این برداشت نیز اشتباه بوده است. در واقع، آمریکایی‌های برای اولین بار در عرصه عمل دیدند هشدارها مبنی بر اینکه «ایران، عراق و لیبی نیست» هشدار معتبری بوده که می‌بایست آن را جدی می‌گرفتند.

*خروج آمریکا از عراق چطور ارزیابی می کنید؟

امروز، حضور آمریکا در عراق چند چالش جدی دارد. یکی اینکه، پس از حادثه ترور سردار سلیمانی و همراهانش، نظام سیاسی عراق به طور جدی مصمم به اخراج آن‌‌ها شده است. افکار عمومی در این کشور نیز به طرز بی سابقه‌ای با حضور آن‌ها مخالف شده است. در نتیجه، هیچ توجیه حقوقی و سیاسی برای تداوم این حضور باقی نمانده است. در واقع، به تدریج حضور آمریکا در عراق از یک حضور توافقی به «اِشغال عراق» تغییر ماهیت می‌دهد، به نحوی که تمام تبعات «اِشغالگری» - اعم از سیاسی و امنیتی - نیز دامنگیر آمریکا خواهد شد. دوم، اینکه ایران مصمم شده خروج نیروهای آمریکایی از منطقه را در اولویت سیاست خارجی خود قرار دهد. در پیش‌برد این هدف نیز از حمایت بی بدیل نیروهای مردمی کشورهای منطقه و جامعه‌ٔ مدنی آن نیز برخوردار است. در این راه قطعاً از همه ابزار موجود - اعم از ابزار نظامی، امنیتی، حقوقی، دیپلماتیک، سیاسی و تبلیغاتی - نیز بهره خواهد گرفت. اگر خروج آمریکا داوطلبانه و به واسطهٔ تحقق وعده‌های انتخاباتی ترامپ صورت می‌گرفت، یک بحث بود. اما حال که ایران و محور مقاومت «محرک» آن است،‌ یک بحث دیگر است. در واقع، این خروج در تاریخ به شکست آمریکا تعبیر خواهد شد.

*باتوجه به اتفاقات اخیر تحولات منطقه به چه سمتی خواهد رفت؟

پیش‌بینی اینکه منطقه به چه سمت خواهد رفت کار آسانی نیست. عوامل مختلفی در تحولات ماه‌ها و سال‌های آینده دخیل است. آنچه اهمیت دارد این است که رویکرد ایران در مواجهه با رویدادها و تحولات مختلف همراه با انسجام داخلی در صحنه سیاسی و جلب حمایت مردمی باشد.

*ارزیابی شما از حمایت برخی کشورهای اروپایی و عربی درباره ترور سردار سلیمانی چیست؟

کشورهای اروپایی اغلب با احتیاط به این موضوع واکنش نشان دادند. کشورهای متخاصم منطقه نیز علیرغم حمایت‌های تلویحی از آمریکا - در حال چرخش به سمت «تنش‌زدایی با ایران» هستند. در چند ماه گذشته، ایران یک بار پهپاد آمریکایی را سرنگون کرد و یک بار هم به طرز وسیع و بی سابقه‌ای به پایگاه‌های نظامی آمریکا در عراق حمله نظامی کرد. این دو اتفاق به کشورهای متخاصم منطقه نشان داد میلیاردها دلاری که صرف باج‌دهی و لابی‌گری در واشنگتن برای ترغیب آمریکا به حمله به ایران کرده بودند، بی ثمر مانده است. برداشت آن‌ها این است که وقتی آمریکا حتی به حمله مستقیم به پایگاه‌های نظامی خود واکنشی به ایران نشان نمی‌دهد، بعید است از جانب آن‌ها - و به ترغیب آن‌ها دست به چنین اقدامی بزند. در نتیجه، بسیاری از تحلیل‌گران در این کشورها به این نتیجه رسیده‌اند که باید رویکرد جدیدی نسبت به ایران اتخاذ کنند و حقیقت قدرت بزرگی به نام ایران را در منطقه به رسمیت بشناسند.

*بنظر شما فشارهای ترامپ آیا به این منظور نبود که ایران از برجام خارج شود؟

گمان نمی‌کنم هدف اصلی ترور سردار قاسم سلیمانی خروج ایران از برجام بوده باشد، اما اقدامی است که حتماً در چارچوب سیاست «فشار حداکثری» قابل بررسی است. اینکه ترامپ در واکنش به حمله ایران به پایگاه‌های خود - بجای واکنش نظامی - از دولت‌های باقی‌مانده در برجام درخواست کرد از برجام خارج شوند، خود نشان‌دهندهٔ این است که همچنان برجام را مانعی بر سر ایجاد اجماع میان دولت‌های غربی بر سر ایران می‌داند؛ و همچنان فروپاشی آن را یک پیروزی امنیتی برای آمریکا ارزیابی می‌کند.

*علت محبوبیت سردار سلیمانی در عراق چیست؟

معتقدم دلیل اصلی آن این است که سردار سلیمانی نه تنها عراق را چنگ داعش نجات داد،‌ بلکه نیروهای مردمی درون عراق را نیز به منظور پیروی از منویات راهبردی «ایران» - یا به قول آمریکایی‌ها «ایجاد هلال شیعی» یا «منویات هژمونیک ایران» - سازمان‌دهی نکرد؛ بلکه آن‌ها را برای حفاظت از کشور خودشان، حمایت از مردم خواشان (جدا از مذهب و هویت) و پیش‌برد منافع مشترک منطقه‌ای آموزش داد و راهنمایی کرد. در کنار این، معتقدم منش و رفتار سردار سلیمانی در ۸ سال جنگ با عراق نیز در محبوبیت او بی تاثیر نیست. بی سابقه است دو کشور ۸ سال با یکدیگر در سخت‌تر شرایط در جنگ بوده باشند، بعد تنها چند سال پس از پایان جنگ، یک نظامی ارشد از یک کشور در کشور دیگر از این میزان محبوبیت و طرفداری برخوردار باشد.

*شاهد شهادت ابومهدی المهندس بودیم ایا این شهادت باعث وحدت و یکپارچگی ملت عراق نمی شود؟

شهادت ابومهدی المهندس افکار عمومی عراق را علیه حضور نظامی آمریکایی‌ها منسجم می‌کند. اما مهم‌تر از آن،‌ شهادت سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس در کنار هم یک ارزش نمادین فوق‌العاده بالای دیگری هم دارد. شهادت این دو شخصیت محبوب در کنار هم بیش از هر چیز وحدت ایران و عراق را تسریع و تحکیم می‌کند.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 4039992299598485668
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: