• 1 1
  • 0

عمق راهبردی، واجب‌تر از واجب / بررسی گستره عمق راهبردی انقلاب اسلامی

دوشنبه 15 مهر 1398 ساعت 10:05
یکی از موئلفه های قدرت و اقتدار انقلاب اسلامی عمق راهبردی آن است

موضوعی که رهبر انقلاب در چندسال اخیر تاکید بسیاری بر روی آن داشته اند و در دیدار اخیر خود نیز بر این موضوع مهم و استراتژیک تاکیید کردنداکنون و با تثبیت موقعیت انقلاب اسلامی و محور مقاومت در منطقه، و با اتکا به ظرفیت های موجود می توان دامنه این محور را تا شمال آفریقا از یک سو و آسیای مرکزی و قفقاز از سوی دیگر سوق داد.

انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران را می توان نقطه ی عطفی در تاریخ روابط بین الملل دانست. اهمیت این رخداد با توجه به فضای حاکم بر جنگ سرد و حضور دو اندیشه سوسیالیستی و کاپیتالیستی حاکم بر گیتی دو چندان خواهد شد، واقعه ای که در آن؛ انقلاب نه بر مبنای مفاهیم مادی، بلکه مبتنی بر مباحث انسانی و اخلاقی محقق شده تا آنجا که میشل فوکو در رابطه با این انقلاب و آمالش چنین می نویسد: «شخصیت آیت ا...خمینی پهلو به افسانه میزند زیرا هیچ رئیس دولتی و هیچ رهبر سیاسی حتی با حمایت تمام رسانه های دنیا نمی تواند ادعا کند که با مردمش چنین پیوند عاطفی عمیقی دارد» از دیدگاه فوکو، روح انقلاب اسلامی در این حقیقت یافت میشود که ایرانی‌ها از خلال انقلاب در جستجوی ایجاد تحول در شخصیت خویش بودند. فوکو قلب تحلیل خود را از انقلاب اسلامی ایران در معنویت گرائی سیاسی بیان می‌کند.

انقلاب ۵۷ اگرچه از همان ابتدا با حملات وسیع شرق و غرب مواجه گردید، با این حال همچون نهال نوپایی در برابر ناملایمت هایی از قبیل جنگ و تحریم اقتصادی رشد کرده و کمر راست نمود. هسته ی معنوی حاکم بر روح انقلاب موجب شد تا دستاوردهای آن محدود به سرزمین های ایران نمانده و به جهان خارج نیز سرایت نماید.

نگاهی به اصول قانون اساسی جمهوی اسلامی خود گواهی است بر این مدعا، آنجا که در اصل ۱۵۴ قانون اساسی می خوانیم: « جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند.»

گذر زمان و تثبیت جایگاه معنوی انقلاب اسلامی در داخل، موجب سرایت این آمال به خارج از مرزهای ایران شد تا آنجا که در طول کمتر از چهار دهه سپری شده از انقلاب شاهد نفوذ فزاینده آن در شرق مدیترانه، قلب آسیا و جنوبی غربی آسیا می باشیم.

ایده ی فراملی و جهانی ناشی از انقلاب اسلامی موجب شده تا روز به روز بر میزان عداوت ها و کینه توزی ها از سوی دشمنانش افزوده شود، با این حال، انقلاب همچنان با شتاب به مسیر خود ادامه داده و خویشتن را محدود و منحصر در موقعیت جغرافیایی خاصی ننموده است. رهبری فرزانه انقلاب در دیدار اخیرش با پاسداران انقلاب اسلامی به این مسئله خطیر اشاره کرده و با بیان دستاوردهای این نگاه وسیع فرامرزی از آن به عنوان امتداد و عمق راهبردی انقلاب اسلامی یاد کرده اند. ایشان در این دیدار فرمودند: «نباید قناعت کنیم به منطقه خودمان و با انتخاب یک چهاردیواری، کاری به تهدیدهای پشت مرزها نداشته باشیم. نگاه وسیع فرامرزی که مسئولیتش با سپاه است، عمق راهبردی کشور است و گاهی از واجب ترین واجبات هم لازم تر می شود اما برخی متوجه این مسئله نیستند.»

در این نوشتار برآنیم ضمن بیان دستاوردهای انقلاب اسلامی در توسعه عمق راهبردی، از مناطقی که مستعد نفوذ انقلاب اسلامی است پرده برداری نمائیم.

عمق راهبردی محور مقاومت

اولین شعله های انقلاب اسلامی به سوی سرزمین های اشغالی فلسطین دمیده شد. حضور یاسر عرفات به عنوان اولین رهبر خارجی در تهران، نشان از امید فلسطینی ها به انقلاب یاد شده جهت رهایی از اشغال صهیونیست ها بود. بلافاصله پس از وقوع انقلاب اسلامی، گروهی تحت عنوان جهاد اسلامی فلسطین به رهبری فتحی شقاقی در سرزمین های فلسطینی اعلام موجودیت کرد.

دامنه نفوذ انقلاب اسلامی محدود به جهاد اسلامی نماند و شکست پروژه های سازش اعراب در مقابل صهیونیست ها از قبیل مذاکرات اسلو و مادرید، موجب ایجاد گروهی قدرتمندتر به نام حرکت مقاومت اسلامی که بعدها حماس نامیده شده، گردید. گروه های یاد شده در خلال دهه های اخیر اسرائیل را از جنوب محاصره کرده و بر میزان فشار بر صهیونیست ها افزوده اند. منطقه باریکه غزه که هم اکنون در اختیار گروه حماس قرار دارد، اولین بخش از سرزمین های فلسطینی می باشد که متاثر از اندیشه های انقلاب اسلامی از لوث وجود صهیسونیست ها آزاد گردید.

حملات اسرائیل به جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲، دومین گروه متاثر از جمهوری اسلامی را در شمال اسرائیل ایجاد نمود. رزمندگان حزب الله تحت رهبری سید عباس موسوی و متاثر از انقلاب اسلامی و در راستای آزادسازی لبنان وقدس اعلام موجودیت نمودند. حملات پیاپی رزمندگان حزب الله در خلال دهه هشتاد و نود میلادی به مرگ دهها نظامی آمریکایی وفرانسوی منجر شده و موجب خروج نظامیان آمریکایی از لبنان گردید.

از حزب الله به عنوان اولین گروه عربی و اسلامی در منطقه نام برده می شود که موفق گردید صهیونیست ها را وادار به عقب نشینی از سرزمین های عربی نماید. خروج اسرائیل از جنوب لبنان در ابتدای هزاره سوم میلادی و تحمیل شکست به صهیونیست ها در جنگ ۳۳ روزه دستاورد همپیمانی حزب الله لبنان با فرزندان معنوی انقلاب اسلامی می باشد.

همپیمانی حکومت چپ گرای حاکم بر سوریه به رهبری حافظ اسد با جمهوری اسلامی به گذر زمان حلقه ی مقاومت را تقویت نمود. تسهیل عبور مرور میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حزب الله از طریق سوریه و اجازه صدور سلاح از این کشور به مقاومت لبنان، به قدرت دوچندان مقاومت در منطقه منجر گردید.

گام اصلی پیروزی مقاومت را می بایست در اشتباه راهبردی آمریکایی ها در حمله ۲۰۰۳ به عراق جستجو نمود. رخدادی که به قدرت گیری فزاینده نیروهای مقاومت در عراق منجر شد. سقوط صدام حسین در عراق؛ بر قدرت و نفوذ انقلاب اسلامی در منطقه به نحو چشمگیری افزود. روی کار آمدن جریان های اسلامی نظیر حزب الدعوه، سپاه بدر و مجلس اعلای انقلاب اسلامی در قدرت، عملا پروژه انقلاب اسلامی را تکمیل کرده و حلقه اتصال ایران به مدیترانه را تکمیل نمود.

ظهور و بروز تکفیری های داعش و النصره در منطقه اگرچه خسارت های سنگینی را برای دولت های سوریه و عراق در پی داشت، اما خروجی آن روی کار آمدن بسیج مردمی در هر دو کشور بود. ایجاد دفاع الوطنی در سوریه و حشدالشعبی در عراق که کاملا برگرفته از آمال و آموزه های انقلاب اسلامی و سپاه پاسداران بودند، قدرت جمهوری اسلامی و ضعف دشمنانش در منطقه را بیش از پیش نمایان ساخت.

وقوع بیداری اسلامی آخرین گامی بود که پازل قدرت انقلاب اسلامی و محور مقاومت را در منطقه تکمیل نمود. روی کار آمدن جریان های انقلابی در یمن و استقرار آن بر اقصی نقاط این کشور و اعلام همسویی با جمهوری اسلامی، عملا قدرت مقاومت را از مرزهای مدیترانه به دریای سرخ و تنگه باب المندب کشاند.

اکنون نهال نوپای انقلاب اسلامی که در سال ۱۳۵۷ امکان نابودی آن به راحتی ملموس و قابل احساس بود، پا را فراتر از مرزهای ایران گذارده و به دشمن اول امپریالیسم جهانی بدل شده است.

اهمیت ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک منطقه مقاومت

منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا از دیرباز از اهمیت فزاینده ای در جامعه جهانی برخوردار بوده است. حدود نیمی از ذخائر نفتی جهان و قریب به یک سوم از انرژی گاز جهان در این نقطه نهفته است. اهمیت انرژی موجود در منطقه، عنصری بوده که از ابتدای جنگ جهانی دوم به این سو؛ قدرت های جهانی را متمایل ساخته تا زمینه حضور خود در منطقه را فراهم آوردند. تسلط بر بازارهای انرژی و مهار قیمت ها که پیشتر و در خلال تحریم نفتی اعراب ضربه سنگینی را بر بازارهای غربی وارد آورد، عاملی بود که موجب جدال میان بلوک های شرق و غرب جهت حضور در منطقه بود.

عنصر قابل اهمیت دیگر در منطقه ظرفیت تاریخی آن است. از منطقه غرب آسیا به عنوان منطقه تلاقی سه تمدن سامی یاد می شود. منطقه شامات، بین النهرین و حجاز محل ظهور و زیست پیامران الهی بوده و هر سه دین مسیحیت، یهودیت و اسلام در این منطقه ظهور پیدا کرده و جنبه جهانی به خود گرفته است

حضور رژیم جعلی اسرائیل در منطقه و ضرورت حمایت از آن عامل اساسی دیگر اهمیت منطقه نزد آمریکایی و دول اروپای می باشد. شرایط مصنوعی منجر به شکل گیری اسرائیل و فقدان عمق استراژیک این رژیم، سبب شده تا جلب حمایت یک متحد جهانی همواره در راس اولویت صهیونیست ها قرار داشته باشد. از همین رو حمایت از اسرائیل و سیاست مهار کمونیسم در دوران جنگ سرد بر اهمیت غرب آسیا نزد آمریکایی ها بیش از پیش افزود.

وجود آبراه های کلیدی در منطقه نظیر تنگه هرمز و باب المندب و جمعیت جوان کشورهای منطقه که می تواند به عنوان نیروی کاری در آینده به کمک بازارهای جهانی آید از دیگر اهمیت های منطقه غرب آسیا می باشد. حال و با حضور و تثبیت قدرت محور مقاومت در سراسر منطقه، دشمن غربی تمامی دستاوردهای پیشینش را در خطر دیده و به مقابله تمام قد با این محور برآمده، امری که تا کنون در تحقق آن ناکام مانده است.

آمال محور مقاومت

مقابله با حضور بیگانگان در منطقه و ایجاد نظم و امنیتی بومی در غرب آسیا و نابودی رژیم صهیونیستی را می توان آمال مشترک اعضای محور مقاومت دانست. از همین روست که تلاش برای ایجاد هسته های مقاومت در شام و حمایت از رزمندگان حماس، جهاد اسلامی و حزب الله در سرلوحه اقدامات سایر اعضا قرار دارد.

بر مبنای آموزه های محور مقاومت و در راس آن رهبری حکیمانه امام امت، اسرائیل غده سرطانی منطقه محسوب شده و در راستای تامین منافع و مصالح غرب در میان مسلمانان است، از همین رو، مسلمانان می بایست با اتکا به وحدت کلمه در راستای مقابله با این جرثومه فساد برآیند.

بر اساس باورهای رهبران مقاومت، کشورهای منطقه می بایستی بر اساس دوستی و وحدت کلمه در راستای ایجاد منطقه ای امن کوشیده و با ایجاد پیمان های بومی، زمینه خروج نیروهای بیگانه از منطقه را فراهم آورند. از همین رو تلاش برای مقابله با دشمن آمریکایی و اکتفا نکردن به مرزهای درونی همواره از سوی رهبری معظم انقلاب تاکید شده است. مقابله اخیر محور مقاومت و در راس آن جمهوری اسلامی با جریان های تکفیری در منطقه شام بر همین مبنا قابل ارزیابی است که جهت حفاظت از حریم کشور نبایستی در خانه نشست، بلکه به تعبیر رهبری انقلاب می بایستی زمین جنگ را به خانه دشمنان سرایت داد.

مناطق مستعد برای تقویت امتداد راهبردی

رهبری فرزانه انقلاب در آستانه آغاز پنجمین دهه از انقلاب اسلامی، بیانیه ای را تحت عنوان «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران صادر نمودند. در متن این بیانیه آمده است که این گام دوم، انقلاب را «به آرمان بزرگش که ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمیٰ (ارواحنافداه) هست» نزدیک خواهد کرد.

ایشان در اظهارات اخیرشان نیز تاکید نمودند که "نباید قناعت کنیم به منطقه خودمان"، "نگاه وسیع فرامرزی که مسئولیتش با سپاه است، عمق راهبردی کشور است و گاهی از واجب ترین واجبات هم لازم تر می شود".

نگاهی به جغرافیای منطقه و فرایند گام به گام و پیشرو محور مقاومت گواه آن است که همچنان مناطق وسیع و ملت های متعددی مستعد دمیده شده روح انقلاب اسلامی هستند. پروسه بیداری اسلامی و قیام ملت های عرب منطقه بوضوح نشان داد که امت اسلامی از تداوم حکومت های دیکتاتوری و دست نشانده در منطقه بیزار بوده و در پی عبور از وضع موجود است.

قیام ملت بحرین به عنوان جامعه ای شیعه و همسایه با ایران که از قضا تا کمتر از پنج دهه پیش بخشی از سرزمین ایران محسوب می شده را می توان از اولین مقاصد صدور انقلاب اسلامی دانست. حضور رهبری قیام ملت بحرین آیت الله شیخ عیسی قاسم در ایران و همسویی ایشان با مواضع نظام اسلامی به وضوح بیانگر اولویت بودن بحرین در این زمینه می باشد.

علاوه بر بحرین شیعیان سعودی و کویت دهه هاست که تحت ظلم حکام آل سعود و آل صباح قرار گرفته اند. برخورد خشن و صدور احکام سنگین بر علیه اقلیت های موجود در سعودی و کویت تاییدی بر این مسئله می باشد. با این حال و آنچنان که بنیانگذار انقلاب اسلامی و رهبری معظم انقلاب فرموده اند، ‌نگاه ایران به ملت های منطقه نه مبتنی بر تعارض های فرقه ای بلکه بر مبنای حبل المتین اسلام است. از همین روست که فارغ از فشارهای وارده بر شیعیان، سایر مسلمانان در مصر، الجزایر، عربستان،‌ امارات و.. مدت هاست که به طرق مختلف بر علیه حکومت های خودکامه به پا خواسته و با مشت آهنین آنان روبرو بوده اند. امری که وظیفه خطیر حمایت از مستضعفین را بر مبنای آنچه در قانون اساسی آمده بیش از هر زمان بر دوش نظام اسلامی حاکم بر ایران قرار داده است.

دو منطقه عربی غرب آسیا و شمال آفریقا بدلیل اشتراکات مذهبی و منطقه آسیای مرکزی و قفقاز بدلیل اشتراکات فرهنگی می توانند، دو منطقه مستعدی باشند که در آینده در کنار محور مقاومت قرار گرفته و انقلاب امام خمینی را یک گام بیشتر در جهت تحقق جهانی آن یاری رسانند.

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3920602240623998444
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: