• 11 0
  • 0

تحلیلی بر بیانات اخیر رهبر انقلاب در گفت‌وگو با مهدی فضائلی

«اشتباه مذاکره» اشاره ای بود به «خطای بزرگ»دیگران

شنبه 27 مرداد 1397 ساعت 20:20
رهبر معظم انقلاب اسلامی، دوشنبه گذشته در بیانات مهمی در دیدار اقشار مختلف مردم نقشه راه کلی کشور را در عرصه سیاست خارجی و داخلی بیان کردند. ایشان از یک‌سو به اوضاع اقتصادی و معیشتی اشاره کرده و با تاکید بر این‌که هیچ بن‌بستی در کشور نیست، افزودند: مشکلات اقتصادی و راه‌حل‌های آن معلوم است و مسئولان در هر سه قوه باید با تلاش، کار مشترک و استفاده از نظرات کارشناسان، مشکلات و فشارها را از دوش مردم بردارند.

ایشان به شرارت‌های آمریکا و پیشنهاد مذاکره نیز اشاره کرده و خاطرنشان کردند: جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد. تاکید بر ضرورت وحدت عمومی مردم و مسئولان نیز همچون همیشه، بخشی از توصیه‌های رهبری در این دیدار بود. درباره ابعاد مختلف بیانات اخیر رهبر انقلاب و اهمیت بکارگیری توصیه‌های ایشان برای عبور از شرایط فعلی، با مهدی فضائلی، کارشناس ارشد مسائل سیاسی گفت‌وگو کرده‌ایم:

بیانات رهبری در دیدار اخیر حاوی نکات متعدد و راهبردی بود، به نظر شما مهمترین سرفصل این بیانات و به عبارتی دال مرکزی بیانات اخیر ایشان چه بود؟

بیانات رهبری بخصوص با توجه به اینکه فاصله نسبتا قابل توجهی با سخنرانی قبلی ایشان داشت همچنین در مقطع مهمی ایراد شد و در این فاصله هم اتفاقات مهمی رخ داده بود، قابل پیشبینی بود که سخنان بسیار مهمی خواهد بود.

صحبتهای ایشان را میتوان به دو بخش اصلی مسائل داخلی و سیاست خارجی تقسیم کرد؛ در بعد داخلی مهمترین بخش در ارتباط با مسائل اقتصادی و معیشت مردم بود و بیانات ایشان نشاندهنده این بود که بهطور کامل در جریان مشکلات مردم هستند.

رهبری مهمترین علت مشکلات اقتصادی و معیشت را سوءتدبیری دانستند که ارزیابی کاملا کارشناسی است، زیرا در این ایام صحبتهای کارشناسان مختلف و نامه اقتصاددانان به رئیسجمهور نیز حاکی از همین بود که از نگاه کارشناسی همه آنچه در این مدت در ارتباط با بازار ارز و طلا و تاثیراتش در حوزههای دیگر اقتصادی رخ داد ناشی از سوءتدبیر و تعلل در تصمیمگیری بود؛ و نه تاثیر تحریم!

در بعد سیاست خارجی نیز مهمترین فراز را میتوان تک جمله کوتاه ایشان عنوان کرد که فرمودند «نه جنگ میشود و نه مذاکره میکنیم.»

همانطور که اشاره کردید رهبری صراحتا دوگانه جنگ و مذاکره را از اساس رد کردند و فرمودند نه جنگ میشود و نه مذاکره خواهیم کرد. این تحلیل از کجا نشأت میگیرد؟

ایشان کاملا توضیح دادند که جنگ دو طرف دارد یکطرف ما و طرف مقابل ما که مشخصا آمریکاست. از ناحیه ما هیچ زمانی ارادهای برای شروع جنگ نبوده و جنگی از سوی ایران آغاز نشده است. البته موضوع مهم این است که گرچه ایران هیچ زمانی طالب جنگ نبوده اما ثابت کرده است هرگاه مورد تجاوز قرار گیرد پاسخ ایران هم سخت و پشیمانکننده بوده است. به عبارت دیگر، ما شروع کننده جنگ نیستیم ولی مرد جنگ، چرا.

طرف دیگر ماجرا آمریکاست. این کشور نیز اقدام به جنگ علیه ایران نخواهد کرد، چرا که تجربه آنها اجازه چنین کاری نمیدهد. مجموعه اقدامات آمریکا طی چند سال اخیر در منطقه به شکست آنها منجر شده و سابقه هشت سال دفاع مقدس را نیز در نظر دارند و میدانند ایران از چه توانمندیهایی برخوردار است، آنها قدرت بازدارندگی ما و وضعیت آسیبپذیری خودشان را میدانند. همچنین شرایط داخلی آمریکا را نیز باید در نظر داشت، چرا که یکی از محورهای ترامپ برای رقابت با رقبایش این بود که رقبایش را متهم به چشمپوشی از مسائل داخلی آمریکا و توجه به سیاست بینالمللی میکرد. ترامپ وعده حل مشکلات داخلی را داده بود. لذا مجموعه این عوامل اجازه انجام حماقت از سوی آمریکا و ورود این کشور به جنگ را نمیدهد. آمریکا برخلاف ابهت ظاهریاش، مشکلات داخلی متنوع و عمیقی دارد؛ ناتوانی در مهار آتشسوزی کالیفرنیا، نمود این ضعفهای داخلی آمریکاست. نکته بعدی در مورد مذاکره است؛ با نگاه به مجموعه مذاکرات آمریکا با کشورهای دیگر از جمله ایران متوجه نگاه تجارتمآبانه این کشور خواهیم شد. رهبر انقلاب بهرغم میلشان و با وجود تجربه تلخ از مذاکرات با آمریکا، پس از گفتوگوهای بسیار اجازه گفتوگوی مستقیم را دادند. اما یکبار دیگر به همه ثابت شد که آمریکا هیچ تعهدی نسبت به وعدههای خود نداشته و بسیار راحت تعهداتش را نادیده میگیرد. بدون اینکه دستاورد واقعی برای ما داشته باشد. در نتیجه نباید چنین تجربهای را دوباره تکرار کرد.

بخشهایی از بیانات رهبری در باب اشتباه بودن مذاکره که متاسفانه دچار تحریفهایی هم شد را چگونه تحلیل میکنید؟

رهبری در مورد کلیت مذاکرات و اصل برجام بحثی نداشتند. بهطور مشخص نظر ایشان مذاکرات دوجانبه بین ایران و آمریکا بود و اجازه مذاکره به وزیر خارجه را مطرح کردند که در تحلیلها باز هم خطایی صورت گرفته است که مقداری توضیح میدهم. این بخش از بیانات رهبری مربوط به شروع مذاکرات قبل از دولت یازدهم نمیشود. گرچه مذاکرات ما با آمریکا با وساطت عمان در اواخر دولت احمدینژاد آغاز شد اما رهبری به آن اشارهای ندارند چرا که تصریح داشتند که «اشتباه کردم به وزیر خارجه اجازه مذاکره با طرف آمریکایی دادم.» در صورتی که در دوره قبل مذاکرهای میان وزیر خارجه وقت ایران و وزیر خارجه وقت آمریکا صورت نگرفته بود.

از چند جهت میتوان بیان اشتباه بودن مذاکره از سوی رهبری را تحلیل کرد. از یک طرف بیان این موضوع نشاندهنده صداقت ایشان با مردم است؛ رهبر الهی با مردمش صادق است و هرگاه احساس کند در موضوعی اشتباه کرده صادقانه اعتراف میکند، همانطور که امام راحل چند مورد چنین اعترافاتی دارند.

از طرف دیگر این اعتراف به نوعی میخواهد بزرگی خطای دیگران را بیان کند. هم خطای خوشبینی به آمریکا و هم خطای بزرگ بدعهدی آمریکاییها.

متاسفانه امروز با توجه به اینکه تجربه برجام را داریم همچنان برخی این بدعهدیها را نادیده گرفته و سخن از مذاکره با آمریکا میگویند!

رهبری توصیههایی درباب رابطه دولت - ملت داشتند و به مسئولان هشدارهایی در زمینه توجه به شرایط اقتصادی و معیشتی مردم دادند. با توجه به این نهیبها و هشدارهایی که در دیدارهای قبلی با کارگزاران نظام هم تکرار شده بود در همین زمینه نقش رهبری در مدیریت شرایط خطیر فعلی و همراهی و همدلی توامان دولت - ملت را چگونه ارزیابی میکنید؟

رهبری مسئولیت سنگین و خطیری در کشور دارند که بعضیها خطای برداشتی دارند و تصور میکنند مسئولیت رهبری ورود به موضوعات اجرایی است.

اما وظیفه رهبری این نیست، اساسا تقسیم قوا وجود دارد و مطابق قانون اساسی دولت مشخصا مسئولیت اصلی این حوزهها را دارد و روشن است که رهبری بنایی برای ورود به این حوزهها ندارند، ضمن اینکه مراقب اوضاع هستند. اما در عین حال رهبری کار مهمتری دارند، ایشان تلاش میکنند بخصوص در شرایط خطیر فعلی هماهنگی بین قوای مختلف را ایجاد کنند. در شرایط حساسی که دشمن در تلاش است و عدهای هم در داخل کشور با بدفهمی و یا خدای ناکرده با دشمن همسو میشوند و میخواهند فضای کشور را ملتهب کنند و اینگونه وانمود کنند که همه مضطرب هستند راهکار آن ایجاد آرامش در کشور است و این کاری است که رهبری بدرستی انجام دادهاند و فوقالعاده به لحاظ هدایت کلی کشور مهم است. از آنطرف ملاحظه میکنیم رهبر انقلاب در قالب همراهی با ملت تذکراتی به دولت میدهند و جاهایی که ممکن است چالشهای مضری ایجاد شود تذکر میدهند. در سخنرانی اخیرشان هم مشخص بود منظورشان چه بود. با توجه به سوالی که مجلس از رئیسجمهور کرده رهبر انقلاب به دولت و مجلس تاکید کردند که هم وظایف قانونیشان را انجام دهند و هم به کرامت یکدیگر توجه داشته باشند. همچنین اینکه عدهای تلاش میکنند از روی نادانی دولت را به نوعی از انجام مسئولیتها منصرف کنند و دولت را ترغیب به استعفا کنند یا احیانا آن را استیضاح کنند نسبت به آن تذکر دادند.

همه این موارد اگر در یک بسته دیده شود، خروجی آن ایجاد آرامش در کشور و تقویت همدلی و انسجام در کشور است تا بتوانیم شرایط فعلی را به سلامت بگذرانیم.

تحلیل شما از تاکیدات رهبری بر تداوم فعالیت دولت و اداره مقتدرانه امور کشور چیست؟

یکی از مهمترین چیزهایی که دشمن را خوشحال کرده و انگیزهاش را برای فشار بیشتر میکند این است که احساس کند فشارهایش، باعث گسست ملی شده است. در داخل هم فرض کنید که دولت استیضاح شود و یا اینکه خودش استعفا دهد. معلوم است که این شرایط قطعا مغایر همبستگی ملی است. انسجام و همبستگی، ابزار مهمی برای عبور از شرایط فعلی است و به همین خاطر رهبر انقلاب با شناخت و اشرافی که دارند نسبت به این مساله تذکر میدهند که عدهای نخواهند دولت را ترغیب به استعفا کنند. ایشان از آن سو همواره دولت را ترغیب به فعالیت بیشتر میکنند و در همین دیدار اخیر از دولتمردان خواستند حضور بیشتری در صحنه داشته باشند و از کارهای فرمایشی فاصله بگیرند.

رهبر انقلاب همواره ادعاهایی را که درباره فساد سیستمی میشود رد کردهاند. چگونه میشود ذهنیت فساد سیستمی را که به بیان رهبری، امری خلاف واقع است از ذهن و باور بخشی از جامعه و نخبگان زدود و اصلاح کرد؟

ما در حوزه فساد همچون سایر حوزهها یک «احساس» داریم و یک «واقعیت».یک بخشی از فساد در کشور ما واقعی است و متاسفانه کم هم نیست و در شأن نظام جمهوری اسلامی هم نیست و این غیرقابل انکار است. رهبری هم همواره بر این مساله تاکید دارند و از سال 80 با فرمان 10 مادهای بر مبارزه با فساد تاکید کردهاند. اما این را هم باید بپذیریم که احساس فساد در جامعه ما به مراتب بیشتر از فساد واقعی است.

یکی از این احساسهای خطا، فساد سیستمی است. آنچه که رهبری به آن اعتراض دارند این است که تلقی برخی این است که تمامی سیستمهای نظارتی کشور در همه بخشها فاسد هستند.

چنین چیزی قطعا خطاست و رهبری این را قبول ندارند. اما این به آن معنی نیست که در هیچ یک از این سیستمها فسادی وجود ندارد. حتما در قوهقضاییه و در دیگر دستگاهها فساد وجود دارد اما همه آنها فاسد نیستند. در همه دستگاهها افراد پاکدست فراوانی وجود دارند که در حال مقابله با فساد هستند. بنابراین وجود فساد در سیستم یک مقوله است و سیستم فاسد مقوله دیگر که این دو با هم کاملا متفاوتاند و رهبری، فاسد بودن کل سیستم را رد میکنند. اما برای اصلاح این باور باید آن چیزهایی را که باعث احساس فساد میشود از بین برد. یکی از آنها رقابتهای ناسالم سیاسی است که مثلا وقتی دولتی روی کار میآید دولت قبلی را متهم به فسادهای عجیب و غریب میکند. متاسفانه همین دولت نسبت به دولت قبلی خودش این رفتار نادرست را داشت. وقتی که در جریان رقابتهای سیاسی، نامزدها یکدیگر را به فسادهای بزرگی متهم میکنند و رسانهها بیمحابا این اتهامات را با تیترهای بزرگ منتشر میکنند و وقتی در فضای مجازی، ادعاهایی که از اساس دروغ است منتشر میشود همه اینها باعث میشود احساس فساد در جامعه به مراتب بیش از آن چیزی باشد که در واقعیت وجود دارد. بنابراین مسئولان و رسانهها و چهرههای سیاسی باید در مورد آنچه درخصوص فساد منتشر میکنند مراقبت کنند. از سوی دیگر دستگاههای مسئول باید قاطعتر و سریعتر با فساد مبارزه کنند و وقتی تمام شد نتایج را رسانهای کنند. این در حالی است که الان مرتبا در مورد پروندههای فساد اطلاعرسانی میشود اما نتیجه آنها به اطلاع مردم رسانده نمیشود. اینها باعث افزایش احساس فساد میشود.

رهبری در بیانات اخیرشان همواره تاکید داشتهاند که باید از سوی دولتمردان پیام اقتدار به جامعه منتقل شود. اهمیت این مساله چیست؟

اگر مردم احساس کنند که دولتمردان، باانگیزه و جهادی با مشکلات مواجه میشوند و شبانهروزی در این زمینه تلاش میکنند خود این مساله باعث دلگرمی میشود و در مقابل اگر احساس کنند مدیری در مقابل مشکلات وا داده است و هیچ راهحلی ندارد این موضوع باعث نگرانی مردم میشود، لذا تاکید رهبری بر این است که دولتمردان مردم را مطمئن کنند که دستگاههای کشور انگیزه و تلاش لازم را برای مقابلهبا مشکلات دارند و از توانایی لازم هم برخوردارند. البته وقتی مردم ببینند مدیران با تمام وجود تلاش میکنند اما در یک بخش موفق نشده اند این موضوع را درک میکنند.

از سوی دیگر، ارسال پیام اقتدار از سوی دولت برای دشمن هم باعث ناامیدی آنها میشود زیرا اگر دشمن احساس کند فشارهایی که وارد کرده باعث وادادگی مسئولان شده قطعا ترغیب به هجمه بیشتر میشود. بنابراین پیام اقتدار دولت از یکسو باعث بازدارندگی در مقابل دشمن و از سوی دیگر باعث اطمینان خاطر و دلگرم شدن مردم برای عبور از مشکلات میشود.

نقش پدرانه رهبری

رهبر انقلاب در جایگاه بسیار حساسی قرار دارند که هم باید مطالبات مردم را به نوعی نمایندگی کنند و هم مسئولان کشور را برای انجام وظایفشان دلگرم کنند تا بتوانند در میدان بایستند. بنابراین اگر بخواهیم تشبیه کنیم، رهبری همچون پدر یک خانواده هستند که نمیتوانند فقط به یک قضیه توجه کنند. مثلا اگر رهبری بخواهند تذکرات و برخوردهای تنبیهی را که در جلسات خصوصی با مسئولان دارند به صورت علنی در حضور مردم انجام دهند ممکن است بخشی از مردم خوشحال شوند و به قول معروف دلشان حال بیاید اما آن مسئول دیگر نمیتواند کار کند و روحیه و اقتدار لازم را نخواهد داشت. بر همین اساس رهبر انقلاب بسیاری از توبیخات تندشان را نسبت به مسئولان در جلسات خصوصی انجام میدهند اما در جلسات عمومی تلاش میکنند آنها را تقویت کنند تا بتوانند مسئولیتهای خودشان را انجام دهند. بنابراین رهبر انقلاب یک تنظیم متوازن را میان مطالبات مردم و پاسخگویی مسئولان ایجاد میکنند تا کشور انسجامش را از دست ندهد.

مریم شریف زاده

سیاسی

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3410023673380369669
لینک کوتاه :
.

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: