• 1 0
  • 0

خاطرات و خطرات

مامور وظیفه شناس

جمعه 24 آذر 1396 ساعت 01:30
در ابتدای شروع کار قضایی در شهرستان، پس از چند ماهی از دادیاری شعبه سوم به دادیاری شعبه اول آمدم. دادستان که مرد میانسالی بود، بیشتر پنجشنبه‌ها به تهران می‌آمد و در غیاب وی ناگزیر کارها به عهده من بود که به عنوان دادیار جانشین دادستان نیز انجام وظیفه می‌کردم.

یکی از همکاران بازپرس، متهمی را احضار کرد و متهم در یکی از این پنجشنبه‌ها به دادسرا آمد و خودش را به شعبه معرفی کرد.

شعبه به دلیل تراکم کار و این‌که سرگرم تحقیق از فرد دیگری بود، بدون آن‌که مدارک هویت متهم را بگیرد، از او خواست چند لحظه‌ای در سالن منتظر بماند تا نوبتش برسد. متهم که بعد از چند لحظه‌ای انتظار دیده بود هوا پس است فرار را بر قرار ترجیح داد.

آن موقع ورود و خروج ارباب‌رجوع با برگه‌ای که در ابتدای ورود از انتظامات می‌گرفتند و برای خروج باید توسط دفتر یا قاضی شعبه مهر و امضا و کنترل می‌شد. متهم درکنار اتاقک انتظامات منتظر فرصت شد و در یک لحظه از غفلت آنها استفاده کرده و متواری شد.

از قضا، آن روز مسئول انتظامات استواری مسئولیت‌پذیر و در کارش نیز بسیار دقیق و مراقب بود تا کسی بدون برگه مهر و امضا شده نتواند خارج شود. این استوار که متوجه فرار متهم شده بود بلافاصله از اتاق انتظامات بیرون پریده و رفت.

چند نفری که در مسیر فرار متهم، سر راه او قرار گرفتند تلاش کردند جلویش را بگیرند، ولی حریف او نشدند. تعقیب و گریز تا مسافت زیادی ادامه داشت. متهم برای خلاصی از دست مأمور، وارد حیاط و سپس ساختمان اداره جهادسازندگی شد که در مسیر قرار داشت. مأمور نیز همچنان به تعقیب او ادامه داد.

آنها بعد از دور زدن در حیاط، پله‌های سه طبقه این ساختمان را بالا رفته و برگشته بودند. موقع پایین آمدن از پله‌ها، متهم در سالن طبقه دوم به سینی چایی که دست آبدارچی بوده برخورد می‌کند و با داد و بیداد آبدارچی و شنیدن سر و صدای افتادن سینی و شکستن استکان‌ها، چند نفری از کارمندان از اتاق خود بیرون آمدند ، اما هیچ کمک و دخالتی نکرده و فقط ایستادند به تماشای این تعقیب و گریز.

مأمور پس از پیمودن مسیر طولانی و پریدن از روی نرده‌های پارکی که سر راه بود، نهایتا در نزدیکی بیمارستان، خودش را به متهم رساند و پشت پایی انداخت. در اثر آن متهم تعادلش را از دست داد و به زمین خورد.

پس از دستگیری متهم، چون مأمور دستبندی همراه خود نداشت کمربند متهم را از کمرش درآورده و با آن دستان متهم را بسته و به داخل کیوسک نگهبانی بیمارستان برد و از کلانتری، مأمور و دستبند و خودرو گرفته و متهم را به دادسرا آورده بود. سپس در گزارشی خطاب به دادستان ضمن تشریح جزئیات تعقیب و گریز، مسیرهایی که طی کرده بود و نحوه دستگیری متهم را در آخر گزارش خود نوشته بود: «قربان؛ ضمنا در انجام این وظیفه «بندکفش» نیز پاره شد».

دکتر محمدباقر قربانزاده - رئیس دادگاه کیفری یک استان تهران

ضمیمه تپش جام جم

به اشتراک گذاری
کد خبر : 3105625226526245549
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی: