• 0 0
  • 0

زینب حبیبی‌تبار، یکی از تلاشگران برتر سال 95

پدر، فرمانده خانواده است

دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت 07:02
متولد اول مهر 1362 و صاحب یک شرکت رسانه‌ای و مشاوره‌ مدیریتی است. زینب حبیبی‌تبار که سال گذشته به عنوان تلاشگر نمونه معرفی شد برای راه‌اندازی کسب و کار، رابطه و به اصطلاح پارتی نداشته.

پدرش فرهنگی و بازنشسته دانشگاه است. او مدرک دکترای خود را در رشته کسب و کار گرفته و امسال در رشته دکترای مدیریت رسانه قبول شده چون معتقد است باید دانش خود در حوزه‌ کاری‌اش ارتقا بدهد تا بتواند کسب و کار خود را رونق دهد.

خودش می‌گوید: سال گذشته بین 12 تلاشگر و کارآفرین نمونه که معرفی شدند از همه کم سن‌تر و تنها خانمی بودم که توانستم به این مرحله راه پیدا کنم. با او درباره راهی که تاکنون طی کرده، هم‌صحبت شدیم.

متولد دهه 60 هستید چگونه توانسته‌اید در کسب و کار و تحصیل به موفقیت دست پیدا کنید. از چگونگی رسیدن به جایگاهی که دارید برایمان بگویید چه عواملی باعث شد لقب تلاشگر نمونه به شما تعلق گیرد؟

به نظرم شرایط زندگی و موفقیت یا شکست به دهه‌ای که در آن متولد شده‌ای هیچ ربطی ندارد. معتقدم محرومیت‌ها و کمبودها بیشتر ایجاد انگیزه و فعالیت می‌کند. نمونه بارزش استیو جابز که هیچ نداشت و از یک سیب که هدیه گرفت به فکر راه‌اندازی میوه‌فروشی افتاد و بعد از آن به شرکت اپل رسید و سیب را به عنوان نشانه شرکتش انتخاب کرد تا همیشه یادش بماند از کجا شروع کرده و چقدر سختی کشیده است. تعداد آدم‌های موفقی که در ناز و نعمت زندگی ‌کرده‌اند بسیار انگشت‌شمارند. محدودیت همیشه ابتکار و خلاقیت همراه دارد. برای همین است که در مباحث تربیتی تاکید می‌کنند اگر خانواده مرفهی هستید گاهی فرزندان خود را در محدودیت‌هایی قرار دهید تا آنها تلاش را یاد بگیرند.

چطور شد شرکت راه‌اندازی کردید و وارد فضای کسب و کار شدید؟

جرقه راه‌اندازی شرکت در خانواده زده شد. پدرم به عنوان مربی و فرمانده اصلی خانواده تاثیر زیادی در روحیه و انتخاب‌های ما داشته و دارد. همیشه به این فکر می‌کردم شرکتی تاسیس کنم که همه افراد خانواده‌ام جزو سهامداران آن باشند. پدرم بازنشسته دانشگاه است و من همیشه به این فکر می‌کردم کسب و کاری آبرومند برای خانواده راه‌اندازی کنم که مایه افتخار پدرم باشد. ما در رشته‌های مختلف از حسابداری بگیر تا وکالت تحصیل کرده‌ایم. پدرم در انتخاب رشته‌ها به ما کمک می‌کرد اما بعد از ورود به دانشگاه باید خودمان راهمان را انتخاب می‌کردیم. تصمیم