• 17 18
  • 17

با همسران معتاد چه کنیم؟

جمعه 15 اسفند 1393 ساعت 01:35
اعتیاد و مصرف موادمخدر بحرانی است‌که از دیرباز تاکنون در خانواده‌ها وجود داشته و مصرف آن نه‌‌ تنها سلامت جسمی و روحی مصرف‌کننده را تهدید می‌کند، بلکه خانواده را نیز تا مرز فروپاشی پیش می‌برد. در این میان‌کم نیستند زنان و مردانی که به دلیل اعتیاد، همسرانشان عطای زندگی مشترک را به لقای آن بخشیده و برای جدایی راهی دادگاه خانواده شده‌اند. مرضیه هم یکی از زنانی است‌که دیگر امیدی به ادامه زندگی با همسر معتادش ندارد.

او هفته گذشته تصمیم خود را برای جدایی گرفت و به دادگاه خانواده رفت، اما قبل از ارائه دادخواست به اتاق مشاوره رفت تا با روانشناسان مشورت کند.

از همسر معتادم خسته شده‌ام

حدود سه سال است ازدواج کرده‌ام. آن ‌هم با پسری‌که به اعتقاد و اصرار پدرم، پسر خوبی بود و نباید او را از دست می‌دادم. هیچ علاقه‌ای به شوهرم نداشتم، اما پدرم می‌گفت بعد از عقد، او را دوست خواهی داشت؛ آن ‌هم در شرایطی‌که من و او به لحاظ فرهنگی و اقتصادی با هم تناسبی نداشتیم و از طرف دیگر ظاهر خوبی هم نداشت ‌که جذبش شوم. با این‌ حال چون از نظر روحی نیاز شدیدی به همدم داشتم، برخلاف میل باطنی‌ام به ازدواج با او تن دادم.

در دوران عقد، علاقه‌ای ‌که منتظر بودم تا در من نسبت به او ایجاد شود، به وجود نیامد و فقط تحملش می‌کردم و همیشه آرزو داشتم با فرد دیگری‌که به او علاقه داشتم، ازدواج ‌کنم. برخلاف من، شوهرم عاشقم بود و به قول اطرافیان مثل پروانه دور من می‌گشت. هرچه سعی‌ کردم، نتوانستم او را در قلبم جای دهم. موضوع را با خانواده‌ام در میان گذاشتم و گفتم او با مردی‌ که در رویاهایم می‌دیدم، خیلی فاصله دارد و می‌خواهم از او جدا شوم، اما آنها پس از هر بار طرح موضوع مخالفت می‌کردند و در جواب من می‌گفتند مرد به این خوبی چه مشکلی دارد. وقتی او تو را تا به این حد دوست دارد، چرا می‌خواهی از او جدا شوی؟ همیشه به شوهرم می‌گفتم دوستش ندارم. او هم به شوخی در جواب می‌گفت، اما من تو را دوست دارم و نمی‌خواهم از دستت بدهم. تاریخ عروسی در حال نزدیک شدن بود و من هنوز راه‌حلی برای فرار و جدایی از همسرم پیدا نکرده بودم. برخلاف دخترانی‌که بی‌صبرانه منتظر روز عروسی‌شان هستند، من از این موضوع خوشحال نبودم، اما بالاخره این اتفاق افتاد و وارد خانه او شدم. پس از یک‌ ماه، متوجه رفتارها و پیامک‌های مشکوک شوهرم شدم. احساس می‌کردم چیزی را از من پنهان می‌کند. او را زیر نظر گرفتم و در یک فرصت مناسب که به حمام رفته بود، سراغ گوشی‌اش رفتم و با خواندن یکی از پیامک‌ها متوجه شدم که همراه برادران و جوانان فامیلش تریاک مصرف می‌کند.

دنیا روی سرم خراب شد. از آنجا که آدم توداری نیستم، به شوهرم ‌گفتم که متوجه اعتیاد او شده‌ام. اول عصبانی و منکر همه چیز شد، اما وقتی ‌گفتم می‌دانم چه قراری با برادرها و اقوامت برای مصرف موادمخدر گذاشته‌ای، اعتراف کرد که به طور تفننی مواد مصرف می‌کند، اما این چه مصرف تفننی بود که سه روز پشت سر هم ادامه داشت. این تفننی نبود.

اگر در این مدت ذره‌ای علاقه به شوهرم پیدا کرده بودم، با برملا شدن این راز، همان‌ را هم از دست دادم. مساله اعتیاد شوهرم را به هر دو خانواده‌ گفتم. خانواده شوهرم ‌که آبروی خود و پسر معتادشان را در خطر می‌دیدند، گفتند مقصر تویی و با توقعاتی‌که داشتی، پسر ما را معتاد کردی. به شوهرم ‌گفتم تصمیم گرفته‌ام از او جدا شوم. همسرم نزد پدرم رفت و گفت‌ اگر از او جدا نشوم، قول می‌دهد دیگر مواد مصرف نکند. پدرم هم وقتی پشیمانی‌اش را دید از من خواست تا فرصت دوباره‌ای به او بدهم. همین‌ کار را کردم، اما به دو هفته نکشید که سراغ مواد رفت و دوباره دستش پیش من رو شد. این ‌بار هم با گفتن این‌که غلط کردم و دیگر نزد رفقایم نمی‌روم، فرصت دادم. هر باری‌ که به او فرصت می‌دادم، بیشتر از او بدم می‌آمد و نسبت به او بی‌اعتمادتر می‌شدم. به او گفتم اگر نمی‌کشی بیا و آزمایش بده. روز آزمایش هم با کلی کلک اعتیادش را مخفی کرد. دکتر برای این‌که همسرم سمت موادمخدر نرود، برای او دارو نوشت، اما شوهرم داروها را در ظاهر می‌خورد، اما باز هم سمت مواد رفت. بیشتر از این ناراحتم که برادرانش به جای دلسوزی او را پای بساط می‌نشاندند.

اوایل به زور از او تست می‌گرفتم، اما الان دیگر تست هم نمی‌دهد و می‌گوید با این کار شخصیتم را زیر سوال می‌بری. از طرف دیگر از صبح زود تا آخر شب سر کار است و البته کارش طوری است که می‌تواند از زیر کار دربرود و مواد مصرف کند. خیلی به طلاق فکر کرده‌ام، اما خانواده‌ام دوست ندارند دختر مطلقه داشته باشند. هر بار به بهانه این‌که بعدها کسی پیدا نمی‌شود، با او ازدواج کنی یا نمی‌توانی اعتیادش را در دادگاه ثابت کنی و باید از همه چیزت بگذری، یا همه مردها همین طوری هستند، من را از طلاق منصرف می‌کنند. زندگی و جوانی‌ام دارد نابود می‌شود و نمی‌دانم چه کنم؟

امید به ادامه زندگی با فرد معتاد

دکتر پرویز رزاقی/ روان‌شناس و مدرس دانشگاه: اولین دلیل گرایش برخی افراد به مصرف موادمخدر به تیپ شخصیتی و روانی فرد مربوط است. کسانی ‌که اعتماد به نفس پایین و ویژگی‌های خلقی افسرده دارند و برای درمان به مصرف موادمخدر پناه می‌برند، رفتارهای تکانشی دارند و ناسازگار هستند، گرایش به مصرف مواد در آنها بیش از دیگران دیده می‌شود. دومین علت، عوامل محیطی است. وقتی فرد در محیطی باشد که مواد به آسانی در اختیار او قرار می‌گیرد و با دوستانی در ارتباط باشد که مصرف‌کننده مواد هستند، طبعا او نیز به سمت اعتیاد کشیده خواهد شد. عامل سوم، عوامل خانوادگی است. تنش در روابط میان زوجین و فضای روانی ناسالم در خانواده همراه با تحقیر و سرزنش، برآورده نشدن نیازهای عاطفی ـ احساسی فرد، ناکام ماندن در زندگی مشترک و به نوعی دست نیافتن به هدف‌هایی که پس از ازدواج به آنها می‌اندیشید، از جمله عوامل خانوادگی است. عامل چهارم پیام‌های پزشکی است که از دیگران یا اعضای خانواده‌اش دریافت می‌کند. برای مثال می‌گویند مواد بزن دردت خوب می‌شود. بخصوص این‌که این پیام از سوی کسی باشد که به فرد معتاد بگوید من درد عضلانی داشتم و مواد زدم و خوب شدم. این حرف، انگیزه او را برای مصرف مواد دوچندان می‌کند.

زندگی با همسر معتاد، چه زن چه مرد، مشکلات خاص خودش را دارد. با این ‌حال و با طرح چند پرسش می‌توان به این نتیجه رسید که آیا می‌توان به ادامه زندگی با زن یا مرد معتاد امیدوار بود یا خیر؟ اولین پرسش این است که این فرد آیا کسی است که بتواند ترک کند؟ تصمیم به انجام چنین کاری دارد و به اصطلاح مرد این کار است یا فقط حرفش را می‌زند؟ خانواده و زن و بچه‌اش برایش مهم هستند؟ یا خانواده چندان برایشان مهم نیست و تلاش چندانی برای ترک مواد نمی‎کند؟ مدت زمان مصرفش چقدر است؟ چه نوع موادی مصرف می‌کند؟ تزریقی است؟

برای امیدوار بودن به یک فرد معتاد باید به چند عامل توجه کرد. اگر زن یا مرد معتاد شخصیتی خانواده‌مدار داشت و زن و بچه‌اش برایش مهم بود، ویژگی خلقی آرام‌تری داشت، دست بزن نداشت، میزان موادی‌‎ که مصرف می‌کند کم است، نوع مواد مخدر مصرفی‌اش از جنس شیشه، کراک و هروئین نیست و حاضر است به کمپ برود و مواد را ترک کند، می‌توان امیدوار بود به یک زندگی سالم و به آغوش گرم خانواده بازگردد، اما اگر فرد معتاد مدت زمان زیادی است که موادمخدر مصرف می‌کند، از موادمخدر صنعتی همچون شیشه و کراک استفاده می‌کند، میزان مصرفش زیاد است، از نظر شخصیتی ضعیف است، ادامه زندگی با او همراه با تنش و مشکلات است، به کرات تصمیم گرفته به کمپ برود و ترک کند، اما موفق به ترک نشده یا حاضر نیست برای ترک به کمپ برود.

با نشانه‌های گفته شده روی این فرد نمی‌توان به عنوان شریک زندگی حساب کرد و به اعتقاد من بهتر است از او جدا شد، زیرا ادامه زندگی با تنش همراه خواهد بود.

لیلا حسین‌زاده / تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1856344119648876150
برچسب‌ها : همسر معتاد طلاق
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 17 نظر )

سلام،خسته نباشید نظر خانم حسین زاده برا خودشون خوبه،دوستان معتاد یعنی فرد اصرار به مصرف و نیاز به مصرف داره از نظر بنده،معتاد به چایی،معتاد رفتاری،معتاد به تفریح و بسیاری اعتیاد دیگر،از قدیم گفتند محبت سنگو خورد میكنه،فرد معتادو بجای اینكه جبهه بگیرید و گذشتشو به رخش بكشید بهش محبت كنید باهاش درد دل كنید سعی كنید حرف بزنه ممكنه اول انكار كنه ولی به مرور زمان واقعییتو میپذیره و میوه میرسه و قابل چیدنه،مطمئن باشید ترك میكنه و بهتر بگم پاك میشه ومرحله بعد یعنی وقتی كه به سمت بهبودی رفت سختره اما ارزششو داره،باهاش راه بیاید و بهش كمك كنید خودشو پیدا كنه نه اینكه گذشته رو به رخش بكشید حتی یه جمله مثلا تو معتاد بودی من كمكت كردم میتونه باعث لغزش بشه،هر لغزش یه تجربست برا یه معتاد یا بیمار كه متوجه میشه كجا اشتباه كرده . اگه معتاد اونقدر راحت باشه كه به محض لغزش اعتراف كنه و خطاشو بپذیره مطمئن باشید پاك میشه،هیچوقت از یه معتاد قطع امید نكنید،امید بهش باعث میشه خودشو باور كنه و بدونه و بگه من میتوانم،و مورد دیگه فردی كه میدونید تریاك مصرف میكنه مصرفشو خودتون با یه فرد تجربه دار تحت نظر كم كنید،دارو فقط مصرف افراد تریاكی رو بیشتر میكنه،انجن های ان ای خیلی میتونه موثر باشه،همسر تریاكیتونو شخصیتشو خورد نكنید چون اون فقط به یه ماده بی ارزش وابسته شده،خوبیاشو كلا از بین نبرید،كه باعث میشه اون از لحاظ شخصیتی خورد بشه و دیگران شمارو خورد كنن چون همسرتون بخاطر اینكه خوردش كردید نمیتونه ازتون حمایت كنه و هر دو طرف هدف قرار میگیرید،ولی اگر همسرتونو باور داشته باشید و بدونید اگه وابسته به تریاك هست بسیاری خوبییه دیگم داره وازش تو جمع دفاع كنید اوهم برایه دفاع از شما مطمئن باشید در مصرفش تجدید نظر میكنه...
باسلام .۵ساله ازدواج كردم یه پسریه سال ونیم دارم.پدرشوهرم و عموی شوهرم مصرف كننده تریاك هستند.به شوهرم خیلی مشكوكم ولی به دلیل اینكه شب وروزهمراه اوناس نمیتونم ثابت كنم.ولی علنی پیپ وقلیان میكشه.زیادبحث آزمایش رونكردم ولی هرباركه چیزی میگم منومیترسونه هیچ وقتم دست ازكشیدن قلیان برنمیداره حتی به خاطربچش.روزی یك یادوبارحتمامیره خونه باباش به هربهانه ای شده زیادم همراه من نیست.خیلی زودم عصبانی میشه علائم زیادی هم داره.توروخداكمكم كنین.چقداحتمال داره اینم معتادباشه؟؟
رها سلام.شرایط مساعد و مناسب است اما اینكه ایشان گرفتار شده اند را من نمی توانم تشخیص دهم.بد نیست به مادر و پدرش بگویید به صورت خصوصی.دردل كنید و از نگرانی تان بگویید.اینكه برای بچه تان و آینده اش نگرانید.سعی كنید دوستانه صحبت كنید.كسی را زیر سوال نبرید.گله نكنید.بگذارید همدردی اتفاق بیفتد.شرایط زندگی تان را تغییر دهید.كاری كنید كه همسرتان به زندگی و كودكتان توجه بیشتری نشان دهد.كاری كنید بیشتر در خانه باشد تا خارج از منزل.توصیه مهم مراجعه به روانشناس است تا شما را گام به گام راهنمایی كند.موفق باشید.
سلام نامزدم 8ماه از قرص مورفین استفاده میكنه بخاطر درد پاش.الان مصرفش بیشتر شده و زندگیش دچار اختلال شده.خودش میگه خسته شده و میخواد بذارتش كنار.بنظرتون امكان داره؟نیاز به كمپ داره؟
سلام طبیعتا نیاز به كمك داره و باید تحت نظر پزشك دوره درمان را پشت سر بگذاره .
سلام من یازده سال بود ازدواج كرده بودم ویه پسر ده ساله دارم بعد از دوسال فهمیدم شوهرم متادون مصرف میكنه كمكش كردم ترك كنه بعد پنج سال بالاخره ترك كرد ولی كاش ترك نمیكرد افتاده بود به شیشه هر كاری كردم ترك نكرد بیشترم كرد كمپ بردم بد ترم شد بالاخره جدا شدم حالا پسرم دست اونه، حضانتشو به اون دادن دوباره میخوام پسرمو از چنگش دربیارم نمیدونم چیكار كنم خیلی اذیتش میكنه لطفا راهنماییم كنید
سلام می توانید شكایت كنید بی شك اگر صلاحیت وی در حضانت فرزند رد بشه ، فرزند را به شما می دهند
سلام،همسرم دوست پسرم بود، ازاول زندگی معتاده بود ومن نمیدونستم تا اینكه برا بچه اول باردار شدم ،ومشكلات،با هجوم زیاد تو زندگیم مثل سیل میجوشید،به كسی نمیگفتم ودومین بچه باردار شدم،هر سری با یه بهانه منو قانع میكرد، مال من نیست،امانته، ببرم بدم،آخرین بارمه،تكرار نمیشه، ووو،الان ۸ساله، اعتیاد به شیشه دارد، هر چند ماه ترك میكنه وبعد از چند ماه دوباره برمیگرده،الان دیگه نمیتونم،بخاطر بچه ها راضی به جدایی نبودم، وهمسرم را شدیدا دوست دارم،اوباما این دومورد از من سو استفاده میكند،وچون میداند دوستش دارم وبخاطر بچه ها نمیتوانم ازش جدا شوم،به خودش آسیب میزند،الان بخاطر خودش تصمیم به طلاق گرفتم تا شاید،به خودش بیاید وبیشتر از به خودش آسیب نزند،اگر هم بیدار نشد، من راه درست را انتخاب كرده ام،وفكر نكنم زمانی پشیمان شوم ......
سلام شوهرم سال گذشته به كمپ رفت وموادراترك كردمحل زندگیمان راعوض كردیم به كارمشغول شدیه مدت خوب بود امادوباره لاغرشدكه میگه كارم سخته اما من یه مقدارپودر سفیدرنگ تولباسش دیدم نمی دونم چیه به روش نیاوردم نمی دونم چی بودتوراخداراهنماییم كنید
سلام من شبنم هستم دوست پسرم مدتی هست كه اعتیاد داره حدودا 2سال ونیمه كه میكشه اما یكساله كه زیاد شده فقط هم سیگاری و گل مصرف میكنه بشدت عصبی شده نسبت به قبل و به هیچی اهمیت نمیده جز مواد...من چطوری باید باهاش رفتار كنم؟؟؟
سلام،تنها راه اول و آخر حتی اگه خیلی دوستش داری ازش فاصله بگیر،افراد كه دچار اعتیاد میشوند در شرایطی كه شما میگید حتما ناخواسته شما هم آلوده میشوید فقط ارتباطتونو قطع كنید،مواد با كسی شوخی نداره خیلی از ما معتادا فكر میكنیم ما مصرفمونو كنترل میكنیم غافل از اینكه مواد مارو برده خودش میكنه.
سلام اسم من ترگل هست سه سال ازدواج كردم فهمیدم شوهرم معتاد هست معتاد هرویین با مصرف زیاد ونمیخواست كه خوببشه الا یك ساله ازش جداشدم ولی پشت پرده كمكش میكنم كه شاید خوب بشه قول میده خوب بشه ولی بازهم با زور خانواده با كمپ میرود.كمكم كنیدایا امكان دارد ترك كند
هروئین و شیشه و كراك فرد معتاد باید به ته خط برسه و آخر خطو ببینه،اگه رها بشه به حال خودش یه سیكل كوتاه مدت شش ماهه داره برعكس تریاك كه ممكنه فرد معتاد اصلا ته خطو نبینه،بسیاری از افراد بودند كه ترك كردند و پاك موندند،امیدتونو از دست ندید ولی اگر طلاق گرفتید ازش فاصله بگیرید به نفعه خودتونه،چون شما برا اینكه در قبالش مسئولییت نداشته باشید طلاق گرفتید و ممكنه كمكهایه شما بیشتر بهش ضربه بزنه،خانواده خودش بیشتر میتونند كمكش كنند.
سلام .بعد از چهار ماه عقد متوجه شدم نامزدم معتاد تریاک و سیگار میکشه و ناتوانی جنسی داره .تا بحال دست بزن نداشته اما من را تهدید میکند ایا بهتر باهاش بمانم یا جدا شویم
درمرحله اول كمكس كن
حتما تا تو عقدی ازش جدا شو چون اصلا خوب نمیشن
به پزشك خانواده و مشاور مراجعه كنید و مراكز سوء مصرف كمكتان میكند
ببین عزیزم از نظر من جداشو چون شماتو دوران عقد هستین میگم من الان شوهرم 5 سال اعتیادداره تازه میخاد ترك كنه و از من درخواست كمك داره و میدونم كه سخته كمك كردن وترك كردن اما چاره ای ندارم من هم تادم دادگاه رفتم اما نشد جداشم اخه چاره ای ندارم و باید پاش وایستم و كمكش كنم چون دلم میسوزه شما هم بایددرخواست طلاق بدی اونموقع متوجه میشی كه میخواد به خاطر تو ترك كنه یانه
به نظر من تا عقدی جداشو چون اینا اختلال شخصیتی دارن
بعضی از خانواده ها فكر میكنند اگه جوان معتادشون ازدواج كنه باعث مسولییت پذیریشون میشه و ترك میكنن و پاك میمونن،بعد از ازدواج وقتی میبینن این اتفاق نمی افتد اصرار به فرزند آوردن میكنن و موضوع را پیچیده تر میكنند،شما اگه تركش كنید باعث میشید مصرفش بیشتر بشه اگه باهاش بمونید ممكنه آینده خودتونو تباه كنید،اعتیاد پفك نمكی نیست كه فرد بگه نمیخورم و اگه خورد شما زود متوجه بشید،فقط یه فرد معتاد میتونه علائم اعتیادو رویه یه فرد دیگه زود متوجه بشه،اگر ازدواج نكردید كل صورت مسئله رو پاك كنید هم به نفع ایشونه هم خودتون،و هركسی خواست تریاكو ترك كنه كم كردن و بعد قطع كردن،دارو و شربت ترك فقط مصرف فردو بالا میبره،و رسیدن به بهبودی رو به تاخیر میندازه،البته برخی از افراد باید تحت نظر پزشك حتی كم كنند،اعتیاد یك مسئله ی پیچیده ای هست،شاید بگید ازدواج میكنم بعد تركش میدم،ولی این اشتباست بعد از ازدواج فشارهای اقتصادی و اجتماعی و عصبی و...بیشتری رویه فرد معتاده و رسیدن به بهبودی رو سخت تر میكنه گذشته از این خانواده خودتونم از الآن درگیر این مسئله بدونید در صورت ازدواج.