• 2 0
  • 1

با علیرضا محمودی ایرانمهر نویسنده «فریدون پسر فرانک»

دوست دارم جیمز جویس ادبیات ایران باشم

سه شنبه 3 تیر 1393 ساعت 02:15
علیرضا محمودی ایرانمهر را می‌توان از نویسندگان موفق سال‌های اخیر دانست. «ابر صورتی» به قلم این نویسنده، یکی از زیباترین و تاثیرگذارترین داستان‌هایی است که درباره جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نوشته شده است.

هر چند او نویسنده پرکاری نیست، اما همین مجموعه داستان تاکنون به چند زبان ترجمه شده و در دیگر کشورها به چاپ رسیده است. او این روزها «فریدون پسر فرانک» را از سوی نشر گمان روانه بازار کتاب کرده است. این کتاب، قرائتی مدرن از داستان فریدون در شاهنامه فردوسی است و نثر زیبا و روایت جذاب نویسنده، آن را برای مخاطب دنیای امروز خواندنی‌تر کرده است. با او درباره کتاب گفت‌و‌گویی کوتاه انجام داده‌ایم.

این روزها در بیشتر کتاب‌ها نویسندگان چندان خود را درگیر نثر نمی‌کنند و ترجیح می‌دهند روی ساختار اثرشان تمرکز داشته باشند. این در حالی است که شما در تازه‌ترین اثرتان «فریدون پسر فرانک» توجه خاصی به نثر داشته‌اید. چه اتفاقی باعث شد درصدد استفاده از نثری خاص برای این کتاب باشید؟

در این رمان قصد داشتم فضایی استعاری، اسطوره‌ای و باستانی را در فضای مدرن بازآفرینی کنم. توامان کردن همه اینها و به هم پیوستن‌شان برای من در زبان رمان اتفاق افتاد و طبعا توجهم را به نثر داستان رقم زد، اما این ماجرا از یک حیث دیگر هم قابل توجه است. فکر می‌کنم یکی از دلایل اصلی توجهم به نثر کتاب این است که در این اثر روی شاهنامه کار کرده‌ام و خصوصیت برجسته شاهنامه در زبانی است که به کار می‌برد. در واقع سعی کردم فضای زمانی این داستان را از طریق زبان بازآفرینی کنم. این برایم مهم‌ترین مساله بود و زبان به عنوان یکی از عناصر متن در این رمان کار می‌کند. همچنین دوست داشتم فضایی خلق کنم که کیفیت فضای باستانی را داشته باشد و در عین حال، ویژگی‌های یک رمان مدرن را هم القا کند. این نکته را هم بگویم که در این کتاب، تقریبا از هیچ کلمه عربی استفاده نشده و جز موارد معدودی که جایگزینی کلمات فارسی خیلی دور از ذهن بوده، سایر کلمات فارسی است. (با خنده) البته با صرف‌نظر از اسم بنده که عربی است و روی جلد کتاب نوشته شده است.

اصولا به بازآفرینی‌ و بازنویسی‌ در جامعه ما روی خوش نشان داده نمی‌شود. انگیزه شما از انجام این کار چه بود؟

بازنویسی و باز‌آفرینی با یکدیگر تفاوت‌ اساسی دارد. معتقدم به هیچ‌وجه نمی‌توان شاهنامه را بازنویسی کرد. به محض این‌که زبان را از شاهنامه بگیریم تا آن را به متن تبدیل کنیم، تمام شکوهش فرو می‌ریزد و عظمتش از میان می‌رود. بنابراین من هم اصلا با بازنویسی‌ شاهنامه موافق نیستم، مگر زمانی که برای کودکان نوشته می‌شود.

یعنی به هیچ وجه نمی‌توانیم تصور کنیم در نوشتن فریدون رویکرد بازنویسی داشته‌اید.

اصلا. به‌هیچ‌وجه این نگاه را نداشته‌ام و اصلا به نظرم اشتباه است. بهترین نویسنده دنیا هم بخواهد این کار را انجام دهد، با شکست روبه‌رو خواهد شد.

شما چه رویکردی در نگارش این کتاب داشته‌اید؟

من رویکردی هرمنوتیک به داستان فریدون در شاهنامه داشته‌ام. یک رمان‌نویس به واقعیت هستی نگاه می‌کند و نوعی محاکات از جهان، طبیعت و هستی به دست می‌دهد. برای من در این کتاب، شاهنامه شکلی از هستی است که آن را مقابل خود قرار داده‌ام و تاویل خودم را از آن ارائه کرده‌ام.

شما برخی شخصیت‌ها را در اثرتان بسط داده‌اید. مثلا درباره شهنواز و ارنواز، دختران جمشید اطلاعات چندانی در شاهنامه نیست، اما شما بخش‌هایی از داستان را از زبان آنها روایت کرده‌اید. کمی هم درباره این موضوع توضیح دهید.

این موضوع به همان مساله قرائت بازمی‌گردد. من در ذهنم با داستان مواجه شدم و آن را بازسازی کردم. پس قرائت خودم را از داستان ارائه کرده‌ام. این شخصیت‌ها در قرائتی که من درون ذهنم داشتم، بسیار پررنگ بودند و اگر قرار بود آن قصه یک بار دیگر روایت شود، این شخصیت‌ها می‌توانستند وارد صحنه شوند. مهم‌ترین شخصیتی که من خیلی روی آن تمرکز کردم «ماه آفرید» بود که در شاهنامه در حد یک نام وجود دارد، اما من روی آن کار کردم و به یکی از شخصیت‌های محوری رمان تبدیلش نمودم. همچنین خیلی از پرستاران که بارها از آنها نام برده می‌شود، خدمتگزاران زنان و مردان شاهنامه هستند، ولی هیچ وقت اسم شخصی ندارند. من هم برایشان اسم شخصی نگذاشتم، ولی به آنها هویت دادم. این با نویسنده است که تصمیم بگیرد در جهان داستانی‌اش چگونه به شخصیت‌ها هویت ببخشد.

قصد دارید باز هم سراغ شاهنامه بروید؟

قطعا سراغ یکی از زنان شاهنامه خواهم رفت. من مخالف این نظر هستم که می‌گویند شاهنامه کتاب مردان است و شخصیت‌های زن در آن حضور پررنگی ندارند، چون به‌نظرم زن‌ها در این کتاب حضوری به‌مراتب پررنگ‌تر و تاثیرگذارتر از شخصیت‌های مرد دارند تا جایی که با کمی اغماض می‌توان گفت، شاهنامه کتاب زنان است. احتمالا سراغ سودابه بروم و تمام ابعاد شخصیتی او را بررسی کنم و رمانم را درباره او بنویسم.

زینب مرتضایی‌فرد ‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1542313645700613848
لینک کوتاه :

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 1 نظر )

سلام و خسته نباشید میگم به آقای ایرانمهر عزیز و گرامی. من این رمان رو خوندم و می تونم بگم از جمله کارهای بسیارخوب در ادبیات امروز ایرانه. اثری قابل تاویل که بینش و فلسفه ی نویسنده در اون مشهوده. موفق باشید.