• 1 0
  • 1

دفاع مقدس، «زوریک» را از یاد نخواهد برد

یکشنبه 31 شهریور 1392 ساعت 12:57
گفتند جبهه آمده ولی نماز نمی خواند، آن روز در سنگر به او یاد دادم چگونه نماز می خوانند. شب عملیات که رسید با هم به خط مقدم رفتیم مانند یک شیر که به بیشه می زند با غرور می جنگید، با هجمه ای که دشمن به ما وارد کرد یک مرتبه او را که مثل یک مرغ پرپر می زد دیدم. به بالای سرش که رسیدم نفس آخر را کشید، دستش را بالا آورد و روی سینه اش با صلیب نقشی بست.

نام جاودانش «زوریک» به معنای جنگجو و رزمنده بود. هفتم تیرماه 1339 در تهران به دنیا آمد. او فارغ التحصیل دبیرستان «کوشش مریم» بود و در تمام دوران تحصیل خود تا قبل از سربازی همیشه شاگرد ممتاز بود. همزمان با آزمون کنکور ورود به دانشگاه عشق به وطن وانجام وظیفه شهروندی خود در قبال میهنش او را به خدمت سربازی کشاند.

زوریک مرادی، مسیحی با اعزام به خدمت سربازی پس از سه ماه دوره آموزشی در شاهرود به لشگر 64 ارومیه منتقل شد و بعد از حدود هشت ماه خدمت صادقانه در 19 مهرماه 59 در پیرانشهر به شهادت رسید. 

 هنوز هم غذاهایی که زوریک دوست داشت درست نمی کنم

مادرش «کاتارینه هنرچیان» از خاطرات تنها پسرش می گوید: شوهرم راننده تریلی بود، در کنار زوریک، چهار دختر به نام های «دیانا»، «اُفیک»، «ژانت» و«روبینا» داشتم. پسرم عشق به وطن داشت برای همین داوطلبانه و خیلی اتفاقی با وجود استعداد خوبی که در درس خواندن داشت آن را نیمه تمام گذاشت و چند ماه قبل از شروع جنگ تحمیلی به خدمت سربازی رفت.

پسرم شیفته ورزش بود و فوتبال بازی می کرد و به همین دلیل جمعی از دوستانش تیم فوتبالی به نام «شهید زوریک مرادی» تشکیل دادند. این تیم در بازی های سراسری ارامنه که توسط باشگاه فرهنگی و ورزشی «آرارات» هر سال برگزار می شود در مسابقات ورزشی شرکت می کنند.

هنوز هم  با وجود اینکه 34 سال از شهادت پسرم می گذرد غذاهایی که او دوست داشت را درست نمی کنم؛ او ماکارونی و کتلت خیلی دوست داشت.غم از دست دادن «زوریک»، شوهرم را سخت افسرده کرده بود و تا چند وقت نمی توانست به سر کار برود.

«واهان» پیش از شهادت پسرمان بارها به پیرانشهر رفته و در پادگان آنجا با «زوریک» دیدار کرده بود، برای همین بعد از اینکه پسرم از بین ما رفت با دلی آکنده از اندوه با پیمودن راهی دراز بار دیگر به آن پادگان رفت و در ملاقات با فرمانده و سربازان همرزم  پسرم از آنان بسی دلجویی و ارج و احترام دید و تا حدودی تسکین یافت. از آن روز به بعد شوهرم زمین‌گیر شد و دیگر نتوانست سر کار برود.

همیشه پسرم نامه می‌داد که حالش خوب است و هر وقت که به مرخصی می آمد می گفت: در آنجا مرا خیلی دوست دارند، ولی من دست خودم نبود انگار به من الهام شده بود که او از میان ما می رود و دائم به او می گفتم: زوریک مواظب خودت باش.

هنوز 9 ماه بیشتر از خدمت او نگذشته بود که یک روز صبح بیدار شدم به پدرش گفتم: خیلی نگران و دلواپس هستم. شب خواب دیدم، مثل اینکه زانوی «زوریک»  تیر خورده و خونی شده بود. جیغ کشیدم، ولی او دست روی پایش گذاشت و گفت چیزی نشده است.

با شهادت او نه تنها کوچه و محله بلکه تمام ارامنه ایران در اندوهی عمیق فرو رفت

زوریک نخستین شهید ارامنه در جنگ بود از این رو با شهادت او نه تنها کوچه و محله بلکه تمام ارامنه ایران به طور غیرمنتظره ای یکه خوردند و موجی از درد و اندوهی عمیق پدید آورد.

بر اثر اصابت ترکش خمپاره و جراحت شدید، تقریبا ‌19 روز بعد از شروع جنگ تحمیلی به خیل عظیم شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس پیوست.

چون بستگان نزدیک زوریک در شهرستان اراک ساکن بودند در «کلیسای مسروپ» مقدس آن شهر نیز مجلس ترحیمی توسط هیات کلیسا و مدرسه آن شهر وابسته به خلیفه گری ارامنه تهران به مناسبت شهادت زوریک برگزار شد.

ارتشیان و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اراک به سبب شهادت پر افتخار زوریک در دفتر کل مرکز سپاه این شهر عکس بزرگ او را  بر دیوار نصب کردند تا یاد و خاطره او همیشه ماندگار بماند.

و این گونه بود که نام این رزمنده جنگجو به عنوان اولین شهید نظامی ارمنی تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جاوید ماند.(خبرگزاری دفاع مقدس)

به اشتراک گذاری
کد خبر : 1204660045435604559
لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

ارسال نظر

  • مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:
  • 1- نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • 2- نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  • 3- نظرات پس از ویرایش ارسال می‌شود.
تصویر امنیتی:

نظرات شما ( 1 نظر )

درود و سپاس نام مدافعان ایران را زنده نگه میدارید موفق باشید