jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۱۳۷۸۷۱ ۰۱ تير ۱۳۸۶  |  ۲۱:۴۵

بحث انتخابات مجلس هشتم ، این روزها، نقل محافل سیاسی و مطبوعاتی است و دیر نیست که ما شاهد جدی تر شدن رقابت های انتخاباتی شویم.


آنچه این روزها جریان دارد، تدارک جناح های سیاسی برای انتخابات است که اولا به صورت شناسایی نیروهای همفکر در سراسر کشور پیگیری می شود و ثانیا در قالب فعالیت هایی مشاهده می شود که هدف اصلی آن ، ایجاد ائتلاف جبهه ای در جریان های همفکر و همسو است.
جریان موسوم به اصولگرا نیز این روزها، همین دغدغه را دارد و برگزاری جلسات مداوم برای رسیدن به وحدت نظری و عملی در انتخابات مجلس هشتم ، از جدی تر شدن این دغدغه حکایت می کند.وحدت اصولگرایان در این شرایط، چه لوازمی دارد و چگونه شدنی است؛
این پرسش ، نیازمند توجه جدی تر و بیشتری است و خوب است همگان به آن پاسخ دهند؛ چرا که از درون همین پاسخها، خط حرکتی و اصول رفتاری خوبی فراهم می آید و وحدت اصولگرایان ، عملی می شود.
و اما پاسخ بنده به پرسش مربوط به پیش فرض های وحدت اصولگرایان:
1- وحدت اصولگرایان باید مبتنی بر اصول ، یعنی اصولگرایانه باشد. فرض ما این است که اصولگرایان ، قدرت را برای خدمت می خواهند و قصدشان این نیست که محفل و باند قدرت تشکیل دهند و بنابراین ، ایجاد وحدت عملی برای رسیدن به اکثریت در مجلس هشتم ، بسترسازی برای خدمت است.
داشتن اصول مشخص و مشترک در حیطه ارزشهای انقلاب و خدمتگزاری به مردم ، بیانگر این واقعیت است که اصولگرایان ، بر سر کدامین اصول اعتقادی و سیاسی ، وحدت کرده اند و با مردم بر سر کدامین مبانی ، میثاق بسته اند.
چنین به نظر می رسد که توافق بر سر منشور 20ماده ای که این روزها از آن سخن گفته می شود، گامی به سوی وحدت اصولگرایانه باشد.
2- اصولگرایان باید علاوه بر اصول و اهداف مشترک ، به سوی دستیابی به برنامه مشترک هم گام بردارند. ایجاد وحدت عملی حول برنامه کاری و اجرایی مشخص ، یک ضرورت است ، زیرا همیشه وحدت ایجابی ، بسیار کارآمدتر از وحدت بر مبنای سلبی است. اگر اصولگرایان صرفا بر سر رقابت با اصلاح طلبان ، به وحدت برسند، در جریان عمل حتی با فرض پیروزی ، دچار تشتت و تفرقه خواهند شد. برنامه مناسب مشترک در حوزه اقتصاد، سیاست داخلی ، سیاست خارجی ، حیطه فرهنگ و...می تواند علاوه بر جلب آرای مردم به سوی برنامه اصولگرایان ، وحدت عملی آنان را نیز موجب شود.منظور ما از برنامه ، دقیقا برنامه است نه شعارهای کلی که به اهداف ، شبیه ترند تا یک برنامه اجرایی کارآمد. گوش مردم پر از حرفهای کلی و وعده های غیرقابل تحقق است و از جریان های سیاسی بویژه اصولگرایان حاکم بر دولت و مجلس ، انتظار دارند که به معنای دقیق کلمه ، برنامه هایی را ارائه کنند که به صورت نسبی وضعیت معیشت آنان را سامان دهد و توسعه متوازن را در کنار عدالت اجتماعی و رسیدگی به امور جوانان از جمله ایجاد اشتغال ، به همراه آورد.
3- اصولگرایان باید به دو نهاد سیاسی و اجتماعی ، توجه بیشتری نشان دهند تا هم وحدت آنان ، پشتوانه قوی تری پیدا کند و هم امکان جذب آرای مردم را داشته باشند. این دو نهاد را احزاب و نخبگان تشکیل می دهند. احزاب اصولگرا هریک به عنوان سازمان دهندگان گروههایی از مردم و نخبگان به عنوان طیف مرجع ، قطعا در وضعیت آینده اصولگرایان و کامیابی آنان ، نقش تعیین کننده ای دارند. به سراغ مردم رفتن و نظر آنان را متوجه خود کردن و رای آنان را به دست آوردن ، حتما نیاز به حلقه های واسطی دارد که برجسته ترین آنها را احزاب و نخبگان تشکیل می دهند. احیای فرهنگ پوپولیستی و مردم گرایی منهای تشکل ، شاید در کوتاه مدت و در مواردی خاص ، پاسخ دهد اما در همه زمانها و با شرایط دولتهای مدرن ، پاسخگو نیست و به همین دلیل باید به سازمان ها و احزاب سیاسی و نخبگان اجتماعی در جایگاه حقیقی آن ، توجه نشان داد.
4- اصولگرایان باید از اصلاح طلبان بیاموزند. این آموختن از دو جهت ضروری است . اول آرمان ها و شعارها و اهدافی که در طیف اصلاح طلبان بدرستی انتخاب شده و در جامعه طرفدارانی دارد. دوم خطاها و اشتباهاتی که آنان مرتکب شدند و همین امر موجب از دست رفتن پایگاه اجتماعی آنان شد. اصلاح طلبان نه تماما قابل نقدند و نه تماما قابل تایید. مهم این است که اصولگرایان ، به اصلاحات مورد نیاز این مقطع از انقلاب پی ببرند و اصولگرایانه آن اصلاحات را در دستور کار قرار دهند و در عین حال متوجه باشند که همچون جریان موسوم به اصلاح طلبان دچار اشتباه نشوند که اگر چنین شود، از دست رفتن مقبولیت مردمی ، کمترین نتیجه آن است.
5- اصولگرایان باید فراگیر و با سعه صدر عمل کنند. متاسفانه برخی از اصولگرایان چتر فراگیری را نمی گشایند و حتی نیروهای اصولگرای دیگر را هم تحمل نمی کنند. این نگاه ، قطعا اصولگرایانه نیست و در سایه آن نمی توان وحدت بادوامی را شکل داد.
اصولگرایان باید از چنان سعه صدری برخوردار باشند که حتی نیروهای ارزشی و اصولگرای طیفهای دیگر از جمله انقلابیون طیف اصلاح طلب را که کم هم نیستند، به سوی خود جذب کنند.


علی شکوهی
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:
یادداشت بیشتر
وظیفه آگاهی بخشی

وظیفه آگاهی بخشی

به نظر من باوجود برخی تلاش‌ها، در برنامه‌های تلویزیونی نوروز امسال تنوع وجود نداشت، درحالی‌که انتظار می‌رفت امسال که مردم در خانه‌ها هستند، فیلم‌های متنوعی از شبکه‌های مختلف برایشان به نمایش گذاشته شود؛ به همین دلیل تنها چیزی که خیلی طرفدار داشت، همین سریال «پایتخت» بود که آن هم مسیری زیگزاگی طی کرد.

باوری كه تغییر كرد

باوری كه تغییر كرد

موضوع این است وقتی راجع به ویروس صحبت می‌شود، راجع به اپیدمی صحبت می‌كنیم؛ یعنی راجع به مفهومی همزمان علمی و اجتماعی كه پیوست سیاسی در آن نمی‌گنجد.

بحران تصمیمات زودهنگام کرونایی

بحران تصمیمات زودهنگام کرونایی

اتخاذ تصمیمات متناقض در مدیریت بحران‌های اجتماعی یکی از اشتباهات حوزه مدیریت کلان است که در علم جامعه‌شناسی از آن به عنوان چندگانگی مدیریتی یاد می‌شود.

گفتگو بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر