فهم بالای سیاسی مردم ایران
از منظر پایگاه جامعهشناسی سیاسی فتنههایی که دشمن بر جمهوری اسلامی تحمیل کرده از چند جهت قابل بررسی است.
از منظر پایگاه جامعهشناسی سیاسی فتنههایی که دشمن بر جمهوری اسلامی تحمیل کرده از چند جهت قابل بررسی است.
جشنواره فیلم فجر رویدادی است که حالا دیگر آنقدر در کشور و حتی خارج از کشور شناختهشده است که نوشتن درباره آن کار سختی است؛ بااینحال چنین جشنوارهای با چنین سابقهای، هنوز در فرآیند برگزاری لنگ میزند و هرساله با سردرگمی دستوپنجه نرم میکند. امسال هم در حالی که تنها چیزی حدود ۱۵ روز به برگزاری این رویداد مانده، حتی مهمترین بخش اطلاعرسانی آن یعنی اعلام فهرست فیلمهای حاضر در این جشنواره هم هنوز انجام نشده است؛ همین امر باعث شده علاقهمندان و رسانهها برای برنامهریزی حضور در چهلوچهارمین جشنواره فجر، تنها به حدس و گمانها بسنده کنند.
«خانه دوست اینجاست» چهارشنبه و پنجشنبه ۲۴ و ۲۵ آذر ساعت ۱۷:۳۰ به تهیهکنندگی فاطمه اقتداری، اجرای فیروزه آدابی و نویسندگی مریم توفیقی، به بررسی مسائل احساسی عمیق میپردازد: مدیریت خشم، بالا بردن آستانه تحمل، تابآوری منطقی و کنترل محرکهای عاطفی در راستای زندگی متعادل و انسانی.
مادرم هیچوقت از ما چیزی نخواست. حتی وقتی کسالت پیدا میکرد نمیخواست ما حس کنیم زمام امور از دستش خارج شده اما استثنائاتی هم بود. گاهی که گلدانی میشکست، وسط بازی فریادی میزدیم، درسومشقمان را که وسط هال رها میکردیم، لقمه گوجهخیار را که نیمخورده از مدرسه برمیگرداندیم یا وقتی حس میکرد داریم حرفش را گوش نمیدهیم، دوست داشت امتحانمان کند. امتحانش البته سادهترین کار جهان بود. رو میکرد به من یا برادرم، میگفت: «یه لیوان آب میدی دست مادرت!»
اول) کاغذ باراندیده (روز/داخلی/ کلبه پَست) باغ از چهارفصلی چیزی کم ندارد. بیشتر شبیه افسانه هاست. شرایط بهگونهای است که اگریکم دی، هوس هندوانهخوردن به سرت بزند میتوانی با سفری کوتاه به آنسوی باغ از باغبان، قاچی از داخل دل هندوانه طلب کنی که سرخیاش تا سه روز بلکه بیشتر رفع عطش خواهد کرد.
اولش ترسیدم. نمیخواستم توجهی داشته باشم. خیلی صدایم زد. یک بار، دو بار، سه بار؛ تمامی نداشت. با خودم میگفتم خدایا آبرویم را حفظ کن. نزدیکتر که شدم، دیدم دوربینش را درآورده و میخواهد فیلم بگیرد. واهمه بیشتر وجودم را گرفت. اما چهرهاش نشان نمیداد که قصد بدی دارد. فهمیدم آن کسی که باید فیلم بگیرد من هستم!
روزی بود و روزگاری. دختری بود که خوابهایی متفاوت با دیگران میدید و وقتی بلند میشد درباره خوابش نقاشی میکرد و به بقیه دوستانش در مدرسه نشان میداد و هر روز این کار را میکرد. تا اینکه یک روز که از تختخواب بلند شد، خوابها، رویاها و حتی کابوسهای بدش را روبهروی خودش دید که دارند با وسایلش بازی میکنند.
مشت اول را که خوردم فهمیدم طرف مقابلم برای خودش یلی است. تا چشم باز کردم دیدم ۳-۲ مشت دیگر هم حواله سر و صورتم کرده. نه اینکه دعوایی باشم؛ ولی چون حرف زور میزد نمیخواستم کوتاه بیایم. یک لحظه همه قدرتم را جمع کردم و از زمین بلند شدم. توی چشمهایش ترس را دیدم و اینکه یکهو پا به فرار گذاشت. اول فکر کردم مدل بلند شدنم از زمین او را ترسانده؛ ولی خیلی زود متوجه حضور بچه محلهایم شدم که از ته کوچه داشتند میدویدند برای کمک به من. خدایی خیلی پشت هم بودیم. هنوز هم هستیم؛ یک جمع متحد.
پیامبر اعظم(ص) در حاشیه دورافتاده جهان بدون امکانات و نیرو توانست از بحرانسازی مستکبران و جنگافروزیها و تحریم (شعب ابیطالب) سربلند عبور کند.
دوازدهمین دوسالانه بینالمللی کارتون و کاریکاتور تهران طی روزهای اخیر با حضور محمدمهدی احمدی سرپرست سابق معاونت هنری وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی،آیدین مهدیزاده مدیرکل هنرهای تجسمی،محمدباقراعلمی سرپرست سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران، محمد خراسانیزاده معاون امور هنری شهرداری تهران، جعفر واحدی مدیرعامل مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر، سیدمسعود شجاعیطباطبایی دبیر دوسالانه ودیگر اعضای شورای سیاستگذاری واجرایی دوسالانه وپیشکسوتان کارتون وکاریکاتور دررواق فرهنگستان هنرافتتاح شد.