• خانواده و آداب پرسه در دنیای‌ مجازی

    ما نمی‌گوییم دقیقاً در این لحظه، اژدهایی در اتاق نشیمن با چشم‌هایی قرمز و دودی که از لای لب‌های نیمه‌‌بازش بیرون می‌جهد، به شما خیره‌شده است، یا بمبی خنثی‌نشده در خانه دارید که هر‌لحظه ممکن است شما و اعضای خانواده‌تان را به هوا بفرستد، نمی‌گوییم ناشناسی نیش چاقویی را زیر گلوی‌تان گذشته و یک عطسه شما یا او‌ موجب مرگ می‌شود... ما می‌گوییم آن رایانه متصل به اینترنت، چاقوی دولبه‌ای ‌است که می‌تواند رفیقی شفیق یا دشمنی خطرناک باشد.

  • اشتباهات دوران نامزدی

    دخترها و پسرهایی که دوره آشنایی یا نامزدی را طی می‌کنند گاهی به سبب آگاهی اندک، قدمهایی برمی‌دارند که به گمانشان درست است، حال آن‌که جز راهی اشتباه به مقصدی دیگر ختم نمی‌شود. اگر می‌خواهید از این اشتباهات معمولا رایج در امان بمانید، از پیشنهادهای پی آمده بسادگی رد نشوید.

  • یک رابطه صمیمی میان پسران و مادران

    همه فکر می کنند روابط پسرها با پدرانشان صمیمی تر از مادران است ، در حالی که نقش مادر در تربیت و شکل گیری شخصیت پسران غیر قابل انکار است . مادر برای ایجاد یک رابطه خوب و مستحکم با پسرش، باید به تربیت او بیندیشد و از ویژگی های جسمی و روحی او اگاه باشد.

  • خنده ؛ دوای همه دردها

    لازم نیست عصایی بیندازی و مارش کنی، اسم رمزی را بگویی و روی آب راه بروی، لازم نیست حتما پیامبری باشی و با معجزه‌هایت مردم را تحت تاثیر قرار دهی؛ تو خودت معجزه‌ای وقتی سگرمه‌ها را باز می‌کنی، گوشه لب‌ها را بالا می‌دهی و مروارید‌های دهان را با خنده نشان می‌دهی .

  • بچه ها ؛ همنفس فرشته ها

    المیرا هنوز نمی‌تواند خیلی از کلمات را بخوبی ادا کند، اما الله اکبر و بسم الله الرحمن الرحیم را خوب بلد است تلفظ کند.او هر روز که مادر را در حال نماز خواندن می‌بیند، می‌دود و روسری بلند مادرش را برمی‌دارد و زیر گلویش با کلیپس موهایش محکم می‌کند و کنار مادر می‌ایستد تا با او نماز بخواند و اولین چیزی که می‌گوید الله اکبر است. بعد از بسم الله الرحمن الرحیم دیگر ادای نماز خواندن مادر را در می‌آورد و صداهای ح و ص را با حلق و سوت ادا می‌کند و نگاهش به مادر است که کی رکوع می‌رود و کی سجده می‌کند و کی سلام می‌دهد. کارشناسان معتقدند از وقتی بچه‌ها به عبادت و معنویات علاقه نشان می‌دهند باید آنان را برای این امور آماده کرد.

  • ببخشید تا آرامش را تجربه کنید

    خانواده یکی از مهم‌ترین ارکان جامعه به حساب می‌آید که نقش مهم و موثری در سلامت روانی و اجتماعی تک‌تک افراد ایفا می‌کند. اما گاهی ممکن است به دلایل مختلف، خانواده‌ها در معرض مشکلات و خطرهایی قرار بگیرند که به موجب آن تعادل آنها نیز به هم می‌خورد.

  • ای هدیه که می روی به سویش

    چند بار در زندگی‌تان هدیه گرفته‌اید؟ در تولدها، سالگردها، مناسبت‌های مذهبی و باستانی، آشنایی‌های شیرین و حتی خدانگهدارهای تلخ همیشه هدیه‌هایی رد و بدل می‌شود و این یعنی همه ما برای حفظ و تحکیم روابط‌مان با آدم‌های اطراف و ساختن خاطره‌هایی خوب با آنها باید شیوه برگزیدن هدیه‌ای درخور طرف مقابل‌مان را یاد بگیریم.

  • بابا ، مامان! لطفا مرا درک کنید

    «توی اتاق خودم می‌نشینم و هدفون را توی گوشم می‌گذارم و سری به شبکه‌های اجتماعی می‌زنم. دوستانی را که مامان نمی‌گذارد در خارج از خانه ببینم در آنجا ملاقات می‌کنم و گاهی ساعت‌ها با همه آنها تفریح می‌کنیم. دوست دارم در اتاقم بسته باشد. مامان و بابا به آدم‌ گیر می‌دهند. یک‌بار به رنگ و روی من گیر می‌دهند که چرا زرد شده‌ای، یک‌بار جیب‌هایم را تفتیش می‌کنند، یک‌بار مچشان را توی اتاق می‌گیرم. گاهی به مردمک‌های چشمم زل می‌زنند که ببینند تحت تاثیر مواد مخدر هستم یا نه؟ دوستانم را بازخواست می‌کنند. این رفتارها برای من غیرقابل تحمل است. » اینها گوشه‌ای از درددل‌های یک نوجوان است که حس می‌کند از خانواده فاصله گرفته، اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

  • موفقیت می خواهید ؟ این عادتها را کنار بگذارید

    برای چه کارهایی بیشتر وقت می گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم اهمیت می گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. همه ما خیلی وقت ها فهرستی از کارهایی که باید انجام بدهیم ، آماده می کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟

  • با من حرف بزن پسرم

    «نزدیک‌تر بنشین، با من درددل کن»، با من که آفتابم زودتر به لب بام می‌رسد. «نزدیک‌تر بنشین، با من درددل کن»، با من که آفتابم زودتر به لب بام می‌رسد.

  • تصاویر دلبندان شما

    امیر علی - محمد امین از تهزان

  • مشاوره

    رضا

    سلام خسته نباشید من و دختر خالم حدود چهار ماه هست ك باهم نامزد كردیم اول رابطمون من خیلی عاشق ایشون بودم خیلی اما یك ماه پیش ك از پیش ایشون اومدم انگار یك آن حس كردم تو این رابطه سرد شدم و دیگر اون حس های قبلی نیس در صورتی ك هیچ تنش یا دعوا بینمون رخ نداد بخاطر دور بودنمون و اینك هر كدوم ساكن یك شهریم زیاد چت میكردیم ولی بعد از یك مدت ایشون با من محدود شدن به چت كردن و هیچ كارشون نمیرسیدن ك انجام بدن و بدونی ك به من بگن سیع كردن به كم كردن چت و من حس كردم ك از من فاصله میگیرن و من ترس از دس دادنشونو داشتم و این ترس باعث شده بود هی حس كنم هركاری میكنن میخوان ازم دورشن بخاطر همین ناخواسته باعث محدودیت بیشترشون شدم نمیتونستن برن بیرون چون بهونه گیری میكردم بهشون اعتمادمو از دست داده بودم همش افكار منفی بود ولی باهم ك صحبت كردیم خودشون گفتن من اینجوری میخواستم كم تر كنیم و قصد دوریتو جدایی نداشتم الان من باید چیكار كنم تا حسم دوباره احیاشه دوبار برای خودمون تلاش كنم و باعث اذیت شدن خودم یا ایشون نشم این چند مدت خیلی حالم گرفته بود و ریزش مو شدید و وزن اضافه كردم كمك كنید

    سلام. نكته مهم این است كه شما ها به شناخت مناسب از هم نرسیده‌اید و بُعد مسافت هم باعث شده این شناخت كمتر بشود. برای این كه ازدواج موفقی داشته باشید ، باید اول ویژگی‌های هم را بدانید و بشناسید.شباهت‌ها و تفاوت‌ها. وقتی متوجه این موارد شدید، باید گام بردارید تا تفاوت‌ها را كمتر كنید یا بپذیرید. نكته دیگر گفت و گوی موثر است.باید با هم صحبت كنید و دلایل رفتارتان را بگویید. در بیشتر موارد سوءتفاهم پیش آمده می‌تواند تبدیل به بزرگترین مشكل زندگی شود. در صورتی ‌كه اگر صحبت كنید خواهید فهمید كه فقط سوءتفاهم بوده است و كسی علیه دیگری كاری انجام نداده‌ است. توصیه نهایی و مهم این است تا ابتدای رابطه هستید از مشاوره ازدواج به شكل حضوری كمك بگیرید. شما به تنهایی نمی‌توانید این مسیر را طی كنید.مشاور به شما كمك می‌كند بهترین تصمیم را بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    مریم

    باسلام و خسته نباشید من و همسرم یك 7 ماهی است كه از زمان عقدمان می گذرد ودر دوران نامزدی هستیم دقیقا 30 روز بیشتر باهم زندگی نكردیم به خاطر اختلافاتی كه از طرف خانواده شوهرم به وجود آمده است از طرف مادرشوهرم و پدر شوهرم و اینكه پدر شوهرم به هیچ مسئله ای به جز پول فكر نمی كند از هفته ی اول عقدمان به همسرم می گفت باید توی خرج زندگی با توجه به كارمند بودن كمك كنم با این وجود كه هیچ گاه من از حقوق همسرم نپرسیده بودم ایشان همان هفته اول از من میزان حقوقم می پرسید واینكه فیش حقوقی و حساب بانكی ام از من می خواستند به جز این خانواده شوهرم هیچ گونه اعتقادات مذهبی ندارند و خیلی راحت دروغ می گویند حرف هایی كه زدند را انكار می كنند حتی پدر شوهرم پیش پدر من رفته گفته دخترت 12 ساعت میرود سركار نمی خواهد خرجی بدهد و مادر شوهرم سر مسائل بی ارزش زندگی مارا به هم زده است و بیشتر مسائل سر پول و شوهرم آدم خسیسی هست و بعداز عقد اصلا برای من خرج نكرده است و تابع خانواده اش است و هیچ گونه اراده و اختیاری از خودش ندارد و هر چقدر صحبت كردیم فایده نداشته است و بسیار مطیع خانواده اش است و ماندم سر دوراهی كه چه كاری انجام دهم

    سلام. موضوعاتی كه بیان كرده‌اید، همه برای تشكیل یك زندگی بسیار مهم هستند و نمی‌توان نادیده گرفت. این كه بگوم همه حرف‌های شما را قبول كرده‌ام، نادرست است؛ چوننمی‌توان یكطرفه قضاوت كرد و نظر داد. اما متوجه شدم موضوع مالی و مذهب برای شما مهم است. باید ببینید چقدر این مسائل برای شما اهمیت دارد.بهتر است جدول اولویت‌دار تهیه كنید و لیست كنید چه چیزهایی برایتان مهم است .سپس بررسی كنیداز این لیست كدام و تا چه درصدی تحقق یافته یا می‌یابد. یا باید خودتان را به چالش بكشید. در ادامه ببینید آیا می‌توانید با همین جدول ارزشمند برای خودتان، با نامزدتان كنار بیایید یا نه؟ گاهی می‌توان شرایط مورد نظر را تغییر داد یا بالا و پایین گذاشت. اینها را شما باید بگویید و تصمیم بگیرید. البته می‌دانم ترس از دست دادن و تنهایی و حرف و قضاوت مردم مانع تصمیم گیری صحیح می‌شود. اگر بتوانید با این احساسات نادرست كنار بیایید حتما بهترین تصمیم را خواهید گرفت. در انتها مهم‌ترین توصیه‌ام رفتن نزدمشاور ازدواج است. باید به شكل حضوری كمك بگیرید. اگر نامزدتان نپذیرفتن كه بیایند،‌شما بروید. در این جلسات به شما كمك خواهد شد تا خودتان و طرف مقابلتان را بشناسید و قوی شوید و بهترین تصمیم را بگیرید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    بی نام ...

    سلام وقتتون بخیر من اغلب مشاوره هایی رو كه میخونم حس میكنم چقد مشكلات همه ناچیزه.بعد از 8سال زندگی مشترك وقتی بفهمی همسرت كسیكه فكرمیكردی عاشقانه داری باهاش زندگی میكنی تو روابطش با خانومای دیگه خییییلی فراتر رفته و تقریبا میشه گفت بی منطق عمل كرده چه حسی بهتون دست میده؟.خانوم مشاور شما چه پیشنهادی دارید احساس میكنم كمرم شكست خرابی حالم غیرقابل توصیفه .دست نوشته ای كه از خودهمسرم دیدم كه اقرار به اشتباهاتش كرده.. یعنی هیچ جای شك و شبهه نیست چون خیلی واضح نوشته بود واینكه نوشته بود جفای بزرگی درحق همسرم كردم و هرگز دیگه تكرارش نمیكنم .اما من اینكه به روش نیاوردم بدترداره داغونم میكنه.دوسش دارم اماحسی دیگه بهش ندارم دهنم نمیچرخه ابراز علاقه بكنم تا یادم میفته ك چ خیانتی بهم میكرده تا الان ك روحمم خبردار نشده بود.چ كنم تا حالم ب سابق برگرده ...

    سلام.موضوع شما،‌موضوع كمی پیچیده‌ای است. در این موارد زن و شوهر باید مراجعه كنند و زن به تنهایی جواب كامل و درست را نمی‌دهد. اما تنهایی مراجعه كردن باعث می‌شد نقاط ضعف و قوت خودتان را بشناسید و قوی‌تر از قبل گام بردارید و آسیب‌های زندگی‌تان را كم كنید. این‌كه همسرتان این كار را كرده و شما حالتان بد است،‌قابل درك است.درموضوع خیانت،‌یا فرازناشوئی یا هر اسم دیگری كه دوست دارید بر آن بگذارید، عوامل بسیاری دخیل هستند كه در این مقال نگنجد. عواملی كه به وجود می‌آورند یعنی باعثش می‌شوند،‌عواملی آشكارش می‌كنند و عواملی كه باعث می‌شود این مشكل تداوم داشته باشد.این عوامل در مراجعه حضوری مشخص ‌می‌شوند. برای چنین مشكلی هم نمی‌توان یك نسخه یا توصیه داشت.چون مورد با مورد فرق دارد. شاید شما كه به رو نیاورده‌اید بهترین كار و راه حل باشد و آن كسی كه به رو می‌آورد برای زندگی خودش بهترین كار را كرده باشد. پس با بررسی دقیق می‌توان نظر داد كه چه كاری باید بكنید و چه كاری نباید بكنید.نمی‌تواند بگویم حتما بگویید. اگر شرایط طوری است كه می توانید با همسرتان صحبت كنید ،‌خوب صحبت كنید.واقعا از این طریق نمی‌توان دقیق گفت چه كنید. اما توصیه می‌كنم اصلا نوك پیكان "چرا" را به سمت خودتان نگیرید.یعنی نگویید چرا من؟ این كه خودتان را ملامت و سرزنش كنید باعث خشم بیشترتان ‌می‌شود. چون خیانت در پی خودش خشم ‌می‌آورد. نباید اجازه دهید خشم بر شما غلبه كند. بدترین تصمیم‌ها،‌تصمیم ‌هایی است كه با خشم و زمان خشمگینی گرفته می‌شود. زمان می برد تا حالتان خوب شود؛‌اما خوب می‌شود مطمئن باشید. شرایط اینگونه نمی‌ماند. حتما به روان‌شناس حضوری مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی