• اشتباهات دوران نامزدی

    دخترها و پسرهایی که دوره آشنایی یا نامزدی را طی می‌کنند گاهی به سبب آگاهی اندک، قدمهایی برمی‌دارند که به گمانشان درست است، حال آن‌که جز راهی اشتباه به مقصدی دیگر ختم نمی‌شود. اگر می‌خواهید از این اشتباهات معمولا رایج در امان بمانید، از پیشنهادهای پی آمده بسادگی رد نشوید.

  • یک رابطه صمیمی میان پسران و مادران

    همه فکر می کنند روابط پسرها با پدرانشان صمیمی تر از مادران است ، در حالی که نقش مادر در تربیت و شکل گیری شخصیت پسران غیر قابل انکار است . مادر برای ایجاد یک رابطه خوب و مستحکم با پسرش، باید به تربیت او بیندیشد و از ویژگی های جسمی و روحی او اگاه باشد.

  • خنده ؛ دوای همه دردها

    لازم نیست عصایی بیندازی و مارش کنی، اسم رمزی را بگویی و روی آب راه بروی، لازم نیست حتما پیامبری باشی و با معجزه‌هایت مردم را تحت تاثیر قرار دهی؛ تو خودت معجزه‌ای وقتی سگرمه‌ها را باز می‌کنی، گوشه لب‌ها را بالا می‌دهی و مروارید‌های دهان را با خنده نشان می‌دهی .

  • بچه ها ؛ همنفس فرشته ها

    المیرا هنوز نمی‌تواند خیلی از کلمات را بخوبی ادا کند، اما الله اکبر و بسم الله الرحمن الرحیم را خوب بلد است تلفظ کند.او هر روز که مادر را در حال نماز خواندن می‌بیند، می‌دود و روسری بلند مادرش را برمی‌دارد و زیر گلویش با کلیپس موهایش محکم می‌کند و کنار مادر می‌ایستد تا با او نماز بخواند و اولین چیزی که می‌گوید الله اکبر است. بعد از بسم الله الرحمن الرحیم دیگر ادای نماز خواندن مادر را در می‌آورد و صداهای ح و ص را با حلق و سوت ادا می‌کند و نگاهش به مادر است که کی رکوع می‌رود و کی سجده می‌کند و کی سلام می‌دهد. کارشناسان معتقدند از وقتی بچه‌ها به عبادت و معنویات علاقه نشان می‌دهند باید آنان را برای این امور آماده کرد.

  • ببخشید تا آرامش را تجربه کنید

    خانواده یکی از مهم‌ترین ارکان جامعه به حساب می‌آید که نقش مهم و موثری در سلامت روانی و اجتماعی تک‌تک افراد ایفا می‌کند. اما گاهی ممکن است به دلایل مختلف، خانواده‌ها در معرض مشکلات و خطرهایی قرار بگیرند که به موجب آن تعادل آنها نیز به هم می‌خورد.

  • ای هدیه که می روی به سویش

    چند بار در زندگی‌تان هدیه گرفته‌اید؟ در تولدها، سالگردها، مناسبت‌های مذهبی و باستانی، آشنایی‌های شیرین و حتی خدانگهدارهای تلخ همیشه هدیه‌هایی رد و بدل می‌شود و این یعنی همه ما برای حفظ و تحکیم روابط‌مان با آدم‌های اطراف و ساختن خاطره‌هایی خوب با آنها باید شیوه برگزیدن هدیه‌ای درخور طرف مقابل‌مان را یاد بگیریم.

  • بابا ، مامان! لطفا مرا درک کنید

    «توی اتاق خودم می‌نشینم و هدفون را توی گوشم می‌گذارم و سری به شبکه‌های اجتماعی می‌زنم. دوستانی را که مامان نمی‌گذارد در خارج از خانه ببینم در آنجا ملاقات می‌کنم و گاهی ساعت‌ها با همه آنها تفریح می‌کنیم. دوست دارم در اتاقم بسته باشد. مامان و بابا به آدم‌ گیر می‌دهند. یک‌بار به رنگ و روی من گیر می‌دهند که چرا زرد شده‌ای، یک‌بار جیب‌هایم را تفتیش می‌کنند، یک‌بار مچشان را توی اتاق می‌گیرم. گاهی به مردمک‌های چشمم زل می‌زنند که ببینند تحت تاثیر مواد مخدر هستم یا نه؟ دوستانم را بازخواست می‌کنند. این رفتارها برای من غیرقابل تحمل است. » اینها گوشه‌ای از درددل‌های یک نوجوان است که حس می‌کند از خانواده فاصله گرفته، اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

  • موفقیت می خواهید ؟ این عادتها را کنار بگذارید

    برای چه کارهایی بیشتر وقت می گذارید؟ کارهای مهم، فوری یا کارهای ساده روزانه؟ اگر بیشتر وقت خود را به کارهای جزئی و کم اهمیت می گذرانید، باید روند خود را تغییر دهید. همه ما خیلی وقت ها فهرستی از کارهایی که باید انجام بدهیم ، آماده می کنیم. اما درمورد کارهایی که باید از آنها دست بکشیم چطور؟

  • با من حرف بزن پسرم

    «نزدیک‌تر بنشین، با من درددل کن»، با من که آفتابم زودتر به لب بام می‌رسد. «نزدیک‌تر بنشین، با من درددل کن»، با من که آفتابم زودتر به لب بام می‌رسد.

  • تصاویر دلبندان شما

    محمد حسین بختیاری

  • مشاوره

    سولماز

    سلام 20روز از فوت مادر شوهرم میگذره خیلی زن مهربونی بود .الان شوهرم خیلی گریه میكنه و ناراحته ,شوهرم 38سالشه و تو این مدت همه كس او مادرش بوده الان خیلی تنها شده , ما هنوز توی دوران عقدیم میشه بهم راهكار بدین چطوری میتونم كمكش كنم .خیلی ممنون

    سلام.ایشان باید دوران سوگ را سپری كنند و این زمان می برد.شما می توانید درك و همدلی داشته باشید. مانع گریه ایشان نشوید. از شخص فوت شده خاطره تعریف كنید.خیرات بدهید یا كاری كه دوست داشتند را انجام دهید. سر مزار بروید. همسرتان را درك كنید.اگر بدخلقی كردند ناراحت نشوید و دعوا نكنید.همین درك و همدلی بزرگترین كمك به ایشان است. همقدم شوید. دوتا گوش بشوید برای شنیدن بدون اظهارنظر.در همدردی بگویید كه گریه كردن و ابراز ناراحتی منافاتی با قوی بودن و مرد بودن ایشان ندارد.ایشان حق دارند بی تاب باشند. نگویید چون مرد است نباید گریه كند یا زشت است گریه كند و بی تابی خودشان را نشان دهند. فقط گوش باشید برای شنیدن و همپا باشید برای قدم برداشتن.موفق باشید. لیلاكامرانی، كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی

    سحر

    سلام من یه سوال داشتم چطورمیتونم كاری كنم شوهرم به حرفم گوش بده وكاری روكه صددرصدمطمعنم اشتباهه انجام نده من چندتاكاركردم ولی جواب نداداول گریه وزاری وقهرجواب ندادبعدباخوبی ومهربونی وخوشی بازم جواب ندادبعدبراش دلیل ومدرك ومنطق اوردم كه كارت اشتباهه بازم جواب نداد واخرشم خونسرددیگه بهش اصرارم نكردم وگفتم هركارمیدونی خوبه انجام بده بااینكه ازنظرمن اشتباهه بازم جواب نداد دیگه نمیدونم چكاركنم وكاراشتباهش اینه كه فكرمیكنه تریاك ادموسالم نگه میداره ازچهل سال به بالا و۳۵ سالشه تاحالادنبال این چیزانبوده چون همیشه كنارشم مطمعنم ازش ولی الان سه چهارماهه ماهی یكبارانجام میده نمیدونم چكاركنم لطفاراهنماییم كنید

    سلام متاسفانه راهكاری ندارد جز اینكه تنهایشان نگذارید.ایشان باور دارند كاری كه می‌كنند برای سلامتشان خوب است.این باور را نمی‌توانید شما از بین ببرید.اینكه اشتباه است و ضرر دارد هم باور شماست. ایشان هم نمی‌توانند این باورها را تغییر دهند.شما تلاش كنید تنها نمانند.نوع رابطه ها را به آرامی تغییر دهید.شاید بد نباشد ایشان با پزشك مشورت كنند تا مطمئن بشوند چه آسیب هایی به خودشان می‌زنند.اما نكته اصلی این است ایشان دوست دارند تریاك مصرف كنند و بهترین دلیل برای رهایی از عذاب وجدان كارشان و ناراحتی های شما ،‌برای سلامت مفید بودن است. مراقب خودتان باشید.خودتان را قوی كنید.برنامه‌های خوب برای آینده خودتان و بچه هایتان داشته باشید.تمام تمركز و انرژی‌تان را برای خودتان و بچه هایتان بگذارید.نه اینكه به همسرتان توجه نداشته باشید.بلكه با توجه به ایشان، انرژی‌تان را برای حرف شنوی ایشان خرج نكنید چون تا خودشان نخواهند این كار امكان‌پذیر نخواهد بود.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس‌ارشد روان‌شناسی بالینی

    Vesta

    سلام خسته نباشید من یه ساله تو عقدم خیلی به مادرشوهرم حسادت میكنم ازش متنفرم حس میكنم شوهرم زیادی دوستش داره بهش توجه میكنه حالمو بهم میزنه وقتی میبینم مامانشو بغل میكنه میبوسه آتیش میگیرم دوست دارم برم موهای مادرشوهرمو بكنم دوس دارم داد بزنم بهونه بگیرم گریه كنم مادرشوهرم و پدرشوهرم رفته بودن شمال تو این مدت چون برادرشوهرم محصله من اومدم خونشون كه حواسم به برادرشوهرم باشه شبام همسرم میومد خونه و بعد كه مادرشوهرم اینا اومدن خواهرشوهرم بهم زنگ زد كه میای خونمون چند روز بمونی كمكم كنی اخه طفلك حامله بود ویار داشت نمیتونست كارای خونشو انجام بده خلاصه منم رفتم به همسرمم پیام دادم كه میرم اونجا واسه توام لباس و وسایلاتو میبرم بیا اونجا اول گفت باشه بعد پیام داد عزیزم من یه سر میرم خونه بعد میام اونجا گفتم چرا گفت هم دوش بگیرم هم مامانمو ببینم گفتم من برات لباس اوردم بیا اینجا دوش بگیر گفت میخوام مامانمو ببینم گفتم اوكی هرطور راحتی بعدشم دیگه هرچقدر پیام داد جوابشو ندادم دقیقا دو ساعت نشست خونه مامانش و انگار نه انگار من اینجا منتظرشم بعد دو ساعتم آقا به همراه مامانشون تشریف اوردن منم تا آخرشب لام تا كام هیچی نگفتم كاملا مشخص بود كه از یه چیزی ناراحتم همسرمم برعكس همیشه هیچی نپرسید هروقت میدید ناراحتم میبردم یه گوشه ازم میپرسید چمه و آرومم میكرد ولی انگار نه انگار حرصم گرفت بغض كردم هیچی نگفتم باباش اومد دنبال مامانش اینا و رفتن...رفتیم بخوابیم نشستم انقدر گریه كردم كه دیوونه شد گفت آخه چته یعنی من نباید برم دیدن مامانم منم گفتم خیلی بچه ننه ای خیلیا سالی یبار مامانشونو نمیبینن تو سر یه هفته رفتی دیدن مامانت من حالم گرفته بود حالمو نپرسیدی حالا اگه مامانت ناراحت بود خودتو میكشتی براش از مامانت متنفرم دوس دارم خفش كنم گفت من نمیدونم چرا اینطور شدی نمیدونم من زیادی لوست كردم یا بهت كم توجهی كردم اصن نمیدونم كی مقصره این وسط...توروخدا كمكم كنید چیكار كنم😢

    سلام.نتیجه ای كه من از نوشته شما گرفتم این است كه شما حتما باید حضوری به روان شناس مراجعه كنید.باور های مركزی و افكار منفی ای در شما نهادینه شده است و در پی آن قوانینی برای خودتان نوشته اید كه همه اینها شما را در زندگی پیش می برند.یعنی شما براساس آنچه دیده اید و شنیده اید باید و نبایدهایی دارید كه می توانند نادرست باشند.در نوشته شما حركت عجیبی از طرف همسرتان وجود ندارد،‌بلكه رفتار شما باعث تعجب است. برای بهتر شدن حال تان و این كه روزهایتان را خراب نكنید حتما به مشاوره مراجعه كنید.موفق باشید. لیلاكامرانی،‌كارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی