نامه سرگشاده علیه سیاستهای مهاجرتی ترامپ
تعدادی از هنرمندان هالیوودی که اکثرشان را بازیگران لاتینیتبار تشکیل میدهند، در نامه سرگشادهای به مسئولان دولتی آمریکا خواستار بستهشدن مرکز اسکان موقت مهاجران در شهر تگزاس و پایان فعالیتهای آن شدهاند.
تعدادی از هنرمندان هالیوودی که اکثرشان را بازیگران لاتینیتبار تشکیل میدهند، در نامه سرگشادهای به مسئولان دولتی آمریکا خواستار بستهشدن مرکز اسکان موقت مهاجران در شهر تگزاس و پایان فعالیتهای آن شدهاند.
در روزگار جنگ که همهچیز تحت تاثیر آن قرار میگیرد انگار همهچیز فرق میکند، مفاهیم پررنگتر میشوند و انسانها حساستر و بههمیندلیل است که جنگ با تمام بدیهایی که دارد، تبدیل میشود به سنگمحکی که انسانیت را با آن میسنجند: از کارهای کوچکی مثل پرچم تکاندادن گرفته تا آنهایی که پشت پدافند و لانچر آماده خدمت هستند و شاید هیچوقت نامی از آنها نشنویم؛ اما یکی اقشاری که انتظار میرود بهواسطه مسئولیتی که بر گردن دارند در صف اول باشند، هنرمندان هستند چراکه هنرمند بدون داشتن حس مسئولیت اجتماعی به دانهای میانتهی میماند.
فیلم مستند تازه آنتون فوکوآ به نام«دردسرساز»که درباره نلسون ماندلا،رهبر جنبش آزادیخواهانه وضدآپارتاید آفریقایجنوبی است، نگاه تازهای به مبارزات مردم و انقلابیون آفریقایجنوبی در دوران حکومت تبعیض نژادی در این کشور آفریقایی میکند.
پوستر رسمی فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی و تهیهکنندگی محمود بابایی، در آستانه نمایش این کمدی در سینماهای کشور رونمایی شد.
محسن بهاری، کارگردان فیلم «قمارباز» که اینروزها روی پرده سینماست، با سابقهای ۱۷ ساله بهعنوان منشی صحنه، حالا نخستین تجربه بلند سینماییاش را با داستانی معمایی-امنیتی رقم زده که ریشههای آن به چند خاطره واقعی و رخدادهای ملموس سالهای اخیر برمیگردد. او میگویدجرقه اولیه این فیلم چهارسال پیش و از دل یک خاطره شنیدنی درپشتصحنه یک سریال زده شد؛ روایتی که بهتدریج با یک ماجرای واقعی دیگردرهمتنید وتبدیل به فیلمنامه«قمارباز» شد.
علی رویینتن، فیلمساز و کارگردانی است که طی سالها فعالیت همواره به رگههای مذهبی و اعتقادی در فیلمهایش پرداخته و در آثارش نگاه انسانی، مردممحور و احساسی داشته است. او اینبار از دل یک تجربه زیسته متفاوت و همنفسی با مردم صحبت میکند؛ تجربهای که نه پشت دوربین و نه در فضای کنترلشده ساخت فیلم، بلکه در میان جمعیتی خودجوش، متکثر و پرحضور شکل گرفته، در شرایطی که فضای عمومی تحت فشار و اضطراب ناشی از رخدادهای چند هفته گذشته بود.
فیلم «قمارباز» به کارگردانی محسن بهاری که در اکران نوروزی ۱۴۰۵ حضور یافته، نمونهای جالب توجه از تلاش سینمای ایران برای پیوند زدن دغدغههای کاملا امروزی جنگ سایبری و امنیت اطلاعات با قالبهای آشنای ژانر معمایی است. این فیلم که براساس یک پرونده واقعی شکل گرفته، روایتگر ماجرای پیمان، مأموری مرموز با بازی آرمین رحیمیان است که در شبی از جنگ ۱۲روزه برای مواجهه با فرید با بازی کوروش تهامی،برنامهنویس ویکی ازمدیران بانک مرکزی به خانه او میرودتاپرده از رازی بردارد.
در سینما بهخصوص سینمای هالیوود، تا چشم کار میکند، فیلمها و آثار احمقانه و ابلهانه دیده میشود که براساس فرمولی نخنماشده و کلیشهای، قهرمان اصلی یا بهقول معروف همان «آرتیسته»، یکتنه فوجی از آدمها را لتوپار کرده و از سختترین شرایط و دهان اژدها و دیو و غول و مانند آنها، در آخرین لحظات نجات پیدا کرده و همه دشمنان خود را هم نیست و نابود میگرداند!
درحالحاضر درجنگی قرار گرفتهایم که دشمن لحظه به لحظه زخمی برپیکره ایران عزیزمان وارد میکند؛ آنها به بهانههای واهی بشردوستانه سعی در توجیه عملیات خود و مشروعیتبخشی به جنگ تحمیلی علیه ایران داشتند؛ اما هرچه جلوتر میرویم ابعاد این فاجعه که بسیاری از هموطنان بیگناه راداغدار کرده مشخص میشود؛چراکه به شکل منطقی هم نمیتوانیم از گرگ انتظار دریدن نداشته باشیم.
او انداموارهای انسانی دارد. او دستها و پاهایی انسانی با انگشتان و ناخنهایی بلند و تیز، و بدنی زره دار دارد. او همچنین دارای سری با توانایی گسترش است، دهانی بزرگ با دندانهایی بلند و تیز دارد، ولی هیچ چشم یا اندامی برای دیدن ندارد. او نمیسوزد، و توانایی شناکردن نیز ندارد. مهمترین اندام حسی این موجود عجیب، گوشهایی هستند که با توانایی گسترش و بازشدن، همه جزئیات گوش درونی را در دریافت صداهای پیرامون خود حتی از فاصلههای خیلی دور، بکار میگیرد. این موجود، برای بقای خود، نیازی به خوردن قربانیان خود ندارد، بنابراین از قربانیان خود تغذیه نمیکند، و فقط برای خاموش کردن صدایشان، آنها را بی رحمانه و بی درنگ، نابود میکند. تنها صداهای مورد تأیید این موجود، صداهای طبیعی تولیدشده در طبیعت هستند که مردم میتوانند گاهی با پناه بردن به آغوش طبیعت مانند آبشار، به آرامی با یکدیگر به گفتوگو بپردازند.