روایتی از ناخداسوم سعید بارانی که در ابوالفارس به شهادت رسید
پایمردی تا شهادت
روایت شهادت ناخداسوم سعید بارانی، روایت مردی از تبار بختیاریهاست که با وجود دلتنگی برای همسر و دختر پنجسالهاش، سنگر دفاع از ایران را برگزید.
روایت شهادت ناخداسوم سعید بارانی، روایت مردی از تبار بختیاریهاست که با وجود دلتنگی برای همسر و دختر پنجسالهاش، سنگر دفاع از ایران را برگزید.
محمد بشارتی جفرودی، پدر محراب گفت: پسرم همیشه عنوان میکرد که پدر، من یک روزی شما را به بالاترین مرتبه میرسانم و دقیقا این اتفاق افتاد و پس از شهادت او، در مراسم تقدیر از خانوادههای شهدا، مورد عنایت و لطف رئیسجمهور قرار گرفتیم.
صفحه گوشی پسر نوجوان روشن شد. سرما انگشتانش را قرمز و ملتهب کرده بود. دستش را روی شعله آتش گرفت؛ اما بهجای گرما، دود سیاه و لزج لاستیک سوخته بلند میشد. متن پیام را خواند: «با توجه به حضور گروهکهای تروریستی و افراد مسلح در برخی تجمعات شبانه و طراحی آنها برای کشتهسازی و تصمیم قاطع مبنی بر عدم مماشات و برخورد قاطع با اغتشاشگران به خانوادهها اکیدا توصیه میشود که از جوانان و نوجوانان خود مراقبت کنند.»
در دومین روز از جنگ تحمیلی سوم، حمله اسرائیل به یک خانه مسکونی در محله مجیدیه تهران، به شهادت چهار عضو یک خانواده انجامید: زینب تیموریان، حسین مرادی و دو فرزند خردسالشان، فاطمه ششساله و مجتبای یکسال و چهارماهه.
نیمهشب، شعلهای زرد و گوگردی تاریکی را شکافت و سکوت کوهستانهای کرمانشاه را با صدای مهیب انفجار درهم شکست.
شاید اولینباری که چشم جامعه با تمام وجود به ابعاد حیرتانگیز فداکاریشان خیره شد، همان روزهای نفسگیر کرونا بود؛ روزهایی که راهروهای بخش عفونی بیمارستان به ترسناکترین جای جهان تبدیل شده بود، اما این سفیدپوشان، در دل خطر ماندند؛ خطری که هنوز و تا همین امروز هم ادامه دارد، اما شکلش عوض شده است؛ حالا که سایه سنگین جنگ و آوار روی سر بیمارستانها و بیماران بود، آنها همچنان ایستاده بودند.
بانو فاطمه فلکیان، مشهور به «ننه عصمت» که با بافتن دستکش و شالگردن، سالها همراه رزمندگان، مرزبانان و مدافعان حرم بود دیروز دار فانی را وداع گفت. او در شهریور ۱۳۱۹ در شهر یزد متولد شد و روز گذشته در محدوده باغ فیض تهران درگذشت.
سخن از جوانی دهههشتادی است. او از همان دوران کودکی، بخشی از بار مسئولیت خانواده را بر دوش میکشید و پدر، با وجود همه مشکلات و سختیهای زندگی، به او دلگرم بود.
سرهنگدوم دکتر نصرت افتخاری، معاون فرهنگی و اجتماعی فرماندهی انتظامی استان سیستانوبلوچستان، در جریان حمله تروریستی در محور چشمهزیارت شهرستان زاهدان به شهادت رسید.
ناخدا صمدی، فرمانده گردان تکاوران نیروی دریایی ارتش در دوران دفاع از خرمشهر، میگوید با وجود گذشت بیش از چهار دهه از بازنشستگیاش هنوز خود را سرباز وطن میداند. او که در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ تسویهحساب کرده بود و حکم بازنشستگیاش آمده بود، با یگانش راهی خرمشهر شد و ۳۴ روز بعد از مقاومت شهر، نامش در حافظه جنگ ماند. اکنون ناخدا صمدی مهمان تحریریه جامجم شد تا فضای آن روزها و آنچه بر ارتش گذشت صحبت کند که در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانیم.