یادداشت
غلامحسین بارونی؛ بارانی که دیگر نمیبارد
اولینبار که با او کار کردم، سال ۸۵ بود. من تازهنفس، پر از شوق و اضطراب، و او مردی که پشت سرش دههها تجربه تعزیه، تئاتر، تلویزیون و سینما ایستاده بود. در فیلمهای کوتاهی که تجربه پشت تجربه میساختم، او فقط یک «بازیگر پیشکسوت» نبود؛ پناه خیال من بود