نشریات - چمدان - جدیدترین اخبار ایران و جهان خبرگزاری جام جم

jamejamnashriyat
چمدان

پاتوق

راستش پاتوق من خانه است. تمام هفته را ساعت 9 شب به خانه می‌رسم. غیر از جمعه که آن ‌هم برای من نیست و طبیعتا حق خانواده است. همسرم هرکجا گفت می‌رویم، ولی پاتوق خانه است، رفیقم در خانه است، کافه‌ام در خانه است، فکرم در خانه است، مطالعه‌ام در خانه است، بازی‌ام در خانه است، باید هم پاتوق خوبی داشته باشی.

فیلم

اگر نخواهم از جوکر که تازگی دیدم، بگویم پس نمی‌توانم از فیلم دیگری هم بگویم. تماما این روزها ذهنم معطوف به این فیلم است. فیلم تاثیرگذار و جذابی بود. گرچه در سکانس برنامه تلویزیونی، کاملا شخصیت‌پردازی جوکر دچار تغییر آن هم از نوع بد می‌شود، ولی با این سوتی هم فیلم سرپایی بود.

سفر

همسرم باید بگوید؛ یک جاهایی را پیدا می‌کند در این اوضاع بنزین و گرانی که می‌شود بی‌نگرانی از وقت و هزینه رفت و کیف کرد. مثلا روستاهای واریش و وردیج در غرب تهران. ما با نیم ساعت رانندگی رسیدیم. صفایی هم داشت.

کتاب

این اواخر در روزهای بدون اینترنت دو کتاب خواندم. یکی صدرباعی از بیدل و دیگری قمار باز. صد رباعی را محمد کاظم کاظمی گزینش و تشریح کرده و با زبانی ساده به مصاف رباعیات غریب بیدل رفته است. برای آشنایی با بیدل و دنیای کلمات عجیبش این کتاب توصیه می‌شود. قمار باز هم که اثر خوب داستایوفسکی‌ است با ترجمه آل احمد. به نظر من ترجمه خیلی خوبی نیست، ولی همچنان داستان کشش خودش را دارد. من ذهن پر چانه شخصیت‌های اصلی داستان‌های داستایوفسکی را دوست دارم. اقلا در «شب‌های روشن» و «قمارباز» که این‌گونه‌اند. پشت هم حرف و حدس و گمان نتیجه‌گیری و قضاوت. ذهن به شدت فعال شخصیت‌ها درگیرکننده ‌است و داستان‌پردازی استاد هم که دیگر در حد اعلاست.

گفت‌و‌گوی آدینه این هفته با سیدعلی رکن‌الدین، شاعر

مقصد سفرها را همسرم انتخاب می‌کند

سیدعلی رکن‌الدین متولد 1367، بزرگ شده شهرری و گرافیست است و عقیده دارد گرافیک هنرش نیست، فقط ابزار درآمدش است.

روایتی از ماجراجویی چند کاشف نروژی از سفری چند ماهه روی اقیانوس

ماجراجویی دیوانه‌وار!

اطلاعات فوری عنوان: کن تیکی نویسنده: ثور هیردال مترجم: رضا منعم ناشر: انتشارات علمی فرهنگی تعداد صفحات: 322 قیمت: 10 هزار تومان پیش‌بینی زمان مطالعه: 5 تا 7 روز

چمدان بستن گاهی می‌شود یک اتفاق متفاوت آن‌قدر که آدم نمی‌داند با این همراه سفری‌اش چه کند

مجمع درخت‌های جهان در حیاط خانه

قرار است بروم سفر. هنوز گذرنامه‌ام نرسیده، اما گفته‌اند می‌رسد، اما همین‌طور نشسته‌ام و یکی یکی لباس‌ها را تا می‌زنم و می‌گذارم توی چمدان، ذهنم مثل دوربین فیلمبرداری‌ای عمل می‌کند که انگار دستی دکمه عقب زدن فیلم را رویش فشار داده باشد، یعنی من تیشرت بنفش را تا می‌زنم و می‌گذارم توی چمدان و ذهنم آن را برمی‌دارد و می‌برد سمت کشوی لباس‌هایم. کاپشن را گوشه چمدان جا می‌دهم و ذهنم دوباره در کمد آویزانش می‌کند.

بازدید یک روزه از درون پوسته برج بزرگ آزادی

در دل «آزادی» چه می‌گذرد؟

در طول روز، هزاران نفر از کنار برج آزادی رد می‌شوند. این برج به دلیل نزدیکی به فرودگاه مهرآباد و بزرگراه شهید لشکری اولین ساختمانی است که به چشم مسافران و رهگذران هر روز تهران می‌افتد. مردمی که سال‌هاست هر روز دور میدان بزرگ و تمام نشدنی آزادی می‌چرخند در حالی که شاید حتی یک بار هم به فکر گشت‌زدن در آن نیفتاده باشند و اصلا بر این تصور باشند که درون این برج هیچ خبری نیست و تنها یک مجسمه غول پیکر است که میدانی آن را دربرگرفته است. غافل از این‌که درون این برج، تاریخ در جریان است.

پیشنهاد ساوه‌گردی برای یک سفر یک‌روزه

شهر دانه‌های انار

همه‌مان ساوه را به انارش می‌شناسیم! اما اگر کمی به عقب برگردیم می‌بینیم از بچگی ساوه را می‌شناخته‌ و نمک‌گیرش بوده‌ و هستیم. بستنی میهن، شیرین عسل، تی‌تاپ و بیسکوییت‌های پنجره‌ای و هزاران طعم به‌یاد ماندنی دیگر که به نوعی با کودکی ما گره‌ خورده‌اند همگی در ساوه تولید شده‌اند، اما ساوه کجاست و دقیقا در کدام استان قرار دارد؟به غیر از انار سوغاتی دیگری دارد؟ اصولا چرا و چطور باید به این شهر سفر کنیم؟ اصلا شما می‌دانید که ساوه چند امامزاده دارد؟ می‌دانید امامزاده بشیر، امامزاده سید ابو رضا، امامزاده عبدا... بن موسی‌الکاظم، امامزاده سیدحسین بن موسی‌الکاظم و امامزاده سیدعلی‌اصغر از اماکن مذهبی این شهر هستند؟ می‌دانید سوغاتی این شهر به جز انار شیرینی‌های باسلق و روح‌افزار است؟ دو نوع شیرینی سالم که نمونه‌اش را در هیچ شهر دیگری نمی‌توانید پیدا کنید.

روایتی از تلاش بی‌سرانجام و سراسر شکست برای همرنگ جماعت شدن

امان از مرکزگرایی...

تهران شهر مهاجرهاست. اکثر ما کسانی هستیم که تا همین چندنسل قبل در تهران زندگی نمی‌کردیم، اما در عرض چند نسل طوری مرکزگرا شده‌ایم که انگار تهرانی اصیل هستیم. گویش‌ها و لهجه‌هایمان را به کلی فراموش کردیم و دیگر خبری از لباس‌های محلی، غذاهای محلی و... نیست. این مرکز‌گرایی پدر همه‌مان را درآورده و مهم‌تر از این، باعث شده سنت‌ و فرهنگ‌های جذابمان را که گستردگی و جذابیت‌هایش در تمام جهان کمیاب است کمرنگ شود و در زندگی روزمره خودمان خبری از آن نباشد. یکی از تجربه‌های جالبی که در این باره به دست آوردم مقایسه عکس‌های دوره دانشجویی‌ام بود.

یادداشت

بیشتر
چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

چرا اصلاح الگوی مصرف را جدی نگرفتیم؟

دقیقاً 10سال پیش، رهبر معظم انقلاب با اشراف کامل از شرایط محیطی و محاطی کشور و آگاهی از آینده جامعه، مهم‌ترین مسأله روز اقتصادی را شیوه مصرف آحاد مردم ومسؤولان و راه برون‌رفت از مشکلات پیش‌رو را صرفه‌جویی عمومی و اصلاح الگوی مصرف دانستند و بر این اساس، شعار سال 88 را «حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف» نام نهادند و فرمودند: «من آنچه را که می‌خواهم در این برهه عرض کنم این است که ملت عزیز جداً از اسراف و زیاده‌روی پرهیز کنند. چون وضع جامعه ما از لحاظ مصرف، وضع خوبی ندارد...عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌‌روی در مصرف به نحو اسراف. یک نسبتی باید در جامعه میان تولید و مصرف وجود داشته باشد. امروز در کشور ما اینجوری نیست.»

این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

چند نکته درباره اتفاق روز یکشنبه مجلس

تصویری که روز یکشنبه از حضور وزیر خارجه در مجلس شورای اسلامی منعکس شد، چگونه تصویری بود؟ وزیر خارجه به عنوان مهمان و از باب معارفه و تحلیل وضعیت سیاست خارجی به مجلس دعوت شد؛ اما در لابه‌لای بحث، مکرر همهمه و داد و فریاد از اطراف و اکناف مجلس بلند بود، وزیر خارجه نیز متقابلاً بر حرارت کلام خود می‌افزود، فضای جلسه از حالت گفت‌وگو به جدل میل کرد و درنهایت تصویری متشنج از سطوح بالای حکمرانی در کشور به افکار عمومی مخابره شد.

شما باید پاسخ بدهید

شما باید پاسخ بدهید

در ماه‌های اخیر برخی چهره‌ها و شخصیت‌های سیاسی در قالب نامه‌نگاری و مصاحبه و اظهارنظرهای مطبوعاتی و... و با لحنی طلبکار در مورد وضع موجود کشور اعلام موضع کرده‌اند.

مشغول صاحب‌خانه باش

مشغول صاحب‌خانه باش

آنهایی که دوم اسفند سال گذشته با همه ناامیدی‌ها و گلایه‌ها پای صندوق رای آمدند و چهره‌های جدیدی را به مجلس فرستادند، همه امید و خواسته شان این بود - و هنوز هم هست- که منتخبان جدید تشنه خدمت باشند،نه شیفته رانت خرید و فروش دلار و سکه و پوشک! آنها همچنین می‌خواستند نماینده‌های جدید نه‌تنها کاسب بازار خودرو نباشند، بلکه به جای دعوا بر سر رفتن یا نرفتن زنان به استادیوم و اصلاح دقیقه90 قانون انتخابات و گرفتار شدن در ترافیک طرح های سیاسی، فکر سفره هایی باشند که هر روز کوچک‌تر می‌شوند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر