jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۵۹۱۴   ۱۹ آبان ۱۳۹۹  |  ۰۸:۱۷

خداى عز و جل حضرت نوح را از همه عالميان برگزيد و از نيكوكارانش شمرد

آيا طوفان نوح همه كره زمين را فرا گرفت؟

حضرت نوح (علیه السلام) اولين پيغمبر اولوا العزم و از بزرگان انبياء (ع) است، كه خداى عز و جل او و ساير انبياء اولوا العزم را بر تمامى بشر مبعوث كرده و با كتاب و شريعت فرستاده است، بنا بر اين، كتاب او اولين كتاب آسمانى است كه مشتمل بر شرايع الهى است، و شريعت او نيز اولين شريعت خدايى مى‏ باشد.

به  گزارش جام جم آنلاین و به نقل از سایت القرآن، حضرت نوح اولين پيغمبرى بوده كه باب تشريع احكام و كتاب و شريعت را گشوده و فتح نمود، و علاوه بر طريق وحى، با منطق عقل و طريق احتجاج با مردم صحبت كرد، بنا بر اين آن جناب ريشه و منشا دين توحيد در عالم است، و بر تمامى افراد موحد عالم كه تا كنون آمده و تا قيامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اويند. حال سؤالی که در اینجا مطرح است این است که آیا نوبت حضرت نوح جهانی بوده است؟ آیا طوفان نوح همه عالم را فرا گرفته است؟

آيا طوفان نوح همه كره زمين را فرا گرفت؟

آيا نبوت نوح(علیه السلام)، جهانى و براى همه بشر بوده؟

در اين مساله آراء و نظريه علماء با هم اختلاف دارد، آنچه در نزد شيعه معروف است اين است كه رسالت آن جناب عموميت داشته و آن جناب بر كل بشر مبعوث بوده، و از طرق اهل بيت(علیهم السلام) نيز رواياتى دال بر اين نظريه وارد شده، رواياتى كه آن جناب را از انبياء اولوا العزم شمرده، و اولوا العزم در نظر شيعه عبارتند از:" نوح"،" ابراهيم"،" موسى"،" عيسى"، و" محمد"(صلی الله علیه و آله و سلم) كه بر عموم بشر مبعوث بودند.

و اما بعضى از اهل سنت معتقدند به عموميت رسالت آن جناب و اعتقاد خود را مستند كرده اند به ظاهر آياتى همانند" رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً"پروردگارا از كافران ديارى بر روى زمين باقى مگذارد." سوره نوح، آيه 26"

و:" لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ"  (سوره هود ايه 43) و:" وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ" تنها ذريه نوح را باقى گذاشتيم." سوره صافات، آيه 77" .كه دلالت دارند بر اينكه طوفان تمامى روى زمين‏ را فرا گرفت. و نيز به روايات صحيحى در مساله شفاعت استناد كرده اند كه مى‏گويد: نوح اولين رسولى است كه خداى تعالى به سوى اهل زمين گسيل داشته است، و لازمه اين حديث آن است كه آن جناب بر همه اهل زمين مبعوث شده باشد.

بعضى ديگر از اهل سنت منكر اين معنا شده و به روايت صحيحى از رسول خدا (ص) استدلال كرده اند كه فرموده است هر پيغمبرى تنها بر قوم خود مبعوث شده ولى من بر همه بشر مبعوث شده ام، و از آياتى كه دسته اول به آنها استدلال كرده اند پاسخ داده اند به اينكه آن آيات قابل توجيه و تاويل است، مثلا ممكن است كه منظور از كلمه" ارض- زمين" همان سرزمينى باشد كه قوم نوح در آن سكونت داشته و وطن آنان بوده است هم چنان كه فرعون در خطابش به موسى و هارون گفت:" وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ" منظور شما اين است كه كبريايى در زمين را از ما بگيريد و به خود اختصاص دهيد." سوره يونس، آيه 78".
پس معناى آيه اول اين مى ‏شود كه: پروردگارا! ديارى از كافران قوم مرا در اين سرزمين زنده نگذار. و همچنين مراد از آيه دوم اين مى‏شود كه: امروز براى قوم من هيچ حافظى از عذاب خدا نيست. و مراد از آيه سوم اين مى‏ شود كه: ما تنها ذريه نوح را باقيمانده از قوم او قرار داديم.
و ليكن حق مطلب اين است كه در كلام اهل سنت آن طور كه بايد حق بحث ادا نشده و آنچه سزاوار است گفته شود اين است كه: پديده نبوت اگر در مجتمع بشرى ظهور پيدا كرده است به خاطر نيازى واقعى بوده كه بشر به آن داشته و به خاطر رابطه اى حقيقى بوده كه بين‏ مردم و پروردگارشان برقرار بوده است و اساس و منشا اين رابطه يك حقيقت تكوينى بوده نه يك اعتبار خرافى، براى اينكه يكى از قوانينى كه در نظام عالم هستى حكم فرما است قانون و ناموس تكميل انواع است، ناموسى كه هر نوع از موجودات را به سوى غايت و هدف هستيش هدايت مى ‏كند هم چنان كه قرآن كريم هم فرمود:" الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى‏"  آن خدايى كه( عالم را) بيافريد و هر چه آفريد به بهترين وجه آفريد كه از آن بهتر تصور نمى‏ شود و آن خدايى كه هر چيزى را تقدير و اندازه اى داد سپس هدايت فرمود." سوره اعلى، آيه 2 و 3" و نيز فرمود:" الَّذِي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏"  آن خدايى كه خلقت هر چيزى را بداد و سپس هدايت كرد." سوره طه، آيه 50".

شريعت نوح (علیه السلام) كه نخستين شريعت الهى بوده، لزوما جهانى و همگانى بوده است‏

پس در عنايت خداى تعالى واجب است كه بر مجتمع بشرى، دينى نازل كند كه به آن بگروند و شريعت و طريقه اى بفرستد كه آن را راه زندگى اجتماعى خود قرار دهند، دينى كه اختصاص به يك قوم نداشته باشد، و ديگران آن را متروك نگذارند، بلكه جهانى و همگانى باشد لازمه اين بيان اين است كه اولين دينى كه بر بشر نازل كرده چنين دينى باشد يعنى شريعتى عمومى و فراگير باشد.
و اتفاقا اينطور هم بوده، چون خداى عز و جل فرموده:" كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ" مردم همه يك امت بودند، پس آن گاه خداى تعالى انبياء را كه بشارت ده و بيم‏رسان بودند مبعوث كرد، و با آنان كتاب را به حق نازل فرمود تا در بين مردم در آنچه اختلاف دارند حكم كنند." سوره بقره، آيه 213"، كه اين آيه شريفه بيان مى‏كند: مردم در آغاز پيدايش خود در همان اولين روزى كه خلق شدند و شروع به افزودن تعداد و نفرات خود كردند بر طبق فطرت ساده خود زندگى مى‏كردند، و هيچ اختلافى در بينشان نبود، بعدها به تدريج اختلافات و منازعات بر سر امتيازات زندگى در بينشان پيدا شد، و خداى تعالى براى رفع آن اختلافات انبياء را مبعوث كرد، و شريعت و كتابى به آنان داد تا بين آنان در هر اختلافى كه دارند حكم كنند و ماده خصومت و نزاع را ريشه‏ كن نمايند.
آن گاه در ضمن منت‏هايى كه بر محمد خاتم النبيين (ص) نهاده مى‏فرمايد:" شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى‏ وَ عِيسى‏" خدا براى شما مسلمين از دين، همان را تشريع كرد كه به نوح توصيه نمود، و به سوى تو نيز همان را وحى كرديم و به ابراهيم و موسى و عيسى هم آن را توصيه نموديم." سوره شورى، آيه 13" و مقام منت‏گذارى اقتضا دارد كه شرايع الهى نازل شده بر كل بشر، همين شرايع باشد كه فرمود: به تو وحى كرديم نه چيز ديگر، و اولين شريعتى كه نام برده شريعت نوح بوده و اگر شريعت نوح براى عموم بشر نمى‏ بود بلكه مختص به مردم زمان آن حضرت بود يكى از اين دو محذور پيش مى ‏آمد: يا اينكه پيغمبر ديگرى داراى شريعت براى غير قوم نوح وجود داشته، كه بايد در آيه شريفه آن را ذكر مى‏كرد كه نكرده، نه در اين آيه و نه در هيچ جاى ديگر قرآن، و يا اينكه خداى سبحان غير قوم نوح، اقوامى كه در زمان آن جناب بودند و بعد از آن جناب تا مدت ها مى ‏آمده و مى‏رفته اند مهمل گذاشته و آنان را هدايت ننموده است، و هيچ يك از اين دو محذور را نمى ‏توان ملتزم شد.
پس معلوم شد كه نبوت نوح (ع) عمومى بوده و آن جناب كتابى داشته كه مشتمل بر شريعتى رافع اختلاف بوده، و نيز معلوم شد كه كتاب او اولين كتاب آسمانى و مشتمل بر شريعت بوده و همچنين معلوم شد مراد از اينكه در آيه سابق فرمود:" و با آنان كتاب را به حق نازل كرد تا در بين مردم در آنچه اختلاف مى‏ كنند حكم نمايند" همين كتاب نوح (ع) و يا كتاب غير او از ساير انبياء اولوا العزم يعنى ابراهيم و موسى و عيسى و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است.
و نيز روشن گرديد كه آنچه از روايات دلالت دارد بر اينكه نبوت آن جناب عمومى نبوده از آنجا كه رواياتى است مخالف با قرآن كريم مردود است، در حالى كه رواياتى ديگر صريح در عموميت نبوت آن جناب است، در حديث حضرت رضا (ع) آمده كه اولوا العزم از انبياء پنج نفر بودند كه هر يك شريعتى جداگانه و كتابى على حده داشتند، و نبوتشان عمومى و فراگير بوده، حتى انبياء غير خود آن حضرات نيز مامور به عمل به شريعت آنان‏ بودند، تا چه رسد به غير انبياء، و اين حديث در تفسير آيه شريفه‏" كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً" (سوره بقره، آيه 213) در جلد دوم اين كتاب گذشت.

آيا طوفان نوح همه كره زمين را فرا گرفت؟

آيا طوفان نوح همه كره زمين را فرا گرفت؟

جواب از اين سؤال در فصل سابق داده شد، براى اينكه وقتى ثابت شد كه دعوت آن جناب عمومى بوده، قهرا بايد عذاب نازل شده نيز عموم بشر را فرا گرفته باشد و اين خود قرينه خوبى است بر اينكه مراد از ساير آياتى كه به ظاهرش دلالت بر عموم دارد همين معنا است، مانند آيه اى كه دعاى نوح (ع) را حكايت نموده و مى‏فرمايد:" رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً" (سوره نوح، آيه 26)، و آيه اى كه باز گفتار آن جناب را حكايت نموده مى‏فرمايد:" لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ" (سوره هود، آيه 43) ، و آيه شريفه‏" وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ" تنها ذريه نوح را بر روى زمين باقى گذاشتيم." سوره صافات، آيه 77".
و از شواهدى كه در كلام خداى تعالى بر عموميت طوفان شهادت مى‏دهد اين است كه در دو جا از كلام مجيدش فرموده كه: به نوح دستور داديم تا از هر نوع حيوان نر و ماده اى يك جفت داخل كشتى كند، چون واضح است كه اگر طوفان اختصاص به يك ناحيه از زمين داشت مثلا مختص به سرزمين عراق بود- كه بعضى‏   گفته اند- احتياج نبود كه از تمامى حيوانات يك جفت سوار كشتى كند، زيرا فرضا اگر حيوانات عراق منقرض مى‏شدند در نواحى ديگر زمين وجود داشتند.

بعضى‏   اين احتمال را اختيار كرده اند كه طوفان مخصوص سرزمين قوم نوح بوده.
صاحب تفسير المنار در تفسير   خود گفته: اما اينكه خداى تعالى بعد از ذكر نجات نوح (ع) و اهلش فرموده:" وَ جَعَلْنا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْباقِينَ" و باقيماندگان بعد از طوفان را منحصر در ذريه آن جناب نموده ممكن است منظور از آن، انحصارى اضافى و نسبى باشد، و معنايش اين باشد كه از قوم آن جناب تنها ذريه اش را باقى گذاشتيم نه از كل ساكنان زمين.
و اما اينكه آن جناب از خداى تعالى خواست كه ديارى از كافران را بر روى زمين باقى نگذارد عبارتى كه از آن جناب حكايت شده صريح در اين معنا نيست كه منظورش از كلمه" أرض" همه كره زمين است، چون معروف از كلام انبياء و اقوام و همچنين از اخبارى كه تاريخ از آنان حكايت مى‏ كند اين است كه منظورشان از كلمه" أرض"- هر جا كه ذكر شده باشد- سرزمين خود آنان يعنى خصوص وطن آنان است، مثل آيه زير كه در حكايت خطاب فرعون به موسى مى‏فرمايد:" وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ" شما دو تن در پى آنيد كه سرورى در زمين را به دست آوريد." سوره يونس، آيه 78"،  كه منظورش از زمين، كره زمين نيست بلكه سرزمين مصر است، و آيه شريفه‏" وَ إِنْ كادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْها" محققا مى‏ خواستند تو را به تنگ آورند تا از اين سرزمين بيرونت كنند." سوره بنى اسرائيل، آيه 76"، كه در اينجا نيز منظور از كلمه" ارض" خصوص وطن رسول خدا (ص) يعنى شهر مكه است، و آيه شريفه‏" وَ قَضَيْنا إِلى‏ بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ" ما به بنى اسرائيل وحيى حتمى كرديم كه محققا دو نوبت در زمين فساد خواهيد كرد." سوره بنى اسرائيل، آيه 4" كه منظور از كلمه" ارض" سرزمينى است كه در آنجا موطن كردند و شواهد بر اين گفتار بسيار است.

و ليكن ظواهر آيات با كمك قرائن و تقليدهايى كه از يهود و نصاراى قديم به ارث مانده دلالت دارد بر اينكه در دوران نوح روى كره زمين غير از نقطه اى كه قوم نوح بودند، هيچ نقطه ديگرى مسكونى نبوده و جمعيت بشر منحصر بودند در همان قوم نوح كه آنها هم در حادثه طوفان هلاك شدند و بعد از آن حادثه به جز ذريه آن جناب كسى نماند و اين احتمال اقتضاء دارد كه طوفان تنها در قطعه زمينى واقع شده باشد كه نوح و قومش- و يا به عبارت ديگر كل بشر- در آن قطعه زندگى مى‏ كرده اند و طوفان همه آن بقعه را از كوهستان و دشتش فرا گرفته باشد نه همه كره زمين را، مگر آنكه احتمال ديگرى دهيم و بگوييم اصلا در آن روز كه قريب العهد به آغاز پيدايش زمين و بشر بوده از كره زمين تنها همان سرزمين نوح و قومش خشك و مسكونى بوده و ما بقى هنوز از زير آب بيرون نيامده بوده، و علماى زمين‏شناس و ژئولوژيست‏ها نيز مى‏گويند:
زمين در روزگارى كه از كره خورشيد جدا شد كره اى آتشين و ملتهب بود و به تدريج سرد شده و به صورت كره اى آبى در آمد، كره اى كه همه اطرافش را آب فرا گرفته بود و سپس به تدريج‏ نقاط خشكى از زير آب بيرون آمد.
صاحب المنار سپس اضافه مى‏ كند به استدلالى كه بعضى از اهل نظر بر عموميت طوفان كرده و گفته اند: دليل بر اين معنا اين است كه ما فسيل و اسكلت‏ هاى سنگ شده ماهيانى را در بالاى كوه ها يافته ايم و معلوم است كه ماهى بالاى كوه زندگى مى‏ كرده پس حتما در روزگارى زندگى مى ‏كرده كه بالاى كوه ها نيز زير آب قرار داشته و اين كافى است به اينكه يك بار كوه ها در زير آب قرار گرفته باشند.
آن گاه سخن اين اهل نظر را رد نموده و گفته است پيدا شدن صدفها و حيوانات دريايى در بالاى قله كوه ها دليل بر اين نمى ‏شود كه از آثار باقيمانده از طوفان نوح است بلكه آنچه به ذهن نزديكتر است اين است كه گفتيم قلل جبال و همچنين ساير نقاط كره زمين در زير آب درست شده و تكون يافته است زيرا بالا رفتن آب براى چند روز از كوه ها كافى نيست در اينكه حيوانات زنده اى در بالاى قلل جبال بميرند و فسيل شوند.
آن گاه در آخر گفتارش كلامى دارد كه خلاصه اش اين است كه اين مسائل تاريخى و باستانى از اهداف و مقاصد قرآن نيست و به همين جهت قرآن كريم آن را بطور صريح و قاطع بيان نكرده ما هم كه در اين باره اظهار نظرى كرديم تنها گفتيم از ظاهر نصوص چنين بر مى‏آيد نه اينكه خواسته باشيم اعتقاد دينى خود را اظهار نماييم و يا نتيجه بحث را به عنوان يك عقيده قطعى دينى بپذيريم، بنا بر اين اگر در فن ژئولوژى خلاف اين نتيجه ثابت شده باشد ضررى به حال ما ندارد براى اينكه هيچ نص قطعى، بحث ما را نقض نمى‏ كند. 

مؤلف: اما اينكه آيات را تاويل كرده و حصر را در آنها اضافه گرفته مرتكب تقييدى شده كه هيچ دليلى بر اين تقييد دلالت نمى‏كند و اما اينكه در رد استدلال بر وجود فسيل حيوانات در بالاى قله كوه ها گفته: اين معنا دليل نمى‏شود بر اينكه طوفان نوح جهانى بوده، زيرا طوفان براى چند صباحى قلل جبال را فرا گرفته و اين مدت كوتاه كافى نيست در اينكه حيواناتى در آن بلنديها بميرند و فسيل شوند، در پاسخش مى‏ گوييم كه ممكن است امواج طوفان اين فسيل‏ ها را كه قبلا در دريا مرده و به صورت فسيل شده بودند به بالاى كوه ها آورده باشد و اين احتمال در باره طوفانى آن چنان عظيم كه همه كره زمين و قلل جبال را فرا گرفته باشد احتمال بعيدى نيست.
و بعد از همه اين حرفها، صاحب المنار به اين معنا توجه نكرده كه آيات داستان نوح‏ (ع) صراحت دارد بر اينكه آن جناب مامور شده بود تا از تمامى حيوانات موجود در زمين يك جفت نر و ماده داخل كشتى كند و اين خود صريح و يا مثل صريح است بر اينكه طوفان تمامى سطح كره زمين را كه به صورت خشك و مسكونى بوده و يا قسمت معظم آن را كه به منزله همه آن بوده فرا گرفته است.
پس مطلب اين است كه از ظاهر قرآن كريم- آن هم ظهورى كه قابل انكار نيست- بر مى‏ آيد كه طوفان نوح تمامى كره زمين را فرا گرفته و آنچه از جنس بشر بر روى زمين بوده همه غرق شده اند مگر آن عده اى كه در كشتى بوده و نجات يافتند، و هيچ دليل قطعى كه اين ظهور را از آيات بگيرد وجود ندارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
لزوم حمایت از صدای فطرت

لزوم حمایت از صدای فطرت

در بهمن 1377، درسالروز میلاد فرخنده حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) و در جوار حوزه علمیه پرافتخار شهر مقدس قم، شبکه رادیویی معارف با مأموریت ترویج و تبلیغ رسانه‌ای نظام جامع علمی و عملی اسلام در تمام عرصه‌ های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی پا به عرصه دنیای رسانه گذاشت تا با توکل به خدای متعال و توسل به ارواح پاک پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) و تکیه بر پشتیبانی علمی حوزه‌های علمیه و قدرت مدیریتی، هنری و تجهیزاتی سازمان صداوسیما به عنوان طلایه‌دار رسانه انقلابی، مصداق آشکار فرمایش حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) باشد که فرمودند: «فیفیض العلم منه الی سایر البلاد» و اکنون در سالروز تاسیس شبکه رادیویی معارف هستیم که رهبر معظم انقلاب آن را یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی دانستند.

حضور نامزدها در شبکه‌ های استانی

حضور نامزدها در شبکه‌ های استانی

انتخابات 1400 به لحاظ شرایط برگزاری متفاوت‌ترین انتخابات در 41 سال پس از انقلاب است و رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری برای کمک به مردم در تعیین سرنوشت کشور احساس مسؤولیت می‌کند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر