jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۵۸۶۲   ۱۸ آبان ۱۳۹۹  |  ۱۹:۳۸

دلجویى از مؤمن و رفع پریشانى از افراد مومن و بینوا و فقیر، از سیره حضرت صادق علیه السلام است

درس هایی از امام صادق(ع)

امام صادق علیه السلام بسیار در فکر افراد مختلف جامعه، به خصوص بینوایان بود، تا آخرین توان خود، براى سامان یافتن نابسامانى ‏هاى آنها تلاش مى‏ نمود، و با برخوردهاى لطیف و مهرانگیز خود آنها را نوازش مى ‏داد.

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از پرتال جامع علوم انسانی، دلجویى از مؤمن و رفع پریشانى از افراد مومن و بینوا و فقیر، از سیره آن حضرت بود. حتّى به یکى از یارانش به نام مفضّل پول داده بود تا اگر بین مسلمانان درگیرى و نزاعى رخ داد، و اصلاح آن بستگى به کمک مالى داشت، به آنها کمک مالى کند، و در اصلاح و رفع پریشانى آنها بکوشد.

درس هایی از امام صادق(ع)

خوف از عذاب الهى، و حالت ملکوتى‏

 روزى امام صادق علیه السلام براى خوردن غذا، در کنار سفره نشست، کاسه آبگوشتى نزدش نهادند، آبگوشت داغ بود، وقتى که امام لقمه را در میان آبگوشت گذاشت آن را داغ یافت، در همین هنگام به یاد داغى حرارت آتش دوزخ افتاد، دستش را از غذا کشید و چند بار به طور مکرّر فرمود: «نَستَجیرُ بِاللّهِ مِنَ النّار، نَعوُذُ بِاللّهِ مِنَ النّارِ؛ درخواست پناهندگى مى ‏کنیم از خدا در مورد آتش دوزخ، پناه مى‏ بریم به خدا از آتش دوزخ.»

هنگامى که امام صادق علیه السلام نماز مى‏ خواند، آن چنان در خوف و اضطراب فرو مى‏رفت که رنگ چهره‏ اش سرخ و زرد مى‏ شد، گویى به طور مستقیم رو در رو با شخصى سخن مى‏ گوید.

روزى آیات قرآن را در نماز به گونه‏اى تلاوت مى‏ کرد، که گویى روحش در جهان ملکوت سیر مى‏ کند و از کالبدش خارج شده است، آن آیات را به طور مکرّر مى‏ خواند، تا به حال عادى بازگشت، حاضران پرسیدند: «این چه حالى بود که به شما عارض شد؟» فرمود: «آیات قرآن را پیوسته تکرار کردم تا به حالتى رسیدم که گویى آیات قرآن را به طور مستقیم از خداوند نازل کننده آیات شنیدم.»

دلجویى از مؤمن و رفع پریشانى او

یکى از مؤمنین که داراى همسر و فرزندانى بود، به سفر رفت، و سفر او طولانى شد، شبى در خواب دید قوچى با دو شاخش به دامن همسرش حمله مى‏ کند، وقتى که از خواب بیدار شد، بسیار پریشان گردید، و حتى به همسرش سوءظن پیدا نمود که مبادا نامحرمى بااو ارتباطى پیدا کرده است، این سوء ظن او را بیشتر ناراحت و نگران نمود، به حضور امام صادق علیه السلام رفت و آنچه در خواب دیده بود بازگو کرد، امام صادق علیه السلام با کمال خوشرویى از او دل جویى نمود و سپس فرمود: «آن دو شاخ کنایه از دو سر قیچى است، همسرت علاقه سرشار به تو دارد، و خود را آماده استقبال از تو نموده و با قیچى موهاى بدنش را زدوده تا براى همسرش پاکیزه گردد.» این گفتار شیرین و نرم امام، به طور کلّى نگرانى را از آن مؤمن بر طرف ساخت، او شاد شد و با نشاط کامل به خانه ‏اش بازگشت، و دریافت که همسرش با اشتیاق فراوان در انتظار او به سر مى‏برد، و تعبیر خواب امام، مطابق واقع بوده است.»

مقلّد و مطیع امام کیست؟

یکى از یاران مخلص امام صادق علیه‏السلام «عبداللّه بن ابى یعفور» نام داشت، او آن چنان امام شناس بود، که جز اطاعت از امام به چیز دیگرى نمى‏ اندیشید، روزى به امام صادق علیه السلام عرض کرد: «اگر انارى را دو نصف کنى و بفرمایى یک نصف آن حلال و نصف دیگرش حرام است، آنچه حلال دانسته ‏اى حلال مى‏ دانم و آنچه حرام دانسته ‏اى حرام مى‏ دانم.»

امام صادق علیه السلام دو بار فرمود: «رحمک اللّه؛ خدا تو را رحمت کند.»

عبداللّه بیمار شد، بیماریش شدید گردید، اهل خبره شراب را براى آرامش درد او تجویز نموده بودند، او به محضر امام صادق علیه السلام آمد و ماجرا را بیان کرد.

امام به او فرمود: «هرگز شراب نخور» عبداللّه به کوفه بازگشت، دردش شدیدتر شد، بستگانش شراب آوردند، هرچه اصرار کردند او درد شدید را تحمل کرد و شراب نخورد، سرانجام پس از مدّتى شفا یافت.

او در عصر امام صادق علیه السلام از دنیا رفت، امام صادق علیه السلام در ضمن نامه‏اى به مفضّل بن عمر درودهاى فراوان به عبداللّه فرستاد و فرمود: «او در حالى که به عهدش نسبت به خدا و پیامبر و امام وفا نمود از دنیا رفت و مشمول آمرزش و رحمت الهى شد.»)

در مورد بانویى به نام «ام خالد معبدیّه» نظیر این ماجرا پیش آمد، اطبّاء براى تسکین درد بیمارى شدید او دستور نوشیدن شراب به او دادند، او به حضور امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد: آیا جایز است به این دستور عمل کنم؟ امام از او پرسید: «چه چیز تو را از نوشیدن شراب جلوگیرى مى‏ کند؟» او در پاسخ گفت: «من قلّاده اطاعت از شما به گردن خود آویخته‏ ام» (مقلّد شما هستم) امام صادق علیه السلام به او فرمود: «هرگز حتى اجازه نوشیدن یک قطره از شراب را به تو نمى‏دهم.» سپس سه بار فرمود: «وقتى که مرگ به گلوگاه رسید پشیمان خواهى شد.» او سخن امام را اطاعت کرد و هرگز شراب نیاشامید.

درس هایی از امام صادق(ع)

چهار سخن آخر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در 25 شوال در سال 148 ه.ق، بر اثر زهرى که مزدوران منصور دوانیقى در مدینه، به وسیله انگور به او خوراندند، مسموم و بسترى شد، حال او ساعت به ساعت وخیم‏تر مى‏شد تا به شهادت رسید، هنگامى که در بستر شهادت بود، سخنانى فرمود که از او به یادگار مانده از جمله چهار سخن پر محتوا و عمیق زیر است:

1 - یکى از دوستان به بالین آن حضرت آمد و سخت مى‏گریست. امام به او فرمود: «مؤمن راضى به رضایت الهى است، اگر همه نیکیها به او عرضه شود، و یا به عکس بدنش قطعه قطعه گردد، براى او خیر است.»

2 - کنیز آن حضرت به نام سالمه گوید: امام صادق علیه السلام در ساعات آخر عمر، جمعى از بستگان خود را نام برد و فرمود: فلان مبلغ پول به آنها بدهید، از جمله هفتاد دینار به حسن افطس بدهید، عرض کردم آیا حسن افطس که قبلاً با کارد بزرگ به شما حمله کرد و مى‏خواست شما را بکشد پول بدهیم؟

امام علیه السلام این آیه (آیه 21 سوره رعد) را که در مورد فرمان به صله رحم است خواند و فرمود: «آیا نمى‏خواهى به فرمان این آیه عمل کنیم؟ اى سالمه! خداوند بوى خوش بهشت را به گونه‏اى آفرید که به فاصله دوهزار سال راه، مى ‏رسد، ولى همین بوى خوش با آنهمه گستردگی ش به عاق والدین و کسى که صله رحم نکند نمى‏ رسد.»

3 - حمیده همسر امام صادق علیه السلام مى‏گوید: امام صادق علیه السلام در ساعات آخر عمر، بستگانش را به حضور طلبید، چشمهایش را گشود و به آنها نگریست و فرمود: «اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفَّاً بِالصَّلوةِ،همانا که شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد نرسد.»

4 - امام صادق علیه السلام چنین وصیت کرد: «بعد از من هفت سال در مراسم حج مجالس سوگوارى تشکیل دهید.» و براى هزینه این مجالس، اموالى راتعیین کرد، سپس فرمود: مقدارى از این اموال را در این مراسم به نیازمندان بدهید.

این وصیّت، آن هم تشکیل مجالس در مراسم حج، یکى از وصیت‏هاى سیاسى آن حضرت بود، تا در آن مجالس در بین مجمع عظیم مسلمانان، حقایق گفته شود، و اسرار پشت پرده فاش گردد و مردم، ظالم و مظلوم را بشناسند، و به حمایت از مظلوم و دشمنى با ظالم بپردازند. نظیر این روایت را پدر ارجمندش امام باقر علیه السلام نیز فرمودند.»

خدایا! به برکت وجود مبارک امام صادق علیه السلام ما را از شاگردان و پیروان راستین آن حضرت فرما، و زندگى سراسر درخشان آن بزرگمرد علم و تقوا را، الگوى سازنده و بالنده در مسیر زندگى ما قرار بده.

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر
سیمین، عاشق زندگی بود

گفت‌وگو با عاطفه رضوی، یکی از علاقه‌مندان سیمین دانشور در صدمین سالروز تولد این نویسنده

سیمین، عاشق زندگی بود

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر